کد خبر: ۲۳۸۴۳۴
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۳
نگاهی به سریال«آتش در گلستان»

حماسه‌های بانوی انقلاب در قاب تلویزیون

 

رسول شمالی ورزنده
بالاخره پس از سال‌ها انتظار قصه بانوی حماسه ساز
انقلاب در قاب تلویزیون و در شبکه پنج سیما نقش بست. همواره یکی از دغدغه‌های همیشگی فرهنگی و هنری پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ساخت آثار نمایشی بخصوص تولید فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی در زمینه‌های دست آوردهای انقلاب اسلامی و حماسه‌ساز انقلاب بود، اگرچه طی این مدت چهل و چند سال از گذشت انقلاب اسلامی تعدادی آثار انقلابی هم ساخته شد اما به‌نظر می‌رسد که کافی نبوده و نیست و به‌طور عمیق به انسان‌هایی که در شکل‌گیری نهضت امام خمینی(ره) و مبارزات انقلابی نسل‌های انقلاب با رژیم منحط پهلوی مشغول بودند نپرداخته است و در واقع تولید مجموعه «آتش در گلستان» شاید اولین اثر انقلابی تلویزیونی است که به‌طور خاص و گسترده به زندگی و مبارزات شخصیتی بزرگ و انقلابی که همه دوران عمر خودش را صرف مبارزه با رژیم طاغوت و شکل‌گیری پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین حفظ دست آوردهای انقلاب اسلامی نموده است می‌پردازد، مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ) بانوی انقلابی و چهره محبوب نسل اول انقلاب اسلامی شخصیتی که شهامت و شجاعت مثال‌زدنی‌اش در بین مبارزان انقلابی زبانزد عام و خاص است و شناخته‌ شده است، بانویی که در کسوت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان همدان وارد مبارزات انقلابی می‌شود و با حضور در کردستان در سال ۱۳۵۸ در برابر توطئه‌ها و فتنه‌های گروهک‌های ضدانقلاب، کومله و دمکرات ایستادگی کرده و برعلیه فعالیت‌های ضدانقلابی آنها یک تنه به مبارزه می‌پردازد.
مجموعه «آتش در گلستان» در واقع تصویرگر واقعیت‌های دوران ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی و ماه‌های نخست انقلاب در سال ۱۳۵۸ است، مقطعی که کردستان مورد تاخت‌وتاز نیروهای ضدانقلاب، گروهک‌های معاند و وابسته به شرق و غرب قرار دارد و سران حزب دموکرات و کومله در مناطق کردستان با ایجاد وحشت و ‌ترور سعی دارند که کردستان را به آشوب بکشند و در این مقطع حساس مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ) که در این مجموعه «مرجان قمری» ایفاگر نقش طاهره دباغ است بانویی انقلابی است که به‌عنوان اولین فرمانده سپاه زن در سپاه همدان وارد این کارزار می‌شود و در حالی که در ابتدای فعالیت‌اش به‌عنوان فرمانده سپاه با مقاومت‌هایی از سوی برخی افراد و مخالفت برخی افراد در سپاه همدان مواجه می‌شود اما به‌طور مصمم و بسیار جدی مدیریت سپاه منطقه را برعهده می‌گیرد و عازم مناطق درگیری با نیروهای ضدانقلاب می‌شود، مرجان قمری در این مجموعه تلاش دارد که به شخصیت اصلی طاهره دباغ نزدیک شود او حتی در بسیاری از صحنه‌ها تلاش دارد که از چهره واقعی طاهره دباغ دور نشود و به همین منظور سعی می‌کند که به رفتارهای خصوصی و شخصی این بانوی انقلابی نزدیک‌تر شود و حتی در دیالوگ‌ها و کلمات هم به نوعی به شخصیت دباغ می‌رسد که برای مخاطبان بسیار جذاب است.
پرویز شیخ طادی نویسنده و کارگردان این مجموعه هم سعی کرده فضایی را در کل این مجموعه ‌ایجاد کند که تقریبا به فضای سال ۵۸ بسیار نزدیک باشد به همین خاطر در این مجموعه شاهد تصاویری از صحنه‌های بکر در مناطق جغرافیایی کردستان هستیم. لوکیشن‌هایی که به یکباره مخاطبان را به آن فضای تاریخی می‌برد و لحظاتی را تداعی می‌کند که مخاطب بنظرش می‌آید که در عمق انقلاب قرار دارد و برخی از قسمت‌های این مجموعه هم یادآور لحظه‌های تاریخی سال ۱۳۵۸ و فتنه‌های حزب دموکرات و کومله در مناطق مختلف کردستان است، برخی از صحنه‌های درگیری‌های مسلحانه هم فضای بحرانی کردستان را در سال ۱۳۵۸ تداعی می‌کند که شیخ طادی تلاش نموده با ایجاد یک فضای واقعی با محوریت شخصیت اصلی مجموعه یعنی «طاهره دباغ» در