گشودن پنجره خانه بر آفتاب مهر و پاکیزگی
گالیا توانگر
حداقل یک ماه قبل از سال نو، خانوادهها نظافت کامل بهاری یا همان خانهتکانی را شروع میکنند که معمولاً باید قبل از آغاز سال جدید به پایان برسد. مبلمان باید جابهجا شوند، سطوح تمیز و صیقلی شوند، کمدها تمیز و مرتب و پردهها شسته شوند. به طور خلاصه، همه چیز در خانه باید تمیز و درخشان شده و تمام چیزهای بلااستفاده دور ریخته شوند و یا به افرادی که احتیاج دارند بدهیم. با ورود به سال جدید، ایرانیان در کنار خانهتکانی و خرید پوشاک نو سعی میکنند ارتباطات خانوادگی خود را نیز تجدید کنند و تمام کدورتهای سال گذشته را کنار بگذارند و اختلافاتشان را حلوفصل کنند.
نظافت بهار بیش از هر چیز با بیولوژی انسان ارتباط دارد. در روزهای سرد زمستان فعالیت و انگیزه کمتری داریم و دلیل خوبی هم برای بروز این حالت وجود دارد. رفتار ما انسانها وابسته به چرخه فصول است. به دلیل کمبود نور خورشید در طی روزهای خستهکننده زمستانی، مغز ما مقادیر بیشتری ملاتونین تولید میکند. ملاتونین ماده شیمیایی است که باعث بروز بیخوابی میشود. سطح ملاتونین به میزان و دفعات قرارگرفتن در معرض نور خورشید وابسته است. هرچه زمان بیشتری را در خارج از محیط خانه سپری کنیم، هورمون خوابآلودگی یا ملاتونین کمتری تولید میکنیم. برخی بر این باورند که خانهتکانی به معنای بیدارشدن روح و روان از خواب ناشی از ملاتونین است.
خانهتکانی و دیدگاه اسلام
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. انبیا و پیغمبر اسلام(ص) دعوتکننده مردم به نظافت و پاکیزگی بودهاند و این یک اصل مسلم در تمامی تعالیم ادیان الهی است. دین اسلام همواره بر نظافت و رعایت بهداشت تأکید داشته است و به متحول شدن و رنگ تازه بخشیدن به زندگی اهمیت زیادی قائل است. نظافت و زیبایی در اسلام یک اصل است که در روایات هم بر آن تأکید شده و پاکیزگی از صفات انبیا است و مسلمانان و تمام ادیان بر این اصل تأکید دارند.
حجتالاسلام محمد حیدری یک کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی میگوید: «زمانی که خانهتکانی میکنید متوجه میشوید که بسیاری از وسایلی که مدتها بلااستفاده بوده و کاربردی نداشتهاند در کنار خود جمع کردهاید و اکنون زمان آن رسیده است که به زندگی خود تغییری بدهید و حتی وسایل اضافی خود را ببخشید که این عمل خود روحیه بخشیدن را در فرد قوت میبخشد و او را از وابستگی به مال زیاد رها میکند. ما در خانهتکانی آلودگیها را از اطراف خود دور میکنیم و به نظافت روی میآوریم. در دین اسلام نیز به ما تأکید شده که نسبت به آلودگیهای روحی و اخلاقی خانهتکانی کنیم؛ یعنی همانطور که پلیدیهای مادی را از خود دور میکنیم صفات بداخلاقی را نیز از خود دور کرده و به نظافت روحی بپردازیم.»
وی در ادامه میافزاید: «خانهتکانی روحیه کار دستهجمعی را در میان افراد یکخانه بالا میبرد و به آنها آموزش میدهد خانهتکانی و مسئولیت پاکیزه نگهداشتن خانه نباید تنها بر دوش یک نفر باشد و بهتر است سایر اعضای خانواده با هم همکاری کرده و به طور دستهجمعی خانهتکانی کنند. در این صورت یک نفر احساس خستگی و نارضایتی نخواهد کرد. وقتی که تمام خانواده با یکدیگر همکاری میکنند، جو صمیمانهای پدید میآید. حتی مادران و همسران باید از اعضای خانواده بخواهند تا خود اتاق و وسایلشان را تمیز و مرتب کنند. در این صورت افراد خصوصاً کودکان مسئولیتپذیری را فرا خواهند گرفت و احساس مشارکت برای آنان درونی میشوند.»
شیوههای مشارکت کودکان و نوجوانان
در خانهتکانی
خانوادههای بچهدار خانهتکانی را طور دیگری تجربه میکنند. بچههایی که دلیل و علت تمیز و منظم بودن خانه را متوجه نمیشوند، دوست دارند به هم ریختگیها هیچوقت جمع نشود تا از بازی بین آنها لذت ببرند و یا پشت سر پدر و مادر راه میافتد و هرجایی را که آنها تمیز میکنند، دوباره به هم میریزند.
