نگاهی به یکی از مهمترین نیازهای فرهنگی امروز کشور - بخش پایانی
لزوم تقویت «خانوادهگرایی» در سریالهای سیما
آرش فهیم
دو دهه قبل بود که یک سخنرانی جنجالی نشان داد که «سریال تلویزیونی» در جهان امروز، فراتر از تفریح و سرگرمی، میتواند نقش سیاسی و اجتماعی مهمی را ایفا کند.
بنیامین نتانیاهو نخستوزیر فعلی رژیم جعلی صهیونیستی در مراسم اولین سالگرد حادثه 11 سپتامبر در سال 2002 گفت برای تغییر نظام جمهوری اسلامی با «سریالهای تلویزیونی» به ایران حمله کنید! او در بخشی از این صحبتها گفته بود: «... اگر میخواهید در ایران تغییر رژیم انجام بدهید لازم نیست جاسوس بازی کنید. فقط کافی است فرستندههای خیلی بزرگ و قوی را بگیرید و سریالهای شبکه فاکس (سریالهایی که افراد زیباروی جوان را در وضعیتهای متنوعی از برهنگی نشان میدهند که زندگیهای فریبنده و مادیگرایانه و رابطههای بیقید دارند) برای مردم تهران و ایران پخش کنید. همینها باعث اختلال میشود.»
این چنین بود که سریال، جایگاهی همچون ابزار نظامی پیدا کرد. پس از این صحبتهای نتانیاهو بود که شبکههای پخش سریال و برنامههای سرگرمکننده فارسی زبان بهطور قارچگونه پیدا شدند و ایران هدف بمباران سریالهای غربی با زیرنویس یا دوبله فارسی قرار گرفت.
نکته مهم این است که تقریبا همه این سریالها نیز نهاد خانواده و به ویژه زنان و دختران را هدف میگیرند. این سریالها که درمیان مردم ما هم مشتری کم ندارند، عمدتا مروج یک نوع سبک زندگی هستند که با فرهنگ اصیل و سنتی و همچنین ارزشهای خانوادگی ما در تضاد هستند.
خانوادهگریزی در سینما و سریالها
به موازات بمباران سریالی مردم ایران توسط رسانههای خارجی، نمایش خانواده در سریالهای ایرانی نیز کمرنگ یا توأم با کژتابی شد! غیر از برخی از آثار اما در اکثریت سریالها بجای نمایش عطوفت وگرمای خانوادگی و ارزش عشق و احترام اعضای خانواده به یکدیگر، تقابل و تنش و جدایی به نمایش درآمد. این مسئله در سریالهای شبکه نمایش خانگی که در این سالها بسیار زیاد شدهاند، پر رنگتر است.
طی 10 سالی که از باب شدن تولید سریال در شبکه نمایش خانگی گذشته به ندرت اثری را میتوان یافت که «خانوادهگرا» باشد. این وضعیت نامطلوب در سینما شدیدتر است. در خیلی از این آثار، تقابل با خانواده و ایستادگی فرزندان در مقابل والدین، تبلیغ و ترویج میشود! توجیه سازندگان چنین آثاری این است که آنها قصد دارند با طرح ناکامی و فساد، به مردم هشدار دهند که عاقبت چنین رفتارهایی غیر از تیره روزی و بدبختی نیست.
به طور مثال، کارگردان یکی از سریالهای تلویزیونی که بهگریز دختر جوان از خانوادهاش میپرداخت، در مصاحبهای گفته بود که خواستم به خانوادهها هشدار دهم که در جامعه چه خبر است! کارگردان فیلم «خانه پدری» که قتل فجیعانه و دردناک یک دختر به دست پدرش را نمایش میدهد نیز ادعایش این بوده که خواسته با نشان دادن این زشتی و اشمئزاز جلوی تکرار آن در جامعه را بگیرد. اما اگر نمایش زشتیها و پلشتی در سینما وتلویزیون، میتوانست جلوی وقوع آن را بگیرد با وجود ساخت این همه فیلم و سریال درباره خانوادههای از هم پاشیده و خشونت خانوادگی، امروز دیگر نباید شاهد این حوادث میبودیم، این درحالی است که با افزایش تولید این نوع آثار، خشونت و خانوادهگریزی نیز در جان بیشتر شده است!
صداوسیما؛ مکمل خانواده
با توجه به هجمه گسترده «خانوادهگریزی» در سینما، سریالهای شبکه نمایش خانگی و فضای مجازی، مسئولیت صداوسیما در ترویج خانوادهگرایی سنگینتر است. اما چگونه؟
دكتر حسن بشير، استادیار دانشگاه دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) در بخشی از یک یادداشت در سایت شورای نظارت بر صداوسیما نوشته است: «یكي از مسائل مرتبط با مبحث خانواده و رسانه مسئله مرجعيت اطلاعاتي است كه اين مرجعيت تنها با نوعي از پذيرش اخلاقي و ارتباطي عميق ميتواند تأمين شود. مرجعيت پدر و مادر براي فرزندان، نه تنها بسيار فراتر از رسانه است، بلكه ميتواند حتي برخي از نهادهاي آموزشي ديگر را نيز تحتالشعاع قرار دهد. رسانه در اين زمينه اگر نتواند تقويتكننده اين ويژگي مهم در ساختار خانواده باشد و حركتي تقليلدهنده و يا تخريبكننده داشته باشد، طبيعتاً نه تنها نقش پدر و مادر را در اين زمينه كاهش داده است كه نوعي از گسيختگي ارتباطي و گسست فرهنگي ميان فرزندان نيز ايجاد كرده است. اين گسيختگي و گسست متعاقباً به سطح جامعه منتقل و آسيبهاي فراواني را به وجود ميآورد. بخشي از مسائل مربوط به اعتياد و خشونتهاي اجتماعي در ميان جوانان ميتواند ريشه در چنين مسئلهاي داشته باشد.»
این کارشناس رسانه با تاکید بر اینکه «البته رسانه در بسياري از مواقع چنانچه به خوبي از آن استفاده شود، ميتواند مكمل نقش خانواده باشد» میافزاید: «رسانه در حقيقت زمانى ميتواند مكمل نقش خانواده باشد كه بتواند اهداف يك خانواده خوب را در جامعه دنبال كند و نقش آن را تا آنجا كه ميتواند بازي كند. بديهي است كه هيچگاه رسانه نميتواند جايگزين كاملي براي خانواده باشد، اما به لحاظ حضور قوي آن در سطح جامعه و نفوذ در قلب خانوادهها نقشى بسيار حياتي در شكلگيري ارتباطات خانواده و بالاخره جامعه به دست آورده است.»
بیان مشکلات خانوادگی با زبان طنز
طرح موضوعات و قصههای خانوادگی در بستر طنز نیز یکی از بایستههای سریالسازی در این شرایط است و ضروری است فیلم سازان ما به سریالهایی در قالب طنز توجه داشته باشند.
کارشناسان معتقدند که امروز مردم بیش از تراژدی و آثار غم بار سریالی و سینمایی، به روایتهای شیرین و پرنشاط و طنز البته در جهت ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی نیاز دارند.
برای بررسی این موضوع، سراغ یک کارشناس رسانه رفتیم که خودش تجربه ساخت فیلم را هم دارد. «نسیم اسدپور» که در حوزه فیلم کوتاه فعال است، در دوره اخیر جشنواره عمار هم با فیلم داستانی «جای خالی» حضور داشت.
وی در گفت وگو با گزارشگر روزنامه کیهان با تأکید بر اینکه «خانوادههای ما امروز به سریالهایی که زندگی را تبیین میکنند نیاز بالایی دارند» میگوید: «به نظر میآید که موضوعات خانوادگی و خصوصا طنز مانند گذشته در اولویتهای مدیران رسانهای و فرهنگی ما قرار ندارد، این در حالی است که نیاز به تولید چنین سریالهایی نه تنها کم نشده بلکه بیشتر از قبل نیز احساس میشود.»
وی درباره سریالهای شبکه نمایش خانگی نیز تأکید میکند: «بخشی از مردم به سریالهای شبکه نمایش خانگی رو آوردهاند، سریالهایی که هر چند نام خانگی را به دوش میکشند اما هیچگونه تناسبی با سبک زندگی خانوادههای ایرانی ندارند، حتی در مواردی کاملا مغایر با سبک زندگی ایرانی بودهاند. از جمله مواردی که با سبک زندگی ایرانی- اسلامی مغایرت دارد؛ تجملگرایی، روابط نادرست و عشقهای مثلثی است که اتفاقا داستان اصلی فیلمنامههای ترکیهای را هم شامل میشود. پس میتوان مدعی بود که شبکه نمایش خانگی نه تنها هیچگونه تاثیر مثبتی در تحکیم بنیان خانواده ندارد بلکه در مواردی حتی بنیان خانواده را نیز مورد هدف قرار داده و تیشه به ریشه آن میزند.»
