ویروسی که جهان را به هم ریخت
سید محمد امینآبادی
اشاره
سال 1399 علاوه بر این که وارث شرایط و بحرانهای بهجا مانده از سالهای قبل بوده، دچار یک شوک متفاوت و جدید نیز شده است؛ «همهگیری ویروس کرونا». این همهگیری از لحاظ گستردگی، سرعت و عمق، در دنیای معاصر سابقه نداشته به سرعت هر پنج قاره را درگیر خود کرده و حوزههای مختلف زندگی بشری شامل اقتصاد، سیاست، دیپلماسی، فرهنگ، بهداشت و ... را تحت تاثیر قرار داده است.
بحران خطرناک کرونا، پیامدهای دیگری نیز داشته و آن، آزمون برابر کشورها در مدیریت این بحران بوده است. جالب است که در این آزمون، بر خلاف ذهنیتهای کاذب حاکم بر جهان، آمریکا و کشورهای اروپایی نمره مردودی گرفتهاند و در تولید واکسن نیز کشورهای غیر غربی، توان علمی خود را به رخ جهانیان کشیدند.
به هر حال، در سال 1399 بحران از راه رسیده کرونا بر بحرانهای از قبل موجود بار شده و شرایط جهان را پیچیدهتر کرده است. در رابطه با بحرانهای سیاسی جهان، همانطور که میدانیم، دولت آمریکا طرف ثابت بسیاری از این بحرانها بوده و هست. بسیاری از کارشناسان و تحلیلگرانی که متعلق به محافل رسانهای غربی هستند، با پایه قرار دادن جابهجایی قدرت در آمریکا، مدعی بودند که این کشور وارد دوران جدیدی شده و در عرصه سیاسی و دیپلماتیک، دست به تحولات بنیادینی خواهد زد. به عبارت دیگر، آمریکا از سیاستهای تهاجمی و مداخله جویانه خود فاصله خواهد گرفت. اما، در همین یکی دو ماهی که «جو بایدن» وارد کاخ سفید شده است، بر همه آشکار شد که خوی تجاوزگری نظام سیاسی آمریکا، هیچ ربطی به چهرههایی که در این کشور به قدرت میرسند، ندارد و این خود جزو خصوصیات ذاتی آمریکا است. از منظر سیاسی، آمریکا نمیتواند خودش را از تجاوز و مداخله در امور کشورهای دیگر خلاص کند، چون موجودیتش به عنوان یک قدرت مطرح در جهان به خطر میافتد. بنابراین، جنگافروزی و تجاوز به کشورهای دیگر، جزو ویژگیهای ذاتی آمریکا است. علت بیان این جملات، به سیاستهای دولت بایدن ربط پیدا میکند؛ این دولت و اصولا دموکراتها معمولا بیش از جمهوریخواهان، از قدرت نرم برای غلبه بر کشورهای مزاحم، بهرهبرداری میکنند. این روش البته که خطرناکتر از روش مشت آهنین جمهوریخواهان و افرادی مثل ترامپ است. در حال حاضر، بایدن گزینههای کمی در کشورهایی مثل یمن، افغانستان، عراق و سوریه دارد و مجبور است که این کشورها را ترک کند. با توجه به این مقدمات، اعضای سرویس خارجی روزنامه آخرین وضعیت برخی از حوزههای بحرانی منطقه و جهان را مورد توجه قرار دادهاند، که با هم این مطالب را از نظر میگذرانیم.
سرویس خارجی
بدون شک مهمترین تحولی که در سال 99 در سطح جهانی روی داد شیوع گسترده ویروس کرونا بود، ویروسی که تاکنون متاسفانه بیش از 120 میلیون نفر را مبتلا و بیش از 2 میلیون و 660 هزار نفر را نیز قربانی کرده است و البته به گفته کارشناسان آمارهای مبتلایان و فوتیها بسیار بیش از اینها است. این بیماری 19 نوامبر 2019(28 آبان 98) برای اولین بار در «ووهان» استان «هوبئی» چین شناسایی شد با عبور تعداد قربانیان از مرز ۱۰۰۰ نفر، سازمان جهانی بهداشت برای بیماری ناشی از آن، نام رسمی انتخاب کرد (کووید-19) که اشارهای به کرونا (corona)، ویروس (virus)، بیماری (disease) و سال ۲۰۱۹ دارد. درباره منشاء اولیه این بیماری هنوز بین دانشمندان، دولتها و سازمان جهانی بهداشت اختلاف نظر وجود دارد و این مسئله طی یک سال گذشته مجادلات سیاسی زیادی را به وجود آورده است.
