ابهام خروج آمریکا از غرب آسیا(نگاه)
امینالاسلام تهرانی
از نخستین ورود رسمی هزاران نظامی آمریکایی به خاک عراق بیش از ۱۹ سال میگذرد. در سال ۲۰۰۳ طی حمله نظامی آمریکا به عراق و سرنگونی «صدام»، بیش از ۱۷۳ هزار نیروی خارجی که ۱۵۰ هزار نفر از آنها، آمریکایی بودند، وارد خاک عراق شدند و در این مدت به بهانهها و ترفندهای مختلف از اماکن حساس در بغداد و سایر استانهای عراقی بهرهبرداری و از آنها به عنوان پایگاههای نظامی و عملیاتی خود استفاده کردند. پس از آن در سال ۲۰۱۱ طبق توافق واشنگتن و بغداد، حضور نیروهای آمریکایی در عراق پایان یافت و نظامیان آمریکایی این کشور را ترک کردند. اما در سال ۲۰۱۴ همزمان با ظهور داعش در عراق و ایجاد ائتلاف بینالمللی موسوم به مبارزه با تروریسم تحت رهبری آمریکا، به بهانه مبارزه با داعش ۳ هزار نیرو در قالب ائتلاف مذکور وارد خاک عراق شدند.
پارلمان عراق در دی ماه سال ۹۸ در پی اقدام آمریکا در ترور سردار سپهبد شهید حاج «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه و شهید «ابومهدی المهندس» نائب رئیسسابق سازمان حشدالشعبی، طرح اخراج نیروهای بیگانه از خاک این کشور را تصویب کرد و در مذاکرات بعدی بغداد و واشنگتن تعهد شد که نیروهای آمریکایی تا تاریخ 31 دسامبر (یعنی دیروز) خاک عراق را ترک کنند. دولت عراق و آمریکاییها ادعا دارند که عراق را در موعد مقرر ترک کردهاند! آیا این خروج واقعی است؟ اگر هم واقعی نیست چرا ادعا میشود؟
در پاسخ به پرسش اول نگارنده ادعایی نمیکند و تنها از یکی از مقامات پنتاگون نقل قول میکند که گفت، نیروهای غیر رزمی آمریکایی که در عراق باقی ماندهاند توانایی دفاع از خود در برابر هرگونه هجومی را چه حملات موشکی و چه پهپادی خواهند داشت. وی که با شبکه «الحرة» مصاحبه میکرد، گفت: «نیروهای آمریکایی که در عراق هستند همچنان از انواع تسلیحات و تجهیزات بهره میبرند.»[!!] این مقام پنتاگون اضافه کرد که هیچگونه عملیات خروج نیروهای آمریکایی از عراق روی نداده و فقط ماموریت 2500 نظامی آمریکایی در عراق از حالت رزمی به حالت استشاری تبدیل شده است. فحوای سخن این مقام وزارت دفاع آمریکا این است که اینجا فقط تغییر عنوانی صورت گرفته است.
اما در پاسخ به پرسش دوم – به ویژه با ضمیمه کردن بحث خروج آمریکا از افغانستان که به تعبیر خود آمریکاییها شرمآور بود – باید گفت که در عمل آمریکا سعی دارد از متحدان اروپایی و آسیایی برای نقشآفرینی بیشتر در کنار شرکای سنتی و حکام عرب بهره ببرد تا هزینههای خود را کمتر کند و از میزان هزینهها و حجم انتقادها از یکجانبهگرایی کاخسفید در امور جهان و خاورمیانه بکاهد. در واقع خروج آمریکا از غرب آسیا تغییر استراتژی نیست بلکه رویکرد واشنگتن از مداخله مستقیم و گسترده، به ائتلافسازی و استفاده از ظرفیت شرکا تحول مییابد تا کاخسفید ضمن کمکردن هزینههای خود، منابع بیشتری را به مقابله با قدرت چین اختصاص دهد.