kayhan.ir

کد خبر: ۲۳۱۴۵۰
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۲
 
 
 او هم به اسم، علی بود و هم به صفت، علی‌گونه. سعی می‌کرد فرموده‌های حضرت علی(علیه‌السلام) را در زندگی ساری و جاری کند. به‌عنوان مثال در بعد رعایت ساده‌زیستی یادم می‌آید که در اتاق کارش روی زمین می‌نشست و کارهایش را انجام می‌داد. احساس کردم شاید معذّب باشد. پیش‌قدم شدم و رفتم یک‌سری صندلی گرفتم. با دیدن آنها برخلاف انتظار اولیه‌ام، علی نه تنها شاد نشد، بلکه ناراحت هم شد. می‌گفت: «دنیا آهسته‌آهسته آدم را در کام خود فرو می‌برد. قدم اول را که برداشتی تا آخر می‌روی. لذا باید مواظب همان گام اول باشی.» دختر شهید می‌گفت: «پدرم در هیچ حال از یاد خدا غافل نبود و قـبل از انـجـام هـرکاری وضـو می‌گرفت و می‌گـفت: کارم را در راه خـدا انـجام می‌دهم. او هنگام شهادت نیز وضو داشت و با پیکری مطهّر به آرزوی خود برای شهادت در راه خدا نایل شد.»
خاطره‌ای از شهید صیاد شیرازی به روایت همسر و دخترش ماهنامه شاهد یاران
نام:
ایمیل:
* نظر: