عرصه فرهنگ و هنر سیاستها، بایدها و نبایدها
حمید نیلی*
با برگزاری مراسم تحلیف شاهد آغاز رسمی فعالیت سیزدهمین رئیسجمهوری اسلامی ایران بودیم. ضمن عرض تبریک لازم دانستم درخصوص فضای هنر فرهنگ و ضرورتها و بایدها و نبایدهای این عرصه خطیر نکاتی را من باب
«النصیحه لائمه المسلمین و عامتهم» اشاره نمایم.
جناب آقای دکتر رئیسی!
بیشک هنرمندان که در هر کشور از جمله طبقات فرهیخته و تاثیرگزار بودهاند در ادوار مختلف سه دهه اخیر با کم لطفی رؤسای جمهور و دولتهای تابعه ایشان روبهرو بودهاند و امیدواریم با نگاه جدید شما، اتفاقات به یادماندنی در این عرصه رقم بخورد. نخستین مسئله و دغدغه این قشر خدوم و بیادعا را میتوان فقدان نسبت متوازن در توجه به پایتخت و استانها دانست که این امر باعث مهاجرت هنرمندان به پایتخت و کمفروغ شدن فرهنگها و آیینهایی است که در آثار تولیدی هنرمندان در رشتههای گوناگون هنری نمایان است! نکته مهم این است که بخشی از این هنرمندانی که زحمات مهاجرت به تهران را به جان خریدهاند به آرزوهای متصور خود نرسیده و دچار یأس و سرخوردگی میشوند. توجه به استانها و هنرهای تخصصی هر منطقه امری انکارناپذیرست تا شاید فرهنگها و آئینهای از یاد رفته دوباره احیا و باعث اعتلای فرهنگ بومی ایران اسلامیشود. فراموش نکنیم بسیاری از بزرگان هنرهای مختلف برآمده از مناطق و استانهای کشورند که اکنون به صورت فراملی و در میادین جهانی باعث احترام جهانیان و مورد احترامند.
دیگر موضوع مورد نظر، محدودیت سفره هنرمندان است که با حجم بالای فارغالتحصیلان قابل دفاع نیست! بیشک ایجاد انگیزه برای حضور بخش خصوصی در تولید آثار فاخر مبتنی بر فرهنگ ارزشمند ایرانی و اسلامی و ایجاد بازارهای هنر در داخل و خارج کشور به انگیزهای برای تولید آثار فاخر هنرمندان منجر خواهد شد.
ضرورت تقویت ابعاد دیپلماسی فرهنگی نیز از جمله موضوعاتی است که توجه آن به معرفی فرهنگ والای ملی در عرصه بینالملل رخ داده تا ارزشها و فرهنگ ایران اسلامی در عمق جان مخاطبان بینالمللی نفوذ یابد.
جای خالی آمایش سرزمینی هنر و دریافت دقیق آمار بخشهای مختلف هنری در سراسر کشور برای گرفتن تصمیمات کلان احساس میشود. امید است با آغاز کار دولت جدید و اهتمام به اجرای این پروژه آمار صحیحی از فضای هنری کشور در اختیار قرار گرفته و با اتکا به آن آمار اتفاقات نو و شیرینی در این عرصه شکل گیرد.
از سویی دیگر در حال حاضر بسیاری از مشکلاتی که کشور با آن دست و پنجه نرم میکند نیازمند فرهنگسازی میباشد و زبان هنر بهترین و پرنفوذترین ابزاری است که میتوان به آن اعتماد کرد. اصلاح الگوی مصرف، حمایت از تولید ملی از جمله این موضوعات است که با تکیه بر زبان هنر، میتوان قشر کودک و نوجوان را بهترین یاور و حامی حل این مشکلات دانست تا با پیگیری خود از خانواده برای حل این مشکل تلاش کنند. تئاتر بهترین و برترین زبانی است که کودک با آن ارتباط برقرار میکند. بیشک اعتماد به این موضوع در سالهای آتی نقطهای روشن و مشخص برای حل این مشکلات است. از یاد نبریم نتایج فرهنگسازی در برخی امور مانند بستن کمربند ایمنی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی در معرض دید است.
باید متذکر شد که علیرغم تلاشهای بسیار مدیران هنری ادوار گذشته و زحماتشان مبنی بر تدوین سندی برای اقتصاد هنر، هنوز جای خالی مؤلفههای اقتصاد هنر احساس میشود و اکنون زمان آن است که ایدهها و نظرات این پژوهشها گردآوری شده و در اختیار هنرمندان و مسئولین قرار گرفته تا با نقد سازنده به صورت نقشه راه به اجرا نزدیک شود.
و کلام آخر، امیدواریم که با نگاه مجدانه و مدیریت کابینه جدید و جوان شاهد تغییرات شگرف در این عرصه بوده و هنر به جایگاه والای خود دست یابد.
* رئیس انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس