گزارش لحظه به لحظه از روزی که کمر شاه را شکست !
استاد اعظم فراماسونری چگونه جمعه سیاه را رقم زد
شهریور 57 ماه سرنوشت انقلاب اسلامی ملت ایران بود، در این ماه مردم تهران به صورت میلیونی در روز عید فطر و پس از آن به خیابان ها آمده و قدرت خود را به رخ نظام طاغوت کشیدند، رژیم با مشاهده این مانور قدرت چهار روز بعد از عید فطر در روز 17شهریور در حرکتی سبعانه صدها تظاهر کننده تهرانی را در خیابان ژاله [شهدا] محاصره و قتل عام کرد.
حرکت ملت در این ماه با سقوط جمشید آموزگار نخست وزیر وقت آغاز شد با تظاهرات میلیونی مردم در روزهای بعد عید فطر تداوم پیدا کرد و در کشتار 17شهریور به اوج خود رسید.
استاد اعظم فراماسونری نخست وزیر میشود
در مرداد ماه سال 1357 با فاجعه سینما رکس آبادان جمشید آموزگار نخست وزیر وقت به شدت مورد سوال قرار گرفت، وضعیت ایجاد شده برای آموزگار سبب ساز این شد که وی اندک مدتی بعد از این رویداد استعفا دهد.
پنج شهریور دولت جمشید آموزگار دبیرکل حزب واحد رستاخیز سقوط کرد و شاه استعفای او و وزیرانش را قبول کرد.
در همین روز شاه فرمان نخست وزیری جعفر شریف امامی رئیس مجلس سنا، مدیرعامل بنیاد پهلوی و رئیس هیئت مدیره بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و نائب رئیس شیر و خورشید سرخ و عضو هیئت امنای ده دانشگاه و صاحب دامداری مفصل کرج و شریک کهبد سرمایه دار معروف را صادر و توشیح کرد.
شریف امامی نیز از شاه اختیارات تام گرفته و قرار شد شاه در امور کشور مداخله نکند. [رک رجال عصر پهلوی، جلد 17، جعفر شریف امامی، صفحه 22]
يکي از جنبه هاي شخصيتي شريف امامي عضويت او در فراماسونري است. پس از آن که در سال 1343 هويدا به نخست وزيري میرسد و دست شریف امامی از نخست وزیری کوتاه میگردد وی وقت بیشتری برای فراماسونري میگذارد و با پیشرفت در این زمینه به مقام استاد اعظمی ترقی پیدا میکند .
وی که بعد از رسیدن به مقام نخست وزیری در پنج شهریور ماه 57مدعی شده بود با مفاسد اقتصادی و اخلاقی از جمله کاباره ها مبارزه خواهد کرد خود مدیر یکی از کازینوهای آبعلی بود و از این محل درآمد کسب میکرد.
پرواضح بود که قصد رژيم از انتصاب شریف امامی به نخست وزیری نجات از مخمصهای بود که انقلاب اسلامی برای شاه ایجاد کرده بود.
شريف امامي که با عنوان آشتي ملي اين سمت را پذيرفته بود بيانیهاي صادر کرده و قصد خود را چنين اعلام میکند: اينک که خطراتي مهلک ميهن ما را تهديد مي کند، همه به پا خيزيد تا همه با هم در فروغ جهانگير قرآن و تعاليم عاليه اسلام و درقلمرو قانون اساسي به نجات مملکت همت ببنديم تا در اين گذرگاه خطير تاريخي در پيشگاه تاريخ وطن و نسل هاي آينده سرافکنده نباشيم.» [ رک روزنامه اطلاعات، 5شهریور 1357، صفحه 1]
بیانیه دولت جدید به صورتی آشکار نشان دهنده استیصال رژیم بود، مشخص بود که شریف امامی میخواهد مردم را فریب داده و از خیابان ها به خانه ها بکشاند و آتشفشانی که زبانههای آن در همه جا قابل مشاهده بود را خاموش کند .
