سؤالات و ابهامات جدید در فوتبال
سرویس ورزشی-
در آخرین ردهبندی فیفا تیم ملی فوتبال ایران در رتبه ۲۱ جهان و اول آسیا قرار گرفت. این جایگاه قابل توجه و تحسین در حالی به دست آمده که در فوتبال ما دهها کار اصلاحی و معطل مانده وجود دارد و آنچه امروز در مشت این فوتبال است صرفا به برکت سرمایههای خدادادی و ذاتی آن و خاصه نیروی انسانی مستعد وجوان است و عامل مدیریت و برنامهریزی و بحثهای ساختاری و زیر بنایی یا اصلا نقش ندارد یا کمترین نقش را دارد.
این فوتبال در حالی بر صدر فوتبال آسیا تکیه زده که هنوز مثلا موضوع باشگاهداری در آن حل نشده و تیمهای صاحب نام و ریشه داری مثل استقلال و پرسپولیس که خیلی از کشورهای آسیایی علیرغم خرج و هزینههای هنگفتی که متحمل میشوند حسرت داشتن آنها را میخورند، از حیث مالکیت و مدیریت، بلاتکلیف هستند و از حیث اداری و ساختاری با ابتداییترین روشهای مدیریتی اداره میشوند. این باشگاههای بزرگ و سرمایههای کم نظیر علیرغم سابقه طولانی فعالیت هنوز مجوز حرفهای ندارند و هر سال و هر دوره همینطور که همه این روزها در جریان اخبار آن هستیم، در آستانه مسابقات باشگاهی آسیا به خاطر کم کاریها و اهمالهای مدیریتی از یک سو وتهدیدها وضرب الاجلهای کنفدراسیون آسیا از سوی دیگر باید تن و بدنشان بلرزد.
خواننده خوش انصاف خود داوری کند درچنین وضعیتی اگر کسی مثل ما پیدا شود و بگوید که این فوتبال هرچه دارد از قبل استعدادهای ذاتی و تواناییهای خدادادی است و نه برنامه و تدبیر و کیاست مدیران، آیا این حرف از سر واقعبینی ودادن هشدار دلسوزانه است یا به خاطر بیانصافی و قدر ناشناسی!
چندی قبل در همین صفحه درباره ابهامات بسیار و شبهات فراوان در ورزش و نحوه مدیریت و اداره آن نوشتیم و چند مثال هم زدیم، درباره آن مثالها همچنان ابهامات باقی است و مدیری یا مسئولی زحمت ارایه یک توضیح کوتاه را هم به خود نداد. البته ما معتقدیم مشکل اصلی این آقایان در پاسخگویی و ارایه توضیحات این است که اصلا جوابی ندارند که بدهند. خود آنها هم به عنوان مدیر و مسئول گیج و برابر خیلی از این مسائل و ابهامات، حیران و متحیر هستند و به قول شاعر ماندهاند که: « سرّ این رشته ندانم ز کجا بگشایم»!
در حالی که ابهامات و سؤالات قبلی کماکان بدون پاسخ مانده، سؤالات و ابهامات جدید هم به آن اضافه میشود. مثلا یکی از ملموسترین و مهمترین مسائلی که از اول هفته گذشته مثل سوهان به جان روح و اعصاب تیمهای بزرگ کشور و طرفداران پرشمار آنها افتاد موضوع حذف تیمهای استقلال و پرسپولیس از گردونه رقابتهای باشگاهی قاره کهن بود.
موضوعی که در سالهای اخیر بارها مطرح شده اما هیچ مدیر ومسئولی وهیچ وکیل و وزیری برای درمان قطعی وحل همیشگی مسئله زحمت به خود نداده و ماجرای این دو تیم مثل استخوان لای زخم موجب آزار و اذیت طرفداران و بلکه کلیت جامعه ورزش شده است. هفته گذشته طبق معمول، آنها که موقع افتخار آفرینیها و مدال آوریهای ورزش که به همت و هنر ورزشکاران پرتوان و جوانان هنرمند وبرومند این آب و خاک به دست میآید سینه سپر میکنند و کنار و حتی جلوی مدال آوران و افتخار آفرینان میایستند و با ژست«من آنم که رستم بود پهلوان» عکس میگیرند، این طورمواقع که باید به مردم توضیح بدهند و روشنگری کنند پنهان میشوند به این امید که آبها از آسیاب بیفتد و... الخ! کسانی هم که احیانا در مقام مسئول و مدیر حرفی میزنند بیش از آنکه دنبال روشن کردن اذهان باشند تمام تلاششان بر فرافکنی و تبرئه خود و تقصیر را گردن دیگرانانداختن، متمرکز است.
به علت وجود اینطورمسائل و مشکلات در ورزش است که ما به سهم خود همواره نوشته ایم که مسئولیتها و وظایف مدیران ورزش از شخص وزیر محترم گرفته تا هرکسی که اینجا و آنجا دراین ورزش دستی بر آتش دارد خیلی بیشتر از پرداختن و توقف بر مسائل روزمره است.
مسئولیت فدراسیون فوتبال خیلی مهمتر و خطیرتر از صعود به جام جهانی یا قهرمانی در جامی آسیایی و اینطور موضوعات است. بارها با این بیان الکن و قلم ناتوان نوشته و تکرار کردهایم که در ورزش ما و در رشتههای پرهیاهو و پرطرفداری مثل فوتبال خیلی از کارها بر زمین مانده وخیلی از مسائل لاینحل و بلا تکلیف است که لازم و ضروری است مسئولان، زمان با ارزش و عمر گرانبها و فرصت خدمت و اصلاح را باغفلت از این مسائل و کارهای مهم و حیاتی از دست ندهند.
به گمان ما چنانچه بارها تاکید کردهایم روشن کردن تکلیف مالکیتی و مدیریتی پرسپولیس و استقلال یکی از این مسائل مهم و کارهای معطل مانده است. چیزی که مسلم به نظر میرسد گیر و گرفت اصلی این دوباشگاه قبل از آنکه ورزشی باشد» غیر ورزشی» است و خوب است در حل مشکل، مسئولان غیر ورزشی، مسئولان ورزشی را یاری دهند و چوب لای چرخ آنها نگذارند!