رسانههای غربی و تخریب واقعیت شرقی
فاطمه قاسمآبادی
سیار مهمی در آگاهی و حتی عدم آگاهی عامه مردم دارند و میشود گفت، وقتی بحث از آگاه کردن مردم، از واقعهای تاریخ به میان میآید، اخبار، فیلمهای سینمایی، برنامههای تلویزیون و... مخصوصاًً در این دوره به اصطلاح مدرن، بیشتر از رجوع مردم به کتابهای مستند تاریخی و... کاربرد دارند.
البته بخشی از مردم کشورهای شرقی، در حال حاضر، بیشتر از گذشته به ناعادلانه بودن جهتگیری و صحت اخبار رسانههای غربی شک کردهاند، چرا که دیدهاند، چگونه قدرت رسانه غربی میتواند جنگ 40 روزه اوکراین را هزار برابر جنگ 74 ساله فلسطین، در چشم مردم دنیا، بزرگ و بیرحمانه نشان بدهند و کشتهشدن 20 نفر از مردم اوکراین را با بازتابی بسیار گستردهتر از گردن زدن 81 انسان بیگناه در عربستان، تبلیغ کنند... .
در راستای همین مسئله کشورهای مختلف سعی کردهاند تا در حد خودشان و با رسانههای قابل دسترسشان، واقعیت را نه بهصورتی که غربیها مخابره میکنند، که از نگاه کشور خودشان، نشان بدهند.
در مورد حادثه «چرنوبیل» یا همان «ایستگاه هستهای ولادیمیر آی لینین»، که در سال 1986 بهخاطر خطای انسانی منفجر شد و خسارات زیادی را برای روسیه و قسمتی از اروپا بهوجود آورد هم قضیه به همین منوال است و روسیه دقیقاً دو سال بعد از مینی سریال آمریکایی «چرنوبیل»، فیلم «چرنوبیل: پرتگاه» را به کارگردانی و بازی «دانیلا کوزلوفسکی» محصول سال 2021 را ساخت تا از نگاه خودش، این اتفاق را نشان بدهد.
داستان انفجار غیرمنتظره
داستان فیلم «چرنوبیل: پرتگاه»، از چند هفته قبل از وقوع حادثه شروع میشود و داستان زندگی زنی آرایشگر به نام «اُلگا» که به همراه پسرش زندگی میکند را روایت میکند که بعد از ده سال، دوباره عشق قدیمیاش «الکس» که حالا یک آتشنشان است را دیده است... .
در گیرودار دیدار مجدد دو عاشق قدیمی و زندگی روزمرهشان، در نیروگاه چرنوبیل، متصدیان رآکتور که در دنیای واقعی برای انجام آزمایش قطعی برق سیستم ایمنی، رآکتور را غیرفعال کردند که بدانند آیا توربینهای چرنوبیل در هنگام قطع برق، قادر به تولید برق کافی برای ادامه کار نیروگاه خواهند بود یا خیر، فاجعه رخ میدهد و این آزمایش شکست میخورد و با انفجار و آتشسوزی در رآکتور شماره ۴ نیروگاه چرنوبیل، همه چیز نابود میشود... .
داستان فیلم بعد از این فاجعه رنگ بوی دیگری به خود میگیرد و در ادامه مخاطبین میبینند که مردم عادی و حتی مسئولین چطور در آن زمان سردرگم شده بودند و تنها توانستند با فداکاری آتش نشانان و نیروهای متخصص و از دست رفتن جانهای بسیار، جلوی فاجعه بزرگتر را بگیرند... .
جواب به سبک روسی
در فیلم «چرنوبیل: پرتگاه»، مخاطبین، اوکراین در زمان شوروی سابق و مردمش را میبینند که یکمرتبه در دام بلایی غیرقابل پیشبینی گرفتار شدهاند و بر اثر وقوع این حادثه که بهخاطر اشتباه انسانی و سیاستهای غلط بود، جانهای بسیاری از دست رفت و طبق روال همیشگی، دولتترجیح میداد تا با لاپوشانی سهم این اشتباه را بهصورت کامل قبول نکند ولی در نهایت همه چیز مشخص شد... .
در فیلم سازنده سعی کرده تا واقعیت را همراه با نگاه منصفانه نسبت به مردم عادی شوروی سابق، به مخاطبین نشان بدهد و با وجود مشکلات بسیار زیاد، مخاطبین تصویری چرک و غیرانسانی نسبت به این اتفاق و مردم عادی ندارند و از زاویههای مختلف به این ماجرا نگاه شده است.
فیلم «چرنوبیل: پرتگاه»، تقریبا دو سال بعد از مینی سریال آمریکایی چرنوبیل ساخته شد تا اینبار از زاویه نگاه روسیه و مردمش به این واقعه نگاه کند و مردمی را نشان بدهد که خودشان بیشترین صدمات را از این اتفاق خوردهاند.
این فیلم حتی با وجود داستان کلیشهای و عاشقانهاش، فیلم قابل قبولی است. البته شاید نشود بهعنوان یک فیلم بینقص از آن یاد کرد ولی در حد فیلمی در ژانر درام، که قرار است تاریخ و اتفاقات را هم در خود جای بدهد، درست عمل کرده و سعی داشته، از زوایای دیگری به غیراز آن شکلی که غربیها سعی دارند به دنیا نشان بدهند، این اتفاق را بررسی کند و کارگردان با استفاده از یک قهرمان مردمی، داستان را جلو میبرد و مخاطبین را پای روایتش
نگه میدارد.
