کد خبر: ۲۳۷۹۸۲
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۷
نگاهی دیگر به چهلمین جشنواره فیلم فجر

تردید و تردد میان اما و اگر!

 

رمز موفقیت سینما در ارسال صحیح پیام و جذب مخاطب نهفته است. سینما با ترکیب صدا و تصویر و ارائه پیام در قالب فیلم، از ابتدا برای مخاطب بسیار جذاب و پس از گذشت مدت‌های طولانی و پیدایش رسانه‌های دیگر هنوز جذابیتی فوق‌العاده دارد. پیام در سینما متشکل از دو عنصر اصلی «محتوا» و «قالب» است.اصلی ترین بخش هر پیام را محتوا تشکیل می‌دهد. محتوای فیلم، معنا و مفهومی است که به مخاطب انتقال پیدا می‌کند.قالب عبارت از علائم، نشانه‌ها و رمزهایی است که برای مخاطب ارسال می‌شود؛ به تعبیری قالب به منزله ظرف و محتوا مانند آب درون ظرف است.
پس از انقلاب اسلامی عنصر سینما که در رژیم منحوس پهلوی به بستری برای دین زدایی، شهوت‌پرستی و تربیت شهروندان لائیک تبدیل شده بود، روندی حماسی پیدا کرد. هنرمندان قدیمی استخوان‌دار و هنرمندان مسلمان به پشتیبانی مردم فضای عمومی جامعه و بیانات گوهربار امام خمینی که فرمودند: «ما با سینما مخالف نیستیم، بلکه با فحشا مخالفیم.» دست رد به سینه سینمای به اصطلاح فیلمفارسی زدند و تولد سینمای دینی، فرهنگی و محتوایی را ندا دادند.
بار دیگر سینما از میان خویش برخاست، با پیامی انقلابی و محتوای دینی، بسیاری از فیلم‌های دوران آغازین سینما که به زودی به سینمای دفاع مقدس نیز پیوست در ذهن و یاد مردم ایران زمین به خاطر سپرده شد.
سینماگران عناصر هنرمند متعهدی بودند که آرمان‌های مبارزه، سلحشوری، آزادگی و پایداری مردمشان را به تصویر تاریخ سپردند و به چشم جهانیان کشیدند. جشنواره فجر میدانی شد برای هماوردی هنرمندان متعهد و با سلیقه‌ای که آثار خود را برای مسابقه و انتخاب به آوردگاه فجر سپردند.
هر سال که گذشت، مدیریت کم توان، کم‌هوش، بدون تخصص و سیاست زده و همچنین نفوذ ایادی دشمنان و تزریق پول خارجی در بین هنرمندان مستاصل، جشنواره فجر را از درون خالی و صاحب پوسته بدون محتوا کرد.
حالا با این همه فراز و فرود چه باید کرد؟ آیا می‌توان چرخ جشنواره را از حرکت متوقف و دوباره چرخ اختراع کرد؟! آیا باید به همان مسیر ادامه داد؟ سینمای مطلوب ملی کجاست؟ سهم مخاطب از این سینما چیست؟ آیا می‌شود با مدیران غیرمتخصص، تخصصی‌ترین هنر قرن حاضر را مدیریت کرد، دلسوزان چه کسانی هستند؟ نفوذی‌ها کدامند؟ نقش صنوف سینمایی چیست؟ نقش سینما در ترویج الگوی خانواده ایرانی و سبک زندگی ایرانی اسلامی چیست؟برنامه مدون نظام برای سر و سامان دادن به رویای کودکان ایران زمین چیست؟!
با این مقدمه مختصر وارد بررسی جشنواره فجر بهمن ۱۴۰۰ می‌شویم.
