کد خبر: ۲۳۶۸۸۶
تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۲

آفات نهضت‏اسلامی

 

نفوذ فرصت‌طلبان
رخنه و نفوذ افراد فرصت‌طلب در درون يك نهضت از آفتهاى بزرگ هر نهضت است. وظيفه بزرگ رهبران اصلى اين است كه راه نفوذ و رخنه اين‌گونه افراد را سد نمايند.
هر نهضت‌،مادام كه مراحل دشوار اوليه را طى مى‌كند سنگينى‌اش بر دوش افراد مؤمن مخلص فداكار است، اما همين كه به بار نشست و يا لااقل نشانه‏‌هاى بار دادن آشكار گشت و شكوفه‌هاى درخت هويدا شد، سر و كلّه افراد فرصت‏‌طلب پيدا مى‏ شود.روزبه‌روز كه از دشواري‌ها كاسته مى‌شود و موعد چيدن ثمر نزديك‌تر مى‌گردد، فرصت‏‌طلبان محكمتر و پرشورتر پاى عَلَم نهضت سينه مى‌‏زنند تا آنجا كه تدريجاً انقلابيون مؤمن و فداكاران اوليه را از ميدان به در مى‌كنند.
اين جريان تا آنجا كليت پيدا كرده كه مى‏‌گويند: «انقلاب فرزندخور است.» گويى خاصيت انقلاب اين است كه همين كه به نتيجه رسيد فرزندان خود را يك ‏يك نابود سازد.
ولى انقلاب فرزندخور نيست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصت‏‌طلبان است كه فاجعه به بار مى‌‌آورد.
آثار شوم فرصت‌طلبی در مشروطه و صدر اسلام
جاى دورى نمى‏‌رويم. انقلاب مشروطيت ايران را چه كسانى به ثمر رساندند؟ و پس از به ثمر رسانيدن، چه چهره‌هايى پست‌ها و مقامات را اشغال كردند و نتيجه نهايى چه شد؟
سردار ملى‏‌ها و سالار ملى‌ها و ساير قهرمانان آزادي‌خواه، همه به گوشه‌اى پرتاب شدند و به فراموشى سپرده شدند و عاقبت با گرسنگى و در گمنامى مردند، اما فلان‏‌الدوله‏‌ها كه تا ديروز زير پرچم استبداد با انقلابيون مى‏‌جنگيدند و طناب به گردن مشروطه‌‏چيان مى‌‏انداختند، به مقام صدارت عُظمى‏ رسيدند و نتيجه نهايى، استبدادى شد به صورت مشروطيت.
فرصت‏‌طلبى، تأثير شوم خود را در تاريخ صدر اسلام نیز نشان داد.
در دوره عثمان، فرصت‌طلبان جاى شخصيت‌هاى مؤمن به اسلام و اهداف اسلامى را گرفتند، طريدها-مطرودشدگان زمان پیامبر«ص»- وزير شدند و كعب الاحبارها مشاور و ابوذرها و عمارها به تبعيدگاه فرستاده شدند و يا در زير لگد مچاله شدند...
به‏ هرحال مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت‏ طلبان على‏رغم تظاهرات فريبنده‏ شان يكى از شرايط اصلى ادامه يك نهضت در مسير اصلى است.
خطر تغییر جهت انقلاب و جریان سنت لايتغيّر الهی
از جمله آفاتی- كه يك نهضت خدايى را تهديد مى‏‌كند، از نوع معنى است، از نوع تغيير جهت دادن ‌انديشه‏‌هاست، از نوع انحراف يافتن مسير نيت‌هاست.
نهضت خدايى بايد براى خدا آغاز يابد و براى خدا ادامه يابد و هيچ خاطره و ‌انديشه غيرخدايى در آن راه نيابد تا عنايت و نصرت الهى شاملش گردد‌، وگرنه باد غيرت خدايى به صد خار پريشان دلش مى ‏نمايد.
آن كه نهضت خدايى آغاز مى‌كند بايد جز به خدا نينديشد، توكلش‏ بر ذات مقدس او باشد و دائماً حضور ذهنى داشته باشد كه در حال بازگشتن به اوست.
قرآن از زبان شعيب پيغمبر نقل مى‌كند: «من جز اصلاح -تا آنجا که توانایی دارم- نمی‌خواهم! و توفیق من، جز به خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوی او بازمی‌گردم!»(هود/ 88)
پاك نگه داشتن‌انديشه و نيت در مراحل نفى و انكار كه همه سرگرمي‌ها درگيرى با دشمن بيرونى است، آسان‏تر است.
همين كه نهضت به ثمر رسد و نوبت سازندگى و اثبات
- كه ضمناً پاى تقسيم غنائم هم در ميان است- برسد، حفظ اخلاص بسى مشكلتر است.
قرآن كريم در سوره مائده- كه آخرين سوره يا از آخرين سوره‏‌هاى قرآن است و بالاخره در دو سه ماه آخر عمر رسول اكرم نازل شده است و زمان، زمانى است كه مشركين يكسره به زانو درآمده‏‌اند و خطرى از ناحيه آنها اسلام را تهديد
نمى‏ كند... يك اعلام خطر از ناحيه خدا به همه مسلمانان مى‏ نمايد و آن اينكه: تاكنون از دشمن مى‌ترسيديد كه ريشه شما را بركنَد، اكنون نگرانى از آن ناحيه منتفى است، اكنون نگرانى از ناحيه من است، از اين پس از كافران و دشمنان خارجى نترسيد، از من بترسيد كه در كمين شما هستم: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ»‏(مائده/3)
يعنى چه؟ يعنى جامعه اسلامى از اين پس از درون خود تهديد مى‏ شود كه راه انحراف از مسير خدايى اخلاص
پيش گيرد و خدا را فراموش كند. سنت لا يتغيّر خداست كه هر ملتى كه از درون و از جنبه اخلاقى تغيير كند و عوض شود، خداوند متعال سرنوشت آنها را تغيير دهد: «انَّ الله لايُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِانْفُسِهِمْ‏»(رعد/ 11)؛ خداوند وضع و سرنوشت مردمى را عوض نمى‌كند، مادامى‏ كه آنها خود را و آنچه به ‌انديشه‌ها و رفتارهاى خودشان مربوط است تغيير ندهند.
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (نهضت‌هاى اسلامى در صد ساله اخير)، ج‏24، ص: 90- 94
با تلخیص و ویرایش جزئی