دنبالهروی بیمغز از ماهواره
حامد مظفری
ماندگارترین فیلمها و سریالهای
تاریخی- مذهبی ایران کدامند؟ هزاردستان، کمالالملک، سرب، مختارنامه، امام علی؟
چنین آثاری به غیر از پرداخت دراماتیک جذاب و صحنهآرایی هنرمندانه، نقطه قوتی دارند به نام دیالوگنویسی که بخشی از خاطرهانگیزی اثر را شکل میدهند.
اگر به سریالهای تاریخی چند سال اخیر و به خصوص آثاری که در پلتفرمهای ویدیوی درخواستی عرضه میشود نگاهی بیندازیم منهای ضعف در داستانپردازی و صحنهآرایی سست، با ضعف شدید در دیالوگ نویسی مواجهیم.
به غیر از «قبله عالم» که نیمه کاره رها شد و «خاتون» که بر مداری میانه شروع کرده و رفته رفته
کوشیده ایرادات را ترمیم کند، اخیرا سریال «جیران» نیز در شبکه خانگی عرضه شده که به نظر میرسد بیش از حد بر مدار تکرار مکررات بنا شده.
سریال تازه حسن فتحی در داستان پردازی بسیار تکراری و بر مدار مثلث عاشقانهای پیش میرود که یک طرفش ناصرالدین شاه و طرف دیگرش یک شاگرد نجار پاپتی است! همین قدر ساده، همین قدر تکراری و همین قدر مشابه سریال قبلی فتحی «شهرزاد».
اینکه چرا فتحی باز با همان پیرنگ «شهرزاد»، سریال تازهای ساخته میتواند دهها دلیل داشته باشد و اصلیترین آن، تاثیرپذیری بیش از حد از سریالهای ماهوارهای.
این تقلید از سریالهای سطحی ماهوارهای، صحنهآرایی را هم دربرگرفته به طوری که جز رنگ و لعاب برایگریمهای زنانه و ملون کردن پوشاک، چیدمان صحنه هم بیشتر نوعی رنگ و لعاب جعلی دارد که به جای تاریخ قاجار، یادآور سریالهای ماهوارهای ترک است.
با این حال مشکل اصلی، دیالوگنویسی مغشوش و آشفته گونی است که انگاری به جای پژوهشهای تاریخی حاصل گشتزنی در کانالهای تلگرامی زرد است.
البته که برای اینکه دوز سطحیت بالا نزند، دیالوگها در نوعی سیاسینمایی ابتر پیچیده شده تا مثلا سازنده ژست تحلیلگری به خود بگیرد. نگاهی به این دیالوگها بیندازید:
عهد امیرکبیر تمام شده آقایان! ببینیم شما در عهد خود با این مملکت چه میکنید!؟
روزش که بشه میبینی آفتابه شخص اول مملکت چقدر آب ور میداره!
راست گفتی من سگم ولی سگ هزار بار شرف داره به کفتار!
قافیه داستان پردازی بدیع که به تنگ میآید، کارگردان سراغ نوعی دیالوگهای مثلا دوپهلو میرود که با وایرال کردن آنها در فضای اشتراکی، لابد اسباب روشنفکربازی فراهم باشد ولی این روند تا چند اپیزود کارکرد دارد؟
گفتهاند که «جیران» سریالی 50 قسمتی است و یعنی آنکه نزدیک یک سال بناست پخش آن ادامه داشته باشد. چگونه برای تولید یک سریال پنجاه قسمتی صرفا بسنده کردهاند به داستان پردازی ماهوارهای و مقادیری دیالوگ دوپهلوی سیاسی؟ شاید به موقعیت گروتسک شبیه باشد که همین خط داستانی تکراری هم مدعی پیدا کرده و کارگردانی هست که میگوید فیلمنامه اش مورد برداشت «جیران»سازان قرار گرفته ولی مهمتر از همه اینها، روایت تازه از داستانی تکراری و دیالوگ نویسی تاریخی عجین با فرهنگ مردمی در بازه قجر است که در «جیران» نیست.
ای کاش پروسه تایید فیلمنامههای تاریخی بر مداری جدا از فیلمنامههای روتین پیش برود. نمیشود همان شوراهای روتین تایید پروژههای آپارتمانی موسوم به اجتماعی به ارزیابی و تائید فیلمنامههای تاریخی بپردازند.
فیلمنامه تاریخی نوشتن به نویسندگانی نیاز دارد که به غیر از پژوهشهای تاریخی بالا، توانایی داستانپردازی و همزمان دیالوگنویسی تاریخی داشته باشند و قاعدتا چنین فیلمنامههایی را باید افرادی تصویب کنند که در این زمینهها، دستی بر آتش داشتهاند. اگر سریالهای تاریخی ماههای اخیر چندان که باید موفق نیستند یک دلیل اصلی، نبود مشاوران مسلط در شوراهای تایید فیلمنامه است.