اکثر منابع روانشناسی معتقدند که در تمیز کردن خانه، بهخصوص اتاق و یا کمدی که مربوط به کودک است باید از کمک خود او استفاده کرد. در کل تمیز کردن خانه نباید به عهده یکی از اعضای خانه باشد و همه باید در انجام آن مشارکت کنند، چون خانه محل زندگی همه افراد خانواده است. همکاری بچهها در تمیز و مرتب کردن خانه حس مسئولیتپذیری به آنها میدهد. نظم و مرتب بودن را هم در آنها تقویت میکند.
الهه عصمتزاده یک مشاور خانواده توضیح میدهد: «اگر مرتب برای بچهها زمان تعیین کنیم که «تا دو ساعت دیگر باید تمیز کردن این کمد تمام شده باشد» یا «الان دو ساعت است میخواهم پرده را از سقف جدا کنیم» یا «شماها خیلی معطل میکنید، برید کنار خودم انجام میدهم.» نتیجه مطلوبی از همکاری با بچهها نمیگیریم. آنها بهزودی از اینهمه عجله و امر و نهی خسته میشوند و دیگر تمایلی به همکاری ندارند. عجله، امر و نهی و یا
داد و بیداد کردن بر سر کودک اصلاً نتیجه مطلوبی از همکاری و بالا بردن حس مسئولیت و اعتماد به نفس
آنها، ایجاد نمیکند.»
وی در ادامه توصیه میکند: «اگر خانهتکانی را زودتر شروع کنید و هر روز فقط قسمتی از خانه که مرتب کردن آن در توان خودتان و بچهها هست را در نظر بگیرید؛ وقت برای استراحت و حتی بازی بچهها هم باقی خواهد ماند.
گاهی مواقع در خانهتکانی وسایلی پیدا میشود که برای بچهها جذاب است. مثل وقتی که یک چمدان را از بالای کمددیواری بیرون میکشید و بچهها توی چمدان لباسها و وسائل نوزادی خود را میبینند. در این مواقع اجازه بدهید بچهها ذوق و هیجانشان را بروز بدهند، وسیلهها را ببینند و حتی با آنها بازی کنید. شما هم با آنها همراهی کنید تا یک زنگ تفریح خوب در بین کار رقم بخورد. حتی میتوانید از فرصت استفاده کنید و با هم یک میان وعده هم بخورید تا انرژی از دست رفتهتان جبران بشود.
اینکه بعد از چندین دقیقه به بچهها بگویید: «خب بچهها چمدان را جمع کنیم و برگردیم و سرکار» در تربیت و مهارتآموزی کودک بسیار مؤثرتر از این است که از همان ابتدا بگوییم: «نه الان وقت این کارها نیست. اجازه ندارید چمدان را باز کنید. باشد برای یکوقت دیگر.»
اصولاً باید کارهایی مثل خانهتکانی را آسان بگیریم و زیاد آن را پیچیده نکنیم تا هم آسیب جسمی به ما وارد نشود هم بر اثر بههمریختگی بیش از اندازه خانه کنترل اعصاب خود را از دست ندهیم و آسیب روحی به خودمان و بقیه وارد نکنیم.»
این مشاور خانواده درباره شیوههای مشارکت کودکان در کار خانهتکانی توضیح میدهد: «کودکان تا حوالی 6سالگی کارها را ازروی تقلید انجام میدهند. پس بهتر است مشارکت در کارهایی مثل خانهتکانی را برای آنها به بازی تبدیل کنیم. «هرکس زودتر این قفسه را مرتب کند برنده است.»، «به نظرت چرا عروسکها پیش توپها هستند؟ بیا هرکدام را در کشوی خودشان بگذاریم.»
تقریباً از سن شروع مدرسه کودک مستقلتر میشود و ترجیح میدهد کارهای جدیتری انجام بدهد. او اغلب دوست دارد این کارها را تنها انجام بدهد تا اثبات کند تواناییاش را دارد. پسکارهایی را به او بسپارید که میتواند آنها را تمام کند. به کار او کمتر ایراد بگیرید و اگر نظر و سلیقهای دارد تا
حد امکان مخالفت نکنید.»
وی درباره شیوههای مشارکت نوجوانان در کار خانهتکانی میگوید: «در سن نوجوانی اوضاع کمی پیچیدهتر میشود و نوجوان ممکن است بخواهد از خواسته شما مبنی بر کمک در خانهتکانی و یا تمیز کردن اتاق و وسائل خودش سرپیچی کند.
اگر روند مسئولیتپذیری تا این سن بهدرستی طی شده باشد، مخالفت نوجوان عمر کوتاهی خواهد داشت و او بالاخره میپذیرد که باید دستکم کارهای شخصیاش را خودش انجام بدهد و همچنین در روند کلی کاری که مربوط به همه اعضای خانه هست هم نقشی داشته باشد.
در این مواقع با نوجوان برخورد خشن نداشته باشید، او را بهزور مجبور به انجام کاری نکنید و به او برچسب تنبل، بیمسئولیت یا شلخته نزنید. اما توضیح بدهید که او هم مسئولیتی دارد و بههیچعنوان کارهایی که در حیطه مسئولیتش هست را بهجای او انجام ندهید.»
