روایتگری در رسانهها و صداوسیما نیازمند ترمیم است
کامران پورعباس
با توجه به دغدغه رهبر معظم انقلاب اسلامی در عرصه روایتگری مناسب و هنرمندانه حقایق و حوادث انقلاب اسلامی، لطفاً توضیح بفرمایید که موسسه قدر ولایت در چه عرصههایی این روایتگری را انجام داده است؟
مؤسسه قدر ولایت، از ابتدای تأسیس، به مسئله روایتگری اهتمام ویژهای داشته است. نگاهی به اولین آثار این مؤسسه این مطلب را اثبات میکند.
در زمینة دفاع مقدس گردآوری و تدوین خاطرات به صورت موضوعی که به انتشار 30 جلد با نام «پا به پای شهدا» و 30 جلد با نام «سیره شهدای دفاع مقدس» منتهی شد، گواه این مسئله است.
این کتابها بعداً توسعه پیدا کرد و تبدیل به 68 جلد «رسم خوبان» و 14 جلد «سبک زندگی الگوی شهیدان» و 8 جلد «شهدا زندهاند» گردید.
«نقش روشنفکران در تاریخ معاصر ایران»، «حکایتهای تلخ و شیرین» و «قصهها و غصهها» که از اولین آثار مؤسسه هستند و مورد استقبال زیادی قرار گرفتند، شاهد استفاده از سبک روایتگری در آثار مؤسسه هستند.
ما درخصوص تاریخ انقلاب اسلامی و حقایق آنکه مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند، به صورت فهرستوار، آثار مهم ذیل را منتشر نمودهایم:
یک- در مبحث کارکرد گروهها و احزاب در انقلاب اسلامی، هفت جلد با عناوین «سازمان مجاهدین خلق(منافقین)»، «حزب کارگزاران سازندگی»، «حزب مشارکت ایران اسلامی»، «مجمع روحانیون مبارز»، «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»، «حزب اعتماد ملی» و «نهضت آزادی ایران» منتشر شده است.
دو- در مبحث شناخت شخصیتهای انقلاب اسلامی و کارکرد آنان چهارجلد با عناوین «خواص انقلاب در لحظههای حساس» در دو جلد، جلدهای سوم و چهارم نقش روشنفکران درباره «مهندس مهدی بازرگان» و «ابوالحسن بنیصدر»، دو کتاب «کارنامه حجتالاسلامهاشمی رفسنجانی» و «کارنامه سید محمد خاتمی» هم فعلاً در اداره کل کتاب و کتابخوانی در انتظار تأیید و صدور مجوز است.
سه- در مبحث شناخت دولتهای پس از انقلاب اسلامی و رویکرد و اقدامات آنان با عنوان کلی «نقد گفتمانی دولتهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی» در سه جلد منتشر شده است.
چهار- در زمینه وقایع و رخدادهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کتابهای متعددی تولید و منتشر شده که اهم آنها عبارتند از:
«زمانهات را بشناس» (تلخ و شیرین وقایع و تحلیل آنها به روایت حضرت امام خامنهای) در 10 جلد، «تاریخ وقایع انتخابات 88» در سه جلد بصورت روزشمار که کتاب مرجع شناخته میشود، «مجلس ششم از تقلب تا تحصن»، «تاریخ انقلاب اسلامی» در 10 جلد که فقط به مسائل دهه اول انقلاب پرداخته است، «دهه شصت مظلوم» که به حوادث مهم دهه اول ورود پیدا کرده است. همچنین کتاب «دیوار سفارت، دیوار نفس» به مسئله اشغال لانه جاسوسی و بازتاب آن و مواضع برخی از پشیمان شدهها پرداخته است.
پنج- در زمینه حوادث و جریانات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مثل دوره مشروطه، پهلوی اول و دوم نیز کارهای پژوهشی به سبک روایتگری انجام شده است.
سطح و عیار این روایتگریها در چه حدی است؟
در محافل فرهنگی و علمی کشور و دانشگاهها و دانشجویان برخی از این آثار با استقبال و تأیید سبک و محتوای آنها مواجه شده است. در میان توده مردم نیز استقبال از این آثار مشهود بوده است.
مؤسسه قدر ولایت تلاش کرده تا با استفاده از اسناد و مدارک متقن و دست اول و پرهیز از تحلیلها و برداشتها، صادقانه روایت آنچه قبل از انقلاب جاری بوده و آنچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است را انجام دهد. بررسی کتابها توسط گروه تحقیق مؤسسه در دو نوبت و گاه گرفتن نظرات کارشناسان مربوطه، از جمله عوامل ارتقای سطح و عیار این کتابهاست.
درباره این تجربه بیشتر توضیح بفرمایید!
