تصویر زیبای خانـــواده در هالهای از ابهــام
مجموعه تلویزیونی «بعد از آزادی» یکی از متفاوتترین مجموعههایی است که برای پخش از تلویزیون تولید شده؛ روند قصه این مجموعه در واقع روایتگر ماجراهای خانوادهای متوسط، زحمتکش و تلاشگر است که اعضای این خانواده سعی میکنند که مشکلات و معضلاتی را که برایشان بهوجود میآید به نوعی رفع کنند و البته در پس ماجراهایی که در بین اعضا خانواده شکل میگیرد تا به اینجای کار که از این مجموعه ۳۴ قسمتی روی آنتن شبکه یک سیما رفته است ابهاماتی وجود دارد و این مجموعه در بیان تصویری از نوع روابط و ساختارهای داستانی بهطور کامل موفق نیست.
بهنظر میآید که سریال «بعد از آزادی» در روایت ماجراهای قصه بهطور شفاف نتوانسته زوایای مختلف داستان را بدون ابهام به تصویر بکشد و در طول این مدتی که از پخش این مجموعه میگذرد بهنظر میرسد که مخاطبان هنوز نتوانستهاند با روند داستانی آن ارتباط برقرار کنند! در واقع یک سردرگمی در بیان حال و هوای قصه وجود دارد.
کلیدواژه اصلی ماجرای مجموعه «بعد از آزادی» جوانی به نام «عارف» است که مرتضی اسماعیل کاشی ایفاگر نقش آن است؛ او در یک کارگاه تولیدی صنایع غذایی با دوست دیرینهاش «سهیل» که سام کبودوند، اجرای این نقش را برعهده دارد بهطور شراکتی مشغول فعالیت بودند و بهطور غیرمترقبه و ناگهانی و طی یک فرآیند تعقیب وگریز ساختگی پلیسی مشکلاتی برای آنها ایجاد میشود و به ناگاه عارف سر از زندان درمیآورد؛ پس از آزادی او از زندان است که روند واقعی قصه این مجموعه، تازه آغاز میشود و در حقیقت «عارف» از آنجاییکه احساس میکند که بیگناه بوده و برای او پاپوش دوخته شده و نیز توطئهای علیه او صورت گرفته بود پس از آزادی از زندان درصدد برمیآید که مسببین و عاملان این قضیه را پیدا کند. البته از قسمتهای هفتم و هشتم و تا پانزدهم این مجموعه بالاخره برای عارف مشخص میشود که مقصر اصلی به زندان افتادنش چه کسانی بودهاند و در نهایت متوجه میشود که «سهیل» دوست قدیمیاش با ترفندی خاص توطئهای برای عارف چیده بوده و در واقع حادثه تصادف و تعقیب و گریز پلیسی ساختگی و از سوی سهیل بوده و از همین قسمت ماجرای قصه وارد یک فاز جدید میشود.
اما در کنار این مسئله مهم که بهنظر میرسد شالوده اصلی داستان بر محور آن میچرخد، محمدعلی باشه آهنگر،
کارگردان مجموعه «بعد از آزادی» تلاش دیگری را موازی آن در این سریال انجام داده است که آن هم نمایش یک فضای خوب و سنتی و اصیل از یک خانواده ایرانی است. باشه آهنگر بهخوبی از پس این کار برآمده و همان صمیمیت، پشتکار، حمایت و پیوستگی یک خانواده اصیل و متدین ایرانی را که به ارزشهای دینی پایبند هستند را توانسته بهخوبی در قاب تلویزیون به تصویر بکشد. دغدغههای خانوادهای که برای موفقیت و شادی فرزندان خود از هیچ کوششی دریغ نمیکنند تا مسائل عاطفی، احساسی و معیشتی و درد و رنج و بیماری، همه و همه در سکانسهای این مجموعه به زیبایی در کنار هم چیده شده است. باید به بازی «قاسم زارع»
هم اشاره کرد که به خوبی از پس ایفای نقش پدر این خانواده برآمده است. پدری که تلاش میکند بهعنوان یک حامی و پشتیبان خانواده به روند زندگی خانوادهاش آرامش داده و بحران را از خانواده دور کند.
به هرصورت، سعید سعدی تهیهکننده با تجربه تلویزیون همراهی خوبی را با محمدعلی باشه آهنگر کارگردان این مجموعه داشته و آنها با بهرهگیری از چهرههای جوان و بازیگران با تجربه توانستهاند فضای خوب و موفقی را برای تولید چنین سریالی ایجاد کنند؛ بهنظر میرسد این فضا تا حدود زیادی در این مجموعه شکل گرفته است.
اما نکته بسیار مهم و قابل تأمل در این مجموعه، وجود ابهامات و برخی روایت معمایی است که تا این قسمت از پخش مجموعه هنوز برای مخاطبان نامفهوم و بدون حل باقی مانده است. به هرحال یک سردرگمی در برخی از بخشهای این مجموعه وجود دارد که هنوز بهروشنی و شفاف بیان نشده است. یکی از نقیصههای این مجموعه، ادای برخی دیالوگهای نامفهوم است که به نوعی موجب عدم ارتباط بیننده با اصل قصه میشود. البته امکان دارد که با پیش رفتن سریال طی شبهای آینده و در قسمتهای بعدی به نوعی کارگردان یک شفافسازی در روایت قصه داشته باشد تا مخاطبان پیوند و نزدیکی بهتری با این سریال را
احساس کنند.
رسول شمالی ورزنده