برخی دولتها چین را متهم به پنهان کاری و سازمان جهانی بهداشت را نیز به همدستی با این کشور در انتشار اخبار غلط در زمینه زمان و نوع انتشار این ویروس متهم کردهاند. برخی دانشمندان نیز بر این باورند که ویروس کرونا در ایتالیا، ماهها پیش از زمانی که خبر شیوع آن در کشور چین پیچید، آغاز شده بود. دانشمندان معتقدند انجام تحقیقات بیشتر احتمالاً دانستههای قبلی را درباره منشاء، زمان و مکان انتشار این ویروس، تغییر خواهد داد.
اما آنچه که مسلم است طی یک سال اخیر جهان با شیوع این ویروس وضعیت بسیار خاصی پیدا کرده است و کرونا تاثیر بسیار شگرفی در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و مناسبات اجتماعی دولتها و ملتها بر جای گذاشته است.
تاثیر کرونا بر اقتصاد جهان
کرونا یک تنه اقتصاد جهانی را در سال 99 فلج کرد. شیوع ویروس کرونا روندهای حاکم بر بازارهای جهانی پولی و مالی، انرژی، گردشگری، سرمایهگذاری، تولید، صادرات و واردات را تغییر داد و محاسبات اقتصادی جهانی را به هم ریخت و به گفته «هانس والتر پیترز» رئیس اتحادیه بانکهای آلمان «جهان را وارد بدترین رکود اقتصادی بعد از جنگ جهانی دوم کرد.» صندوق بینالمللی پول در ماه ژوئن (خرداد) پیشبینی کرد تعطیلیهای اعمال شده جهت مهار همهگیری ویروس کرونا تولید ناخالص داخلی در جهان را 4.9 درصد پایین میآورد که عمیقترین رکود اقتصاد جهانی از زمان رکود بزرگ دهه 1930 خواهد بود. گزارشها نشان میدهد زیانهای اقتصاد جهانی در نتیجه شیوع کرونا دست کم به رقم ۲.۷ تریلیــون دلار برسد.
بر اساس دادهها، اقتصاد جهانی به شدت از این ویروس متضرر شده است. طی یک سال گذشته اقتصاد کشورهای آمریکا (منفی3.7 درصد)، آلمان (منفی 5 درصد)، ژاپن (منفی5.3 درصد)، فرانسه (منفی9.1 درصد)، ایتالیا (منفی9.1 درصد)، هند (منفی9.9 درصد) و انگلیس (منفی11.2درصد) کوچکتر شدهاند. طی یک سال گذشته تنها قدرتی که توانست اقتصاد خود را از گزند کرونا حفظ کند چین بود. بر اساس گزارش دیلی میل اقتصاد چین طی سال گذشته نه تنها رشد منفی نداشته بلکه مثبت 2.3 درصد نیز رشد داشته است.
در این میان اقتصاد آمریکا تحت تاثیر ویروس کرونا شرایط بسیار بحرانی را سپری میکند به طوری که وزارت بازرگانی این کشور گفته آمریکا وارد بدترین بحران طی 74 سال گذشته خود شده است. در همین ارتباط، مشاور اقتصادی بایدن نیز گفته «خطر فروپاشی اقتصادی، آمریکا را تهدید میکند و برای برون رفت از این بحران، دولت باید از جیب خودش خرج بکند.» همزمان، تعداد شرکتهایی که امسال در آمریکا اعلام ورشکستگی کردهاند نسبت به مدت مشابه سال گذشته 33 درصد افزایش داشته است. در ماه سپتامبر (شهریور) ورشکستگی شرکتهای آمریکایی رشدی 78 درصدی را تجربه کرد. که دلیل اصلی آن رکود ناشی از شیوع ویروس کرونا و تاثیر آن بر فعالیت شرکتهای کوچک بوده است. مؤسسه ارائه خدمات غذایی «اپیک»، در گزارش ماهانه خود آورده است تنها در ماه سپتامبر (شهریور) 747 شرکت برای دریافت خدمات ذیل بند 11 قانون ورشکستگی در آمریکا اعلام ورشکستگی کردند که این رقم در سپتامبر سال گذشته 420 شرکت بود و در ماه آگوست (مرداد) هم 525 عدد بوده است. در گزارش این مؤسسه آمده است از ابتدای سال جاری تاکنون مجموعا 5 هزار و 529 شرکت در آمریکا اعلام ورشکستگی کردهاند که بیش از 33 درصد نسبت به 9 ماه نخست سال 2015 بیشتر بوده است.
ورشکستگی شرکتها این روزها تنها مشکل اقتصاد آمریکا نیست.
مطالعات جدید نشان میدهد که اقتصاد آمریکا ممکن است بهواسطه تاثیر مخرب شیوع کووید –۱۹، مبلغ ۱۶ تریلیون دلار در هر دو بخش تولید و زندگی مردم، زیان بیند. طبق بررسی «لارنس سامرز» وزیر خزانهداری سابق آمریکا و «دیوید کاتلر» اقتصاددان دانشگاه هاروارد که مولفان این مطالعه هستند زیان اقتصادی ناشی از کرونا بیش از 2 برابر مجموع هزینههای مالی برای همه جنگهایی است که آمریکا از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ از جمله در افغانستان، عراق و سوریه درگیر آن بوده است. در نتیجه، مجموع هزینه تخمین زده شده بیش از ۱۶ تریلیون دلار یا تقریبا ۹۰ درصد از تولید ناخالص داخلی سالیانه آمریکا است.
«پیتر شیف»، اقتصاددان معروف و مدیرعامل «یورو پاسیفیک کپیتال» به شبکه خبری راشاتودی گفته است «تولید واکسن کرونا نیز نمیتواند اقتصاد آمریکا را به حالت عادی باز گرداند.»
تاثیرات کرونا بر اقتصاد جهان به قدری شدید بوده که حتی با وجود کشف واکسن نیز برخی از کارشناسان گفتهاند اقتصاد جهانی هرگز به دوران قبل از کرونا باز نمیگردد. به گفته «پاتریک کربی»، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، «روند بهبود اقتصاد جهان از بحران کرونا بسیار آهسته خواهد بود و نرخ رشد اقتصاد هرگز به سطح قبل از بحران کرونا باز نمیگردد.» وی گفته است: «ما تصور میکنیم رشد اقتصاد تا چند سال آینده کمتر از سطح 2019 باشد و هیچگاه به نرخ رشد قبل از بحران کرونا باز نگردیم» دکتر «جوردن اسمیت» استاد تاریخ اقتصاد دانشگاه «لیدز» انگلیس نیز معتقد است «به مدت یک دهه پس از کرونا اوضاع اقتصادی با شرایط مبهمی روبهرو خواهد شد. شیوع این ویروس رویدادی بیسابقه در دوران معاصر است و صحنه بینالمللی را در شرایط آشفتهای قرار داده است.»
تاثیر کرونا بر سیاست جهانی
به دلیل پیوستگی اقتصاد، سیاست ،فرهنگ و اجتماع کرونا علاوهبر اقتصاد تاثیرات بسیار وسیعی نیز بر سیاست جهانی داشت. برخی از نظریهپردازان معتقدند که هنوز نمیتوان اثرات کرونا را بر سیاست جهان پیشبینی کرد چرا که تاثیرات سیاسی پس از آشکار شدن تاثیرات اقتصادی نمایان خواهد شد تاکنون کرونا باعث افزایش نابرابری اقتصادی، بیکاری، بدهی و فقر شده است. اما آنچه که مسلم است طی یک سال گذشته تحت تاثیر کرونا ملیگرایی به شدت در بین کشورها تشدید شده و حتی کار به جایی رسید که دولتهای غربی به دزدی ماسک از یکدیگر نیز روی آوردند. برخی از نظریهپردازان با توجه به این مسئله هشدار دادند که کرونا نیز مثل «آنفلوآنزای اسپانیایی» که 100 سال پیش در اروپا شیوع پیدا کرد و به دنبال آن راستهای افراطی مثل هیتلر در اروپا به قدرت رسیدند میتواند بار دیگر زمینه را برای روی کار آمدن هیتلرهای جدیدی در اروپا و سراسر جهان فراهم کند. طی یک سال گذشته بسیاری از دولتها به شدت درگیر سرکوب معترضان به محدودیتهای کرونایی بودهاند. برخی دولتها از سوی ملتهای خود متهم به ناکارآمدی شدهاند. برخی دولتها نیز ساقط شدهاند.
