دیپلماسی عزتمندانه و تثبیت ثبات در مرزهای شمال غربی
مجتبی باجلان
دولت سیزدهم از زمان روی کار آمدن به رغم به ارث بردن چالشهای مهم در حوزه سیاست خارجی، در حدود شش ماهگی خود توانسته ثمرات قابلتوجهی مانند عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای، دیپلماسی موفق اقتصادی در خرید واکسن، فروش نفت و ارتقای قدرت و نفوذ منطقهای ایران را در کنار تعاملات گسترده، نقشآفرینی فعال منطقهای، حضور فعالانه در رویدادهای مختلف و تعامل عزتمندانه و هوشمندانه با غرب جهت استیفای حقوق و منافع ملی ایران را به ارمغان بیاورد که نظر مساعد جامعه جهانی را به خود جلب کرده است.
بر این اساس یکی از مهمترین دستورکارهای دولت ابراهیم رئیسی در عرصه سیاست خارجی ایران، تقویت ابزارها و اهرمهای قدرتساز کشورمان بوده است. در واقع، دولت رئیسی با علمِ به اینکه در میز مذاکره با غرب، صرفا زبان قدرت است که میتواند برای کشورمان تامین منافع کند و از حقوق ایران دفاع نماید، در این مدت سعی کرده است تا تمامی ظرفیتهای قدرتسازِ کشورمان در عرصه بینالمللی را فعال کند و تا جای ممکن استفاده از ابزار تحریم از سوی غربیها علیه ایران را برای آنها پُرهزینه کند.
از سوی دیگر ایجاد حس سرخوردگی از روابط با غرب که در دولت «حسن روحانی» و در جریان معادله «برجام» ایجاد شد، تا حد زیادی دولت ابراهیم رئیسی را به سمت توسعه روابط با کشورهای همسایه و همچنین دولتهای مستقل آسیایی و شرقی سوق داده است. در واقع، ایران در دوران رئیسی با این درک که کریدورهای قدرت جهان، از غرب به سمت شرق در حال تغییر هستند، سعی دارد تا خود را با واقعیات آتی روابط بینالملل هماهنگ کرده و در عین حال، قدرتهای غربی را که بارها به ایران و منافع این کشور خیانت کردهاند را بار دیگر مورد آزمایش قرار ندهد.
طی این مدت همچنین دولت سید ابراهیم رئیسی در کنار نقشآفرینی مثبت در بحران افغانستان با اتخاذ سیاست درست و اصولی در مسیر مدیریت بحران در منطقه قفقاز حرکت کرد. جنگ اخیر قرهباغ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، بهعنوان طرفهای اصلی مناقشه، که با نقشآفرینی بازیگران دیگر منطقهای همانند ترکیه و رژیم صهیونیستی در دامنزدن به بحران همراه بود، به تغییرات ژئوپلتیکی مهمی در منطقه انجامید. بر این اساس بالا گرفتن آتش مناقشه در یک سالگی توافق صلح، اما بار دیگر ثبات شکننده در منطقه حساس قفقاز و ضرورت اهتمام منطقهای برای جلوگیری از احیای بحران را ثابت کرد. موضوعی که منجر به تلاش برای ایجاد مکانیسمهایی برای پیشبرد صلح و حل اختلافات
براساس دیپلماسی و منافع جمعی از سوی دولت سیزدهم شد.
جمهوری اسلامی ایران با داشتن منافع اقتصادی، امنیتی و ژئوپلتیکی در موضوع بحران قرهباغ، همواره نسبت به حضور تفرقهانگیز، بیثباتساز و مداخلهگری منفی بازیگران فرامنطقهای همانند رژیم صهیونیستی در روابط همسایگی با جمهوری آذربایجان اعلام هشدار کرده است.
در کنار رژیم صهیونیستی ترکیه نیز یکی از مهمترین بازیگران مداخلهگر در حوزه قفقاز به شمار میرود که عمده حمایتها و پشتیبانیها نیز از باکو در جریان نبردهای قره باغ و ادامه جنگ در این منطقه داشته است. ترکیه تلاش دارد تا با برگزاری مانورهای نظامی مشترک با آذربایجان به موازات حضور در سوریه، سپس در لیبی و اکنون در قفقاز جنوبی به بسط قدرت خود بپردازد. پر واضح است که مانورهای نظامی نیروهای خارجی از این دست هیچ کمکی به امنیت و ثبات در منطقه نمیکند. حال اگر جمهوری آذربایجان به فکر منافع اقتصادی در بلندمدت باشد باید این را از ذهن خود بیرون کند، زیرا منافع اقتصادی در هر منطقه ارتباط مستقیمی به ثبات در آن منطقه دارد.
از طرفی جمهوری آذربایجان طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین تأمینکنندگان انرژی ترکیه تبدیل شده است. اساساًً آذربایجان به همراه گرجستان یک دهلیز مهم انرژی برای ترکیه است. ترکیه در چارچوب همکاریهای منطقهای با جمهوری آذربایجان و گرجستان جلسات سهجانبه مهمی را به شکل مکرر با روسای جمهور و وزرای امور خارجه سه کشور برگزار میکند. اینها همه حکایت از اهمیت فوقالعاده قفقاز در نقشه سیاسی امنیتی ترکیه دارد.