مروری بر فجر چهلم
جشنواره امسال پس از گذراندن دوران بلبشوی 8ساله دولت به اصطلاح تدبیر و امید، با آن همه ادعا و دبدبه و کبکبه منتقل شد به متولیانی جدید که هنوز حرفشان را نزده‌اند و به قول معروف «شب بلند است و قلندر بیدار» متولیانی که وارث تاج و تختی هستند که تاجشان را بر سر نگذاشته روی تخت ننشسته باید جشنواره برگزار کنند. سفیدبختانی که نه کار قبلی‌ها را قبول داشتند و نه کاری خودشان تولید کرده‌اند و تلاششان مستدام، خوب می‌دانند که با شعار و دستور و اهن‌وتلپ هیچ کاری درست نمی‌شود. هنرمندان استاد بازی و فیلم و زیرمتنند، اما در مقابل دانا، زانوی ادب بر زمین می‌زنند، البته خودفروختگان خفته حدیث جدا دارند. استقرار ضابطه به جای رابطه، مقررات به‌جای سلیقه و قانونمندی و قانون‌مداری به‌جای جرزنی و قانون‌گریزی تنها چاره کار است. جشنواره امسال در فضای اما و اگر برگزار شد.
در چهلمین جشنواره فیلم فجر انصافا تلاش شد، امنیت ظاهری برای تماشای منصفانه فیلم‌ها فراهم شود. ترکیب حضور خبرنگاران و مدیران فرهنگی و مهمانان ویژه در سانس‌های متفاوت خوب بود. برج میلاد میزبان شایسته‌ای بود. نشست‌های رسانه‌ای همواره با جنجال و شلوغی همراه بود، اصلاً خاصیت برگزاری جشنواره شلوغی و سر و صدا و حرف‌های بی‌ربط و با ربط است که همواره در جشنواره‌ها وجود داشته و ابراز حرف‌های ساختارشکنانه اولین بار نیست و اگر مقررات حاکم نشود، آخرین بار هم نخواهد بود.
مهم، محتوا و کیفیت فیلم‌های حاضر در جشنواره است که می‌تواند مرجع قبولی یا ردی یا آن دوره از جشنواره باشد. هیئت انتخاب فیلم در جشنواره فجر امسال سؤال برانگیز شد، با آنکه همیشه هیئت داوری اولویت داشت، امسال انتخاب فیلم‌ها در شرایط دشوار گروه جدید حکایت جدی جشنواره بود، و شاید کم تدبیری در این انتخاب موجب سختی نهایی برگزارکنندگان جشنواره شد. برعکس هیئت انتخاب، هیئت داوری جشنواره ترکیب مناسب داشت و رای‌ها را بین برگزیدگان به انصاف خودشان تقسیم کردند. بعضی از انتخاب‌ها جای تردید داشت، اما داوری هنرمندان سلیقه‌ای است و باید با حذف فشارهای بیجا محل تردید را از میان برداشت.نشست‌های فرهنگی جشنواره بی‌ربط با مقوله نیاز مخاطب و مشکلات سینمای ایران، عدم روز آمدی و عدم شناخت کافی اساتید حوزه هنر و تسلط آنان به موضوع سخنرانی صورت گرفت و شتابزدگی در ترتیب جلسات آزاردهنده بود.
بحث فرش قرمز و عکس سلبریتی‌ها امسال خوب مدیریت شده بود. اختتامیه جشنواره بدترین نقطه اتفاق بود.به نظر می‌رسید، در حوزه خانواده همه قرار است از زن و بچه، مادر و پدر خود تشکر کنند که به دلیل تصنع و افراط، ضد خود عمل کرد. درثانی بلندگوی مراسم اختتامیه بی‌صاحب بود و هرکس در هر مقامی هرچی دلش خواست گفت، با توجه به اینکه اسامی برنده‌ها لو رفته بود.
نمی‌شود تلقی دستپاچگی و هیجان زدگی را پذیرفت، تبلیغات به این ارزانی در یک مراسم ملی و رسمی کجای دنیا یافت می‌شود؟
در فیلمنامه‌نویسی مبحثی به نام وحدت موضوع وجود دارد. در وحدت موضوع همه ارکان قصه و ساخت و بازی در خدمت فیلم هستند برای آنکه پیام را به مخاطب و محتوا را به ثمر برسانند.
جشنواره امسال وحدت موضوعی نداشت، گرچه محور دهه فجر انقلاب اسلامی و جشن سینمای ایران بود، اما هر کس ساز خودش را زد، البته بعضی‌ها و بعضی جاها خوب و بعضی‌ها و بعضی جاهای دیگر بد ساز زدند.