لباس یک فرمانده ‌پاسدار به عمق دشمن زده تصاویر بکری را خلق کند. این کارگردان همچنین تلاش کرده که به نوعی شهامت و شجاعت بانوی اول انقلاب و در واقع مادر انقلاب را در رویارویی با ضدانقلاب در کردستان که از سوی استکبار جهانی غرب و اتحاد جماهیر شوروی آن زمان حمایت می‌شدند را در کردستان به تصویر بکشد، صحنه‌های تکان‌دهنده و غیرقابل باور که حالا از لنز دوربین شیخ‌طادی در قاب تلویزیون شکل گرفته حاکی از یک روایت واقعی از انقلاب اسلامی است که تا کنون ناشناخته مانده و با گذشت 44 سال از انقلاب اسلامی مردم انقلابی ما بخصوص نسل جوان کشور برای اولین‌بار شاهد این مبارزات انقلابی علیه ضدانقلاب هستند، صحنه‌هایی که برای نخستین‌بار از رسانه ملی و از شبکه پنج تلویزیون شاهد آن هستیم، به هر حال «آتش در گلستان» راوی قصه‌ای واقعی و پرمعنی از حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع از آرمان‌های انقلاب است، در این مجموعه حماسی سید حامد حسینی تهیه‌کننده مجموعه «آتش در گلستان» زحمات زیادی را برای تدارکات و صحنه‌آرایی و همچنین آماده‌سازی فضای فیلمبرداری و لوکیشن‌های این مجموعه انجام داده است بگونه‌ای که در همه قسمت‌های این مجموعه شاهد فضاهایی هستیم که بدون همکاری و هماهنگی نهادها و ارگان‌ها ذی‌ربط خلق آن لحظه‌ها و سکانس‌ها امکان‌پذیر نبود و تهیه‌کننده این مجموعه در این مسیر تدارکات بسیار خوبی را از نظر تهیه ادوات چنگی و همچنین صحنه‌آرایی انجام داده است که در نوع خود کم‌نظیر است.‌
از طرفی در بیشتر قسمت‌های این مجموعه
۳۰ قسمتی که تا کنون شاهد پخش قسمت‌هایی از آن بودیم، نمایشی از دفاع جانانه از انقلاب اسلامی است و بازتاب گسترده و تأثیرگذار شخصیتی انقلابی که چهره‌ای بسیار محبوب برای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) و خانواده‌اش داشته است، او قهرمان قصه این مجموعه است؛ مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ) بانویی که برای انقلاب اسلامی همه کار کرد.
اگرچه این مجموعه هم بدون اشکال نبوده و شاید نقص‌هایی هم در ارائه چهره انقلابی و مبارزاتی مرضیه حدیدچی وجود دارد و به‌طور کامل نیست اما این حرکت ناب در تولید آثار انقلابی را در صداوسیما باید به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.
بنابراین می‌توان گفت که مجموعه «آتش در گلستان» یک گام بزرگ تولید مجموعه‌های انقلابی در رسانه ملی است نقطه عطفی برای فیلم سازان متعهد و انقلابی کشور است که ان‌شاءالله شاهد ساخت آثار این چنینی در صداوسیما باشیم.
یکی از ویژگی‌های مثبت مجموعه «آتش در گلستان» بهره‌گیری از بازیگران ناشناخته و تئاتری است که با توجه به تجربه‌های خوبی که در کارهای رسانه‌ای و تئاتری کشور دارند فرصت بازی پیدا کرده‌اند. با توجه به همه این موارد این کاراکترها در این مجموعه به‌خوبی ظاهر شده‌اند و نگاه‌های مخاطبان را به خود جلب کرده‌اند. به هرصورت پرویز شیخ طادی کارگردان مجموعه «آتش در گلستان» با انتخاب کاراکترهایی که معروفیت سینمایی ندارند در نظر داشته که به نوعی رنگ و بوی تازگی و بکری را به این مجموعه بدهد و در واقع مخاطبان را در فضایی کاملاً متفاوت و ناب قرار دهد که به‌نظر می‌آید موفق بوده است و شاید اگر از چهره‌های سلبریتی و مطرح سینمایی استفاده می‌کرد مخاطب از فضای اصلی داستان دور می‌ماند و توجه‌اش بیشتر معطوف به چهره‌ها می‌شد اما با این حرکت تازه‌ای که با این مجموعه در تلویزیون شکل گرفته وارد عرصه جدیدی از کارهای تصویری در سینما و تلویزیون شدیم که به‌نظر می‌رسد به نفع تولید‌کنندگان و سازندگان آثار تلویزیونی
باشد.
اما آنچه می‌شود به‌عنوان یک انتقاد از رسانه ملی به آن پرداخت پخش مجموعه تأثیرگذار «آتش در گلستان» از شبکه پنج تلویزیون است؛ هرچند که شبکه پنج هم یک شبکه سراسری است اما بهتر بود که این مجموعه فاخر از شبکه‌های سراسری پرمخاطب مثل شبکه یک یا سه پخش می‌شد که امیدواریم در آینده بازپخش این مجموعه را در شبکه‌های یادشده هم داشته باشیم.