این جهان کوه است و فعل ما ندا
گالیا توانگر
امام صادق(ع) فرمود: کسی که دو روزش مساوی باشد ضرر کرده (چرا که سرمایه را از دست داده و سودی نبرده) و کسی که آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون (و از رحمت خدا به دور) است و کسی که (از نظر روحی و معنوی) فزونی در جان خود نمییابد رو به کاستی است، و هرکسی که رو به کاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا که جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته میشود.)
(شیخ صدوق، امالی، ص531)
قلب هرکسی صندوقچهای از عمیقترین خاطرات و اتفاقاتی است که در تمام مراحل زندگیاش اتفاق افتاده است. گاهی این خاطرات برای ما آنقدر خوب است که دوست داریم زیبایی آن را به همه نشان بدهیم، اما گاهی چیزهایی وجود دارد که باعث میشود در این صندوقچه را ببندیم و کلیدش را یک جایی گم و گور کنیم. شاید کسی ما را رنجانده باشد یا باعث آسیبدیدن ما شده باشد. با همه این اوصاف غرق شدن در کدورت و اندوه باعث نداشتن آرامش خواهد شد. برای خوشحال بودن بخشش را یاد بگیر. صندوق دلت را باز کن، اتفاقات تاریک را دور بریز و بهجای آن بذر بخشش را درون دلت بکار. آرامش را به دلت دعوت کن. هر از گاهی صندوق دلت را گردگیری کن تا که غبار بدیها در دلت جا نکند.
گام نخست خودسازی
خودسازی، اتخاذ روشی برنامهریزی شده و دقیق برای مهاجرت از طبیعت و تعدیل هویت بشری، در جهت احیا و پرورش هویت انسانی، در عرصه حیات عقلانی و عرفانی و در راستای تحقق جامعیت مظهری انسان نسبت به خدای تعالی و تقرب به اوست.
خودسازی، تنها منحصر به ترک گناه و انجام تکالیف شرعی یا تهذیب نفس از اسارتها و عادتها و کسب آزادی یا مبارزه با رذایل اخلاقی و کسب فضایل یا انجام عبادت نیست و شامل برنامه جامعی برای تحقق تمامی این عرصهها، رفع نقایص گوناگون و تکمیل نفس آدمی میشود.
حجتالاسلام احمد ندافی یک کارشناس مسائل مذهبی میگوید: «اولین و مهمترین راه تقویت ایمان، تحصیل و تقویت آگاهی از طریق مطالعه، تامل و تفکر است. ریشه ایمان قلبی در معرفت و اندیشه قرار دارد. آگاهی و تفکر، بیدارکننده قلب از خواب غفلت و زندهکننده دل انسان است. کسی که آگاهی ندارد، در حقیقت، مردهای است که میان زندگان راه میرود.»
وی در ادامه میگوید: «بهخاطر اهمیت و تأثیری که آگاهی در رسیدن انسان به کمال دارد، حوزههای شناخت و آگاهی، فراواناند. مهمترین آگاهی برای تقویت ایمان به خدا، تحقیق، مطالعه و تفکر در ذات، صفات و افعال الهی است.»
این کارشناس مسائل مذهبی میافزاید: «پس از تقویت شناخت و آگاهی، اکنون نوبت عمل و تقویت ایمان، بهوسیله اراده عملی است. منظور از عمل در این مسیر، رفع موانع و ایجاد شرایط ارتباط و توجه عملی به خداوند است. عبادت و پرستش، شاهراه ارتباطی بنده با خداوند و تقویت ایمان به اوست.»
وی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «اگر طالب موفقیت هستیم، باید بپذیریم که همه چیز با کار و کوشش سخت، بردباری و مقاومت در مقابل دشواریها به دست میآید و کسی با خوشگذرانی و راحتطلبی، به جایی نمیرسد. هدف خویش را در زندگی و رسیدن به قرب الهی، مشخص و برای رسیدن به آن، برنامهریزی کنید و بر آن برنامه، پای بفشارید. نظم و برنامهریزی، از لوازم ضروری موفقیت در دینداری و یا هر کار دیگر است و امکان ندارد که یک فرد بیانضباط و بینظم، در رسیدن به اهداف زندگی خود موفق باشد.»
اهمیت برنامهریزی و هدفگذاری
برای سال جدید
ما بهجای آنکه همین امروز خوشحال باشیم به امید یک آینده خوب و خوش نشستهایم و به همین خاطر امروزمان را از دست میدهیم. ما وقت بیشتر میخواهیم، پول بیشتر میخواهیم، شغل بهتر میخواهیم، بازنشستگی میخواهیم، مسافرت و تعطیلات میخواهیم و امروزِ ما به دلیل نداشتن برنامهریزی و هدفگذاری صحیح از دست خواهد رفت و به این مسئله اصلاً توجهی نمیکنیم.
