مذاکراتی برای رسیدن به هیچ! (هالیوود زیر ذرهبین)
فاطمه قاسمآبادی
سابقه مذاکرات غربیها و اصرارشان برای زیاده طلبیها و منافع خودشان و همپیمانانشان، با کشورهای شرقی در دوران معاصر، بسیار قدیمی و طولانی است.
در مورد مذاکرات بین رژیم اشغالگر قدس و فلسطین هم میشود گفت که با وجود فشارها و ورود مستقیم غرب به نفع رژیم صهیونیستی، در این مذاکرات، باز هم این دعوا سالها ادامه پیدا کرد و بینتیجه ماند. سرانجام وقتی ساف(سازمان آزادی بخش فلسطین) به ریاست «یاسر عرفات» هیئتی را به اسلو (پایتخت نروژ) فرستاد، اسرائیل از این موقعیت استفاده کرد و پیمان صلحی را به نفع خواستههای خودش تنظیم کرد.
البته که اسرائیل به مفاد مهم این مثلا پیمان صلح، پایبند نماند و بدترین نتیجه این مذاکرات هم به رسمیت شناختن کشور جعلی اسرائیل، توسط ساف بود و به همین دلیل است که از پیمان صلح اسلو بهعنوان یکی از بدترین توافقات در چند دهه اخیر و به ضرر فلسطین یاد میشود.
فیلم «اُسلو» به کارگردانی «بارتلت شِر» و محصول سال 2021 شبکه HBO آمریکاست. این فیلم در مورد ماجرای پیمان اسلو است.
داستان پیمان یکطرفه
داستان فیلم اسلو، در مورد چگونگی به نتیجه رسیدن پیمان صلح بین ساف و دولت وقت رژیم صهیونیستی است. در این بین دوربین، تلاشهای زوج نروژی به نامهای «مونا جول» و همسرش «تِرجه لارسن» را به تصویر میکشد که دو طرف ماجرا را برای مذاکرات محرمانه به پایتخت نروژ دعوت میکنند و تقریبا طی یک سال رفت و آمد که از دسامبر 1992 تا اوت 1993 طول کشید. در نهایت این مذاکرات در سپتامبر سال 1993 به امضای هر دو طرف ماجرا رسید.
در این پیمان، حکومت خودگردان فلسطین بهعنوان یک نهاد اداری موقت رسمی شناخته شد. قرار بر این بود که پیمان اسلو فقط برای یک دوره پنج ساله اعتبار داشته باشد و سپس جای خود را به یک توافق دائمی بدهد. مسائلی چون وضعیت اورشلیم (بیتالمقدس)، آوارگان فلسطینی، شهرکهای اسرائیلی، مسائل امنیتی و تعیین مرزها بایستی در توافق دائمی حل وفصل میشدند اما....
ساف هم در عوض در پیمان اسلو دولت اسرائیل را به رسمیت شناخته و کاربرد خشونت را محکوم کرد. اسرائیل نیز ساف را بهعنوان نماینده قانونی مردم فلسطینی به رسمیت شناخت و یاسر عرفات اجازه یافت تا به فلسطین بازگردد. امضای این پیمان موجب شد تا جایزه صلح نوبل ۱۹۹۴ بهطور مشترک به یاسر عرفات، اسحاق رابین و شیمون پرز تعلق بگیرد.
البته همانطور که در خود فیلم هم اشاره میشود، این پیمان که بیشتر مفادش به نفع اسرائیل بود، بعد از بسته شدن، عملی نشد و همین امر موجب نارضایتی و عصبانیت مردم فلسطین شد....
تصویر بیمایه از مقاومت و اعراب
در فیلم اسلو، مخاطبین از همان ابتدا اعراب مبارز فلسطینی را مردمی سادهلوح میبیند که خودشان هم دقیقاً نمیدانند چه میخواهند. گروه متشکل از هیئت ساف، در نروژ، شبانهروز در حالی به تصویر کشیده میشوند که در حال نوشیدن مشروب و خوردن غذاهای دلپذیر هستند و همین بهای حقیر آنها را چنان تحت تأثیر قرار میدهد که پیمانی را که مانند یک کلاه گشاد است، به سر میگذارند.
درست است که اشتباهات و مشکلات دیدگاهی ساف، در دوران یاسر عرفات، ضربات بدی به انتفاضه وارد کرد ولی این تصویر بیجرأت و بیارزش از ساف، در فیلم اسلو هم غیرقابل قبول است چرا که اگر ساف تا این اندازه سادهلوح بود و مبارزاتش هم بیفایده، هرگز اسرائیل به صرافت رسیدن به نتیجه در مذاکرات با آنها نمیافتاد.
در جایی از فیلم وقتی ترجه لارسن، با «یوسی بیلین» وزیر سابق رژیم صهیونیستی در مورد وضعیت افکار عمومی دنیا حرف میزند، بیلین تأکید میکند که این مذاکرات باید هرچه سریعتر به نتیجه برسد چرا که روزبهروز افکار مردم عام در اروپا بر علیه اسرائیل میشود و این اصلا به نفع اسرائیل نیست.
با توجه به این مسائل، فیلم اسلو سعی دارد بیشتر روی تحقیر مبارزان و اعراب تکیه داشته باشد و این تحقیر، در جای جای فیلم دیده میشود.
