کد خبر: ۲۳۵۸۰۵
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۹:۳۲
دستاوردهای اقتصادی در سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی-بخش نخست

تقویت روحیه ضد وابستگی و توجه به ظرفیت‌های داخلی

 
 
 
 
گالیا‌توانگر
 
ما در این چند سال اخیر روی تولید خیلی تکیه کرده‌ایم و معتقدم تولید خیلی تأثیر دارد که حالا شماها خوب می‌دانید، من هم اجمالاً خواهم گفت. آنچه من حالا در مرتبه اوّل می‌گویم این است که تولید یک جهاد است: «اَشهَدُ اَنَّک جَاهَدتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه» این را به ائمّه هدیٰ (علیهم‌السلام) خطاب می‌کنیم و همیشه می‌گوییم؛ جهاد! امروز، تولید، جهاد است؛ چرا؟ برای خاطر اینکه در معنای جهاد مکرّر گفته‌ایم که جهاد عبارت است از آن تلاشی که ناظر به حمله دشمن و تحرّک دشمن باشد؛ در مقابل دشمن باشد. هر تلاشی جهاد نیست؛ تلاشی که متوجه به حمله دشمن است، این جهاد است. (بیانات روشن‌گرایانه رهبر معظم انقلاب در دیدار با تولیدکنندگان ۱۰/11/۱۴۰۰)
دهه فجر انقلاب اسلامی از راه رسید و نگاهی به دستاوردهای اقتصادی که همیشه مورد تأکید رهبری بوده یکی از ضروریات اصلی است.
 ده‌ها دلیل وجود دارد که بخش کشاورزی، با ‌اندکی توجه به ظرفیت‌های بالقوه، آماده ارتقای جهشی است. از نگاه اقتصادی، گرچه کشور ما اکنون در عنصر «سرمایه» دچار کمبودهایی است، اما ظرفیت‌های به فعلیت نرسیده بسیار جدی در حوزه «دانش» و همچنین «ظرفیت‌های سرزمینی» و نیز «نیروی انسانی»، نویدبخش آمادگی این بخش برای یک «جهش» در حوزه اقتصادی است.
ظرفیت‌های بالقوه کشور
اقتصاد دانش‌بنیان یکی دیگر از ظرفیت‌های اقتصادی ایران است که می‌تواند ثروت هنگفتی را نصیب کشور کند. بر اساس استانداردهای بین‌المللی، ظرفیت اقتصاد دانش‌بنیان در هر کشور بر اساس تعداد نخبگان (افراد دارای توانایی فعالیت دانش‌بنیان) شناسایی می‌شود. 
در محاسبات عمومی این عدد معادل 5 درصد افراد با تحصیلات دانشگاهی دانسته می‌شوند؛ بنابراین با توجه ‌به میزان دانش‌آموختگان کنونی دانشگاه‌های ایران که حدود ده میلیون نفر تخمین زده می‌شود. تعداد نخبگان با ظرفیت فعالیت در بخش دانش‌بنیان کشور هم اکنون نیم‌میلیون نفر است که این رقم در آینده می‌تواند تا دوبرابر افزایش یابد؛ بنابراین باتوجه‌به اینکه ارزش سرمایه‌ای هر فرد نخبه بیش از 50 میلیون دلار در شاخص «برابری قدرت خرید» در نظر گرفته شده پس ظرفیت تولیدات دانش‌بنیان کشور بالغ بر 1250 میلیارد دلار خواهد بود.
اگر تولید هر اقتصادی را به سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات دسته‌بندی کنیم، سهم بخش خدمات در اقتصاد جهانی دست‌کم حدود 60 درصد است. به‌عبارت‌دیگر ارزش بخش‌های خدماتی (شامل حمل‌ونقل، بازرگانی، بانکداری، امور مالی، بهداشت و درمان، آموزش و...) یک و نیم 
برابر ارزش تولیدات بخش کشاورزی و صنعتی خواهد بود؛ بنابراین توجه به بخش خدمات می‌تواند 60 درصد ظرفیت‌های یک اقتصاد را فعال سازد. پس اگر ظرفیت اقتصاد ایران در بخش صنعت و کشاورزی امکان 
130 برابر شدن را داشته باشد ظرفیت رشد و توسعه در بخش خدمات تا 150 برابر خواهد بود. این مسئله به‌خوبی گویای ظرفیت‌های اقتصادی بخش خدمات در ایران است.
باتوجه‌به این محاسبات می‌توان به‌خوبی به ظرفیت‌های کم‌نظیر اقتصاد ایران پی برد. ظرفیت‌هایی که باتوجه‌به اعداد و ارقام ارائه شده قابل اثبات و صدالبته قابل تحقق است. به‌شرط آنکه وجود این ظرفیت را باور کرد و به آن ایمان داشت و برای به فعلیت رساندن این ظرفیت‌ها، برنامه‌ریزی داشت و تلاش کرد. این ارقام و اعداد و این محاسبات ساده نشان می‌دهد رسیدن به رشد اقتصادی دورقمی برای سالیان متوالی شدنی است مشروط به اینکه نوع نگاه مسئولین، نخبگان و عموم مردم به ظرفیت‌های کشور تغییر یابد و نیاز به یک تغییر راهبردی در نوع نگرش اقتصادی برای همه قابل‌درک شود.
بازتولید قدرت ملی و توسعه راهبرد اقتصاد مقاومتی
غلامرضا کحلکی، پژوهشگر و کارشناس روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با ایکنا، درباره مفهوم واقعی شعار «نه شرقی نه غربی» به منزله یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی و دستاوردهای داخلی آن می‌گوید: «در ارزیابی این سیاست ابتدا باید دیدگاه «وابستگی» و «وابستگی متقابل» را بررسی کرد و فهمید این دو در عرصه روابط بین‌الملل چه تأثیری بر سیاست‌های یک کشور دارد. وابستگی ماهیت عرصه بین‌الملل است و وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر امری اجتناب‌ناپذیر است، اما این وابستگی مبنا، سطح و میزانی دارد.»
وی در ادامه می‌گوید: «وابستگی متقابل زمانی می‌تواند برای طرفین تأثیر مثبت داشته باشد که دو سوی این وابستگی منافع متقابل کسب کنند. به عبارتی این‌گونه نباشد که یک طرف به دنبال بازی برد و طرف دیگر به دنبال بازی باخت باشد. انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری برای این بود که بازتعریفی از این وابستگی متقابل ارائه دهد. انقلاب اسلامی عزت و برابری در روابط با کشورها، مشخص‌بودن سهم طرف‌ها و یکسویه نبودن روابط را در عرصه بین‌المللی شکل داد. از این منظر «نه شرقی نه غربی» استراتژی حضرت امام(ره) در فضای انقلاب اسلامی و آغازگر یک تحول جدید عظیم بود که اتفاقاً شرایط آن زمان هم آن را می‌طلبید.»
این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه می‌افزاید: «در آن دوره که نظام دوقطبی در جهان حاکم بود اگر جمهوری اسلامی به هر یک از این دو قطب متمایل می‌شد، دچار وابستگی مطلق می‌شد و بعید به نظر می‌رسید انقلاب اسلامی تا امروز می‌توانست دوام پیدا کند و با قدرت روی پای خودش بایستد. این نوع نگاه به عرصه داخلی و نشر آن در عرصه جهانی به بازتولید قدرت در سطح ملی منتج شد و مردم احساس هویت مستقل می‌کنند و سیاست داخلی 
بر پایه این هویت مستقل شکل می‌گیرد و نه یک دولت- ملت، 
بلکه دولت-ملت منسجم بر مبنای خودباوری مرکزگرا و هویت مشترک قوی پی‌ریزی می‌شود.»
کحلکی درباره چرایی مقبولیت تداوم شعار «نه شرقی نه غربی» پس از دوران فروپاشی نظام دوقطبی توضیح می‌دهد: «وابستگی متقابل مبنای «نه شرقی نه غربی» است. «نه شرقی نه غربی» به معنای عدم وابستگی 
تام و تمام به هیچ یک از قدرت‌ها و کنشگران عرصه بین‌الملل اعم از شرقی و غربی یا هرجای دیگر است اما از طرف دیگر اگر به معنای ارتباط با سایر کشورهای مستقل دنیا باشد، جمهوری اسلامی نشان داده همواره از این ارتباطات مستقل استقبال کرده و به سمت آن حرکت می‌کند، به‌ شرط اینکه طرف مقابل نیز قاعده بازی را بفهمد و درک کند و به دنبال ارتباط و وابستگی متقابل باشد.
غربی‌ها و به‌ویژه آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند که «تک‌هژمون» هستند و می‌خواهند این هژمون بودن را در سطح بین‌الملل حفظ ‌کنند و برای این هم برنامه‌ریزی دارند. برای نمونه آنها در بعضی جاها سواری مجانی می‌دهند به این معنا که یک سری امتیازات به‌طرف مقابل می‌دهند که این امتیازات، حساب‌شده باهدف وابسته‌‌سازی طرف مقابل است. در مقابل جمهوری اسلامی هیچ‌گاه این‌گونه عمل نمی‌کند و حتی روابط ایران با حماس و حزب‌الله برای وابسته کردن آنها به ایران نیست بلکه ایران به دنبال ارتباط متقابل با سطوح تعیین‌شده است.»
کحلکی در ادامه اظهار می‌دارد: «به عبارتی ارتباطات ایران با سایر کشورها یا برای حمایت از ملت‌های ستمدیده یا برای تقویت یک جبهه خاص برای مقاومت در مقابل جبهه ظلم و یا روابط متعارف بین‌المللی با هدف کسب منافع متقابل است و لذا سطوح روابط از نظر جمهوری اسلامی تعاریف مشخصی دارد.» وی درباره تعمیق و گسترش جبهه مقاومت به منزله دستاورد خارجی شعار «نه شرقی نه غربی» و قدرت الهام‌بخشی آن برای سایر ملت‌ها می‌گوید: «بحث مقاومت و عنصر خودباوری و اتکای به خود براثر پیروزی انقلاب اسلامی باعث شده دیگران هم به این نتیجه برسند که می‌توانند هویت مستقل در عرصه بین‌الملل داشته باشند. در دوره نظام دوقطبی کشورها یا باید به بلوک شرق وابسته بودند یا بلوک غرب، اما «نه شرقی نه غربی» این را رد کرده و محصول این رویکرد تولد جنبش‌هایی است که خودباوری را در عرصه بین‌المللی امکان‌پذیر می‌دانند.
این کارشناس روابط بین‌الملل در پایان تصریح می‌کند: «وقتی این خودباوری و هویت مستقل شکل بگیرد مبنای وابستگی متقابل به‌درستی تنظیم شده و نوعی موازنه مثبت برقرار می‌شود، درحالی‌که در وضعیت وابستگی یکسویه موازنه به‌صورت منفی است؛ لذا سیاست «نه شرقی نه غربی» توانسته موازنه مثبت و متعادلی را بر پایه وابستگی متقابل شکل دهد و گسترش محور مقاومت و توسعه آن در سایر کشورها یکی از آثار مهم و بنیانی این راهبرد ضدسلطه است.»
توجه به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های داخلی
می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های داخلی کشور و خصوصاً جوان‌ها، مشکلات را حل کرد و تولید را رونق بخشید. در بحث پشتیبانی از تولید، آنجایی که لازم است دولت ورود پیدا کند، اولویت‌بندی، سرمایه‌گذاری، وضع قوانین و ارائه تسهیلات کند که باید این کارها انجام شود و نکته دیگر مانع‌زدایی است؛ در واقع آن چیزی که مانع سر راه تولید است، باید برداشته شود که شخص رهبری مواردی را دراین‌خصوص مثال زدند؛ وقتی بحث تولید مطرح می‌شود یعنی سرمایه‌گذاری برای ایجاد اشتغال ایجاد می‌شود و در واقع تولید رونق پیدا می‌کند که خودبه‌خود باید یکی از نتایج آن را ببینیم که بیکاری برای همه به‌خصوص جوان‌ها پایان پیدا می‌کند و به شغل می‌رسند و فعال شده و تلاش می‌کنند.
سردار دکتر یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه می‌گوید: «اگر تولید کالایی که نیاز کشور است و هزینه‌های آن به دلیل نبود تسهیلات و امکانات بالا است، باید این نوع تولید با تسهیلات دولتی مورد حمایت قرار گیرد، تا هزینه‌های آن پایین بیاید و مقرون‌به‌صرفه باشد؛ تا وقتی تولید کالایی انجام می‌گیرد؛ اما این تولید رقیب خارجی دارد که به شکل قاچاق یا متأسفانه واردات بی‌رویه از مبادی رسمی وارد کشور می‌شود و بازارهای داخلی را اشغال می‌کند، طبیعی است که اگر اینجا انگیزه‌های سیاسی هم وجود داشته باشد به‌سرعت آن تولید، با مشکل مواجه می‌شود و اساس خط تولید متوقف می‌شود؛ بنابراین اینجا است که باید برای حمایت از تولید و برداشتن موانع به شکل جدی با قاچاق کالا به هر شکل ممکن مبارزه انجام شود و اساساً جلوی ورود کالای قاچاق به داخل کشور گرفته شود، چرا که واقعاً قاچاق کالا و کالای قاچاق در بازار ایران برای تولیدات داخلی، صنایع داخلی، کارخانه‌های داخلی، سم مهلک است و آن چیزی که می‌تواند یک صنعت، کارخانه و یک بنگاه اقتصادی را منهدم کند، همین قاچاق کالاهایی است که به شکل‌های مختلف وارد بازار ایران می‌شود یا کالاهایی است که از مبادی رسمی وارد کشور می‌شود؛ متأسفانه اینجا یک باندهای مافیایی وجود دارند که برخی از کالاها را در حجم انبوه وارد کشور می‌کنند و این واردات بی‌رویه مانع جهش تولید می‌شود، درحالی‌که وقتی بازار داخلی، نیاز به کالایی دارد باید با سرمایه‌گذاری و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود، تولید انجام و بازار آن اشباع شود؛ اما می‌بینیم که متأسفانه از تولید داخلی حمایت نمی‌شود، ولی باندهای مافیایی برای رسیدن به آن سودها و درآمدهای رؤیایی و کلان، به واردات این کالاها اقدام می‌کنند و بازار را اشباع می‌کنند که طبیعی است ورود این کالاها، مانع از جهش تولید در داخل کشور می‌شود.»