از آنجا که فلسفه وجودی این مؤسسه به هشدارها و تذکرات جدی و مکرر رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال 1369 درخصوص «تهاجم فرهنگی غرب» بر میگردد، لذا این رویکرد با توجه به روایتگریهای رهبر معظم انقلاب اسلامی و مشی معظمله در تبیین مسائل و گفتمانسازی و اقناع افکار عمومی و نخبگان جامعه اتخاذ شده است و عمق و ژرفای آن به رهبری انقلاب بازمیگردد که هوشیارانه و عمیق مسائل را ملاحظه و نقد و تحلیل و روایت مینمودند.
از حیث منابع، علاوهبر استفاده از مراکزی که پژوهشگران از آنها بهره میبرند، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت کتابخانه و مرکز اسنادی بالغ بر 13 هزار جلد کتاب و سند که عمدتاً دست اول هستند را فراهم نموده و در سیستم کامپیوتری ثبت و خلاصهگیری نموده است که مورد استفاده پژوهشگران قرار میگیرد. احصاء میزان وقت صرف شده برای کارهایی که به برخی از آنها اشاره شد، چندان آسان و ممکن نیست ولی برای نمونه اشاره میکنیم که برای گردآوری اسناد، فیشها و تألیف کتاب پنج جلدی «در مشروطه چه گذشت؟»، نزدیک به پنج سال وقت گذاشته شد و مراحل مختلفی را برای اتقان محتوای کتاب از جمله مشورت با مرحوم حضرت آیتالله خوشوقت، انجام دادیم. یا برای تألیف مجموعه
10 جلدی «تاریخ انقلاب اسلامی» و مجموعه «کارکرد ولایت فقیه در نظام اسلامی» بیش از دو سال وقت صرف شده است.
به نظر شما رسانهها و بهخصوص صداوسیما در عرصه روایتگری صحیح تا کنون چه عملکردی داشتهاند؟
یکی از فرازهای فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین دیدار هیئت دولت سیزدهم، ضعف تبلیغاتی نظام بود. این ضعف را در همه نهادهای فرهنگی هنری و از جمله صداوسیما میتوان مشاهده کرد.
ضعف تبلیغاتی بایستی هم در بُعد ساختاری و هم محتوایی و هم شکلی آن شناسایی و برای بر طرف کردنش طرح جامع تبلیغاتی را تهیه و برنامهریزی نمود.
در رسانههای دیداری و شنیداری کشور فرصتهایی در اختیار روایتهای ناسالم و شبههآفرین و گاه ضد ارزشهای انقلاب اسلامی قرار میگیرد که جای تأسف بسیار دارد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که بخش عمدهای از این رسانهها، چه مکتوب و چه مجازی و چه فیلم و تئاتر، بایستی از طریق آن وزارتخانه منسجم و هدایت و در سمت و سوی انقلاب اسلامی قرار گیرد، به واسطه تغییرات زیاد و چرخشهای 180 درجهای با فرهنگ انقلاب اسلامی و مطالبات و گفتمانهای رهبری، عملاً فاقد جنبههای هدایتی و نظارتی بوده و بر ضعف تبلیغاتی کشور افزوده است.
به نظر ما صداوسیما با حجم بالای بینندگان و اثرگذاریش در صدر رسانهها و مورد خطاب اصلی رهبر معظم انقلاب هستند، اما وزارتخانههای دیگر، نهادهای انقلابی، مطبوعات، هنرمندان و صاحبان قلم، سازمانهای تبلیغاتی، حوزههای علمیه، ائمه جمعه و جماعات، هم مخاطبان رهبری هستند. هر یک از این رسانهها و نهادها و سازمانها، در روایت مسائل و حقایق انقلاب و جامعه، وظیفه حساسی به عهده دارند و بایستی در تحقق فرمایش رهبری، وظیفه خود را احصاء و در انجام مطلوب آن کوشش کنند.
به جایانداختن توپ به زمین دیگران، خودمان با توپ چه کار میکنیم؟ باید بازی در زمین خودمان را بیاموزیم و تکنیک و تاکتیک خودمان را اصلاح و تقویت نماییم. به تعبیر زیبای حضرت امام خمینی(ره) اگر هر کسی وظیفه خودش را خوب انجام بدهد کشور آباد و همه چیز درست و خوب میشود.
آیا تا کنون صداوسیما با شما در این عرصه تعاملی داشته و از آثار روایتگرانه شما استفاده کرده در تهیه برنامه؟
بهطور رسمی و مشخص، چنین تعاملی برقرار نشده است. گاه بهصورت تلفنی و برای برنامههای رادیویی آنهم به صورت بسیار محدود و معدود ارتباط برقرار شده، اما به نظر میرسد که رویکرد صداوسیما و اغلب رسانهها، توجه به چهرههای شناخته شده و رسانهای است و کمتر به مؤسسات و گروههای تحقیقی اعتنا میشود.