اصرار بر نفع دوطرفه از امضای ننگنامه!
یکی از نکات مهمی که فیلم اسلو سعی دارد بر آن تأکید داشته باشد، دو طرفه بودن نفع این پیمان برای فلسطین و رژیم صهیونیستی است که البته طبق اسناد تاریخی این مسئله به هیچ وجه دوطرفه نبوده است و پس از 11 دور مذاکره، مذاکره اسلو، یکی از موفقیتآمیزترین دور مذاکرات به نفع اسرائیل بود، آنقدر که شیمون پرز (وزیر امورخارجه وقت آن رژیم) در مورد آن، در کتابش گفت:
«در اسلو اسرائیل به چیزهایی فراتر از کلمات دست یافت. ما به امتیازاتی دست یافتیم که بدون آن نمیتوانستیم پای هیچگونه قراردادی را امضاء کنیم. این امتیازات در زمینه مسائل امنیتی و مسئله نگه داشتن اورشلیم (قدس) در چارچوب قرارداد خودمختاری و دست نزدن به ترکیب شهرکها (یهودینشین) بود.» (کتاب خاورمیانه جدید، نوشته شیمون پرز، ترجمه عدنان فاروقی، ص 28)
اینکه سرزمینی با زور و اسلحه و به وسیله کمکهای کشورهای دیگر تسخیر شود و بعد دولت غاصب ماجرا، بخش کوچکی از آن سرزمین را به مردمی که این سرزمین را از آنها دزدیده است، در مقابل صلح، پیشکش کند، داستانی است که حتی کودکان دبستانی هم نمیتوانند منطقش را بپزیرند و مخاطبین ایرانی را یاد داستان آشنای ضحاک ماردوش میاندازد که در مجلسی که میخواست برای حکومتش مشروعیت بخرد و اهل مجلس را مجبور به امضای گواهی عدالتش کرده بود، ناگهان کاوه آهنگر وارد میشود و آخرین پسرش را از 18 پسرش که مغزشان، طعمه مارهای ضحاک شده بودند، طلب میکند و ضحاک هم بعد از رها کردن آخرین پسر کاوه، انتظار دارد که کاوه زیر گواهی ننگین عدالتش را امضا کند ولی کاوه زیر بار ننگ چنین امضایی نمیرود و بعد از خروج از این مجلس، عَلم قیام علیه ضحاک را بلند میکند....
زوجِ جوشدهنده معامله
در فیلم اسلو، مخاطبین زوج نروژی خَیّری را میبینند که عضو سازمان پژوهشی نروژی به نام «فافو» هستند و صرفا بهخاطر مقاصد صلحطلبانه و انسان دوستانه پا به این میدان گذاشتهاند و برای صلح حتی گاهی بالادستیهای خودشان را گمراه میکنند و تمام آرزویشان، نجات هر دو طرف ماجراست.
اینکه در فیلمها و داستانهای درجه دو هالیوودی، سفید پوستان خیرخواه به نمایش گذاشته میشوند که در کشورهای شرقی بهدنبال پیشرفت کشور مورد نظر هستند و برای مردم شرق، دل میسوزانند، کاملاً منطقی است و میشود گفت ساختن چنین تصویری از نظر فرهنگی، برای کشورهای اروپایی و آمریکا در دورهای از زمان، از نان شب هم واجبتر بود ولی خلق چنین شخصیتهایی در حال حاضر که اعتماد مردم دنیا به غرب، جدای از اینکه کدام کشور با چه زبانی و... باشد، به شدت پایین آمده و بهخاطر مشکلات اقتصادی این کشورها حتی دیگر مثل قبل مردم شرق نگاه از پایین به بالا به آنها ندارند، جالب توجه است.
خیلی جالب است که هنوزهم هالیوود میخواهد چنین داستان بیمایه و چنین شخصیتهای کلیشهای و غیرقابل باوری را در قالب زوج سفید پوستِ خیر خواه در فیلمی استراتژیک، به خورد مردم بدهد و از این نظر عجیب نیست که فیلم اسلو به شدت از جانب مخاطبین عام پس خورده است.
داستان خستگی اروپاییهای مهربان، از جنگهای خاورمیانه و آسیا و تلاش برای میانجیگری بین طرفین دعوا، در حالی که خود این کشورها هرکدام به سهم خودشان در این جنگها و درگیریها، دستی بر آتش داشتهاند و هیزمش را بیشتر کردهاند، دیگر برای مخاطبین عام سینما هم بیارزش و غیرقابل باور شده است و مثال گربهای که برای رضای خدا موش نمیگیرد را به یاد میآورد.
کلیشه بیتأثیر
فیلم اسلو در سایتهای معتبر منتقدین غربی، نمرات بسیار ضعیفی را به خود اختصاص داد و این فیلم در سایتهای مخصوص مخاطبین هم با توجه به نمرات پایینش نتوانست نظر بینندگان را به خود جلب کند و در حد یک ساخته دستوری از شبکه پر طرفدار آمریکایی باقی ماند و ماجرای میانجیگری غرب برای ایجاد صلح در فلسطین به هیچ وجه نتوانست نظر مخاطبین را به خود جلب کند.