آشتی با برنامهریزی راهحل بازگشت نظم به زندگی
فاطمه زورمند
جمله شکست مقدمه پیروزی است را بارها شنیدهایم. اما شکست هم از حد خود که بگذرد باید فکری به حالش کرد. و اندیشید که علت شکستهای پیدرپی چیست. وقتی علیرغم تلاش بسیار در رسیدن به اهداف خود ناتوان هستید باید در صدد یافتن دلایل آن باشید.
بسیاری از افراد روز و ماه و سال خود را بدون برنامهریزی و با سرگردانی درباره اینکه چه کارهایی را باید انجام بدهند شروع و سپری میکنند و مدام از خود ناراضیاند که چرا به کارهایشان نمیرسند؟ این افراد باید بدانند که برنامه نداشتن باعث بلاتکلیفی میشود.
بنابراین برای سوق دادن زندگی به یک مسیر درست نیازمند برنامهریزی دقیق و کاربردی هستند.
افرادی هم هستند که بارها برای رسیدن به اهداف خود برنامهریزی کردهاند اما در میانه راه از ادامه آن منصرف شدهاند. این اتفاق به این دلیل رخ میدهد که از فواید برنامهریزی و اهمیت آن در بهتر، سریعتر و راحتتر کردن مسیر رسیدن به اهدافشان غافل هستند.
اکنون که سال 1400 را پشت سرگذاشتهایم، فرصت بررسی عملکرد روزهای پشت سرگذاشته است. و تحلیل اینکه چه میزان به اهدافی که ابتدای سال قبل برای خود تعیین کرده بودیم دست یافتیم. آیا این درصد از دستیابی با برنامهریزی به تحقق پیوسته است یا ماحصل اقدامات یکباره و مقطعی بوده است.
اما در اثنای اتمام سال رفته و آغاز سال جدید به نظر میرسد تغییر رویکردها در هدفگذاری و برنامهریزی میتواند بهترین راهحل برای ترسیم آیندهای شفاف به دور از سردرگمی باشد.
حس قدرت و رضایت در برنامهریزی
«مهری عبداللهی» بانوی خانهداری که یکی دو سالی است به حرفه گلابگیری مشغول شده به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «زندگیِ من به دو بخشِ خانهداری و فعالیتِ گلابگیری در فصلِ بهار خلاصه میشود. در بخشِ خانهداری با توجه به تجربیاتی که دارم با برنامهریزی کارهای منزل، رسیدگی به درسِ پسرم، خریدِ خانه، مشورت برای گردشِهایِ آخر هفته و سایر کارهای روزمره را مدیریت میکنم. و از منظم بودن کارها احساس رضایت دارم.»
او یادآور میشود: «البته همیشه همه خواستهها طبقِ برنامه پیش نمیرود که سعی میکنم با مدیریت زمان و در نهایت با اختصاص یک برنامه جایگزین از پس آن بر بیایم».
بانو عبداللهی ادامه میدهد: «بخشِ خیلی شلوغِ زندگیِ من درفصلِ بهار و شروعِ اردیبهشتماه و آغازِ فصل ِ گل و گلابگیری است. فعالیتی که در سالِ جدید هم به امید خدا برای سومین سال متوالی انجام خواهم داد. فعالیتی که اگر توام با برنامهریزی نباشد مطمئنا نمیتوانم به خوبی انجامش بدم.»
این بانوی فعال میافزاید: «با توجه به این موضوع که برداشتِ گُل قبل از طلوع ِ خورشید آغاز میشود مستلزمِ برنامهریزی و زمانبندیِ دقیق برای سحرخیزی، آماده کردنِ ناهار و ملزومات منزل و وسایل کار است. حضور در گلستان، گل چینی، انتقال به کارگاه گلابگیری و انجام مراحل گلابگیری و بستهبندی و سفارشگیری و... تمامی این کارها باید با ترتیب خاص و طبق برنامه مشخص و از قبل تعیینشدهای انجام شود.»
خانم عبداللهی میگوید: « بعد از گلابگیری به همراه غنچهها و بخشی از گلهایِ تازهچین به سمت خانه میرویم و بخشِ دیگری از کارِ گلها که شاملِ آمادهسازی غنچهها و باز کردنِ گلبرگها به منظورِ خشک شدن آغاز میشود و دقیقا همینجاست که برنامهریزی ماهیتِ اصلیِ خودش را نشان میدهد. اگر در هر مرحلهای و به هر دلیلی از برنامه عقب بیفتم متعاقبا کارها سلسلهوار به تعویق میافتد.»
او در مورد اهمیت و نقش برنامهریزی در کارهایی که حساسیت و دقت زیادی میطلبد مثل گلابگیری نیز بیان میدارد: « چه بسا در سالِ اولِ فعالیتم به خاطر کمتجربگی و جابهجایی در برنامه بخشی از گلهای تازهچین کیفیتش را از دست داد و همه زحمت، زمان و هزینهای که برای این کار صرف کرده بودم از دست رفت و این تجربه کافی بود تا متوجه بشوم گلابگیری در کنارِ خانهداری مستلزمِ یک برنامهریزی و زمانبندیِ دقیق است.»
