نگاه خانوادگی مبنای جامعهشناسی اسلامی(حکایت خوبان)
«محمد زهری» در حالی که محزون بود به دیدار امام سجاد(ع) آمد. وقتی حضرت دلیل ناراحتی او را پرسیدند، پاسخ داد: غم و غصهها پیوسته بر من وارد میشوند. دیگر به هیچکس اعتماد ندارم و به یاری کسی امیدوار نیستم! امام سجاد(ع) فرمودند: چرا مسلمانان را مثل خانواده خود نمیبینی تا بزرگشان را همچون پدر، کوچکشان را مانند فرزند، و همسالشان را مثل برادر در نظر بگیری؟ در این صورت چگونه حاضر میشوی به یکی از ایشان ستم کنی یا نفرین کنی یا آبرویش را ببری؟ اگر فکر میکنی از دیگران برتری، در برابر کسی که از تو بزرگتر است، با خود بگو، او زودتر از من ایمان آورده و کردار خوبش، بیشتر از من است. و در برابر کسی که از تو کوچکتر است با خود بگو: من بیشتر از او مرتکب معصیت شدهام. بنابراین او بهتر از من است. و اگر همسال تو بود با خود بگو: من به گناه خود یقین دارم. ولی درباره او شک دارم، بنابراین او از من بهتر است.(1)
____________
1- احتجاج طبرسی، ج2، باب امام سجاد(ع)، ص 57