یک شهید، یک خاطره
حق
مریم عرفانیان
من و ابراهیم همسایه بودیم. از کودکی با هم بزرگ شدیم. دوران ابتدایی و راهنمایی را با همدیگر گذراندیم. دوران متوسطه در یک نیمکت و یک کلاس بودیم. حتی در جبهه کنار هم جنگیدیم. هیچوقت از ابراهیم دروغی نشنیدم. یادم هست در یک مسابقة ورزشی، وقتی امتیاز به او تعلق میگرفت و داور متوجة خطایش نمیشد، خود ابراهیم خطا را اعلام میکرد. میگفت: «این امتیاز حق دیگری است.»
حالا، گاهی پیش خودم میگویم: «شهادت حق چنین آدمهایی ست ...»
خاطرهای از شهید ابراهیم جاغوری
راوی: غلامرضا مهربان، دوست شهید