اما به جرأت میتوان گفت مهمترین تاثیر سیاسی کرونا در جهان طی یک سال گذشته به زیر کشیدن ترامپ در آمریکا بود. رسانهها و کارشناسان دلایل بسیاری را برای شکست ترامپ ذکر میکنند از جمله؛ شکست در مدیریت بحران کرونا و تاثیر شدید آن بر اقتصاد آمریکا، اعتراضات ضد نژادپرستی و حمایتهای علنی ترامپ از نژادپرستان و ترس شدید سیاهان، رنگینپوستان و مهاجران از پیروزی مجدد وی، عدم جدیّت حزب جمهوری خواه در حمایت از ترامپ و رها کردن وی از سوی بسیاری از جمهوری خواهان قدیمی و در نهایت مخالفت رسانههای جریان اصلی با وی. ترامپ طی چهار سال گذشته با بسیاری از رسانههای جریان اصلی در آمریکا و حتی شبکههای اجتماعی مثل توئیتر و فیسبوک درگیر شد. ترامپ قادر به درک این نکته نبود که رسانهها در دنیای کنونی از منابع اصلی شکلدهی به تحولات سیاسی و اجتماعی هستند و این رسانهها در انتخابات اخیر نیز نقش اصلی در دستکاری افکار عمومی مردم آمریکا بر ضد ترامپ و به نفع جو بایدن داشتند.
اما اگر بخواهیم بین این چند متغیّر یکی را برجسته کنیم به نظر میرسد نقش کرونا در شکست ترامپ بسیار برجستهتر از سایر عوامل بوده است. کرونا آمریکا را در آستانه برگزاری انتخابات ریاستجمهوری این کشور به بحران عمیق اقتصادی فرو برد و به باور کارشناسان به مهمترین عامل باخت ترامپ بدل شد. بر اساس گزارشها بحران اقتصادی کنونی آمریکا در طول 90 سال گذشته و از زمان بحران اقتصادی 1929 به این سو بیسابقه بوده است. «سیبیاس نیوز» به نقل از وزارت خزانهداری آمریکا نوشته است: «کسری بودجه آمریکا در ۱۱ ماه ابتدایی سال مالی کنونی به رکورد تاریخی ۳ تریلیون دلار رسید.» کرونا بیش از 60 میلیون آمریکایی را بیکار کرد و دادههای آماری نشان میدهد هر هفته به طور متوسط 800 هزار نفر به تعداد بیکاران آمریکایی که به خاطر شرایط کرونا شغل خود را از دست میدهند افزوده میشود. آمارهای رسمی وزارت کشاورزی آمریکا نیز نشان میدهد بیش از ۴۱ میلیون آمریکایی- یکهشتم شهروندان این کشور- دچار عدمامنیت غذایی شدهاند.
یک تحقیق دیگر نشان میدهد، همهگیری کرونا باعث دو برابر شدن ناامنی غذایی در آمریکا شده است. ۴۰ درصد خانوارهایی که در این مدت به بانکهای غذا مراجعه کردهاند اولین بارشان بوده است.
همزمان منابع رسمی در آمریکا میگویند، بحران کرونا باعث شده، میلیونها نفر در این کشور با خطر بیخانمانی مواجه شوند به نوشته سیانان در سال گذشته 40 میلیون آمریکایی با خطر بیخانمانی روبهرو بودهاند و همه اینها در شرایطی بود که ترامپ سعی داشت خطر کرونا را کم اهمیت جلوه دهد او به مبارزه علمی با کرونا نیز اعتقادی نداشت و در تجمعات انتخاباتی که برگزار میکرد اکثریت طرفدارانش ماسک نمیزدند و پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکردند. این وضعیت نیز به طور مرتب از طریق سیانان پوشش داده میشد. لذا غلط نخواهد بود اگر بگوییم کرونا به مهمترین عامل داخلی در شکست ترامپ بدل شد.