نسبت سینمای ایران و گفتمان انقلاب
این نشست به میزبانی دکتر مهدی ناظمی مدرس دانشگاه، پژوهشگر فلسفه و سینما و مدیر فرهنگی و با حضور دکتر مجید اسماعیلی مدرس حوزه دانشگاه و تهیهکننده سینما و سیدمحمد حسینی مدرس دانشگاه و مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس برگزار شد.
در این نشست، سید محمد حسینی درباره نسبت میان سینما و گفتمان انقلاب اسلامی بیان کرد: بهنظر من درباره آرمانهای انقلابی در سینما فقط شعار دادهایم و به نتیجه خاصی نرسیدهایم. این اتفاق ماهیت مطالبهگرانه است و آنچه که بایسته است جویا شدن تحول درونی و بیرونی است. عدم جذابیت در سینما را باید جستوجو کرد و نباید در این امر شعار دهیم.
مجید اسماعیلی مدرس حوزه دانشگاه و تهیهکننده سینما نیز در ادامه با بیان اینکه باید روی موضوعات مربوط به سینما وقت گذاشت، گفت: روی زخم عمیق و 40 سالهای دست گذاشتهایم؛ واقعاً باید روی موضوعات مربوط به سینما وقت گذاشت. وقتی درباره انقلاب اسلامی صحبت میکنیم به جریان تحولی برمیگردیم که تغییرات عمدهای روی گسترههای زیادی ایجاد میکند. به واسطه انقلاب اسلامی تحول عمومی گستردهای پیش آمد تا جاییکه حتی اگر فردی تصادف میکرد بلند میگفت فدای سر امام خمینی و یا در ازدواج به آسانگیری روی میآوردند.
او ادامه داد: نگاه رو به سوی سعادت خوشبختی جدید بود و مردم با این جریان همراه بودند اما بعد فروکش کرد؛ مکانیسم برگشت با سه کار باید فعال شود؛ یکی از فاکتورها تبیین است تا استدلالها به شکل گسترده میان مردم رواج پیدا کنند.
اسماعیلی توضیح داد: بعد از دورهای کوتاهمدت تمام مواردی که انقلاب اسلامی بهخاطر آنها رخ داده است دچار تغییر میشود. وقتی فضای احساسی به سمت فضای اخلاقی برود تمام فاکتورها به شکل کامل ایفا میشوند. در این فضا باید محتواها به شکل سادهای برای مردم تفهیم شود تا پوسته اصلی ایدئولوژی دایره گستردهای پیدا کند و قطعا اندیشمندان و مدیران پردازشی روی این مفاهیم داشته باشند تا به فضای هنری برسیم. هنرمندان از این موقعیت بهعنوان هنری راسخ و ابزاری بسیار خوب برای انتقال مفاهیم استفاده کنند.
او ادامه داد: تمدن اسلامی شیعی با 200 شبکه معاند روبهرو شده است و هر کسی میخواهد از این حفره منفذی بسازد. مدیران ما این تمدن را جدی نگرفتهاند و باید دید اصلا بودجه سینما و صداوسیما برای این موضوع چقدر است. فیلمهای سینمایی که میسازیم تا چه میزان به نیازهای جوانان پاسخ داده است؟
اسماعیلی اظهار داشت: ما به پرسشهای نسل جدید درخصوص تحریمهای دارویی پاسخ ندادهایم. ما در حال تغییر سرنوشت بشریت هستیم و آیا کسی این حرفها را قبول دارد؟ این مسائل از لحاظ حجم، قد، پول و ... جدی گرفته نشده است و حتی افراد کاربلد را به کار نگرفتهایم. سینما به هیچ عنوان شوخی نیست و دنیا برای سینما ارزش زیادی را قائل میشود اما آیا ما این ارزش را قائل میشویم؟
او افزود: مشکل دوم به نهادهای غیرحاکمیتی برمیگردد و من به بسیاری از همدانشگاهیها میگفتم که مسائل انقلابی باید به تفهیم درستی برسند. مسائلی مانند حجاب اسلامی و جایگاه رهبری و سیستم حکومتی به اوایل انقلاب برمیگردد اما بعد از 40 سال از این مسائل متأثر نشدهایم. انقلاب اسلامی چیزی جز اهلبیت، قرآن و سیدالشهدا نیست. تأثیرات فکر و کار بزرگ سیدالشهدا نباید فراموش شود اما آنقدر که باید کار نکردهایم.
ناظمی نیز گفت: طبق صحبتهای اسماعیلی مدیریت کشور این مسئله را جدی نگرفته است و از طرفی دانشگاه، حوزه، مردم و نهادهای خصوصی آنچنانکه باید روی این قضیه مانور ندادهاند.
حسینی اضافه کرد: باید آینه جادویی باطن انقلاب اسلامی را به جهانیان عرضه کنیم و باید منتظر این اتفاق باشیم. آیا میتوان ژانرهای محتلف را ایرانیزه کرد؟ قطعا میتوان این کار را انجام داد و ایتالیاییها این کار را به حالت قصهگویی خاص خود در آوردند و ژانر وسترن را به شیوه خود میسازد و حتی آمریکاییها نام آن را وسترن اسپاگتی میگویند. ژانر وحشت در ژاپن هم بهگونه ژاپنی تغییراتی کرده است و عنصر وحشت در این کشور آنگونه نیست که آمریکا با آن کار میکند.
او اضافه کرد: اصالت سلاح در فیلمهای جنگی حضور داشت اما محصول ایرانی جنگ را به شیوه ایرانی نشان دادند و روایت شهودی بود و اصلا به شیوه آکادمیک نبود. در آثار ملاقلیپور، شورجه، آوینی و حاتمیکیا در دهه 60 سینمای دفاع مقدس سینمای جنگی ایرانیزه شد. حماسه در دفاع مقدس شبیه به آنچه در شاهنامه فردوسی وجود داشت و عیاری و پهلوانی در خونمان بود و در جبهه با آن روبه رو
شدیم که طعم روایت جدیدی گرفت.
من معتقدم متون اصیل خودمان نظیر خمسه نظامی مثنوی معنوی با نگاه ویژه عشق را تجربه کردند و من مخاطب عاطفی شوم و باید ابتدا متن ترس را به مخاطب انتقال دهیم.
او ادامه داد: سینمای ایران تا چه میزان و چقدر تحلیلی به لیلی و مجنون اعتنا کرده است؟ هروقت به تئاتر شهر بروید همیشه نمایش عشق اساطیری روی پرده است که این تفاسیر چه میزان میتواند روی ایرانیها تأثیر بگذارد؟ عشق از دید نظامی و مولوی بسیار خوب توصیف شده است.
حسینی عنوان کرد: شنیدیم برخیها گفتند عالم تفصیل را درک نمیکنیم و حکایتگوهای خوبی هستیم که کاملاً اجحاف در حق خودمان است. ارجاع به متن دچار ایراد است و تبلور انقلاب اسلامی باید در جان فیلمساز بنشیند نباید هیچکس در این زمینه بخشنامهای صادر کند چراکه غرض شکل میگیرد. سینمای ایران خبری از ماهیت انقلاب اسلامی ندارد و منقطع کردن آن را ابتر میکند.
اسماعیلی توضیح داد: آبراهام لینکلن گاهی هفت ساعت سخنرانی انجام میداد و مخاطبان این هفت ساعت را گوش میدادند و بهنظرم طرح این بحث نیازمند ساعات طولانیتری دارد. در سالهای گذشته شوراهای زیادی تشکیل دادیم که برای موضوعات ساده بد نیست اما در موضوعات عمیق و ارتباطی باید از راه دیگری استفاده کنند. بهنظر میرسد سینمای فعلی ما تعداد کمی فیلمساز دارد و با یک شیوه جدیدی ظاهر شدهاند. قواعد و قوانین هالیوود با یک قاعده جلو میرود ولی به ابزارهای زیادی مسلط هستند که ورود و خروج افراد به صنعت سینما را کنترل میکنند. ما هم باید با قوانین جلو برویم و اگر هرکسی در کشتی که نشسته است چکش به دست بگیرد و کشتی را سوراخ کند همه از بین میرویم. مورد دیگر این است که برای زدن حرف روال تولید آثار سینمایی را به جامعه نخبگان واگذار کنیم و از آغاز فرایند به این افراد اعتماد کنیم.