کد خبر: ۲۳۵۳۸۴
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۹:۰۱
نگاهی به فیلم «قدرت سگ» 

حکایت پوست ‌انداختن وسترنرها

 
 
 
سعید مستغاثی
یک نئو وسترن از جین کمپیون که حدود 30 سال پیش با فیلم «پیانو» توانست به اسکار برسد و ضمن نامزدی برای بهترین کارگردانی، اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال را دریافت کند. عنوانی که دیگر در طول این 30 سال نتوانست حتی به آن نزدیک شود. او در طی این سالها به جز یکی دو فیلم گمنام و دم دستی، به ساخت سریال و فیلم کوتاه و یا مستند مشغول بود. 
اما امسال با استفاده از رمان «تامس ساوج» و البته بازیگران شناخته شده‌ای مثل «بندیکت کامبربچ» و «کریتسین دانست»، فیلمی ساخته که می‌توان تم آن را کلید آثار فصل جوایز 2021 -2022 دانست. 
فیلمی که چند ماه پیش در جشنواره ونیز جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد و در همین فصل جوایز هم در اکثر مراسم هنری و فهرست منتخبین انجمن‌های هنرمندان و منتقدان سینمایی، اغلب به عنوان بهترین فیلم و کارگردانی برگزیده شده است.
فیل و جرج بربنک (دو برادری که اخلاق و رفتاری کاملا مغایر با یکدیگر دارند)، صاحبان مزرعه‌ای بزرگ در مونتانای 1925 آمریکا، گله پرتعداد گاوهای خود را برای چراگاههای بهتر حرکت می‌دهند. اما در مسیر و در استراحتگاهی با رز گوردون(صاحب کافه و هتل آن محل) و پسر متفاوتش «پیتر»، آشنا می‌شوند و ماجرا به ازدواج جرج با رز می‌انجامد که «فیل»، موافقت چندانی با آن ندارد. 
فیل که علی‌رغم سابقه مطالعه و تحصیل، اینک تنها خود را به گاو چرانی و خلوت کردن با خاطرات و آیین فردی به نام «برانکو هنری» مشغول کرده و چندان هم از پیتر (شبه دوجنسی و سوسول) خوشش نمی‌آید، اما با رفتارهای غیر معمول او به طرفش جلب شده و تصمیم می‌گیرد که راه و رسم گاوچرانی و روش زندگی مورد نظرش را به او بیاموزد. راه و روشی که خود از برانکو هنری آموخته بود. اما سیر ماجراها به سمت عجیب و غریبی کشیده می‌شود.
می توان فیلم «قدرت سگ» را یک «رود سرخ» (هاوارد‌هاکس) دانست که در انتها به «طالع نحس» (ریچارد دانر) می‌رسد. نگاه پیتر در نمای آخر فیلم از پنجره طبقه بالا به زوج جرج و رز که از مراسم دفن «فیل» می‌آیند و در گوشه تصویر خیلی کوچک به نظر می‌رسند، بی‌شباهت به نگاه «دیمین» در صحنه آخر فیلم «طالع نحس 2» نیست. 
اگر در فیلم «طالع نحس»، شخصیت دیمین، پسر بچه بیگناهی نشان می‌داد که به دلیل موقعیت خاصش، ناگزیر از قتل افرادی می‌شد که قصد جانش را کرده بودند، در «قدرت سگ» نیز «پیتر» در واقع آدم بی‌آزاری به نظر می‌رسد که مدام مضحکه شده و حالا قصد دارد که از موقعیت خود و احتمالا مادرش در مقابل تهدیدات، محافظت و دفاع کند. آنچه که در ابتدا از شکل و ظاهر او بعید و حتی ناممکن به نظر می‌رسد. همچنانکه باور رفتنش به شهر و تحصیل در رشته پزشکی، تا حدودی دشوار است. 
