نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
جنگ اوکراین نشان داد که دنیا دنیای موشکها نیست!
سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی با عنوان «درسهای جنگ اوکراین» نوشت: «جنگ روسیه علیه دولت و مردم اوکراین، یک درس بزرگ به همه دولتها و ملتها داد. اینکه لزوماً آن دولتی که دارای زرادخانههای بزرگتر و ارتش قدرتمندتری است لزوماً برنده جنگها نخواهد بود... حتی اگر کییف هم سقوط کند، در هزینه-فایده این جنگ ویرانگر، این روسیه است که جنگ را به افکار عمومی و وجدان مردم اوکراین باخته است. این امر نشان میدهد آن سخن آیتاللههاشمی دقیق بود که عصر برتری ملتها تنها بر اساس قدرت موشکها حاصل نمیشود و جنگ تنها از درون لوله تفنگها و اسکادران موشکها تبیین نخواهد شد.»
گفتنی است طیف مدعی اصلاحات طی 8 سال گذشته با شعار مذاکره و رفع تحریم، طی عملیات رسانهای گسترده و بزک رابطه و مذاکره با آمریکا، افکار عمومی را فریب داد و خسارت محض برجام را به ملت و کشور تحمیل کرد که بهرغم ایجاد محدودیتها سنگین در صنعت هستهای، نابودی چندین هزار سانتریفیوژ و بتنریزی در قلب راکتور هستهای ماحصلی جز بازگشت تحریمهای قبلی بهعلاوه 700 تحریم جدید دیگر برای کشور نداشت، این طیف در ادامه تلاش وافری برای اجرای برجام 2 و 3 یعنی قربانی کردن سایر مؤلفههای قدرت ایران ازجمله توان دفاعی و موشکی کشورمان داشت و در این راستا از هیچ حربه و فریب رسانهای فروگذار نکرد. این طیف با طرح شبهاتی همچون اینکه چرا اینهمه از بودجه مملکت را صرف افزایش توان نظامی میکند، چرا مزرعه موشکی میسازد، چرا ارتش پهپادی درست میکند، چرا هواپیما و هلیکوپتر جنگنده میسازد، چرا هر چند ماه از یک موشک جدید با توانایی بیشتر رونمایی، سعی در تضعیف توان دفاعی کشور و لزوم مذاکره بر سر قدرت دفاعی داشتند که خوشبختانه برخلاف توان هستهای این بار تیرشان به سنگ خورد. این روزها که داریم با چشم خودمان میبینیم که همین توان موشکی و اقتدار نظامی ما، حصار مستحکمی به دور کشور کشیده است. ایران به لطف همین اقتدار نظامی تبدیل به قلعه مستحکمی شده که هیچ احدی جرئت نمیکند حتی به تعرض به مرزهای این آبوخاک فکر بکند. امروز چرا اوکراین یک کشور دستوپابسته در مقابل تهاجم روسیه است؟ چون سالها بهجای اینکه به فکر ایجاد یک سپر دفاعی برای خود باشد، روی کمک غربیهایی حساب کرد که حالا پشتش را بیشتر از هر زمان دیگری خالی کردهاند. برای همین هم سفیر اوکراین میگوید بلای امروز اوکراینیها، درس بزرگی برای کشورهایی مثل ایران است که سپر هستهای خود را کنار نگذارند.
حالا این روزنامه اصلاحطلب در موضعی مضحک مدعی شده که اوضاع رقتانگیز اوکراین خلع سلاح شده از سوی غربیها اثبات ادعای مرحومهاشمی است که گفته بود دنیای فردا دنیای گفتمان است نه موشکها!
FATF موضوعی سیاسی است نه موضوع فنی بانکداری!