دولت جدید در اولین بخشنامه خود تاریخ شاهنشاهی را ملغی اعلام کرده و به هجری شمسی تبدیل میمی کند و با انتشار بیانیهای وعدههایی را به مردم میدهد.
در این بیانیه به مردم وعده داده شده بود :
- فعالیت احزاب قانونی آزاد باشد.
- به روحانیت، علمای اسلام واحکام دین مبین اسلام احترام گذاشته شود.
- متجاوزین به بیت المال و عاملین دولتی حوادث اخیر مورد تعقیب قرار گیرند.
در همین روز که دولت سقوط کرد و شریف امامی نخست وزیر شد روزنامه اطلاعات در صفحه یک خود از دامنه انقلاب در اقصی نقاط کشور خبر داده و نوشت : آیتالله شریعتمداری و نمایندگان ایشان از مردم خواستهاند آرامش خود را حفظ کنند.
بدیهی مینمود که رژیم تلاش دارد از طریق هواداران و حامیان خود حرکت خروشان مردم را به آرامش سوق داده و در فرصت مناسب آن را سرکوب کند.
همین روزنامه در صفحه آخر شماره این روز خود با بر شمردن مخالفین حکومت از مثلثی نام میبرد که در قم حضور دارند و به قانون اساسی وفادار بوده و حاضر به مصالحه با رژیم هستند .
اطلاعات به شریف امامی توصیه میکند با این قشر که اساس نظام را قبول دارند تفاهم کند تا اوضاع سامان یابد !
از سوی دیگر امام خمینی و انقلابیون، عوامفریبی تحت عنوان دولت آشتی ملی را باور نکرده و به افشاگری پرداختند.
امام یک روز پس از نخست وزیری شریف امامی بیانیهای داد و دولت آشتی ملی را به استیضاح کشید.
در بیانیه امام خمینی به نکات زیر اشاره شده بود :
- در محیطی حکومت آشتی ملی را اعلام نمودهاند که که توپ ها و تانک ها و مسلسل ها توسط ارتش و سایر ماموران در شهرستان ها مشغول سرکوبی ملتی است که حقوق اولیه بشر و اجرای احکام اسلام را خواستار است.
- آشتی کنیم که خون عزیزان اسلام را هدر دهیم ؟!
- امر بی ارزش بستن قمارخانه ها نیرنگ دیگری است برای اغفال جناح روحانی.
- در محیطی قمارخانه ها را به خاطر اسلام میبندند که تمام مراکز فحشا به قوت خود باقی است.
- جناحهای سیاسی و جبهه ها و نهضت ها آشتی نخواهند کرد و نمیتوانند آشتی کنند که آشتی به اسارت کشیدن ملت و از دست دادن مصالح کشور است.
جمعه سیاه نتیجه وعدههای دولت آشتی ملی !
در حالی که دولت معروف به آشتی ملی شریف امامی از نخستین روزهای شکل گیری بر بازشدن فضای سیاسی کشور، آزادی فعالیتهای احزاب و گروههای سیاسی و نیز احترام به اعتقادات و ارزشهای اسلامی تاکید میکرد جمعه سیاه در تاریخ ایران ماندگار شد .
پیش از این مردم در روز 13شهریور مصادف با روز عید فطر در تپههای قیطریه تجمعی میلیونی برگزار کردند.
مردم شهرهای خمین، تهران، قم، كرج و ایلام و دیگر شهرها پس از برگزاری نماز عید به حركت در آمده و شعارهای كوبندهای بر ضد رژیم سر دادند و بزرگ ترین راهپیمایی ها در تهران با شركت نزدیك به یك میلیون نفر برگزار شد تا حساب کار دست رژیم بیاید .
در این تظاهرات میلیونی مردم با مشتهای گره كرده و فریادهای كوبنده خواستار بركناری رژیم شاهنشاهی و تاسیس حكومت اسلامی شدند.