روحیه شرقی در کنار تأثیر غربی
در فیلم «چرنوبیل: پرتگاه»، مخاطبین میبینند که سبک زندگی مردم در شوروی سابق در دهه هشتاد میلادی، به شدت از غربیها تأثیر گرفته است و این تأثیر را سازنده به دقت در جای جای فیلم گنجانده است. وقتی الکس برای اولین بار به اتاق پسرش که تازه از وجودش مطلع شده میرود، میبیند که تمام دیوار اتاق پسرش، پر است از پوسترهای فیلمهای غربی و قهرمانان آمریکایی... .
این نوع نشان دادن سبک زندگی، به مخاطبین میفهماند که چرا بعد از فاجعه چرنوبیل بلافاصله روسیه به سمت فروپاشی رفت... در واقع فروپاشی از سالها قبل و با قدمهای فرهنگی غرب، در روسیه شروع شده بود و در نهایت هم انفجار در چرنوبیل، بهانهای شد برای عملیشدنش... .
در فیلم مخاطبین مردمی را میبینند که با وجود اشتباهاتشان همچنان روحیه خانواده دوستی و بالاتر از آن، وطنپرستی در وجودشان پررنگ است.
شخصیت الکس که آتشنشان ماجراست، با وجود اینکه تازه عشق سابق و پسرش را دیده و میداند که چه خطراتی در کمینش است اما بدون درنگ برای کمک به گروهش بازمیگردد و با فدا کردن جانش سعی میکند قدمی در راه نجات مردمش بردارد.
چرنوبیل از نگاه غربیها
بهخاطر سیاستهای آمریکا ساخت مینی سریال چرنوبیل که شبکه HBO آن را برعهده گرفت، کاملاً در این زمان حرکتی منطقی بود. مخصوصاًً که جهتگیری این مینی سریال بیشتر از هر چیز و حتی بیشتر از بررسی زوایای انسانی این حادثه، روی متهم کردن دولت روسیه و گناهکار نشان دادن دشمن قدیمی آمریکا تأکید داشت.
البته نباید فراموش کرد که حادثه چرنوبیل خسارات زیادی را به همراه داشت و باعث پخش مواد رادیواکتیو در بخش بزرگی از غرب شوروی و در نهایت اروپا شد و تبعات زیانبار خیلی سنگینی را به بار آورد که بر زندگی و حیات میلیونها نفر تأثیرگذار بود اما در مینی سریال چرنوبیل طوری اتفاقات نشان داده میشود که گویی روسیه با میل و از قصد قبلی، این فاجعه را در خاک خودش رقم زده است و کاملاً مشخص است که سازنده یهودی سریال سعی کرده تا از این اتفاق، به نفع منافع و سیاستهای کشورش استفاده کند.
در واقع مهمترین دستاورد سریال چرنوبیل، بزرگ خواندن حادثه هستهای و جنایتآمیز بودن سعی اتحادیه جماهیر شوروی در لاپوشانی دلایل واقعی این ماجراست، اما نکته جالب توجه اینجاست که این اتفاق یک خطای انسانی بود و مخفی کاری بعدش هم که در عمل، اصلا موفق نبود ولی چگونه کشوری در مورد لاپوشانی کشور دیگر نظر میدهد و سریال میسازد در حالی که خودش هم هرگز با کشورهای دیگر صادق نبوده است؟
آمریکا که در رسانههایش همیشه روسها را بهخاطر اتفاقات چرنوبیل محکوم میکند، حالا و در اوکراین، از برملا شدن اتفاقاتی که در آزمایشگاههای بیولوژیک و هستهایش در این کشور افتاده، وحشت کرده است و هیچ پاسخی به سؤالات خبرنگاران در مورد این آزمایشگاهها نمیدهد!
محکوم کردن روسیه بهخاطر اتفاقات دردناک چرنوبیل برای کشوری مانند آمریکا در یک سریال هالیوودی، آن هم با توجه به تاریخ پر جنایت هستهای این کشور، بسیار قابل توجه است و باعث میشود این سؤال برای مخاطب آگاه پیش بیاید که اگر هالیوود تا این حد به ضررها و مشکلات هستهای و به تصویر کشیدن قربانیان اتمی و لحظه به لحظه رنجشان علاقهمند است، چرا تا به حال فیلم یا سریالی با این دقت و جزئیات، از جنایت هیروشیما و قربانیانش نساخته است و این پتانسیل را صرفا برای حادثه چرنوبیل نگه داشته است؟
اینکه وقتی پای نفع به میان میاید خطای انسانی بزرگتر از جنایت آگاهانه قرار بگیرد، مضحک و غیرقابل قبول است ولی رسانههای غربی سالهاست که با مطرح شدن جنایات و خطاهای خودشان، سریع موضوع را به حاشیه میبرند و در گوشهای دفن میکنند.
در مورد فیلم «چرنوبیل: پرتگاه»، هم وضعیت به همین منوال است و منتقدین غربی نمرات بسیار پایین و غیرمنصفانهای به این فیلم دادهاند و سعی کردهاند آن را اثری بیارزش نشان بدهند.
اما حقیقت این است که این فیلم و امثال این فیلم، قرار است ساخته شوند تا مردم دنیا از شر نگاه تکبعدی غربی کمی آزاد بشوند و بتوانند حرف خودشان را با دیدگاه خودشان بزنند.