اعتماد: لاریجانی تایید هم میشد رای نمیآورد(خبر ویژه)
این روزنامه در یادداشتی به قلم عباس عبدی، به نقد رد صلاحیت لاریجانی توسط شورای نگهبان پرداخت و نوشت: هدف از اين نوشتهها دفاع از آقاي لاريجاني نيست، چون نقدها به او و ساير اعضاي خانواده در جاي خود محفوظ است. هدف اصلي فهم بخشي از مساله سياست در ايران و عملكرد شوراي نگهبان است كه از خلال ردصلاحيت اعلام شده عليه آقاي لاريجاني مشهود است. اولين نكتهاي كه كمتر به آن توجه ميشود، علت حضور آقاي لاريجاني در انتخابات بود. آنچه بنده ميخواهم به عنوان علت اين حضور بگويم، لزوما از طرف خود وي گفته نشده است. آقاي لاريجاني در اظهارات عمومي و حتي خصوصي نيز تاكيد كرده است كه براي رييسجمهور شدن ميآيد. البته بيان عمومي چنين موضعي نه فقط از جانب او، بلكه از طرف هر نامزد ديگري معقول است.
نویسنده میافزاید: لاريجاني در وضعيتي بود كه اگر ميآمد و با فاصله زياد ميباخت طبعا يك هزينه سياسي جدي محسوب ميشد، ضمن اينكه به دليل جايگاه رياست مجلس وي، بيمعناست كه گمان شود براي افزايش رتبه سياسي از طريق انتخابات آمده است. پس آيا بايد بپذيريم كه براي انتخاب شدن آمده است؟ منظور از انتخاب شدن نيز يك احتمال متعارف و جدي است، مثلا حداقل بتواند ۳۰ تا ۳۵ درصد آرا را به دست آورد و الا كسب ۵ درصد راي كه همان نامزدهاي پوششي هم ميآورند! به نظر بنده اگر براي انتخاب شدن با يك احتمال معقول آمده بود، قطعا دچار اشتباه فاحش سياسي شده بود، زيرا او به علل گوناگون فاقد زمينه براي كسب چنين رايي بود. اين را به بدي يا خوبي نميگويم، واقعيت است. بعيد هم ميدانم هيچ ناظر آگاهي حتي از دوستان وي نيز چنين موفقيتي را محتمل ميدانستند. احتمال تغيير شرايط نيز براي او متصور نبود، زيرا وي چهره شناختهشدهاي بود، نميتوانست اقدامي چشمگير براي تغيير فضا كند. حداكثر ميتوانست در نفي و نقد ديگران سخن بگويد كه قطعا از اين نظر دست خودش بيشتر زير ساطور بود و سمبه طرف مقابل براي تخريب او پرزورتر بود. از سطح درك و فهم سياسي لاريجاني نيز بعيد است كه به چنين گزارهاي اعتقاد داشته باشد كه شانسي براي انتخاب شدن خود قائل است، هر چند انتخاب رياستجمهوري ميتواند مثل مواد مخدر عمل كند، همچنانكه آقاي هاشمي در سال ۱۳۸۴ دچار چنين برداشت عجيبي شد و گام در راهي گذاشت كه نتيجهاش رياستجمهوري بدترين و كماحتمالترين گزينهاي بود كه او گمان ميكرد.