امام خمینی (ره) به مناسبت این راهپیمایی، اعلامیهای منتشر و خطاب به ملت ایران فرمودند: «مردم مسلمان ایران به دنبال برگزاری نماز عید، دست به عبادت ارزنده دیگری زدند كه آن فریادهای كوبنده علیه دستگاه جبار و چپاولگر برای به پا داشتن حكومت عدل الهی است كه كوشش در این راه از اعظم عبادات است وفدایی دادن در راه آن سیره انبیا عظام خصوصا نبی اكرم اسلام و وصی بزرگ او امیرمومنان است... .»
امام خمینی (ره) در این اعلامیه ارتشیان را برادران خود خوانده و خواستار احترام بیشتر به آنان شده و ادامه دادند :«ای سربازان غیور كه برای وطن و كشور خود فداكاری میكنید، به پا خیزید، ذلت و اسارت بس است، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر كنید...»
تظاهرات روز عید فطر زمینهای برای تظاهرات 16 شهریور گردید. در این روز راهپیمایی بزرگ تهران انجام شد.
روزنامه اطلاعات در گزارشی از این راهپیمایی عظیم و میلیونی نوشت: مردم بر سر راهپیمایان گلاب میریختند و در حالی که ابتدا ماموران کوشش میکردند که جلوی راهپیمایی را بگیرند بعد راه را بازکردند و به دنبال جمعیت به حرکت در آمدند .
راهپیمایی و تعطیل عمومی شانزدهم شهریور به واسطه اعتراض مردمی به جنایات رژیم و كشتار مردم در روزهای پیشین بود. ماموران رژیم از شب قبل در میدانهای مهم شهر مستقر شده و آماده هرگونه درگیری با تظاهركنندگان بودند. حركت از قیطریه آغاز شد و به طرف میدان آزادی ادامه یافت. در این راهپیمایی شعارهای «خمینی رهبر ماست، ایران كشور ماست»، «برادر ارتشی چرا برادركشی»، «مسلمان به پاخیز برادرت كشته شد» شنیده میشد و عكسهایی از امام خمینی برفراز دست ها مشاهده میگردید.
در این روز در بین مردم اعلام شد كه صبح روز بعد یعنی جمعه 17 شهریور در میدان شهدا تجمع صورت خواهد گرفت.
در قطعنامه پایانی این راهپیمایی عظیم نیز شعارهای انقلاب به وضوح اعلام شد، استقلال، آزادی، برقراری حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی، آزادی زندانیان سیاسی، انحلال ساواک و در نهایت برچیده شدن رژیم شاه .
این شعارها راه را بر هر گونه تفسیر و تحلیلی قطع کرد، عدهای که گمان میکردند میتوانند با مذاکره با برخی جریانهای ملی مذهبی و نیز روحانیون حافظ وضع موجود، نظام را از سقوط برهانند با اتمام این راهپیمایی عمق آن چیزی را که در جامعه در حال رخدادن بود دریافتند.
به دنبال این تظاهرات بود که هیئت دولت به ریاست جعفر شریف امامی در ساعت 20:30 تصویبنامهای صادر و به موجب آن مقرر گردید از بامداد روز 17 شهریور در 11شهر قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، کرج، قزوین، کازرون و جهرم حکومت نظامی به مدت شش ماه برقرار گردد.
در اولین اعلامیه حکومت نظامی که به امضای ارتشبد غلامعلی اویسی رسیده بود وی اعلام کرد به فرمانداری نظامی تهران و حومه منصوب شده است .
از آنجایی که نخستین اعلامیه حکومت نظامی ساعت 20:30 منتشر شده بود و به دلیل در دسترس نبودن رسانه ها و محدود بودن آنها و نیز تعطیل بودن روز 17 شهریور و مهمتر از همه به دلیل عدم اعتنای مردم به هشدارها و تهدیدهای مقامات سیاسی و نظامی کشور سیل جمعیت روز 17شهریور به سمت میدان ژاله -که پس از شهادت چند تن از تظاهرکنندگان در شبهای ماه رمضان به میدان شهدا تغییر نام یافته بود- راهی شدند ولی با دیدن تانکها و زره پوشهای نظامی و ماموران مسلسل به دست حکومت نظامی غافلگیر شدند.
