کد خبر: ۲۳۴۴۵۷
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۴۰۰ - ۲۰:۰۷
تأملی در شعر و شخصیت شاعر انقلابی – آیینی «ژولیده نیشابوری»

لحظه ای در خود فنا شو تا بقا پیدا کنی- بخش دوم



رضا اسماعیلی
اشاره
در بخش اول این مقاله، ضمن معرفی ژولیده نیشابوری، مضامین و درونمایه اشعارش را مورد بررسی قرار دادیم. همچنین به میزان تاثیرپذیری این شاعر انقلابی - آیینی از شاعران سبک هندی پرداختیم.
در این بخش، به حماسی سروده‌های ژولیده نیشابوری پرداخته شده است. در بخش پایانی هم نگاهی به سلوک دینی وی خواهیم داشت.
حماسی سروده‌های ژولیده
ژولیده به‌خاطر برخورداری از باورهای اصیل دینی، در برابر زشتی‌ها و پلشتی‌ها به صورت فطری موضع‌گیری
می‌کرد.
روح خداباور او در مکتب حضرت اباعبدالله(ع) ظلم‌ستیزی را آموخته بود و جان او همچون مولای متقیان، حضرت علی(ع) تشنه عدالت بود. به همین خاطر آزادی‌خواهی و بیان حماسی در اشعار انقلابی او از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.
وی قیام علیه ظلم و بی‌عدالتی را رسالت ذاتی یک انسان مسلمان می‌دانست. از همین‌رو به علت سرودن و قرائت ابیاتی در حمایت از نهضت اسلامی رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) در زمان سخنرانی ایشان در مدرسه فیضیه قم از طرف ساواک دستگیر و به مدت سه سال و هشت ماه زندانی و مورد شکنجه قرار گرفت. وی با سرودن دو بیت زیر ضمن لبیک به دعوت حضرت امام، به جبهه مبارزان و انقلابیون
پیوست :
پیـام رهـبر ایران در این جهـــان این اسـت
سـکوت در بر ظالم، خـلاف آییـــن است
چـو دید عکس خمینی، به خود بگفتا شاه:
کسی که کاخ مرا زیر و رو کند، این است!
وی هنگام ورود رهبر انقلاب به ایران نیز با سرودن غزل زیر با امام خمینی شاعرانه بیعت کرد:
ای رهنمای خلق مسلمان، خوش آمدی
ای در زمانه ثانی سلمان، خوش آمدی
ای قائد عظیم و ای رهبر بزرگ
ای نور چشم ختم رسولان، خوش آمدی
بعد از فرار شاه ز کنعان به سوی مصر
ای یوسف زمانه، به کنعان خوش آمدی
از مژده ورود تو، ای آیت خدای
«ژولیده» گشته شاد و غزلخوان، خوش آمدی
شاید سروده‌هایی از این جنس در نظر صرافان سخن و ادیبان نکته سنج، از پایه و مایه ادبی چندانی برخوردار نباشد، ولی رسالت انسانی و انقلابی ما حکم می‌کند که گاهی از پیله زبان بازی‌های صرف زبانی و صنعتگری‌های شاعرانه بیرون بیاییم و برای همراهی و همدلی با مردم و پاسخ به مطالبات اجتماعی شعر بگوییم. چنان که شاعران بزرگی چون قیصر با «شعری برای جنگ»، سیدحسن حسینی با شعر«می‌روم مادر که اینک کربلا می‌خواندم»، محمدرضا عبدالملکیان با شعر «خیابان هاشمی» و علیرضا قزوه با شعر «مولا ویلا نداشت»؛ این کار را کرده‌اند.
سرودن شعرهایی از این‌گونه که با چاشنی شعارهای انقلابی آمیخته است، در تمام انقلاب‌های بزرگ دنیا مرسوم بوده است. حماسی – سروده‌های انقلابی نه تنها چیزی از شکوه و عظمت شاعران بزرگ کم نمی‌کند، بلکه گاهی شکوه و عظمت آنها را در چشم و دل مردم دوچندان می‌کند.
