نقص بزرگ ورزش
سید سعید مدنی
این سخن را که ورزش ایران از حیث داشتههای مادی و انسانی، غنی و دارای ظرفیت بالایی است بارها و بارها از زبان کارشناسان داخلی و همچنین خارجی شنیدهایم. اینان تقریبا به اتفاق در این باره نظر مشترک دارند و به همین دلیل معتقدند ورزش ایران جای زیادی برای پیشرفت دارد و جایگاه آن در سطح بینالمللی خیلی بالاتر از نقطه فعلی است.
همین صاحبنظران و کسانی که با چموخم ورزش ایران آشنا هستند درباره یک موضوع دیگر هم اتفاق نظر دارند و آن اینکه این ورزش با همه داشتهها و امکانات مادی و استعداد و ثروت انسانی خیلی جاها از ضعف مدیریت در رنج است و ضربه میخورد. نظری که آخرین بار از زبان کالدرون، سرمربی سابق پرسپولیس و یکی از بازیکنان صاحب نام و اسبق تیم ملی آرژانتین شنیدیم. حرفهای قابل تاملی که از این حکایت دارد خیلی از کسانی که در این ورزش برای رسیدن به صندلیهای مدیریتی این در و آن در میزنند در واقع هدفشان هر چه باشد مدیریت و خدمت به ورزش نیست و به جای این که شرایط رابرای پیشرفت امور و تحقق اهداف برای زیرمجموعه خود فراهم آورند، مانعتراشی هم میکنند و برای اینکه مربی تیم را به هر دلیلی فراری دهند دستور میدهند آب به زمین تمرین تیم ببندند! و...
تقریبا عین این اظهارات و نظرات را از زبان کارلوس کروش، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال شنیدیم که مثل کالدرون و خیلی از کسانی با شناسنامههای مختلف، معتقد بود فوتبال(ورزش) ایران با داشتههایش، بازیکنان جوان و مستعد، تماشاگران پرشور و... شرایط خوبی برای پیشرفت و بهتر شدن دارد اما حیف که این داشتهها و امکانات خوب اداره و مدیریت نمیشود. در همین صفحه هم بارها برآن انگشت نهاده و تاکید شده و بالاخره از کسانی که نقش متولی ورزش را بر عهدهدارند خواستهایم که در این باره فکری بکنند و چارهای بیندیشند.
کافی است به اتفاقاتی که همین چند روز اخیر در رشتههای مختلف ورزشی چهره بسته نگاهی بیندازیم، از ماجرای بازی کردن بازیکن حرفهای و با تجربه در زمین صهیونیستها، تا جریان نداشتن آب آشامیدنی که وزنهبردار طلایی تیم ملی صریحا آن را مطرح کرد، ازبازیکن گابنی تیم گلگهر که شارلاتانهای آویزان این فوتبال، فریبکارانه به فوتبال ما تحمیل کردند و دردسرآفرین شدند و... تا ماجرای سرود ملی ایران در ازبکستان و... همه و همه بدون تعارف بیش از هر چیز از ضعف مدیریت و عدم توانایی لازم و کافی برای استفاده از داشتههای غنی این ورزش حکایت میکند و دریک کلام نمونههای تازه و زندهای است که نظریه فوق را اثبات میکند.
بارها به سهم خود نوشتهایم رفتار و عملکرد مدیریتهای ضعیف و عوضی آمده باعث شده که خروجی این ورزش بیش از آن که در جهت مصالح ورزش و منافع ملی و پاسخگویی به مطالبات به حق و منطقی جامعه ورزش باشد به نفع جریانهای دلالی و منفعتجو و فرصتطلب است، حالا با اتفاق تلخ و عجیبی که اخیرا افتاد باید بنویسیم به جای این که ما از داشتهها و چهرههای ورزشی خود به درستی ودر جهت آرمانهای پهلوانی و انسانی و اهداف ملی استفاده کنیم صهیونیستها در ما طمع کرده و تلاش میکنند با توجه به بیبصیرتی و ناآگاهی و جهل مرکب افراد پر ادعا و بالاخره وادادگی و نا اهلی مدیریتی از داراییهای ورزش کشور مسلمان و انقلابی ایران به نفع سیاستهای کثیف و ضد انسانی خود استفاده کنند.
در هرحال این واقعیتی است که از فرط بدیهی بودن نیازی به استدلال و بحث ندارد که اگر اشکال و ضعفی در سیستم یا مجموعهای وجود دارد بیش از هر چیز و پیش از هر جا علت اصلی را باید در عامل «مدیریت» جستوجو کرد. این اصل بدیهی را لااقل خود ما بارها یادآور شده و از مسئولان امر خواستهایم برای رفع این نقیصه بزرگ ورزش مستعد و باظرفیت ما گامهای اساسی بردارند، اما ظاهرا نزد مسئولان و کسانی که از نظرقانونی متولی امر ورزش هستند گوشی برای شنیدن این تذکرات ناصحانه و حرفهای خیرخواهانه وجود ندارد.
با این حال باز هم اظهار امیدواری میکنیم که مدیریت جدید ورزش و خاصه شخص وزیر محترم که بدون تردید با همه این مسائل و مشکلات از نزدیک آشناست و آنها را لمس کرده و میداند در داخل و خارج چه باندها و جریاناتی برای ورزش کیسه دوخته و علیه آن نقشه کشیدهاند و بر خلاف عدهای ناآگاه اما پرادعا یا مغرض و مامور در داخل در نظر داشته باشد که در دنیای امروز، ورزش کاملا آلوده به سیاست آن هم از کثیفترین و خبیثانهترین شکل آن یعنی سیاستهای استکباری و صهیونیستی است و لذا باید خیلی بیدار بود و هشیارانه و کاملا حساب شده امور را مدیریت کرد.
حرف آخر این که: با توجه به واقعیات، مشکلات و مسائل داخلی، شیطنتها و مانعراشیهای خارجی و خصوصا صهیونیستی و بالاخره مسائل اجرایی و روزمره، مدیریت ورزش باید در همه جا، چه در سطح کلان و چه درسطح خُرد خیلی بیش از اینها مسئولیت را جدی بگیرد و زمان و فرصت را به بازی و مشغول شدن به امور شخصی و کاسبی و سفر و... نگذراند و بعد مثلا با یک مدال و یا صعود به جام جهانی و... بر همه خرابکاریها و غفلتها و بدعملیهای خود به وسیله ماله به دستان اجیر شده رسانهای سرپوش بگذارد. مدیران ورزش ما نباید از این واقعیت غافل باشند که در داخل وخارج، با انگیزههای مختلف (مالی و اقتصادی یا سیاسی و فرهنگی) یکسره برای ورزش ما در حال نقشه و طراحی مخرب هستند، انتظار معقول و طبیعی آن است که آنها هم لااقل بهاندازه بدخواهان ورزش ایران برای امور کاری و انجام وطایف خود در قبال ورزش جدی باشند و
وقت بگذارند.