بر همین اساس آذربایجان قصد داشته تا ارتباط زمینی خود با نخجوان را کاملاً در اختیار خود قرار داده و با این کار اتصال ارضی خود را با ترکیه کامل کند؛ این امر به ترکیه این فرصت را میدهد که بر مبنای تحقق چشمانداز ۲۰۲۳، مرزهای شمالغربی ایران را بهشدت تنشزا ساخته و زیستگاه جدید و مطمئنی را برای رشد تروریسم در منطقه فراهم آورد و از این طریق جنگ منطقهای را در آنجا راه اندازد.
برای آنکارا ایجاد یک کریدور مستقیم زمینی از جمهوری آذربایجان و به ترکیه بسیار حائز اهمیت است. ترکها عملی کردن این کریدور زمینی را با اهداف جاهطلبانه پانترکیسم منطقهای دنبال میکنند. در حال حاضر جمهوری آذربایجان از طریق زمینی بهصورت مستقیم به نخجوان و مرزهای ترکیه دسترسی ندارد، چون میان سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان و استان نخجوان این کشور، استان سینویک ارمنستان واقع شده است. اما آنکارا در حال تشویق و تحریک باکو به ایجاد یک مسیر مستقیم زمینی با عبور از خاک ارمنستان است، هرچند ارمنستان ایجاد این مسیر زمینی را بهدلیل تقسیم استان سینویک به شدت رد میکند.
از سوی دیگر با توجه به آنکه ایجاد مسیر زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان که با فشار ترکیه دنبال میشود، به تغییراتی در مرزها ایجاد خواهد شد، دولت جمهوری اسلامی ایران نیز با این طرح به شدت مخالف و نسبت به اجرایی شدن آن هشدار داده است و همین هشدار ایران باعث شد تا اجرای کریدور زمینی مسکوت باقی بماند.
همچنین ترکیه مدتهاست در تلاش است که بهعنوان برادر بزرگتر در میان کشورهای عضو شورای همکاری کشورهای ترکزبان به رسمیت شناخته شود و عملاً این شورا در راستای اجرای منافع منطقهای آنکارا قرار بگیرد.
با این حال رهبران ترکیه با وجود روابط نزدیک با تهران، اما همچنان منتظر فرصت مناسب برای اجرایی کردن خواستههای خود در قالب پانترکیسم و اتصال زمینی با جمهوری آذربایجان هستند و همین موضوع مهمترین علت تنشهای اخیر ایران با رهبران باکو بوده است.
بر همین اساس دولت سیزدهم با هوشمندی و درک درست شرایط و پیچیدگی بحران در منطقه قفقاز در مسیر کاستن از شدت تنشها با باکو از طریق بازگذاشتن باب گفتوگو و همکاری حرکت کرد. آغاز سریع گفتوگوهای تهران- باکو، ولو گفتوگوهای انتقادی، پیش از کنترلناپذیر شدن بحران امری ضروری بود که بهدرستی احیا شد.
دیدار «سید ابراهیم رئیسی» و «الهام علیاف» روسای جمهوری ایران و جمهوری آذربایجان در حاشیه «اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی» (اکو) و تأکید بر حل مسائل بهوجود آمده در چارچوب چنین تماسها و سفرها، سفر یکروزه حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه به جمهوری آذربایجان و دیدار با رئیسجمهور، رئیس مجلس و وزیر خارجه این کشور و تأکید بر تداوم مذاکرات دو کشور برای رفع اختلافات گذشته و ریلگذاری مناسبات همسایگی در مسیر تقویت همکاریها در بخشهای مختلف، سفر «ذاکر حسناف» وزیر دفاع جمهوری آذربایجان به ایران و دیدار با مقامات کشورمان از جمله دیدار وی با آیتالله رئیسی و همچنین سفر رستم قاسمی وزیر راه و شهرسازی به آذربایجان و دیدار وی با الهام علیاف در همین راستا قابل ارزیابی است.
همچنین یکی از این دریچههای همکاری در عرصه کریدور بینالمللی شمال- جنوب از طریق تسریع در راهاندازی شبکه ریلی از باکو به آستارا- انزلی- قزوین تا دریای عمان و تنگه هرمز است که رئیسی در سفر اخیر خود به گیلان بر تسریع تکمیل آن تأکید کرد.
در واقع دولت رئیسی با اتخاذ سیاست درست پیش سویههای
نظامی- امنیتی در منطقه قفقاز را به سیاستهای گفتوگومحور بر پایه تعاملات و همکاریهای اقتصادی تغییر داد و از سوی دیگر باکو هم پیام ایران برای چیرگی بر تصاعد بحران در قفقاز را دریافت و رویکرد خود را بر این اساس تنظیم کرده است.