اسدپور به این سؤال که سریال مطلوب برای خانوادههای ما باید چه ویژگیهایی داشته باشند هم این گونه پاسخ میدهد: «سریالهای خانوادگی مانند هر سریالی با هر نوع ژانر دیگری باید از فیلمنامه خوب و داستان استخوانداری برخوردار باشد. اما این خصوصیت باید برای سریالهای خانوادگی برجستهتر بوده و بیشتر به آن توجه شود، زیرا طیف وسیعی از جامعه را در بر میگیرد. اما استفاده از مشاوران خانوادگی خبره و توانمند و استفاده از زبان ساده و شیرین برای بیان مشکلات از دیگر خصوصیات سریالهای خانوادگی مناسب است، سریالهایی که قرار است خانوادگی باشند باید سبک زندگی ایرانی- اسلامی را نیز به تصویر بکشند و در خلال آن موضوعات اجتماعی و معضلات به روز خانوادههای ایرانی را مطرح کنند. معضلاتی که نه یک قشر خاص بلکه طیف عمومی جامعه را در بر میگیرد. اما باید در این رابطه مذاق و مزاج مخاطب امروزی را فراموش نکرد، مخاطبی که آمار نشان میدهد، بیشتر به زبان طنز و سریالهای کمدی رغبت نشان میدهد تا
آه و ناله و فغان و تاریکی و سیاهی... بنابراین میتواند در قالب سریالهایی شاد مشکلات را مطرح کرد و روابط گرم خانوادههای ایرانی را به تصویر کشید.»
اهمیت پرداختن به خانواده در سریالها
یکی از گروههایی که طی سالهای اخیر هدف رسانههای متخاصم بودهاند، دختران جوان و کانون گرم خانوادهها هستند. حتی برخی از شبکههای ماهوارهای فارسی زبان نیز بخش عمده برنامههای خود را با جهت تبلیغ نوعی سبک زندگی برای دخترها تنظیم کردهاند. به این ترتیب، برنامههای سرگرمکننده و سریالهای صداوسیما باید توجه بیشتری به این بخش از جامعه داشته باشند.
سحر دانشور، مستندساز و فعال رسانهای در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «دختران را میتوان یکی از مهمترین بخشهای جامعه دانست، توجه به جایگاه ویژه آنها در خانواده و نقشهایی که در آینده به عهده میگیرند، میتواند علت اهمیت آنان را روشن کند. اما سؤال این است که رسانه ملی به عنوان دانشگاه انسانسازی به چه میزان به چهره دختران، جایگاه، مسائل، هویت و هویتیابی آنها توجه کرده است؟! بیاغراق باید گفت جای خالی «دختر» و چهرهاش در رسانه ملی به شدت محسوس است. به غیر از سریال «درپناهِ تو» ساخته حمید لبخنده که در سالهای دور به شخصیتِ دختر جوان دانشجویی به نام مریم پرداخت- آن هم مسائلِ مربوط به ازدواجِ این دختر و نه مسائلی فارغ از ازدواجش، ولی باز هم در نوع خودش غنیمت بود- سریال سالهای اخیر «دختران حوا» که تنها نامِ دختر را یدک میکشید و تصویر و چهرهای از دختران جامعه و مسائلشان را مطرح نمیکرد و برنامه «دخترانه» نمیتواند به نقشها و چهرههای یادآورِ دختران اسلامی- ایرانی در سیمای ملی اشاره کند.»
وی در پاسخ به دلیل کمرنگ بودن این نگاه هم بیان میکند: «بخشی از پاسخ را میتوان در بیتوجهی لایههای مختلف جامعه هنری به موضوع دختران و نقش مهم آنها در خانوادهها جست و یافت. در حقیقت دختر در نگاه برخی فیلمسازان امروز ما از جایگاه چندانی برخوردار نیستند، بلکه آنچه اهمیت دارد نقش همسری و مادری است که در آینده باید به عهده بگیرند! به بیان دیگر دختر از ابتدا در همان نقش دیده میشود، اما باید پرسید مگر میشود با حذف یک دوره از زندگی و نادیده انگاشتن اقتضائات، مسائل و شرایط خاص آن دوره، فردی قوی برای ایفای نقش در دوره بعد تربیت کرد؟! باید گفت اگر ما میخواهیم مادران و همسرانی ایدهآل برای آینده تربیت کنیم، باید بتوانیم دخترانی خوب با شاخصهای برجسته و دارای هویت تربیت کنیم. مادری از رهگذرِ دختری حاصل میشود و بدونِ داشتنِ دخترانی هویتمند و ایدهآل نمیتوان به تربیتِ مادرانی استوار امیدوار بود.»