کد خبر: ۲۱۲۶۴۹
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۸

پادزهر پروپاگانداي رسانه‌ای آمریکا



  محمدپارسا نجفی
  تغيير دولت در آمریکا، جداي از همه مسائلي كه انتخابات و حوادث يك ماه بعد آن در آن كشور به همراه داشت، سؤالات بسياري در افكار عمومي جهان ایجاد کرد. با آمدن جو بایدن، دستگاه پروپاگاندا و تبلیغات خارجی آمریکا تلاش کرد تا جایگاه رو ‌به ‌سقوط آمریکا در جهان را ترمیم کند. رسانه‌های آمریکا این ایده را تقویت می‌کنند که سیاست خارجی جو بایدن با دوره ترامپ تفاوت دارد تا نفرت از ایالات متحده را که در دولت قبل به اوج رسید، کاهش دهند؛ اما حقیقت چیست و نقش ما چه خواهد بود؟
حقیقت این است که سیاست خارجی آمریکا در جهان به ویژه غرب آسیا همواره ثابت بوده و اهدافی تغییرناپذیر را دنبال کرده و خواهد کرد. هیچ دولتی در واشنگتن به قدرت نمی‌رسد مگر آنکه در دشمنی با انقلاب اسلامی و حمایت از اسرائیل و کنترل بازار نفت عربستان، موضعی مانند گذشته داشته باشد.
هر رئیس‌جمهوری در کاخ سفید باشد، یک سیاست خارجی ثابت از نظر راهبردی را دنبال می‌کند. شاید برخی از مقامات آمریکا از نظر تبلیغاتی رفتاری متفاوت را نشان دهند؛ اما در اصل همه دولت‌های آمریکا در 70 سال گذشته همواره یکسان عمل کرده‌اند و دولت بایدن هم از این گردونه مستثنی نخواهد بود.
برای مثال از زمانی که دولت کارتر در چهل سال قبل ایران را تحریم کرد، سایر دولت‌های آمریکا از ریگان تا اوباما و ترامپ بر شدت این تحریم‌ها افزودند. دقیقا به همان صورت هم دولت‌های آمریکا همیشه از جنایت‌های دو رژیم عربستان سعودی و اسرائیل حمایت کرده‌اند. بنابراین نمی‌توان تصویری غیر از این برای دولت بایدن در نظر داشت.
قطعا دولت بایدن همان راهی را در تحولات غرب آسیا ادامه خواهد داد که دولت‌های دیگر آمریکا پیموده اند؛ اما رسانه‌های غربی و دنباله‌های عربی آنها به گونه‌ای دیگر سخن می‌گویند.
رسانه‌های آمریکا چه می‌گویند
رسانه‌های آمریکا و انگلیس و نیز پیروان رسانه‌ای آنها در منطقه غرب آسیا تاکید دارند که با آمدن بایدن، قدرت استیلاگر ایالات متحده جان تازه‌ای خواهد گرفت و او ‌اشتباه‌هایی را که ترامپ مرتکب شده بود، تکرار نخواهد کرد. رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند در موضوعاتی مانند خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و حمایت کاخ سفید از نسل کشی حکومت سعودی در یمن را به گذشته پرتاب کنند و از این به بعد، مردم ایران و یمن را مقصر تحقق نیافتن شرایط خوب بنمایانند.
با اين تاكتيك آنچه به فكر مخاطبان خطور مي‌كند، اين است كه ايران بايد به برجام بازگردد تا آمريكا نيز به تعهداتش عمل كند و در حقيقت توپ را در زمين ايران بيندازند. حال آنكه ايران در برجام هست و آمريكا بود كه با دستور ترامپ از آن خارج شد و تاکنون به مفاد برجام عمل نکرده است؛ اما این حقیقت در کدام رسانه‌ای بیان می‌شود و مردم جهان از کجا به حقیقت دست یابند؟
رسانه‌های جریان اصلی در آمریکا که صدای آنها به زبان‌های محلی در شبکه‌های منطقه‌ای بازنشر می‌شود، تلاش می‌کنند آنچه را که آمریکا در ماجرای برجام، جنگ یمن و حتی گسترش تروریسم وهابی در سوریه و عراق به دست نیاورد، از طریق اعمال قدرت نرم به وسیله رسانه‌های خود به چنگ آورند.