یک پژوهش دهساله دانشگاهی نقش تعیین اهداف را بهخوبی نشان میدهد. از دانشجویان ترم آخر در خصوص اهدافشان پس از فارغالتحصیلی سؤال کردند. از آنها پرسیده شد که پس از فراغت از تحصیل چه میخواهند انجام دهند؟ و چه برنامههایی برای خود تدارک دیدهاند؟
83 درصد دانشجویان گفتند که هیچ هدفی را هنوز تعیین نکردهاند.
14 درصد هدفی را بهصورت جسته-گریخته در ذهن داشتند.
فقط ۳ درصد، اهداف مشخص و معینی را برای خود نوشته طراحی و برنامهریزی کرده و آن را بهصورت مکتوب درآورده بودند.
پس از ده سال همگی آنان مجدداً مورد بررسی پرسشنامهای قرار گرفتند و به لحاظ سطح پیشرفت و دستاوردهای حرفهای- مالی مورد مقایسه قرار گرفتند. افرادی که اهداف ذهنی پراکندهای را بهصورت جسته و گریخته در ذهن داشتند سه برابر افراد بیهدف دستاورد و پیشرفت داشتند، افرادی که اهداف مکتوب و مشخص تعریف کرده بودند
(۳ درصد) ده برابر افراد بدون هدف دستاورد حرفهای- شخصی داشتند.
داشتن هدف بهتنهایی کافی نیست
افرادی که اهدافشان با ارزشها و معیارهای فردیشان همردیف و هماهنگ باشد، رضایتمندی و خشنودی بیشتری کسب میکنند. اهداف مبتنی بر ارزشهای فردی، به رفتار و عملکردهایی میانجامد که تجلی کامل هستی و هویت ماست و این احساس و رفتار خودش به موفقیت و شادکامی و خشنودی میانجامد که همواره به دنبالش بودهایم.
انسیه مرادپور یک برنامهریز شغلی و تحصیلی برایمان توضیح میدهد: «برای هدفگذاری و برنامهریزی ابتدا توان و استعدادها و امکانات خود را ارزیابی کنید. برای مثال در ترم گذشته معدل شما زیر 14 شده است. حالا برای برنامهریزی ترم آتی باتوجهبه توان خود اگر معدلتان را به 16 و نزدیک 17 برسانید، این یک موفقیت و دستاورد عالی خواهد بود؛ بنابراین واقعگرا باشید و باهدف و برنامه بهپیش بروید.»
وی در ادامه میگوید: «وقتی هدفی را به طور روشن و مکتوب برای خود تعیین میکنیم، آن هدف مشخص، استعداد درونی ما را بیرون کشیده و ما را مجبور میکند تا با تمام نیرو و توان خود نهتنها در جهت بهدستآوردن آن هدف، بلکه برای کشف و بهکارگیری استعدادهای بالقوه تلاش کنیم.هدفگذاری دقیق، ما را تقویت میکند تا در زندگی فعال و مسئول باشیم. هرچه اهداف مشخصتر و قابلاندازهگیریتر باشند، برای دستیابی به آنها بیشتر احساس مسئولیت کرده و بیشتر میخواهیم تا برایش زمان و انرژی بگذاریم.»
انتخاب اهداف قدرتمند
هنگامیکه هر فردی بهجای آرزو کردن و رؤیاپردازی و ایکاش گفتن و غرغر کردن از وضعیت فعلی خود، اهداف قدرتمندی مبتنی بر ارزشهای فردی را برای خود معین و مشخص کند، به سمت یک زندگی مثبت و مولدتر پیش خواهد رفت. احساسات و هیجانات منفی مثل اضطراب، افسردگی، ناکامی، ترس، عصبانیت، خشم و استرس به سراغ افراد بدون جهتگیری و بیبرنامه میروند و در نتیجه افراد معمولاً هیچگاه هدف متمرکز و امیدی برای دستیابی به آن ندارند.
مشخص کردن و تعیین هدف ما را از رؤیاپردازی با امید اندک و احتمال دستیابی کم و نامعلوم بهسوی نتایج و روابطی که میخواهیم و به دنبالش هستیم، رهنمون خواهد بود. گذراندن زندگی با طرز تلقی و نگرش: «صبر کن ببین چه پیش میآید؟!»، هدر دادن پتانسیل و قدرت فردی است.