ماموران مسلح، پس از چند بار اخطار از زمین و هوا جمعیت را هدف رگبار مسلسل قرار دادند و این گونه جمعه سیاه در تاریخ شکوهمند انقلاب اسلامی رقم خورد و در یادها و خاطره ها ماند.
طبق گزارش ساواك، تظاهرات از ميدان شهدا به «خيابانهاي ديگري از قسمت شرق تهران« كشيده شد، سپس تظاهرات به جنوب تهران، خيابانهاي مولوي، ميدان خراسان، ميدان شوش و ميدان راهآهن سرايت كرد و در مدت كوتاهي خيابانهاي فردوسي، منوچهري، سعدي شمالي، نظامآباد، فرحآباد، منطقه نارمك، ميدان سپه، خيابان لالهزار، به صحنه درگيري تبديل شد.
فرماندار نظامي در اطلاعيه شماره چهار خود ضمن متهمكردن مردم، اعلام كرد در واقعه 17 شهريور 58 نفر كشته و 205 نفر مجروح شدهاند. دو روز بعد دادگستري اعلام كرد تعداد كشتهشدگان به 95 نفر رسيد. گر چه تعداد شهداي آن روز رسماً اعلام نشد، ولي آگاهان آمار وحشتناكي را از شهداي 17 شهريور ارائه كردهاند. پارسونز سفير انگليس تعداد شهدا راصدها نفرذكر كرده است.
سوليوان سفير آمريكا نيز گزارش ميكند كه در ميدان شهدا بيش از 200 نفر از تظاهركنندگان كشته شده بودند.
جان دي. استمپل كه خود از مسؤولين رده بالاي سفارت ايالات متحده آمريكا در ايران بود، بعدها كتابي منتشر كرد. وي در كتاب خود درباره واقعه ميدان شهدا مينويسد: بلادرنگ پس از آغاز برخورد در ميدان شهدا، مجروحين حادثه به سه بيمارستان واقع در ناحيه روانه شدند. منابع پزشكي كشته شدگان را بين 200 تا 400 نفر برآورد كردند. در ابتدا دولت مدعي شد كه مقتولين 58 نفر بودهاند اما در عرض يك هفته اين رقم به 122 نفر افزايش يافت كه به اين رقم بين دوهزار تا سههزار زخمي نيز افزوده گرديد. در نيم روز هشت سپتامبر (17/6/57) رقم مقتولين اعلام شده از طرف مخالفين 400 تا 500 نفر بود، اما طي 24 ساعت تا حدود 1000 نفر بالا رفت ... قبرستان بهشت زهرا تنها محل رسمي دفن مردگان در تهران به كنترل مخالفين درآمد و نيز تحريكات قابل توجهي درباره ثبت ارقام قبور مقتولين از هر دو طرف به عمل آمد. پزشكاني كه مدت 36 ساعت كار كرده بودند عقيده داشتند كه رقم 300 تا 400 كشته و سههزار تا چهار هزار مجروح كه در بيمارستانها و مراكز درماني درمان سرپايي شدهاند برآوردي منطقي است.
پیام امام خمینی به مناسبت فاجعه 17شهریور
یک روز پس از فاجعه 17شهریور امام خمینی در پیامی تاکید کردند :«روزهای اخیر، تهران و سایر شهرستانهای مهم ایران برای اظهار مظلومیت و مخالفت با مجرمی که ۳۵ سال بر مقدرات آنان سلطه دارد و جنایات و خیانتهای او در کشور و مخالفتهای او با قانون اساسی واضح است، شاهد راهپیماییهای آرام بود. اظهار مخالفت با مجرمی که تمام هستی ملت را به باد داده است، از طرف کسانی بود که در حد عالی شعور سیاسی و دینی بودند؛ به طوری که حاضر شدند ارتش را گلباران کنند ولی «دولت آشتی ملی» آنان را به عنوان شعار برخلاف قانون اساسی، محکوم نمود؛ و حال آنکه شعار آنان بر ضد قانون اساسی شکن - یعنی شاه - بود. شعار بر ضد رژیم تحمیلی غیر قانونی بود، اظهار مظلومیت بود ولی واقعیت این است که شاه میخواهد انتقام خود را از ملت بیدفاع بگیرد»
امام خمینی در این پیام تاریخی آرزو کردای کاش در میان مردم بود و به شهادت میرسید «چهره ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماکن به چشم میخورد. آری این چنین است راه امیر مؤمنان علی و سرور شهیدان امام حسین.ای کاش «خمینی» در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته میشد.»