پیتر هم مانند دیمین ناگزیر است برای تثبیت موقعیت خود، قدرت و سلطه را به کار گیرد و در این مسیر با روش‌های پنهان و نرم، دشمنان این موقعیت مانند «فیل» را حذف نماید. قدرت و سلطه‌ای که بنا به تغییر روزگار و آنچنانکه زن فرماندار دعوت شده به مجلس بربنک‌ها می‌گوید، در جلوه‌گری مدرنیته، بایستی شکل و ظاهر خود را عوض نماید. 
این نوع سلطه، دیگر قهرمان‌ها و وسترنرهایی همچون «فیل بربنک» گاو چران (که علی‌رغم همه خشکی و انجماد رفتاری ولی حتی با پدیده‌های مورد تنفرش هم به نوعی کنار می‌آمد) و حتی جرج بی‌دست و پا را بر نمی‌تابد، بلکه آدم‌های هوشمند و ظاهر فریب و در عین حال بی‌رحم و سنگدل را می‌طلبد که بتوانند در روزگار نو، خود را تثبیت کنند. 
دیگر دوره وسترنر‌هایی مانند قاضی «روی بین» و «وایات ارپ» و «داک‌هالیدی» و کلانتر «چنس» و حتی ضد قهرمان‌هایی مانند «جسی جیمز» و «بیلی د کید» و «پت گارت» گذشته است. حالا دیگر وسترنر‌ها پوست می‌اندازند. 
اگر زمانی کلینت ایستوود در فیلم نابخشوده (1992)‌، «ویلیام مانی» را در دنیای پسا کلاسیک غرب، یک وسترنر به آخر خط رسیده نشان داد و برادران کوئن در برداشت جدیدشان از فیلم The True Grit، وسترنری مثل «روستر کاکبرن» را به گونه‌ای تصویر کردند که حتی شلوارش را به زور بالا می‌کشید اما در فیلم «قدرت سگ»‌، پیتر دست و پا چلفتی، ناگهان هیولایی بدکنشت نشان می‌دهد.
حالا دیگر پیتر گوردون، وسترنر دنیای امروز و اکنون یعنی آغاز دهه سوم از قرن بیست و یکم می‌شود، اگرچه داستانش در اوایل قرن بیستم اتفاق افتاده است. او همه عناصر و خصوصیاتی که برای قدرت و سلطه جهان کنونی مورد نیاز است را داراست و ویژگی‌هایش حتی با برخی از سرکردگان امپراتوری روچیلد (از بنیانگذاران غرب جدید) مانند ویکتور روچیلد می‌خواند.
این همان تئوری امروز غربِ فرانو است که خصوصا در این سال‌های اخیر، با برهم خوردن هژمونی آمریکا در جهان، کنار رفتن بریتانیا از اتحادیه اروپا 
و تق و لق شدن موجودیت نامشروع اسرائیل، در طرح‌های جدید امپراتوری جهانی صهیونیسم و در‌اندیشکده‌ها و مراکز استراتژیک و به اصطلاح Think tanks آنها مطرح گردیده و اینک در سینما بروز نموده و به عنوان تم اصلی آثار فصل جوایز امسال، خود را نشان می‌دهد.
در فیلم «قدرت سگ»، تقریبا اغلب موضوعات مختلف مورد علاقه غرب امروز هم به چشم می‌خورد؛ تراجنسیتی شخصیت اصلی، تبلیغ عرفان‌های جعلی (که جین کمپیون در فیلم «دود مقدس» نیز به آنها پرداخته بود)، مدرنیسم در مقابل زندگی سنتی (که با نماهای جان فوردی دوربین از پشت پنجره‌های خانه در مقابل محیط صحرایی و خشک بیرون و تراکینگ در میان این نماها برجسته می‌شود) و... 
اگرچه کارگردانی جین کمپیون به قوت و قدرت فیلم «پیانو» نیست و نیمه اول فیلم، بسیار کند و کسالت بار پیش رفته و همچنین برخی شخصیت‌ها مثل پدر و مادر بربنک‌ها و حتی فرماندار و زنش پا در هوا مانده و اصلا وجودشان اضافه بوده و قابل حذف است. شاید بتوان گفت حداقل نیم ساعت از فیلم را به راحتی می‌توان کنار گذاشت و ضرری به آن نمی‌خورد.