اهداف قدرتمند، کاملاً خاص و مشخصاند. این نوع اهداف با کلماتی ادا میشوند که به ما تصویر ذهنی روشن و دقیقی از آنچه میخواهیم به دست آوریم میبخشند. با خواندن آن اهداف از روی کاغذ یادداشت، خود دقیقاً میدانیم که چه میخواهیم.
غلبه بر رفتارهای منفی
یک مزیت عادت، ناخودآگاه و خودکار بودن آن است که ما را از تمرکز بر انجام آن بینیاز میکند. عادتهای خوبی مانند وقتشناسی یا مثبتاندیشی بدون اینکه لازم باشد به آنها فکر کنیم، نیروی مثبتی در ما ایجاد میکنند که ما را به جلو میرانند؛ بنابراین میتوانیم نیروی خود را صرف تمرکز بر فعالیتهایی بکنیم که به توجه ویژهٔ ما نیاز دارند.
بنا بر نظر پژوهشگران، دلیل اصلی دشواری غلبه بر عادتهای بد «ذهن نوشتهٔ شناختی» ماست که به معنای افکار خودکار و ناخودآگاهی است که در مواجهه با موقعیتهای گوناگون در ذهن شکل میگیرد.
این افکار ناخودآگاه بر مبنای تجربههای پیشین شکل میگیرند؛ بنابراین اگر موقعیتی را بارها تجربه کرده باشیم، بدون فکرکردن به آن، رفتاری ذاتی از خود نشان میدهیم. به عبارتی رفتار ما تبدیل به عادت شده است.
در بیشتر مواقع غلبه بر عادتهای بد دشوار است، زیرا این رفتارها در آغاز برای لذتبخش بودهاند و مشتاق تکرار آنها بودهایم. وقتی کار لذتبخشی انجام میدهیم، مغز دوپامین ترشح میکند. این ماده مرکز پاداش مغز را فعال میکند. احساس خوشایند ناشی از آن، به حدی میل ما را به تکرار فعالیت افزایش میدهد که تبدیل به عادت میشود!
رضا ترخانی یک روانشناس میگوید: «ترک عادتهای بد کار غیرممکنی نیست، حتی در مواقعی میتوانید آن عادتها را با عادتهای خوب جایگزین کنید، اما این کار زمانبر است. پژوهشها نشان دادهاند که برای تبدیلشدن یک رفتار یا اندیشه به عادت، باید آن را به طور متوسط برای
۶۶ روز ادامه بدهید. بسته به رفتار و شخصیت افراد، این مدت بین ۱۸ تا ۲۵۴ روز متغیر است.
شاید خیلی دشوار به نظر برسد، اما بهتر است که دست از منفیبافی بردارید و به این فکر کنید که آخرین باری که از شر یک عادت بد خلاص شدید، چه تغییرات مثبتی در زندگیتان ایجاد شد؟ بهخاطر داشته باشید که عادات بد شما میتوانند شهرت و شغلتان را به خطر بیندازند، و صرف وقت و انرژی برای رفع آنها، ارزش دارد. فراموش نکنید که روشی جادویی که مناسب همه باشد، وجود ندارد. هر کس به ترکیبی از روشهای مختلف نیاز دارد.»
این روانشناس برای ترک رفتارها و عادتهای منفی پیشنهاد میدهد: «خودمراقبتیِ پیوسته برای ترک عادت ضروری است. باید مراقب لغزشهایتان باشید و مدام به خودتان یادآوری کنید که چرا میخواهید این عادتها را ترک کنید.
برای ترک موفقیتآمیزِ عادت باید خویشتنداری و ارادهٔ خود را تقویت کنید تا برای توقف عادتهایتان، پایداری و انگیزهٔ لازم را داشته باشید. همچنین برای آگاهی همیشگی از افکار و احساساتتان باید خودآگاهی را تقویت کنید. خودآگاهی همچنین در شناسایی عادتهای بد نقش کلیدی دارد.
برخی با قطع ناگهانی و آنی رفتار، موفق به ترک آن میشوند و برخی دیگر با محدودکردن تدریجی بهتر نتیجه میگیرند؛ بنابراین شما باید روشی را که همخوانی بیشتری با شما دارد پیدا کنید.
این انتخاب بستگی به عادتی که تصمیم به ترک آن گرفتهاید دارد. مثلاً بهجای قطع ناگهانی گشتزنی در اینترنت میتوانید زمان گشتزنی را به ۵ دقیقه در هر ساعت محدود کنید. سپس در فاصلههای یکهفتهای این مدت را به ۵ دقیقه در هر ۲ ساعت و بعد در ۳ ساعت و ... برسانید.»