چرایی زبان رمزگونه عرفان(پرسش و پاسخ)
پرسش:
چرا عرفا در بیان مطالب عرفانی خود از زبان رمز و کلمات و واژگان خاص خود استفاده میکنند که برای عموم مردم قابل فهم و درک نیست. آیا نمیتوانند مفاهیم عرفانی را با زبان ساده و قابل فهم مخاطب عام تبیین کنند؟
پاسخ:
عرفان گذشته از اینکه مانند هر علم دیگر اصطلاحات مخصوص به خود را دارد، زبانش هم زبان رمز است. خود عرفا در برخی کتب خود کلید این رمزها را به دست دادهاند و تشریح کردهاند.
دلایل زبان رمزگونه عرفا
این زبان رمزگونه عرفا به دو دلیل بوده است: یک دلیلش در زبان و کلمات عرفا نیامده است ولی حتما بیاثر نبوده و آن این است که شعر، ادب، فصاحت، بلاغت و زیبایی بیان، خودش یک وسیلهای است برای بهتر رسانیدن هر پیام، حالا پیام هرچه میخواهد باشد. یک نفر سیاسی هم اگر بخواهد پیام سیاسی خودش را به مردم برساند، با شعر و ادب و این صناعات هنری ادبی میتواند بهتر مفاهیم نظری خاص خود را به مخاطبان برساند. به عنوان نمونه با یک شعر فاخر و عالی میتوان به اندازه صد جلد کتاب در مردم و مخاطبان تاثیرگذار بود. یعنی آن مضمون و محتوا وقتی در قالب زیبای شعری ارائه شود، تاثیرگذاری بهتری در مخاطبان خواهد داشت. حتی خود قرآن کریم هم از همین صناعات ادبی و هنری استفاده کرده و یکی از جنبههای اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت و زیباییاش در چینش و انتخاب نوع کلمات هست. به تعبیر دیگر قرآن کریم هنر را در خدمت پیام الهی قرار داده است و این جهت قرآن همیشه عامل فوقالعاده موثری در پیشرفت و پیشبرد قرآن بوده است. بنابراین عرفا هم برای پیام عرفانی خودشان از زیباییهای ادبی و هنری، از تشبیهها، تمثیلها، شعرها و از این رمزی سخن گفتنها بهرههای فراوان بردهاند و برای تبلیغ و معرفی حقایق عرفانی خودشان این وسایل و ابزارها را انتخاب کردهاند.
دلیل دوم اینکه این معانی و حقایق عرفانی اساسا لفظ ندارد و توصیفی نیست بلکه چشیدنی و وجدانی است. الفاظ و کلمات بشر قاصر است از افاده این معانی و تنها افرادی میتوانند این حقایق و مکاشفات را درک کنند که خودشان وارد این دنیای عرفانی شده باشند. این است که عرفا تصریح میکنند که به تعبیر خودشان عشق قابل بیان نیست و زبان عشق زبان توصیفی و بیانی نیست. سخن عشق نه آن است که آید به زبان- ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنود.
بنابراین عرفا معتقدند: این معانی با بیان صریح، توصیفی و گفتنی نیست و فقط باید با رمز و واژگان خاص گفته شود و افرادی هم میتوانند این حقایق عرفانی و مکاشفات را درک کنند که خودشان اهل سیر و سلوک باشند و غیر اینها اصلا نمیتوانند در این حریم وارد شوند و این معانی و حقایق را بفهمند. بنابراین با زبان خود گفتن یعنی زبان ندارد که گفته شود. زبانش همین رمزها و کلمات و واژگان خاص است که اگر بخواهند به صورت غیررمزی بگویند، همه به گمراهی و اشتباه میافتند. از این جهت عرفا معتقدند که این راه را نه با قدم فکر و عقل میشود پیمود و نه با بیانی که آن بیان مال فکر و عقل است میتوان تقریر کرد.
علم اشراقی در قرآن و احادیث
قرآن کریم علمی را در آیات الهی نام میبرد که از طریق تحقیق و علوم حصولی به دست نیامده است و آن را «علم لدنی» مینامد. این اصطلاح از آیه شریفه در داستان موسی و عبد صالح حضرت(خضر(ع)) گرفته شده است. «موسی و رفیقش بندهای از بندگان ما را یافتند که ما از نزد خودمان به او علم آموخته بودیم. «و علمناه من لدنا علما» (کهف-65) بنابراین علم لدنی یعنی علمی که منشأش تعلیم و تعلم و تحقیقات ظاهری بشری یا قیاسات و استدلالها و آزمایشها نباشد، بلکه فقط خداوند آن را به بندهاش افاضه کرده باشد. از طرفی در روایات بر این نوع علم به عنوان علم حقیقی تاکید فراوان شده است. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: کسی که چهل صباح اخلاص بورزد و برای خدا مخلص بشود، چشمههای حکمت از دلش بر زبانش جاری میشود(جوششی از باطنش به ظاهرش نمایان میشود) (بحارالانوار، ج 70، ص 242)