کد خبر: ۲۳۸۱۷۲
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۵
راهکار اصولی و مسئولانه جمهوری اسلامی در قبال همسایه مظلوم شرقی

تشکیل دولت فراگیر؛  حل بحران افغانستان

 
 
 
 
مجتبی باجلان
اواخر دی ماه گذشته بود که سرپرست وزارت امور خارجه طالبان، در راس یک هیات ۲۶ نفری به تهران آمد. این نخستین سفر یک هیات بلند پایه امارت اسلامی به ایران پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان بود. به گفته امیرخان متقی، مسائل سیاسی، اقتصادی و بازرگانی دو جانبه از جمله محورهای دیدار هیئت طالبان با مقام‌های ایرانی بود. 
این سفر در شرایطی صورت گرفت که از یک طرف، مشکلات عدیده‌ای جامعه افغانستان را در بر گرفته و این کشور نیازمند حمایت بین‌المللی برای حرکت به سمت ثبات داخلی و حل بحران اقتصادی است و از طرف دیگر جامعه بین‌المللی به‌ویژه همسایه‌های افغانستان، با حساسیت و نگرانی از عواقب خروج غیرمسئولانه نیروهای خارجی به رهبری آمریکا از افغانستان، تحولات این کشور مهم آسیای میانه را دنبال می‌کنند. موضوعی که منجر شده تا کنفرانس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مختلفی در مورد بررسی تحولات افغانستان در ماه‌های گذشته برگزار شود.
 واقعیت این است که دولت خودخوانده طالبان با وجود دادن شعارهای فراوان درباره عدم انحصارطلبی در قدرت، رعایت موازین حقوق‌بشری در مورد اقلیت‌های دینی و قومی، در نظر گرفتن جدی نگرانی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در مورد جلوگیری از ترویج فعالیت گروه‌های تروریستی در خاک افغانستان و همچنین تبدیل‌نشدن این کشور به میدان تهدیدآفرینی بازیگران مختلف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه منافع دیگر بازیگران، اما موفقیت چندانی در جلب اعتماد بین‌المللی و پیشبرد خواسته به رسمیت شناخته‌شدن توسط دیگر کشورها به دست نیاورده است. 
این درحالی است که برغم آنکه طالبان چندین ماه است که قدرت را در کابل در دست گرفته اما برخی اقدامات آنها بر شدت نارضایتی‌های داخلی می‌افزاید و توقع و تصور اداره این همسایه شرقی جمهوری اسلامی را با تردیدهای فراوانی مواجه می‌کند. انجام عملیات تفتیش خانه به خانه از طرفی منجر به افزایش هرج و مرج و ترویج ناامنی و نارضایتی عمومی خواهد شد. این گونه اقدامات نه تنها به ایجاد امنیت از سوی حکومت طالبان منجر نمی‌شود، بلکه فراتر از آن ناامنی و بی‌قانونی را ترویج خواهد کرد. از این رو در شرایطی که طالبان هنوز نتوانسته نیروهای امنیتی خود را ساماندهی و به طور کامل منظم کند، اقداماتی مانند جست‌وجوی خانه به خانه وضعیت را از آنچه هم هست بدتر خواهد کرد و شهروندان افغانستان را بیشتر در معرض ناامنی قرار خواهد داد.
از طرف دیگر انجام عملیات جست‌وجوی خانه به خانه به نوعی فرقه‌گرایی و اختلافات قومی را تشدید خواهد کرد و از آنجا که طالبان در ساختار تقسیم قدرت خود در عمل نتوانسته‌اند به برخی شعارها درباره حکومت همه شمول پایبند باشند و حاکمیت فعلی طالبان در انحصار قومیت وابسته به پشتون‌ها قرار دارد، از این رو، عملیات جست‌وجوی خانه به خانه با واکنش دیگر شهروندان و اقوام افغانستان منجر شده است. به عنوان نمونه علمای شیعه در این ارتباط بیانیه‌ای را صادر و نسبت به عملیات جست‌وجوی خانه به خانه از سوی ماموران طالبان اعتراض کردند.
از سویی با وجود آنکه طالبان طی حدود 7 ماه گذشته که قدرت را در کابل در دست گرفته و اکنون این گروه مسئولیت تامین امنیت در سراسر افغانستان و به‌ویژه پایتخت این کشور را برعهده‌دارد، اما تا کنون اقدام موثری برای مقابله و جلوگیری از تکرار حملات تروریستی در مناطق مختلف افغانستان انجام نداده است.
نکته بسیار مهمی که در این باره برای همسایگان افغانستان به‌ویژه جمهوری اسلامی حائز اهمیت است‌، نگرانی از نفوذ داعش در اوضاع نابسامان این همسایه مظلوم است. 
ویژگی عمده حملات تروریستی این مقطع از افغانستان، پراکندگی و انجام حملات در مقیاس کوچک است. این حملات را به طور عمده گروه‌های منتسب به گروه تروریستی داعش سازماندهی و انجام می‌دهند و در مواردی نیز گروه‌های محلی وابسته به داعش مسئولیت این گونه حملات کوچک  و پراکنده ولی متعدد را برعهده می‌گیرند.
گستره قربانیان حملات تروریستی اخیر در افغانستان که علاوه‌بر شیعیان، اهل سنت افغانستان را نیز شامل می‌شود، نشان می‌دهد که داعش برای انتخاب قربانیان خود تفکیکی میان شهروندان قائل نمی‌شود و همه گروه‌ها و مذاهب اسلامی را هدف قرار می‌دهد.
با توجه به آنکه این حملات در مقیاس کوچک ولی به طور مکرر انجام می‌شود، مشخص است که هدف اصلی انجام دهندگان این حملات ناامن نشان دادن اوضاع افغانستان و ادامه بی‌ثباتی در این کشور است.
ادامه این حملات از طرف دیگر به افزایش دلهره و احساس ناامنی در میان شهروندان افغانستان پس از خروج آمریکا منجر خواهد شد و این همان هدفی است که حامیان اصلی داعش یعنی کشورهای غربی و آمریکا به‌دنبال آن هستند.
همچنین وضعیت وخیم اقتصادی افغانستان در این روزها موضوعی نیست که حکومت نوپای طالبان بتواند به تنهایی و در کوتاه‌مدت برای بهبود آن علاجی بیابد و تداوم این وضعیت اقتصادی نیز مشروعیت داخلی حکومت امارت اسلامی در میان افغان‌ها را به شدت زیرسؤال خواهد برد. بخش زیادی از جامعه افغانستان به‌ویژه در مناطق روستایی، قبایلی و کوهستانی دور از شهرهای بزرگ، که بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، در قحطی و گرسنگی کم سابقه‌ای به سر می‌برند و در این میان بی‌تجربگی طالبان در امر حکومت‌داری و عدم دسترسی به منابع مالی افغان‌ها در نزد نهادهای مالی بین‌المللی، به دلیل اعمال تحریم‌های غربی، مجال اقدامات مؤثر را از حکومت جدید ربوده است.
سفر هیئت سیاسی طالبان به اروپا نیز برای پیگیری همین مسئله و وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در دیدار با نمایندگان آمریکا و کشورهای اروپایی بوده است.
در مذاکراتی که تاکنون میان غربی‌ها و طالبان برگزار شده عمده خواسته‌های طرف غربی مربوط به تضمین حکومت فراگیر توسط طالبان، مباحث حقوق بشری و رعایت حقوق زنان و جلوگیری از رشد تروریسم به‌ویژه القاعده در خاک افغانستان بوده است. اما غربی‌ها، که به گفته خود رهبران و استراتژیست‌های غربی به دلیل شکست در جنگ 20 ساله و وحشت از عواقب تداوم آن، پا به فرار از خاک افغانستان گذاشتند چرا اکنون باید با دشمنی که از آن مغلوب شده‌اند، در مورد خط‌مشی حکومت‌داری و شرایط عادی‌‌سازی روابط مذاکره کنند؟ و آیا این گویای تمام اهداف غربی‌ها در مذاکره با طالبان است؟
بر اساس آنچه شرح آن رفت طالبان نخواهد توانست به تنهایی از عهده‌ اداره و همچنین تامین امنیت این کشور به‌ طور کامل برآید. این مسئله تقریبا مورد اتفاق تمام کشورهای همسایه افغانستان به علاوه‌ روسیه است.
از همین رو است که جمهوری اسلامی تحولات جاری در افغانستان را به دقت زیر نظر دارد و همواره و در مواقع گوناگون از تشکیل دولت فراگیر متشکل از تمام اقوام و گروه‌های افغانستانی در گستره‌ خاک افغانستان حمایت کرده‌ است.
تقریبا تمام همسایگان افغانستان و روسیه راه‌حل اصلی برقراری ثبات در این کشور را تشکیل دولت فراگیر متشکل از همه اقوام و گروه‌ها می‌دانند. 
در این راستا، جمهوری اسلامی ایران با دیپلماسی فعال و رایزنی با کشورهای موثر در امور داخلی افغانستان نظیر روسیه و کشورهای مستقل آسیای مرکزی استقرار ثبات به وسیله‌ تشکیل حکومت همه‌شمول در این کشور را دنبال می‌کند.