اگر روحانی، حداقلی بود چرا وعدههای گزاف به مردم دادید؟!(خبر ویژه)
سخنگوی حزب کارگزاران برای طفره از پاسخگویی درباره عملکرد دولت روحانی گفت دولت روحانی،دولت حداقلی و در مقابل جبهه پایداری بود!
حسین مرعشی در گفتوگو با سالنامه روزنامه اعتماد درباره این قضاوت که شما همواره از شیوه «ترساندن مردم از پیروزی تندروها» استفاده میکنید اظهار داشت: چرا ترساندن؟ مگر اینها یک رأی واقعی نبوده؟ مگر الان وقتی اکثریت مردم که هوادار اصلاحطلبان هستند در انتخابات اسفندماه شرکت نکردند، آقای قالیباف رئیس مجلس نشد؟ اصلاح طلبان هیچ امر غیر واقعی را نگفتهاند، آنها همیشه واقعیتها را به مردم گفتهاند.
او سپس در این باره که «کارنامه دولت روحانی چندان قابل دفاع نیست»، گفت: آقای روحانی کار خودش را خوب انجام داده است.
مرعشی در عین حال درباره عملی نشدن وعدههای روحانی مدعی شد: کاستیهای دولت آقای روحانی نباید به حساب اصلاحطلبها گذاشته شود. دولت آقای روحانی دولت حداقلی بوده که ما مقابل جبهه پایداری از آن حمایت کردهایم. حتماً تفاوتی معنیدار میان جبهه پایداری و دولت آقای روحانی وجود داشته و دارد. از این واقعیت که نمیشود فرار کرد.
وی درباره انتقاد خبرنگار اعتماد مبنی بر این که «اصلاح طلبان باید در قبال کسی که به عنوان کاندیدا از او حمایت میکنند مسئولیتپذیر باشند» مدعی شد: دست ما که باز نبود! کاندیدای اصلی ما مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی بود که رد صلاحیت شدند و ما نمیتوانستیم کاری کنیم؛
چکار کنیم؟!
فکر میکنید اگر کاندیدای مد نظر شما روی کار بیاید، شرایط خیلی تغییر خواهد کرد؟ مرعشی در پاسخ این سؤال میگوید: بستگی به خود فرد هم دارد. بالاخره چند موضوع در موفقیت یا عدم موفقیت یک دولت اثرگذار است؛ یکی سیاستهای دولت که حتما سیاستهای آقای دکتر روحانی، سیاستهای درستی بوده و سیاستهای ما هم در آینده سیاستهای درستی است. یکی هم مدیریت و توان شخص رئیسجمهوری است برای اینکه بتواند بدنه مدیریتی و کارشناسی کشور را فعال و بسیج کرده و به صحنه بیاورد. موضوع دیگر قدرت رئیسجمهوری برای اقناع سایر قوا و نهادهاست. اگر ما بتوانیم در انتخاب کاندیدایمان در انتخابات ریاست جمهوری برای این 3 عامل پاسخی مطلوب تعیین کنیم، حتما میتوانیم تغییر ایجاد کنیم،
چرا نتوانیم؟!
اظهارات سخنگوی کارگزاران از چند جهت مخدوش است. نخست این که مدعیان اصلاحطلبی، سرقفلیدار تندروی در کشور هستند. ثانیاً آنها مردم را از این که اگر رئیسی و قالیباف و امثال آنها سرکار بیایند و مثلاً دلار 5 هزار تومان بشود، میترساندند و حال آن که در مدیریت آنها قیمت دلار 3700 تومانی 8 برابر شد و بیسابقهترین رکود تورمی با وجود واگذاری امتیازات گسترده در برجام و وعده رونق اقتصادی از این طریق، پدید آمد. در واقع، آنها در حالی تلاش کردند مردم را از آقای رئیسی یا قالیباف و یا جبهه پایداری بترسانند که معیشت مردم را گرفتار تنگنای شدید کردند و بنابراین اکنون حق ندارند همانند 8 یا 4 سال قبل، صرفاً با رقیبهراسی با مردم گفتوگو کنند؛ مگر این که بپذیریم دستشان خالی است و از سر استیصال به در و دیوار چنگ میزنند.
ثالثاً ادعای این که روحانی نامزد حداقلی بود، نه با واقعیتها و نه با وعدههای گزاف اصلاحطلبان به مردم نمیسازد. اصلاحطلبان در میدان رقابت،عارف را در سال 92 و جهانگیری (چهره کاملاً نزدیک به کارگزاران) را داشتند و به ویژه کارگزاران میتوانستند در سال 96 از چهرهای کاملاً همسو مثل جهانگیری حمایت کنند و بنابراین، آنها با شناخت و اختیار کامل از روحانی و وعدههای او (لغو همه تحریمها، رونق بخشیدن به اقتصاد در حد بینیاز کردن مردم از پول یارانه و...) حمایت کردند. بلکه حتی مدعی شدند که آنها تضمین وعدههای روحانی هستند.
یادآور میشود بیصداقتی و رفیق نیمه راه بودن حزب کارگزاران در میان احزاب سیاسی کاملاً معروف است. چنان که آنها هنگام اعلام دلار 4200 تومانی، جهانگیری را در قامت سوپرمن اقتصادی در نشریه خود (سازندگی) تصویر کردند، اما بعدها همین طیف تصریح کردند آن سیاست، عامل تورم و فساد و رانت است.