سوپراستار یا سوپرسرمایهدار؟
آرش فهیم
این روزها بحثهای بسیاری درباره لزوم پرداخت یا معافیت مالیاتی هنرمندان مطرح است. برخی معتقدند که چون پول در حال چرخش در پهنه هنر ایران، مبلغ چندان هنگفتی نیست و در مقایسه با آنچه در عرصههای بازرگانی و تجاری یا صنعتی اتفاق میافتد ناچیز است، پس هنرمندان بهطور کلی باید از هر نوع مالیاتی معاف باشند! اما در کنار این حرف که تا به اینجا بر کرسی نشسته و پذیرفته شده، نظر دیگری هم هست که منطقیتر بهنظر میرسد؛ اینکه هنرمندان نیز مانند سایر اقشار باید در قبال دریافتهای مالی یا دستمزدشان مالیات بپردازند؛ حال میتوان گروههایی از هنرمندان که از اقشار آسیبپذیر هستند و دستمزدشان پایین هست را مستثنی کرد، اما چرا یک بازیگر یا به اصطلاح سلبریتی که درآمد سالانهاش میلیاردی است، نباید مالیات بدهد؟ ضمن اینکه دریافت مالیات از هنرمندان صاحب درآمدهای نجومی، میتواند عرصه فرهنگ و هنر را به عدالت نزدیکتر کند. به اینترتیب که مالیات دریافتی از هنرمندان متعلق به دهکهای بالا، وارد چرخه اقتصاد هنر شود و زمینه را برای فعالیت بیشتر و بالاتر رفتن درآمد هنرمندان دهکهای پایینتر فراهم سازد. البته رخ دادن چنین اتفاقی، نیازمند طراحی مکانیزم و سازوکارهایی است تا عدالت رعایت شود.
باری، طی سالهای اخیر و بهویژه از زمانی که پای پولهای آلوده یا به اصطلاح سرمایههای مشکوک به عرصه تولیدات هنری و بهویژه فیلمهای سینمایی و سریالهای نمایش خانگی باز شد، شاهد افزایش شکاف طبقاتی در جامعه هنری بودهایم. اینکه برخی هنرمندان چون در فرایندهای آلوده و باندبازیها و مافیاهای موجود در این عرصه حضور ندارند، با وجود توانمندیهایشان از عرصه حذف شدهاند و برخی دیگر که اتفاقا توانایی و سواد هنری ندارند صرفا بهدلیل محوریت بازاری و عزیز بودن نزد صاحبان سرمایههای ناسالم، به دستمزدهای آنچنانی میرسند.
به این ترتیب، این گروه از بازیگران یا به اصطلاح سلبریتیها برای خودشان یک «کاست» یا طبقه مجزا و ممتاز محسوب میشوند و بهجای سوپراستار باید به آنها «سوپرسرمایهدار» گفت.
سوال اساسی این است که همه مردم برای دست یافتن به یک موقعیت شغلی زحمات بسیاری میکشند، چرا این فقط سلبریتیها هستند که مثل برخی دیگر از افراد باید به چنین درآمد بالایی برسند و از پرداخت مالیات هم معاف باشند؟ مثلا ممکن است که یک معلم یا یک نویسنده یا کارگر و کارمند یا کشاورز و دامدار هم به اندازه یک بازیگر تلاش نموده یا مینماید، ولیکن دستمزدش چند برابر کمتر از فلان بازیگر مطرح است؟
این وضعیت باعث شده و میشود که عرصه سینما، نه محلی برای هنر یا انتقال اندیشه و فرهنگ که به یک بنگاه معاملاتی و محل کاسبی تبدیل شود. کسانی هم که برای رسیدن به این موقعیت تلاش میکنند نیز نه جستوجوگران هنر که به افرادی بهدنبال شهرت و ثروت بدل میگردند.
این مسئله تبعات فرهنگی و اخلاقی دیگری را نیز در پی داشته و دارد. از جمله اینکه از بازیگرانی که غرق در خوشی و رفاه هستند و درآمدهایی آنچنانی دارند نمیتوان انتظار تعالی فرهنگی و شخصیتی یا حتی پیشرفت در کارشان داشت. به همین دلیل هم بعضی از بازیگرها یا کارگردانهایی که طی سالهای اخیر از منابع فاسد مالی بهره بردهاند یا برای چند دقیقه حضور در یک فیلم و سریال یا اجرا در یک برنامه تلویزیونی دستمزد میلیاردی دریافت میکنند، روزبهروز در حال انحطاط هستند و آثار یا نقشآفرینیشان آن طراوت و قدرت سابق را ندارد.
از این گذشته، قرار گرفتن گروهی از بازیگران و سلبریتیها در یک کاست اشرافی و دوری آنها از عموم مردم به روال کار خود آنها نیز لطمه وارد میکند. چون چنین افرادی با این وضعیت مالی به سختی توانایی ایفای نقش مردم عادی و برانگیختن همذاتپنداری مخاطب را پیدا میکنند.
بدون شک مسئولان فرهنگی و سینمایی مسئولیت برخورد با این روند را دارند. حتی دستگاه قضایی نیز لازم است که دخالت نماید. آیا پرداخت مبالغ نجومی مظهر بارز بیعدالتی در عرصه فرهنگ نیست؟
در این شرایط است که مالیات بر درآمدهای نجومی برخی از هنرمندان به یک ضرورت غیرقابل انکار تبدیل میشود.