روزنامه آرمان ملی در مطلبی به نقل از رئیساتاق بازرگانی ایران و چین نوشت: موضوع FATF موضوعی کاملاً سیاسی است و موضوع فنی بانکداری نیست
در ادامه این مطلب آمده است: ما طی این سالهایی که با FATF بحث داشتیم، از حدود ۳۰ مورد تعهداتی که باید میپذیرفتیم فقط دو مورد در مجمع تشخیص معطل مانده است و به بقیه آن عمل میکنیم. در حال حاضر تنها ایران و کره شمالی در منطقه ممنوعه FATF قرار داده شدهاند و برای سایر کشورها این محدودیتها بهصورت صددرصدی اعمال نمیشود. بهطور مثال در کشور افغانستان پولشویی شده و پول حاصل از مواد مخدر ردوبدل میشود اما نگاه FATF تا به امروز نگاه محدودکنندهای به آن نبوده یا هیچکدام از کشورهای آسیای میانه یا حتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس شفافیت مالی به آن صورت ندارند. بهطور مثال قطر بهصورت علنی بخش مهمی از منابع مالی طالبان را تأمین میکند یا در کشورهای حوزه کارائیب بخش مهمی از کوکائین دنیا خریدوفروش میشود. پس اگر مسائل پولشویی و نگرانیهایی که از سوی کشورهای صاحب نفوذ مطرح است، وجود داشت، باید برای این کشورها نیز محدودیتهای سفت و سختی وارد میشد.
آرمان ملی در ادامه مطلب خود آورده است: به نظر میرسد موضوع FATF خیلی مهم نبوده. ضمن اینکه باید درباره مقدمات آن در داخل و مقدمات آن با طرفهای خارجیمان در همین فضای مذاکرات وین صحبت شود ولی اولویت اول FATF نیست بلکه اولویت نخست مذاکرات برجامی و رفع تحریمها بوده و پسازآن رفع چالش FATF کار چندان دشواری نخواهد بود... دولتها و کشورهایی در دنیا مشاهده میشوند که بهمراتب اوضاع مبادلات مالی آنها از ما بدتر است اما هیچ محدودیتی از جانب FATF برای آنها اعمال نمیشود؛ مثل کلمبیا که منشأ کوکائین است. بنابراین فکر میکنم این موضوع نیز تابع اختلافات اصلی ما با کشورهای صاحب قدرت است.
مدعیان اصلاحات در حالی میگویند که مسئله FATF سیاسی است و در بسیاری از کشورها محدودیتی ایجاد نمیکند که پیشازاین همهچیز را به آن ربط میدادند و میگفتند تا عضو FATF نشویم هیچ کار بانکی در دنیا نمیتوانیم انجام دهیم!
اصلاحاتیها کارشان به مدح تشکیلات استعماری فراماسونری رسیده!
روزنامه شرق در شماره دیروز خود در یادداشتی آورده است: «در روز دهم تیرماه 1286 هنگامیکه کمتر از 25 سال داشت، با امضای سوگندنامه به عضویت جامع آدمیت درآمد و این سرآغازی برای شروع مبارزات یک آزادیخواه مشروطهطلب بود.» [!!!]
در ادامه این متن میخوانیم: «کمتر از 30 سال داشت که بهعنوان نماینده مردم اصفهان در مجلس انتخاب شد و در آنجا به دلیل صغرسنی باوجودآنکه برخی از افراد با همین سن به مجلس رفتند، او از رفتن به مجلس به دلیل احترام به قانون انصراف داد. به دلیل تعلقخاطر شدیدش به آرمانهای انقلاب مشروطه نخستین کسی بود که در برابر کودتای سوم اسفند 1299 (کودتای سیدضیاء) مقاومت کرد و در کابینه مشیرالدوله در سال 1302 بهعنوان وزیر امور خارجه، نخستین برخوردش با انگلیسیها در مورد دستیابی به جزایر ابوموسی و شیخ شعیب به وقوع پیوست و مانع از اشغال آن جزایر از سوی بریتانیا شد.»
آنچه در این نوشتار بهعنوان «جامع آدمیت» از آن نام برده شده یکی از لژهای شناخته شده تشکیلات فراماسونری یا به قولی شبه فراماسونری بوده است. این تشکیلات پنهانکار بعدها پس از تشکیل لژ بیداری (وابسته به لژ فرانسوی) متهم به اتخاذ تصمیماتی برای ترور برخی افراد است. کار مدعیان اصلاحطلبی به جایی رسیده که بهصراحت از یک لژ شبه فراماسونری بهعنوان سرآغاز آزادیخواهی نام میبرند و آن را بهصورت غیرمستقیم ستایش میکنند. آنهم لژی (آدمیت) که مؤسس آن دقیقاً آن را از «فراموشخانه» که بنیانگذارش شخص معلومالحالی به اسم «میرزا ملکم خان» بوده گرتهبرداری کرده بود و مرامنامه و اهداف آن نیز عیناً مانند فراموشخانه بوده است.
نکته قابلتأمل دیگر این است که در این متن کودتای سوم اسفند 1299 (کودتای سید ضیا) عنوان شده است. حالآنکه کودتای مذکور کودتایی نظامی بود که توسط رضامیرپنچ (که پس از کودتا به پادشاهی ایران رسید) و با همکاری سید ضیا صورت گرفت. جای تأمل دارد که چرا این روزنامه جایی که عنوان کودتا را به کار برده نخواسته نام رضامیرپنچ را هم بیاورد و در کل کودتا را تماماً و ششدانگ به نام سید ضیا زده است.
متوهم آنها بودند که امضای کری را تضمین خواندند
روزنامه منتسب به جمهوری اسلامی بار دیگر به حدیث نفس پرداخت و خیانتهای مدعیان اصلاحات ـ اعتدال را به دیگران نسبت داد.
این روزنامه در سرمقاله خود مدعی شد: «هنر افراد متوهم که زمانی فرمان مذاکرات هستهای را در دست داشتند را دیدیم که غیر از اتلاف وقت چیز دیگری نبود. نتیجه اقدامات پدیدآورندگان برجام را هم دیدیم که کشور را از زیر فصل 7 منشور سازمان ملل خارج کردند، بخش مهمی از پولهای بلوکهشده کشور را برگرداندند و گرههای زیادی را از اقتصاد باز کردند ولی همان افراد متوهم با میدانداریهایی که کردند، برجام را به کمک ترامپ رئیسجمهور دیوانه آن زمان آمریکا به حالت تعلیق درآوردند و لطمات زیادی به کشور و مردم وارد کردند. گروه پدیدآورنده برجام، بار دیگر وارد عمل شد و در راه احیاء برجام تا حدود زیادی پیش رفت ولی با یک ایست بیموقع، توقف زیانباری به آن داده شد تا این کار در دولت بعدی به سرانجام برسد.»
متوهم کسانی هستند که امضای کری را تضمین خواندند و تیتر یک روزنامه خود قرار دادند. طیفی که پمپاژ میکرد بهواسطه بستن با کدخدا، مشکل آب خوردن تا محیطزیست و اشتغال حل میشود! خوشخیالی و آرزواندیشی این طیف سبب شد قطعنامهها علیه ایران در قطعنامه 2231 تجمیع شود و نهتنها تحریم پابرجا بماند که برجام با رگبار تحریمهای جدید در دوره اوباما کاغذ پاره شود. توافقی که وزیر خارجهاش اذعان میکرد بعد از 20 ماه نمیتوانیم یک حساب بانکی در لندن افتتاح کنیم و در سفر به آلمان با مشکل عدم ارائه بنزین به هواپیمایش مواجه شد، برجامی که پس از انعقاد، دولت آمریکا نامزد ویژه روحانی برای تصدی نمایندگی ایران در سازمان ملل را دیپورت کرد، میخواست گره از اقتصاد کشور باز کند؟!
وانگهی، آنها که به ترامپ کمک کردند تا از برجام خارج شود، مدعیان اصلاحات ـ اعتدال بودند که به گفته موگرینی نماینده اتحادیه اروپا، تضمین دادند اگر آمریکا از برجام خارج شود، ایران خارج نخواهد شد!
ادعای احیای برجام تا حدود زیاد! در دوره قبل نیز در حالی است که مدعیان اصلاحات به دنبال توافق بدون اخذ تضمین، سرهمبندی شده و بدون تعیین تکلیف تحریمهای پسابرجامی بودند و تقلا داشتند کلاه گشاد دیگری روی سرشان گذاشته شود، این در شرایطی بود که تریتا پارسی از عناصر فعال در لابی نایاک و نزدیک به اصلاحطلبان و غربگرایان، افشا کرد که دولت بایدن نهتنها حاضر نشده بود درباره عدم تکرار عهدشکنی در دولت بعد از خود تضمین بدهد، بلکه نپذیرفته بود که همین موضوع را لااقل در دوره خود تضمین کند!