بی‌علت نیست که وقتی از قله غزل فارسی استاد شهریار – که رحمت خدا بر او باد – می‌پرسند بهترین شعری که تاکنون خوانده‌اید چه شعری است؟ با سربلندی و افتخار می‌گوید: «من تاکنون شعری زیباتر، جاندارتر و باشکوه‌تر از شعر: خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار» نخوانده‌ام. در حالی که ممکن است این جمله در نظر منتقدان ادبی بیش از یک شعار نباشد. این حکم در مورد شاعران عصر مشروطه نیز صادق است. شاعران مردمی و انقلابی‌ای همچون: عارف قزوینی، میرزاده عشقی، فرخی یزدی، سید اشرف‌الدین حسینی ( نسیم شمال)، و ... که به قصد همراهی و همنوایی با ملت به‌پا خاسته، با وجود توانمندی‌های ادبی غیرقابل انکار، فروتنانه از حصار زبان‌بازی و فضل‌فروشی‌های شاعرانه خود را رها ساختند و با سرودن شعارها و شعرهای مردمی و انقلابی زبان مردم شدند. ژولیده نیشابوری نیز در زمره شاعرانی بود که به حکم رسالت انقلابی و تکلیف دینی، در دوران انقلاب به اقیانوس کرانه ناپدید ملت پیوست و زبان شعرهای خویش را با شعارهای انقلابی تلفیق کرد تا در پیروزی انقلاب اسلامی سهمی – هرچند ناچیز – داشته
باشد.
ابیاتی که در ادامه آمده است برگزیده‌ای از شعرهای حماسی و انقلابی اوست:
ما همه بنده حق، پیرو حزب‌اللهیم
نازم این حزب که رسواگر رستاخیز است
(گلبانگ، غزل حزب‌الله، صص ۶۸ و ۶۹ )
**
ای شهیدان وطن، پر لاله گلزار شماست
چهره سرخ شفق، مرآت رخسار شماست
ای به خون غلتیدگان جبهه قرآن و دین
راضی و خشنود ذات حق، ز پیکار شماست
(همان، غزل شهیدان، ص ۷۳ )
**
فتح و ظفر، نصیب سپاه محمد است
بادا بر او نثار، درود و سلام صبح
(همان، غزل صبح، ص ۱۰۱ )
**
هست از خون شهیدان، تا درو دیوار سرخ
لاله می‌بندد به سر، از داغ دل، دستار سرخ
(همان، غزل رخسار، ص ۱۰۲ )
**
بهر جمهوری اسلام بکوش از دل و جان
که صفابخش دل و جان بشر می‌گردد
(همان، غزل سحر نزدیک است، ص ۱۰۵ )
**
من از دلگرمی ملت به روح‌الله دانستم
که طاغوت زمان، مغلوب روح‌الله می‌گردد
من از همبستگی مردم آزاده فهمیدم
که این همبستگی، منجر به مرگ شاه می‌گردد
(همان، غزل پیروزی، صص ۱۱۱ و ۱۱۲ )
**
پروردگان غیرت، خواهان عدل و دادند
در سنگر عقیده، آماده جهادند
صد سال گر بجنگند، از پا نمی‌نشینند
چونان که هشت سال است، مردانه ایستادند
(همان، غزل پروردگان غیرت، ص ۱۲۹)
**
ما میثم تماریم، از دار نمی‌ترسیم
دلباخته یاریم، ز اغیار نمی‌ترسیم
صدام اگر صد دام، گسترده به ره، بر گو
صیاد دو صد دامیم، ستوار، نمی‌ترسیم
تا فتنه به عالم هست، آماده پیکاریم
آماده پیکاریم، زین کار نمی‌ترسیم
(همان، غزل نمی‌ترسیم، ص ۲۰۲ )
ادامه دارد