kayhan.ir

کد خبر: ۲۲۸۶۹۷
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۴۰۰ - ۲۲:۱۲
در بیانات اهل‌بیت(ع)، به صورت‌های گوناگونی بر روی دو مفهوم بسیار تأكید شده است: «صِدْقُ الْحَدیثِ وَ أَداءُ الْأَمانَهًْ(1)»؛ و این مفهوم همان است كه ما در فارسی از آن به «راستی»؛ و «درستی»؛ یاد می‌کنیم.

روایات بسیاری از امام زین‌العابدین(ع)، امام صادق(ع) و سایر ائمه داریم كه: عبادت بسیار یا روزه بسیار شما را فریب ندهد؛ این موارد دلیل بر مقرب و مهذب بودن کسی نیست؛ چه‌بسا آن همه عبادت برای او عادت شده است. تعبیر روایت این است: رُبَّما یَسْتَوْحِشُ(2). این طبیعی است كه اگر آدم به چیزی، چه كار خوب و چه كار بد، عادت کند و سپس جریانی پیش بیاید که نتواند آن كار را در موقع خودش انجام دهد، احساس كمبود ‏كند. چه‌بسا آن همه عبادت و کار نیک را از روی اغراض خاصی شروع كرده باشد تا از طریق آن، مردم را فریب دهد و جذب كند و از این‌رو، به آن کار یا کارهای شایسته عادت كرده است. مهم این است: «إِخْتَبِرُوهُمْ بِصِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الْأَمانَهًْ»؛ اگر می‏خواهید افراد را بسنجید، راستی و درستی آنها را امتحان كنید. در روایاتی آمده است كه: خدای متعال هیچ پیغمبری را مبعوث نفرمود؛ مگر با این دو ویژگی. همه انبیاء بر این دو ویژگی تأكید كرده‌اند. شاید اینکه امروزه در فرهنگ عمومی انسان‌ها از راستگویی و درستكاری، به نیکی یاد می‌شود، میراث همین تربیت‏های انبیاء باشد.
عادت و غفلت
البته نباید فراموش کرد فطرت انسان هم به‌گونه‌ای است كه خواستار راستگویی و درستكاری است. ولی گاهی انگیزه‏هایی سبب می‌شود كه آدم از آن مقتضای فطرتش تخطی ‏كند و منحرف ‏شود. بدترین چیزی كه آدمیزاد عاقل به آن مبتلا می‏شود، غفلتی است كه در اثر عادت پدید می‌آید. خداوند در قرآن گله می‏كند كه: ما این همه آیات را در عالم به مردم نشان می‌دهیم و باز آنان غفلت دارند. این چیزی است كه همه ما كمابیش مبتلا هستیم. همه چیز برای ما عادی شده است! این چشمی كه خداوند به ما عطا کرده است چقدر می‏ارزد؟ این مژه‏ها، این پلك‏ها؟ این ساختار چشم؟ دانه‌‌دانه انگشت‏ها؟ اعصاب؟ براستی این تدبیرهایی كه خداوند در عالم قرار داده است، از آسمان‏ها و خورشید و ماه و ستارگان به چه معنا است؟ اینکه قرآن می‏فرماید درباره خلقت آسمان‌ها و زمین، ماه و خورشید، اندیشه کنید و یک‌به‌یک از آنها و کارآیی‌شان نام می‏برد، چه هدفی دارد؟ با اینکه چندین‌بار در قرآن تأكید شده است، آیا فرصتی پیش آمده كه واقعاً بنشینیم و فكر كنیم؟ آیا در نعمت‏هایی كه در وجود خود ما هست، اندیشیده‌ایم؟ حقیقت این است که ما حتی در نعمت‏هایی که محسوس است درست فكر نکرده‌‌ایم، چه رسد به آن نعمت‏های باطنی كه باید بیشتر درباره آنها فكر كرد. آیا به اهمیت عقل، معرفت، ایمان و... اندیشیده‌ایم؟
زمانی برای تفکر!
خداوند در سوره الرحمن ـ كه عروس قرآن است ـ وقتی نعمت‌های خدا را می‌شمارد، به همه جن و انس خطاب می‌کند كه: «كدام از اینها قابل انكار است؟» نکته قابل توجه این است که در این سوره اولین نعمتی كه پس از خلقت انسان بیان می‏كند این است: «عَلَّمَهُ الْبَیانَ»(3)؛ خدا به انسان بیان كردن و قدرت سخن گفتن را یاد داد. بنابراین، خداوند این استعداد را در وجود انسان‌ها قرار داده است، اما بچه كه از ابتدای تولد حرف زدن بلد نیست. این تعلیم الهی به وسیله اسباب و مسبباتی صورت می‌گیرد كه خداوند فراهم كرده است و نتیجه‏اش برای انسان‌ها یادگیری سخن گفتن و بهره‌مندی از این نعمت می‏شود. اما براستی این چقدر اهمیت دارد؟
اگر برای انسان نعمت سخن گفتن در كار نبود و همانند حیوانات گنگ بود و حرفی نمی‏زد، چیزی از كسی نمی‏شنید و چیزی هم نمی‌توانست بگوید، چه می‏شد؟ آن‌وقت، نه زندگی مادی آدمی اداره می‏شد، نه رشد معنوی پیدا می‏كرد و نه می‏توانست سعادت آخرت را كسب كند. آنچه كه سعادت آخرت را تضمین می‏كند، «دین»؛ است. ما دین را از كتاب و سنت، از قرآن و حدیث و از بیانات معلمین و علما و وعاظ یاد گرفتیم. اگر سخن گفتنی در كار نبود، ما اصلاً نمی‌دانستیم دین چیست؟ حتی دنیایمان نیز مرهون و مدیون گفتارهایی است كه انجام گرفته و سپس برای ادامه و تثبیت آن به صورت نوشتار درآمده است. نوشتار انعكاس گفتارها است. اگر سخن نباشد چیزی نمی‏نویسند. وقتی آدم می‏تواند بنویسد كه چیز گفتنی داشته باشد. وقتی لفظی باشد كه آن را ادا كنند، آنگاه خطوط اختراع می‏شود. وقتی سخن گفتنی نباشد، نوشتنی هم نخواهد بود و اگر انسان، گفتن و نوشتن نداشته باشد با حیوانات چه فرقی می‏كند؟
بیانات آيت‌الله مصباح يزدي(ره) در دفتر رهبر معظم انقلاب؛ قم؛ 19/1/88
____________________
1. به عنوان نمونه: كافی، ج 2، ص 77، باب‌الورع.
2. كافی، ج 2، ص 104، باب‌الصدق و أداءالأمانه.
3. الرحمن / 4-1.
زلال بصیرت هر دو هفته یک‌بار روزهای یکشنبه منتشر می‌شود.

نام:
ایمیل:
* نظر: