کد خبر: ۲۳۳۵۶۱
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۱۲

جایگاه اخلاق و فرهنگ در ورزش نتیجه گرا کجاست؟! (نکته ورزشی)

 

سرویس ورزشی-
عیب است بزرگ برکشیدن خود را
از جمله خلق برگزیدن خود را
از مردمک دیده بباید آموخت
دیدن همه کس را و ندیدن خود را
خود را در‌اندازه و مقام نصیحت کردن نمی‌بینیم چرا که سخت محتاج نصیحت مشفقانه و‌اندرز دلسوزانه هستیم. اما این چند بیت را از قول خواجه عبدالله درآغاز این نوشته آوردیم از آنجا که می‌دانیم متاسفانه درد و آفت « منیت» و خودخواهی و دیگران را ندیدن و حقیر کردن بدجوری به جان بزرگ و کوچک ورزش ما افتاده است.
این « منیت» وغرور بیجا خود ریشه و علت العلل بسیاری از
ناهنجاری‌های اخلاقی و ضد ارزش‌های فرهنگی و رفتارهای مغایر با اخلاق و مرام پهلوانی است که در تار و پود ورزش ما رخنه کرده و موجب آزار اهالی آن شده است. تحقیر و خوارداشت دیگران و حرمت شکنی وغیبت و تهمت و گستاخی و توهین رواداشتن به دیگرانی که خیلی از آنها‌،سن و سال بیشتری از ما دارند و حتی سمت و حق مربیگری بر ما داشته‌اند و مشورت ناپذیری و عقل کل مآبی و... بیماری‌های اخلاقی است که به جان ورزش و ورزشکاران ما افتاده که همان‌طور که بالاتر اشاره شد ریشه در « منیت» و « خود بزرگ بینی» دارد.
متاسفانه سیطره تفکر « نتیجه گرایی» بر تاروپود ورزش ما‌، اصولا فرصت کار کردن و حتی وقت فکر کردن به مسائل تربیتی و اخلاقی را به ما و دست‌اندرکاران ورزش و مربیان نمی‌دهد.بدون تعارف عناوین و پست‌های فرهنگی در این ورزش ِ به شدت کمیت گرا و نتیجه محور بیشتر به شوخی و اقدامی صرفا برای خالی نبودن عریضه شبیه است. آن وقت در چنین وضع وحالی نامه تمجید ازاقدامات فرهنگی هفت هشت ساله اخیر مدیریت ورزش آن هم از سوی دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی طنز تلخی است که خود بیشتر به یک رفتار
ضد فرهنگی شبیه است تا اقدامی در جهت حمایت از ارتقای فرهنگ
در ورزش.
برای ورزش ما سال‌هاست کسب چند مدال المپیکی و جهانی و صعود فوتبال به جام جهانی و رسیدن امیدها به المپیک‌، هدف اول و آخر است و مدیران و مسئولان ورزش برای رسیدن به این اهداف تن به هر تحمیل و باج خواهی و هنجار شکنی و بداخلاقی و... می‌دهند، یا قلبا با این وضعیت موافقت دارند یا از ترس جوی که بر ورزش ما حاکم شده وتصادفی هم حاکم نشده، جرات برخورد و مقابله با ضدارزش‌ها و بد اخلاقی‌ها و بی‌تربیتی‌ها و... راندارند.
یکی از خوانندگان فهیم وعزیز در آخرین تماسی که با نگارنده داشت‌، ضمن صحبت‌های خود گفت: « فلانی، از مربیان بزرگ و فقیدی مثل دهداری و رنجبر و فکری و... هم بنویس‌«. به ایشان عرض کردیم بدون تعارف ما درقد وقواره نوشتن در‌باره این مربیان بزرگ که قبل از آنکه مربی فوتبال باشند معلم اخلاق بودند و بر شاگردان خود حق پدری داشتند و آنها را هم از حیث فنی و هم از نظر اخلاقی به معنای واقعی
«تربیت» می‌کردند، نیستیم.
وانگهی در این فوتبال گرفتار غریبه‌ها و نااهلان ودر این ورزش نتیجه‌گرای کمیت محور، حرف زدن از این بزرگان که شعارشان نه کسب نتیجه به هر قیمتی‌، بلکه « اول اخلاق، بعد ورزش» بود، کدام گوش شنوا را نزد مسئولان و مدیران و رؤسا خواهد داشت؟ در فوتبالی که فیکس بودن بازیکن‌، تداوم عمر مربیگری مربیان و حتی حفظ صندلی مدیریتی مدیران‌، همه وهمه در گروی « بردن» و
« صدر‌نشینی» و « قهرمانی» است حرف زدن از اخلاق و رعایت مرام پهلوانی مشتری ندارد و نام بردن از شخصیت‌ها و مربیانی که در عرصه ورزش در کنار موفقیت‌ها و افتخار آفرینی‌ها پاسدار حریم‌ها و حرمت‌ها و مدافع کسوت‌ها و ارزش‌ها بودند با استقبال مواجه
نمی‌شود.
اگرکسی خیلی به خودش زحمت بدهد یک «خدا رحمتش کند» از میان دولبش خارج می‌شود.این شرایط و اوضاع در حالی است که حتی در حرفه ای‌ترین سطح ورزش دنیا هنوز کارکرد تربیتی و اخلاقی ورزش کنار گذاشته نشده و جدی گرفته می‌شود. تقریبا هفته‌ای نیست که اخباری از ورزش دنیا به گوش نرسد که نشان دهنده رعایت مرام و اخلاق ورزشی نباشد.عزیزانی که علاقه مند وپیگیر ورزش هستند حتما با این اخبار سروکار دارند و این مسئله ما را از ذکر مثال و آوردن نمونه بی‌نیاز می‌کند.