حضرت روح الله در بخش دیگری از پیام خود با اشاره به کید رژیم مبنی بر فریب روحانیت تاکید کردند :« شاه با حکومت آشتی ملی میخواهد روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در کشتار خود سهیم گرداند ولی فریب او خیلی زود برملا گردید. انَّ کَیْدَ الشَّیطانِ کانَ ضَعیفاً.» [رک صحیفه امام، جلد 3، صفحه 459]
امام خمینی همچنین در روز 23شهریور با انتشار پیامی به مناسبت هفتمین روز شهدای 17شهریور با تاکید بر ادامه اعتصابها، عزای عمومی اعلام کردند. [ رک صحیفه امام، جلد 3، صفحه 464]
واکنشهای جهانی
خبر فاجعه قتلعام مردم در ميدان شهدا بهسرعت در جهان پيچيد و سياستمداران، دولتمداران، خبرگزاريها و محافل بينالمللي را وادار به عكسالعمل كرد؛ امّا هيچ عكسالعملي زشتتر از واکنش دولت آمريكا نسبت به اين قتلعام فجيع نبود.
در آن روزها رؤساي كشورهاي آمريكا، مصر و رژيم صهيونيستي در كمپديويد مشغول مذاكرات سازش بودند. فرداي آن روز وارن كريستوفر معاون وزير امور خارجه آمريكا از واشنگتن با سايروس ونس وزير امورخارجه كه در كمپديويد بود، تماس برقرار و توصيه كرد كه كارتر رئیس جمهور وقت آمریکا هر چه زودتر با شاه صحبت كند.
انورسادات با شاه تماس گرفت ومراتب همدردي و پشتيباني خود را از شاه به وي اطلاع داد و سپس كارتر با شاه تلفني صحبت كرد وپشتيباني آمريكا را از وي در اقداماتي كه براي برقراري نظم به عمل ميآورد تأييد كرد.
روزنامههاي كيهان و اطلاعات اعلام كردند كه كارتر با شاهنشاه مكالمه تلفني كرده است.
در گزارش کاخ سفید آمده بود: كارتر با شاه تماس گرفته و وضع كنوني ايران را كه در آن تظاهرات ضددولتي به رهبري افراطيها جريان داشته و دست كم 95 نفر كشته بر جاي گذارده مورد بحث قرار داده است. پرزيدنت كارتر مناسبات نزديك و دوستانه ميان ايران و آمريكا را مورد تأييد قرار داده است و نسبت به ادامه جنبش اعطاي آزادي سياسي اظهار اميدواري كرده است.
خبر حمايت كارتر از شاه آن هم بعد از قتلعام مردم تهران، موضع امام خميني را به شدت تثبيت كرد. امام خميني درعكسالعمل به اين پيام كارتر در مصاحبه با راديو تلويزيون فرانسه فرمودند:«آقاي كارتر كه براي يك زنداني در شوروي آن قدر هياهو درآورد، پس از كشتارهاي پياپي شاه، پشتيباني خود را از او دريغ نكرد. اين به خاطر اين است كه آمريكا به دنبال منافع خودش فقط هست.»[رک صحیفه امام، جلد 3، صفحه 466]
علما نيز به عنوان تاثيرگذارترين قشر در عرصه حيات سياسي كشورمان نسبت به اين واقعه عكسالعملهاي مختلفي داشتند؛ چنانچه آيتالله گلپايگاني با انتشار نامهاي سرگشاده به شريفامامي اخطار كردند: اعلام حكومت نظامي و جوي خون راه انداختن هيچ دردي را دوا نخواهد كرد.