او ادامه میدهد: «برنامهریزی حسِ قدرت و موفقیتِ فراوانی به همراه دارد. حالا که در آستانه بهار و شروع یک سال جدید در زندگیمان هستیم باید دنبال تغییر باشیم. برای ایجاد تازگی و رشد همه ما نیازمند مسیری هستیم که ما را به مقصد درست برساند؛ مسیری که خستگی راه را برای ما نداشته باشد. لذتبخش باشد؛ انرژی و انگیزه ما را تا انتها یکسان نگه دارد و این مهم اتفاق نمیافتد مگر با برنامهریزی انعطافپذیر و اصولی.»
او معتقد است؛ برنامهریزی صحیح نه تنها انگیزه ما را در ادامه مسیر حفظ میکند بلکه باعث میشود در زمان و مکان مناسب به اهدافمان برسیم.
از بین رفتن تمرکز نتیجه بیبرنامگی
مهیار شمس دانشجوی دکتری ارتباطات نیز در مورد اهمیت برنامهریزی در امور مختلف بیان میکند: « کسی که نمیداند به کجا میرود، به جایی نمیرسد.»
او تاکید میکند: «ضرورت برنامهریزی زمانی مشخص میشود که ما یک هدف را برای خودمان تعیین کنیم. هر هدف برای اینکه از دنیای ذهنی و خیالی ما به واقعیت تبدیل شود لازم است یک مسیر روشن و شفاف برای آن در نظر گرفته شود.»
شمس ادامه میدهد: «آدمهای زیادی را میبینیم که اهداف مختلفی دارند اما اکثر مواقع آشفته و سرگردانند و نمیدانند باید از کجا شروع کنند یا گاهی چرا باید اقدام کنند؟ ما به کمک برنامهریزی از این آشفتگی ذهنی در امان خواهیم بود و مدیریت زمان بهتری را رقم میزنیم.»
این مدرس دانشگاه میافزاید: «هر زمان که قلم به دست میگیریم و برنامهریزی برای اهدافمان انجام میدهیم؛ به سادگی ایرادات کار؛ موانع و محدودیتهای واقعبینانه خودمان را متوجه میشویم. هرچه آگاهی به این موانع بیشتر باشد. برنامهریزی ما به مرور دقیقتر و حرفهایتر خواهد
شد.»
فایدههای برنامهریزی در زندگی
اما محمد رضاییان یک کارشناس ارشد روابط عمومی و استاد دانشگاه درباره اهمیت و فایده دیگر برنامهریزی در زندگی را تمرکز و آرامش میداند و به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: « نداشتن برنامه مشخص برای شروع هر روز تمرکز شما را از بین میبرد. زمانی که از خواب بیدار میشوید با حجم زیادی از کارهایی مواجه میشوید که برای انجام آنها برنامه مشخصی ندارید و این تمرکز شما را در طول روز از بین برده و در نتیجه موجب اضطراب و استرس شما میشود.
اما داشتن تمرکز کافی در انجام کارها باعث میشود کارهای ما دقیقتر انجام و به اتمام برسد.»
این کارشناس ارشد روابط عمومی درخصوص تاثیر برنامهریزی در زندگی شخصی خود بیان میکند: « بنده شخصاً برنامهها و اهداف را به شکل بلندمدت؛ میانمدت و کوتاهمدت رسم میکنم. وقتی اهداف بلندمدت مشخص شود و گامهای رسیدن به هدف بلندمدت ریز شود. قدمهایی که باید در مسیر برنامهریزی برداشته شود نمایان میشود که در ردهبندی اهداف میان مدت ما جای میگیرد؛ با ریز کردن اهداف میان مدت میتوانیم اهداف کوتاهمدت خود را به سادگی برنامهریزی کنیم.»
رضاییان با بیان اینکه پیشنهاد من از کل به جز رفتن است، میگوید: « ابتدا کل اهدافی که داریم را مد نظر میگیریم و کلیه گامها و اقدام لازم برای رسیدن به هدف را مینویسیم و برای هر گام اقدام مربوطه را یادداشت میکنیم. این روش باعث میشود که نمای کلی از هدف و جزئیات رسیدن به آن را در دست داشته باشیم و دقیقتر و روشنتر قدم برداریم.»
او بیان میدارد: « بعد از این مراحل اولویت بندی اصل اساسی برنامهریزی است. با استفاده از تکنیک اولویتبندی اهداف را به چهار گروه مهم و فوری؛ مهم و غیر فوری؛
غیر مهم و فوری؛ غیر مهم و غیرفوری تقسیمبندی میکنم و متناسب با دستهبندی انجام شده، هر هدف یا کار را همان لحظه انجام داده؛ و یا به زمان دیگر موکول میکنم یا احتمال واگذاری کار وجود دارد و در نهایت کار غیر مهم و غیرفوری از لیست اهداف و کارها پاک میشود.»
این استاد دانشگاه میافزاید: « هرگز در برنامهریزی فروتر از زمان و توان خودمان برنامهریزی نکنیم. انعطافپذیری در برنامهریزی از اصول مهم این کار بوده، چرا که زندگی سرشار از بالا و پایینهایی است که ممکن است در طول مسیر برای ما رقم بخورد.
بنابراین اگر بدون برنامهریزی منعطف گامها را بسته باشیم با نرسیدن به یک گام و انجام ندادن آن ممکن است دچار افت روحیه و بیانگیزگی بشویم.»
وی با تاکید بر اینکه کمالگرایی در برنامهریزی ممنوع است، میگوید: « ما قرار است با گامهای کوچک به نتایج بزرگ برسیم و موفقیتهای خود را خلق کنیم. پس در تمام مدت کار و فعالیت باید شعر «رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»، را چراغ راه خود میکنیم.»