محتوای فیلم‌های جشنواره در یک نگاه
می‌گویند، فیلم‌های سینمایی بازتاب حالات روانی جامعه است.(دروغ و راستش پای خودشان) به استثنای برخی از آثار، عموم فیلم‌های جشنواره امسال ساخت هنرمندان عصبی، بداخلاق، کم حوصله،کم توان و ناامید است. همین حس و حال به مخاطب انتقال پیدا کرد.
دنیای بدون فردا، بدون منجی، بدون دادرس، در این دنیا که به نمایش درآمد پدرها و مادرها یا معصوم و منفعل بودند یا جانی، خودخواه و ظالم. مثل مادر معصوم فیلم «شب طلایی»یا پدر ظالم فیلم «علفزار»، مثل مادر منفعل فیلم «بی مادر» و مادرنمای ظالم فیلم «بی مادر»، مثل مادر مظلوم فیلم «برف آخر» و پدر ظالم فیلم «برف آخر» و مثل پدر مظلوم فیلم «مرد بازنده» و مادر منفعل فیلم «شادروان»؛ پیام این فیلم‌ها حاکی بر این است که به خانواده خیلی نمی‌شود، اعتماد کرد. روی پای خودت بایست و به هیچ احدی تکیه نکن، چون نجات بخشی نیست!
اما در فیلم‌های امسال نگاه قابل تأملی به مسئله ازدواج صورت پذیرفت، که به این حد و شدت تا به حال در جشنواره‌های پیشین شاهدش نبودیم. اکثر ازدواج‌ها بد و نادرست بودند و ترک همسر و ازدواج سفید شایع بود.
فراوانی ازدواج نامناسب و ترک همسر در فیلم‌های «بی‌رویا، شهرک، بی‌مادر، برف آخر، شب طلایی، ملاقات خصوصی، ماهان و شادروان» به چشم می‌خورد. در فیلم شادروان جوان ایرانی معلوم نبود چرا قصد ازدواج با زن افغانی که صاحب یک دختر بچه نوجوان بود و همسر افغانش اصرار وصلت دوباره می‌کرد را داشت!
ازدواج سفید در فیلم‌های «نمور، مرد بازنده، بی‌رویا» و بین منافقین در فیلم «ضد» مشاهده شد.
پیام رسای این فیلم‌ها خطاب به زن و دخترایرانی شاید عدم اعتماد به پسران و مردان این زمان برای ازدواج است. به زن می‌گوید به این مردها با این خصوصیات نمی‌شود اعتماد کرد. در سطح جامعه بر ازدواج جوانان تأکید می‌شود، اما در سینما چیز دیگری به آنان نمایش داده می‌شود!
یک یادآوری
جشنواره امسال با همه خوب و بد به پایان رسید. اما فجر به پایان نرسیده است، فجر آغاز راهی‌است که به همت بلند هنرمندان این مرز و بوم چشم دوخته است.
بزرگواران را به نقطه مهمی توجه می‌دهم، درآغاز انقلاب اسلامی حضور بسیج مستضعفان مسیر جنگ تحمیلی را تغییر داد. نظام کلاسیک جنگ توسط جوانان انقلابی بدون تجربه به سمت پیروزی نهایی ایران اسلامی رفت. امروز نیز جنگ در جبهه‌ای متفاوت با شیوه‌ای جدید در جریان است. یک‌طرف ایران اسلامی و طرف دیگر نظام استکباری که با جنگ نرم به نبرد با ارزش‌های ما جبهه‌اش را آرایش داده، و بار دیگر باید هنرمندان بسیجی و دلباختگان این انقلاب ولایت‌مدار را به صحنه بازگردانیم. حوزه سینما حوزه نبرد امروز بسیجیان هنرمند است، آنان را باور کنیم و به تشکیلاتشان کمک کنیم. چشم برهمزدنی جشنواره فجر آتی می‌رسد. از هم اکنون، ببینید، بشنوید و صحیح انتخاب کنید و برنامه بریزید.
با تشکر فراوان
مریم پوریامین
عضو انجمن فیلم بسیج هنرمندان