چه راهکارهایی را برای ارتقای سطح روایتگری در رسانهها و به ویژه رسانه ملی مؤثر میدانید؟
به نظر ما چند اتفاق بایستی در حوزه فرهنگ و هنر و تبلیغات کشور اتفاق بیفتد تا سطح روایتگری در حد انتظار رهبری و پاسخگوی شبههآفرینیها و جنگ روانی گسترده دشمنان باشد.
اولین اتفاق، تغییر بنیادی ساختار فرهنگی و رسانهای کشور است که مورد تأکید رهبری در اولین دیدار دولت سیزدهم بود. این همه سازمان و نهاد و وزارتخانه و رسانه و صداوسیما در همپوشانی و همسویی و مرکزیت فرماندهی دچار اختلال هستند و بعضاً یکدیگر را خنثی مینمایند. وضعیت فرهنگ عمومی جامعه و آسیبهای موجود اجتماعی و خانوادگی به خوبی این گسستگی ساختاری و فرماندهی را نشان میدهند. چابکسازی و حذف زوائد ساختاری و حذف مراکز متعدد مطالعاتی در آنها و ایجاد شورای راهبردی مطالعات فرهنگی تبلیغاتی واحد ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی و جدی گرفتن این ستاد فرماندهی از ضرورتهای تغییر بنیادی فرهنگ و رسانه کشور است که در آن وظایف عمومی و اختصاصی هر یک از این سازمانها و نهادها مشخص و نحوه نظارت و ارزیابی آنها نیز معلوم میگردد.
دومین اتفاق ثبات ریل فرهنگ و رسانه کشور و مسئولین مربوطه است؛ چرا که فرهنگ دارای اثرات دراز مدت است و یک شبه تغییر و تحولی اساسی نمیتوان ایجاد کرد. تغییر ریل و تغییر مکرر مسئولین دارای نگاههای متفاوت بسیار زیانآور است و ما در دولتهای پس از انقلاب این زیانها را تجربه کردهایم و نبایستی همچنان اسیر این تغییرات باشیم.
سومین اتفاق، اصلاح و تعمیق نگاه به فرهنگ و رسانه و تبلیغات است. متأسفانه تعریف و دامنه فرهنگ و تبلیغات به درستی شناخته نشده است. وقتی رهبر معظم انقلاب میفرمایند برای هر کار و تصمیمی مخصوصاً اقدامات ملی بایستی پیوست فرهنگی داشت، به این مسئله مهم اشاره مینمایند که هر اقدام و برنامه و تصمیمی اثرات و بازتابهای فرهنگی در جامعه خواهد داشت که با پیوست، یعنی اقدامات و برنامههای مناسب، بایستی این اثرات را مدیریت و بازتابها را در جهت ارزشهای انقلاب هدایت کرد. این مسئله مهم و مطالبه اساسی، شاید بتوان گفت اصلاً ملاحظه و رعایت نمیشود. همه مسئولین نظام در هر سطح مدیریتی بایستی متعهد و باورمند به پیوست فرهنگی باشند و در سازمان و تشکیلات تحت مدیریت خود به اقدامات فرهنگی و شیوههای درست روایتگری متناسب با دستگاه خود، علاقمند و بلکه حساس و مطالبهگر بوده و خود عامل روایتگر باشند.
اتفاق دیگری که بایستی شاهد آن باشیم تا روایتگری حقایق انقلاب در سطح مورد نیاز کشور و انقلاب اسلامی انجام شود، اصلاح نگاه متولیان ممیزی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ اولاً در دورههای گذشته بعضا شاهد نظراتی بر خلاف ضوابط نشر و سلیقههای جناحی برخی بررسها بودهایم که به آثار روایتگر حقایق و رخدادهای انقلاب اجازه نشر نمیدادند ولی به آثار بعضاً وارونهسازی و تحریف حقایق اجازه نشر میدادند. چنانچه چهار کتاب مؤسسه قدر ولایت توسط همین افراد در دوره تدبیر و امید غیرمجاز اعلام گردید و صدای اعتراض ما بجایی نرسید. جناحگرایی مانع بزرگی در سر راه روایتگری صادقانه است. ثانیاً بررسیها هیچ تعاملی با ناشران و اهل قلم برقرار نمیکنند و بهصورت یکطرفه و خودپسندانه قضاوت و خواهان تغییراتی گاه برخلاف حقایق میشوند. بهطور مثال از ما میخواستند تا تمامی مبحث همراهی و مشارکت عناصر نهضت آزادی در حوادث فتنه سال 88 را از کتاب «کارنامه نهضت آزادی» حذف کنیم در حالی که این عناصر دستگیر و محاکمه و اعتراف کرده بودند.
ممیزین بایستی با صلاحیت، آزاد از نگاه جناحی، معتقد به ارزشهای انقلاب، آشنا با ترفندهای تبلیغاتی و جنگ روانی دشمن و پایبند ضوابط و مقررات نشر باشند.
امیدواریم در دولت سیزدهم با همکاری مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزههای علمیه و صداوسیما و مطبوعات، چنین اتفاقات مبارکی را شاهد باشیم.