خانهتکانی عید
بر سلامت روان تأثیر میگذارد
یک تمیزکاری حسابی شبیه خانهتکانی، چیزی فراتر از پاکیزگی است. خارج کردن فضای خانه از یکنواختی و سکونی که چندین ماه بر خانه حکمفرما بوده، مهمترین دستاورد این رسم خجسته است. تغییر رنگ بر دیوارهای خانه و اتاق، استفاده از پردههای متنوع، جابهجا کردن اسباب و اثاثیه منزل در جهت بازدهی روانی بیشتر، بهتنهایی میتواند سلامت روان یک خانواده را تضمین کند. از طرفی ایجاد فضای صمیمی در حین تمیزکاری و بهرهگیری از نیروهای کمکی و خودی در پیشبرد این امر، باعث تعامل بیشتری بین افراد خانواده میشود و نشاطی مضاعف در کانون خانواده ایجاد میکند.
دکتر نازی پورصالح روانشناس توضیح میدهد: «یکی از دلایلی که خانهتکانیهای عید باعث تغییر روحیه افراد میشود و احساس خوبی به آنها میدهد، این است که خانهتکانی به افراد نشان میدهد که آنها هستند که تغییر را انتخاب میکنند. افراد خودشان انتخاب میکنند که دکوراسیون خانه را تغییر دهند، یا آن را رنگ کنند و اشیای کهنه را دور بریزند و همین باعث میشود احساس خوبی به آنها دست دهد و به خودشان افتخار کنند. این انتخاب برای تغییر و نو شدن تنها در سطح انتخاب باقی نمیماند و به مرحله عمل هم میرسد. زمانی که افراد اقدام به انجام این تغییرات میکنند تأثیرات مثبت آن چندین برابر میشود. این مسئله باعث میشود آنها یک نوع تأیید خود و احساس ارزشمندی به دست آورند. این ارزشمندی خود، هم به این منتهی میشود که افراد احساس عزتنفس بیشتری کنند، اعتماد به نفس آنها بالا برود و احساس خودکارآمدی بیشتری کنند. این احساس ارزشمندی و خودکارآمدی در نهایت به نفع سلامت روان افراد است. در حقیقت چون خودشان انتخاب میکنند که خانهتکانی و گردگیری کنند و خودشان طبق انتخابشان عمل میکنند، این باعث میشود سلامت روان افراد بالا برود.»
وی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «علت دیگر اینکه خانهتکانی عید بر سلامت روانشان تأثیر میگذارد این است که آنها از این مسئله بازخوردهای آنی میگیرند. زمانی که خانم و آقایی تصمیم میگیرند با کمک یکدیگر خانه را تمیز و مرتب کنند، این تمیزی در زمانی اندک به آنها بازخوردی مثبت میدهد و روحیهشان را عوض میکند. این بازخورد آنی هم باعث میشود افراد ترغیب شوند کارهایشان را باکیفیتتر انجام دهند. هنگامی هم که افراد کارهایشان را با کیفیت و دقت بیشتری انجام میدهند این باعث تغییر روحیه آنها و افزایش سلامت روانشان میشود.»
سخن آخر
نظافت و نظم دادن به وسایل بهویژه تغییر رنگها و ایجاد تنوع در دکور خانه، تأثیر مثبتی بر روحیه انسانها دارد و زندگی را از یکنواختی خارج میکند: تنوع و تمیزی محیط اطراف در پیشگیری از خمودگی و افسردگی نیز بسیار تأثیرگذار است، بنابراین یک خانهتکانی ساده، سلامت روان فرد را تا حد زیادی تأمین میکند.
توجه به یک نکته را در این میان ضروری است: اگر این نو کردن و تنوع بخشیدن، مستلزم آن باشد که فرد مشکل مالی پیدا کند یا زیر بار قرض برود و در نتیجه دچار استرس شود، میتواند پیامد عکس داشته باشد؛ مثلاً فرد پرخاشگر شود و یا سازگاریاش با اطرافیان کاهش یابد. پس انجام خانه تکانی باید متناسب با توان اقتصادی خانواده باشد.
بهراستی ما با مشاهده هجوم اینهمه پاکیزگی و غبارروبی، چندی نیز به یاد زدودن غبار و زنگار از دل خود هستیم؟ که این هم باز بستگی به عیار دلها دارد.
بستگی به اینکه چقدر برای عیار دل خویش ارج مینهیم و اینکه آیا به خزانی که پشت سر نهادیم اندیشیدهایم یا خیر؟ و آیا باور کردیم هر انسانی خزانی دارد؟
اگر به برگریزان خزان هرساله بیندیشیم، به یاد میآوریم که خزانی در راه داریم و باید قدر بهارها را بدانیم. کدورت از دلها بشوییم که فرصت برای در کنار عزیزان بودن بسیار محدود و ناچیز است و از یاد نبریم ما برای تکامل معنویّت درون، نیاز به خانهتکانی دل از طریق استغفار و با هم بودن از طریق آشتی داریم. پس بیایید پیش از تکاندن خانههای آجری و سیمانی و سنگی به تکاندن خانۀ دلهایمان بپردازیم، به مصداق:
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الا احسن الحال