آيتالله گلپايگاني علاوه بر نامههاي فوقالذكر اطلاعيهاي صادر و اعلام نمودند: « فاجعهي خونين كشتار بيرحمانه ديروز تهران مملكت را غرق در عزا و مصيبت ساخت»
آيتالله مرعشي نیز با صدور اطلاعيهاي اعلام كردند «بار ديگر هيأت حاكمه ايران دست از آستين ظلم به در آورده، صدها مردم ستمديده و شريف ايران را به ضرب گلوله در تهران مقتول و مضروب و مجروح كرد.» ایشان بار ديگر خواست خود را مبني بر« اجراي احكام شرعيه و برقراري عدالت و بازگشت هر چه زودتر امام خميني» مورد تأكيد قرار دادند.
رای اعتماد مجلس به دولتی که نیامده
جوی خون راه انداخت
یک روز پس از فاجعه 17شهریور شریف امامی با ایده دولت آشتی ملی در مجلس شورای ملی حاضر شد تا برای دولت خود از نمایندگان رای اعتماد بگیرد.
ایجاد محیط امن برای انتخابات آزاد، کاهش فشار مالیاتی بر طبقات کم درآمد، متناسب ساختن حقوق کارکنان دولت، اقدام به لغو سریع قوانین نامناسب، وفق همه برنامه ها با آداب مذهبی و ملی از جمله برنامههایی بود که شریف امامی از آنها سخن گفت هر چند که همه میدانستند که شریف امامی و دولت وی در شرایط فعلی کشور دیگر تاب مقاومت در برابر انقلاب گسترده مردم نداشته و به زودی سقوط خواهد کرد ولی یک روز بعد از حضور شریف امامی در مجلس دولت وی توانست رای اعتماد نمایندگان را کسب کند.
یک روز پس از فاجعه 17شهریور هویدا وزیر دربار استعفا داد. از قرائن مشخص بود که بخت هویدا برای یکه تازی در کشور دیگر افول کرده و باید قربانی رژیمی گردد که عمری برای آن نوکری کرده است .
امیر عباس هویدا، پس از پایان دوران وزارت ۱۳ ساله اش، به وزارت دربار منصوب شد و تا یک روز پس از جمعه سیاه این منصب را در اختیار داشت.
پس لرزههای 17 شهریور ...
چند روزی از جمعه سیاه نگذشته بود که پس لرزههای جنایت رژیم شروع شد، نظام برای این که مردم را قانع کند که اقداماتی برای رفع فساد در کشور در حال انجام است دست به یک عوامفریبی تازه زد، دستگیری مقامات دون پایه دولتی سابق اولین کاری بود که رژیم به آن دست یازید ولی افاقه نکرد و رژیم روز به روز به سقوط نزدیکتر شد .
روزنامه اطلاعات دوشنبه بیستم شهریور با تیتر درشت در صفحه اول خود از بازداشت مقامات عالی متهم به سوء استفاده خبر داد و نوشت: شایع است در لیست کسانی که به اتهام سوء استفاده تعقیب میشوند نام چند تن از وزرا، معاونان و مدیران عامل و شهرداران سابق و جمعی از مقامات بخش خصوصی وجود دارد .
وزیر سابق بهداری و دو معاون وی از جمله بخت برگشتگانی بودند که باید قربانی میشدند و در این روز خبر بازداشت آنان اعلام شد .
در این روز همچنین اطلاعات در خبر دیگری از دستور جلوگیری از خروج جمعی از مقامات سابق به خارج از کشور خبر داد و نوشت پرونده قریب به 600نفر از مقامات سابق تحویل دادسرای دیوان کیفر و دادسرای تهران شده است.
در این روز همچنین اعلام شد رضا قطبی رئیس سازمان صدا و سیمای ایران به صورت اجباری از سمت خود کناره گیری کرده است. به دنبال کنار رفتن قطبی، محمود جعفریان معاون سیاسی رادیو و تلویزیون نیز استعفا کرد.