براي مثال آمريكا به گونه‌اي رفتار مي‌كند كه مردم يمن بايد رفتارشان را عوض كنند تا عربستان و آمريكا نيز دست از حمله و محاصره آن کشور بردارند و مردم یمن تازه بدهکار
هم می‌شوند.
در همین راستاست که اعلام قطع صادرات سلاح از امريكا به عربستان فقط و فقط با هدف فريفتن افكار عمومي و تطهير وجهه آمريكا و بازسازي جايگاه تضعيف‌شده قدرت آن كشور در عرصه بين الملل انجام مي شود. واضح است كه آمريكا هرگز فروش سلاح به آل‌سعود را متوقف نخواهد كرد. به همان صورت حمايت از‌اشغالگري اسرائيل هم استمرار مي يابد.
چه مي توان كرد
بحمدالله با وجود رادیو و تلویزیون‌های برون مرزی صداوسیما این امکان برای ایران و محور مقاومت پدید آمده است كه فريب رسانه اي غرب به رهبري آمريكا را اثبات كنند. آنها در گام اول نشان می‌دهند كه سياست خارجي آمريكا همواره يكسان بوده و دولت‌ها همان اقداماتي را انجام مي‌دهند كه ابرثروتمندان ايالات متحده مي خواهند؛ از جمله استمرار فشار به ايران و كشورهاي مظلوم مانند يمن، لبنان و...
در گام دوم، جهان از طريق شبكه هاي برون مرزي ایران مي تواند به اين واقعيت دست يابد كه سیاست‌های آمریکا درخصوص تداوم ستمگری بر ملت‌های مظلوم، کمترین تغییری نخواهد کرد.
پرس تي وي در سطح جهان، هيسپان تي وي در آمريكاي لاتين و العالم و الکوثر در غرب آسيا صداي رساي ايران براي بيان حقيقت و جلوگيري از تحقق دسيسه جديد آمريكا هستند. همه آنچه گفته شد در مورد كشورهاي غيراسلامي اما مظلوم كه آماج مداخلات امپرياليستي هستند نيز صدق مي كند؛ كشورهايي مانند ونزوئلا و بوليوي نمونه هايي از سياست خارجي متجاوزانه و تغييرناپذير آمريكا را در بيست سال گذشته از زمان جرج بوش تا اوباما و ترامپ تجربه كرده‌اند.
رسانه هاي محور مقاومت به ويژه شبكه هاي برون مرزي ايران بايد به شكل قاطع بر اين حقيقت پافشاري كنند كه سياست خارجي دوران بايدن تنها از نظر تبليغاتي با دوران ترامپ تفاوت دارد. در اصل قيافه خشمگين ترامپ به چهره خندان بايدن تغيير كرده؛ اما اهداف و راهبردهاي امريكا در جهان مانند گذشته استكباري بوده و خواهد بود.
آمريكاي امروز ديگر توان استفاده از قدرت سخت و يورش نظامي را ندارد؛ اما دستگاه پروپاگانداي آن با قدرت به كار خود ادامه مي‌دهد و پادزهر آن فقط افشاگري شبكه هاي برون‌مرزي ایران است.
طبعا رسانه هاي برون مرزي ايران بهترين ابزار براي افشاي ماهيت تبليغات فريبنده آمريكا هستند و اين در حالي‌ست كه ايران براي ديپلماسي عمومي درخصوص مسائل هسته اي به چنين ابزاري براي تاثيرگذاري بر قوه شناخت مردم جهان نيازي جدي دارد. بديهي است بايد از اين ابزار حمايت كرده و آن را هر روز تقويت کرد. در غير اين صورت جبهه اول حمله غرب را كه مديريت افكار عمومي جهان است، به دشمن خواهيم باخت.