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌افزاید: «به لحاظ ذهنی باید این نگاه را پیدا کنیم که راه‌حل مشکلات اقتصادی ما و برداشتن موانع سر راه تولید، تلاش، جدیت و توجه به ظرفیت‌های داخلی است. غربی‌ها ابزار فشار و تحریم را از دست نخواهند داد و چون آنها می‌خواهند عناصر و مؤلفه‌های اصلی قدرت جمهوری اسلامی ایران را در حوزه هسته‌ای، نظامی، موشکی و منطقه‌ای بگیرند، این تحریم‌ها را به‌راحتی کنار نخواهند گذاشت.»
اوج وابستگی ایران به کشورهای غربی 
در دوران طاغوت
حجت‌الاسلام سهراب مهدوی کارشناس سواد رسانه، زمینه‌‌سازی وابستگی اقتصاد ایران به آمریکا و کشورهای غربی را از جنایت‌های رژیم پهلوی برشمرده و می‌گوید: «دستاوردها و عملکرد انقلاب اسلامی در ابعاد مختلف، تجهیزات نظامی، علم پزشکی، استقلال و اقتدار کشور قابل قیاس با دوران پهلوی نیست که همه این موارد برای نسل جوان باید بازگو شود.»
وی در ادامه می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین جنایت‌های رژیم پهلوی تبدیل ایران به انبار ابزار و کالاهای وارداتی و کم‌ارزش و بی‌ارزش بود. یکی دیگر از جنایت‌های رژیم شاه نابودی کشاورزی در ایران و زمینه‌‌سازی وابستگی اقتصاد ایران به آمریکا و کشورهای غربی بود، رژیم شاه با فراهم‌کردن زمینه مهاجرت روستائیان به شهرها باعث نابودی کشاورزی شد.
تکیه اقتصاد ایران به نفت که حتی امروز نیز برای ما یک معضل و مشکل اساسی است خشت کجی بوده که از رژیم پهلوی بنیان گذاشته شده است.
در این دوره از لحاظ تولید علم عقب بودیم، قدرت نظامی نداشتیم و در واقع ایران پارکینگ تجهیزات و ابزار نظامی بود، چراکه مردم ایران نحوه استفاده و کارکردن با این تجهیزات و ابزار نظامی را بلد نبودند. به‌عنوان ‌مثال اگر هواپیمایی در اختیار داشتیم خلبان هواپیما از کشورهای غربی و آمریکا بود.»
وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب مسائلی را که در ۴۰ سال اول انقلاب داشته‌ایم توضیح داده است، می‌افزاید: «نسل جوان ما باید بداند در عرصه‌های مختلف کجا بودیم و الان به کجا رسیدیم؟ جوان ایرانی باید بداند ایران دوره طاغوت در علم و پزشکی چه‌قدر ضعیف و عقب‌مانده بود تا جایی که پزشکانی از هندوستان و پاکستان داشتیم و خیلی‌ها با کوچک‌ترین بیماری به دلیل نبود پزشک متخصص فوت می‌کردند، این در حالی است که امروز متخصصان زیادی در سراسر دنیا داریم که تربیت‌یافته انقلاب اسلامی هستند.
 از لحاظ تجهیزات نظامی نیز به پیشرفت‌های زیادی دست‌یافته‌ایم، موشک‌های دوربرد و نقطه زن داریم و از لحاظ علم و تکنولوژی پیشرفت کرده‌ایم که این دستاوردها به برکت انقلاب اسلامی حاصل شده و باید به مردم معرفی شوند.»