استفاده صحیح از فرصت «جام جهانی» (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
سال پیش رو برای فوتبال ایران اتفاقات مهمی را به همراه خواهد داشت که در راس همه آنها، حضور تیم ملی کشورمان در جام جهانی قطر قرار دارد؛ مسابقات مهمی که چشم دنیا به سمت و سوی آن خیره خواهد شد. فوتبال ایران در سالی که سپری شد حوادث مهمی را به چشم دید که اهم آن، تغییرات در راس فدراسیون بود؛ جایی که با برکناری رئیسفدراسیون فوتبال، در واقع یکی از شاخههای جریانی خطرناک و یکی از سرهای اژدهای هفت سر زده شد؛ هرچند بازماندگان همان جریان هنوز در بخشهای مختلف از فوتبال کشورمان به حیاتشان ادامه و نشانههایی از افکار و اهداف گذشته را از خود بروز میدهند که اگر عمری باشد در آینده به آنها خواهیم پرداخت.
فوتبال به عنوان یک فرصت ناب، میتواند بر جامعه تاثیرات مثبتی بگذارد و این را در کشورهایی که صاحب این رشته و دارای ساختار مستحکم و اصولی در این حوزه هستند به عینه میبینیم و جام جهانی که ویترین آن محسوب میشود بخشی از فرصت ناب مورد نظر است. لذا اگر نگاه درست- و نه ابزاری و نه شعاری و اینکه ما جام جهانی رفتیم پس بیعیب هستیم و...- به آن شود و برای حضور آبرومندانه و عزتمندانه در چنین آوردگاهی از تمام ظرفیتهای موجود بهره ببریم، بیشک اثرات مثبت چنین واقعهای را در تار و پود جامعه ایرانی مشاهده خواهیم کرد؛ فارغ از اینکه از گروهمان صعود کرده باشیم یا نکرده باشیم.
فوتبال به عنوان مهمترین و پرطرفدارترین رشته ورزشی این کشور، اگر در طول چند دهه اخیر به حال خود رها نشده بود و جدی گرفته میشد، امروز میتوانستیم دل به ساختاری ببندیم که به خودی خود نتیجهگیری تیم ملی در جام جهانی پیش رویمان را تضمین میکرد اما متاسفانه فقدان آن ساختار و عدم به کارگیری افرادی که اهل فن بوده و از تخصص و دلسوزی برخوردار باشند، سبب شده تا همچون تمام ادوار پیشین، تنها به ساق پای بازیکنانمان
دل ببندیم و امیدوار به این باشیم که تواناییهای آن بازیکنان به حضور و نمایش آبرومندانهای از سوی تیم ملی منتج شود.
طی روزهای اخیر و پس از مشخص شدن گروه تیم ملی کشورمان در جام جهانی، به کرات درباره این توقع که تیم ملی از گروهش صعود کند شنیدهایم و این انتظار برای برخی به سبب توانمندیهای بازیکنان ایرانی و تجربه بینالمللی آنها ایجاد شده است و گروهی دیگر نیز با تاکید بر مناسب بودن گروه ایران آن را مطرح میکنند اما در هر دو حالت آنچه که نباید نادیده گرفته شود واقعیت موجود است. درباره اینکه حضور این تیمها در گروه ما چقدر میتواند به صعود امیدوارمان کند فعلا بحثی نداریم و به موضوعات فنی مرتبط با آن در مجالی دیگر میپردازیم اما حقیقت ماجرا همان است که در بالا به آن اشاره شد. فوتبال ایران از ساختار درستی برخوردار نیست و سالهاست در بن بست خودساختهای گرفتار شده و از سوء مدیریتها بسیار ضربه خورده است، لذا این انتظار که چنین فوتبالی از حالا روی کاغذ شانس غلبه بر رقبای جهانی خود را داشته باشد با منطق سازگاری ندارد و تاکید بر آن، بیش از آنکه به سودمان باشد، مانند فریبی بزرگ است که ما را از حرکت در مسیر درست باز میدارد. البته این مهم که بازیکنان ما و جوانان ما گاها با تکیه بر غیرت و تواناییهای فردی و استعدادهای ذاتی خود دست به کارهای بزرگ زدهاند را منکر نمیشویم اما نادیده گرفتن ضعفهای فوتبالمان و بیسر و سامانیهای سالهای گذشته و به ویژه یک دهه اخیر و پنهان کردن آن ضعفها پشت صعود به جام جهانی و شعارهای گمراهکنندهای چون «سریعترین صعود را رقم زدیم» و... پذیرفتنی نیست. این فوتبال که صعود آن از مرحله گروهی جام جهانی و متعاقب آن شادی مردم آرزوی قلبی همه ماست، به واقع حتی اگر قهرمان جهان نیز شود دارای ساختار نیست. موفقیتهای این فوتبال همواره نه به علت وجود مدیریت قدرتمند و اصولی بلکه به سبب تواناییهای بازیکنان رقم خورده است. نگاهی به سر و شکل
این فوتبال و فدراسیون آن در همین یکسال گذشته، نشان میدهد که وضعیت چگونه است. تماشای لیگی که هزینه هنگفتی برای آن میشود اما خروجی فنی و اخلاقی اش اندک است و تنها یک سهمیه در ترکیب اصلی تیم ملی دارد، گویای همان نابسامانیهاست. اوضاع و احوال فدراسیونی که معلوم نیست توسط چه کسانی و با کدام کارنامه و سابقه روشن در آن تصمیمسازی میکنند و حتی از عهده بدیهیاتی چون میزبانی یک دیدار ملی بدون حاشیه و دردسر بر نمیآیند، مشخص است. فدراسیونی که در برابر مسائل مهم اخلاقی و انضباطی منفعل عمل میکند و بدعتهای خطرناک و ویرانگری میگذارد و...اینها تنها مشتی نمونه خروار است. با در نظر گرفتن این مسائل و این حقایق تلخ از فوتبال ایران، نباید به کسی اجازه داد موفقیتهای فوتبال ایران را به نام خود و مدیریت خود سند بزند زیرا اینها ثابت کردهاند که نه توانایی اداره فوتبال کشور را دارند و نهاندازهشان به آن پستی که در اختیار دارند میخورد.
نکته پایانی اینکه؛ فوتبال کشورمان در همین سال و ظرف ماههای آینده باید مجمع عمومی خود برای تعیین رئیسفدراسیون را برگزار کند که این اتفاق با توجه به وضعیت نابسامان موجود، از اهمیت بالایی برخوردار است و امیدواریم در مجمع پیش رو ارادهای باشد تا پس از سالها، این رشته مردمی از چنبره عدهای که برایش خوابها دیدهاند خارج شده و به دست اهلش سپرده شود.