کد خبر: ۲۱۲۰۸۰
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۴
نگاهی به فیلم «میناری»

تکرار رؤیای بر باد رفته




فاطمه قاسم‌آبادی
حدود دو دهه می‌شود که سینمای کره جنوبی توانسته با ظهور کارگردانان جوان، مورد توجه سینماگران دنیا قرار بگیرد. سینمای جدید
کره جنوبی که تفکرات سازندگانش، تحت تاثیر بیشتر از 70 سال استعمار آمریکا قرار دارد، معمولا کره و مردمی را به تصویر می‌کشند که زیر بار این استعمار هویت شرقی‌شان، ذره ذره در حال نابودی است و دیگر نه شرقی هستند و نه توانسته‌اند خودشان را به جزوی از غرب مورد نظرشان تبدیل کنند. در این بین یک سری از کارگردانان کره‌ای هم هستند که سال‌ها قبل به ایالات متحده مهاجرت کرده‌اند و حالا که بازار ساخته‌های کره‌ای داغ شده، شروع به تولید آثاری با رویکرد مهاجران کره‌ای به آمریکا، کرده‌اند.
فیلم «میناری» به کارگردانی «لی‌ایزاک‌انگ»، کارگردان کره‌ای آمریکایی است که به گفته خودش بخشی از خاطرات خود و خانواده‌اش را از مهاجرت به آمریکا به تصویر کشیده است. میناری تا بحال توانسته نظر منتقدین زیادی را به خود جلب کند.
داستان مهاجران
«جیکوب» و همسرش «مونیکا» به همراه دو فرزندش «دیوید» و «آنه» با هم در دهه ۱۹۷۰ از کره جنوبی به آمریکا مهاجرت کرده‌اند. پس از یک دهه زندگی فقیرانه، از طریق کار در یک مرغداری در کالیفرنیا، آنها به آرکانزاس می‌روند تا در تریلری زندگی‌ کنند که جیکوب برای خانواده‌اش خریده است. هنگامی که جیکوب به زمین پنج هکتاری آشفته‌اش می‌رسد، بدون آنکه کوچکترین خبری از ورشکست‌شدن و خودکشی آخرین کشاورزی داشته باشد که ساکن این زمین بوده، احساس شادی می‌کند و فکر می‌کند که بالاخره در خاک ایالات متحده توانسته ریشه بدواند و به موفقیت نزدیک شود....
هویت غربی برای مهاجرین شرقی
مشکل از دست رفتن هویت برای بیشتر کشورهای شرقی که تحت تاثیر کشورهای سرمایه‌داری اروپایی و آمریکایی بوده‌اند، چیز غریبی نیست. به دلیل سال‌ها کار فرهنگی و نشان دادن تصاویر خوش آب و رنگ از زندگی در غرب و به اصطلاح جهان اول، مردم زیادی از کشورهای مختلف شرقی، تحت تاثیر این رویا و در آرزوی رسیدن به آن سطح از زندگی و موفقیت عمرشان را طی کرده‌اند ولی در این بین، سهم کشورهای شرقی مانند ژاپن و
کره جنوبی که در این 70 سال اخیر مستقیما زیر سلطه آمریکا و فرهنگ غربی بوده‌اند بیشتر از بقیه کشورهای شرقی بوده است. در فیلم میناری، مخاطبین با خانواده‌ای شرقی روبرو هستند که به محض ورود به آمریکا اول از همه اسامی خود را عوض کرده‌اند تا به خیال خودشان مورد قبول واقع شوند و بتوانند در این سرزمین جدید برای خود جایی پیدا کنند.
بیشتر از پدر و مادر، کودکان این خانواده تحت تاثیر فرهنگ دوگانه‌ای هستند که در زندگی مجبور به تحمل آن هستند چرا که این خانواده حالا نه دیگر شرقی است و نه فعلا غربی.
در فیلم «میناری» علاوه‌بر این خانواده کوچک، مادربزرگی هم به خانواده اضافه می‌شود که بنا به گفته پسر بچه اصلا شبیه به مادربزرگ‌ها نیست! این پیرزن که نه آشپزی بلد است و نه می‌تواند کلوچه بپزد و بسیار هم فحش می‌دهد، تنها در یک نوع بازی قمار کره‌ای مهارت دارد و حالا هم برای مراقبت از فرزندان دخترش مثلا به کمک آنها آمده است... شخصیت پردازی این پیرزن که هیچ شباهتی به پیرزنان و مادربزرگ‌های آن زمان کره‌ای ندارد، در واقع نمادی است برای نشان دادن فرهنگی که از سال‌ها قبل ترک خورده و حتی در نسل‌های قبل هم پر از مشکلات رفتاری بوده است. در صحنه‌ای از فیلم وقتی دیوید، پسر کوچک خانواده معجون کره‌ای که مادربزرگش برای بیماری قلبی‌اش درست کرده را، داخل توالت می‌ریزد و از آب کثیف همان جا برای مادربزرگش کاسه را پر می‌کند، کاملا نگاه نامحترمانه این بچه‌ها نسبت به نسل قبل خود و ریشه‌هایشان، به تصویر کشیده می‌شود. معنای نام فیلم یا همان میناری، به گفته مادربزرگ داستان، برگرفته از نوعی سبزی کره‌ایست که مانند علف هرز همه جا قابل کشت است و در همه نوع غذایی قابل استفاده است. گویی کارگردان سعی دارد تا با این همه المان، به مخاطب خود بگوید که مهاجرین کره‌ای هم مانند همین گیاه بی‌هویت هستند و که با وجود همه تحقیرها و بیچارگی‌ها سرانجام توانستند خودشان را با شرایط آمریکا وفق بدهند و در عین داشتن ژن شرقی، خودشان را سازگار با سرزمینی که به آن آمده‌اند بکنند.
دشمنی که دوست می‌شود
داستان فیلم «میناری»، خانواده‌ای کره‌ای را نشان می‌دهد که از همه چیز و همه کسش جدا شده تا به دنبال رویای آمریکایی به این سرزمین جدید بیاید.
در قسمتی از فیلم، مخاطب کارگری دلسوز را می‌بیند که خود را کهنه سرباز آمریکایی جنگ آمریکا و کره معرفی می‌کند و بعد از این معرفی، به جیکوب می‌گوید که می‌داند که بهترین دوستان همدیگر خواهند شد! این دیالوگ با توجه به جنایات هولناک سربازان آمریکایی در کره جنوبی و خاطرات ناگواری که در ذهن مردم کره باقی گذاشتند، جای تامل دارد و گویی تمام آن جنایت‌ها حالا با گذشت زمان و کمی جا به جایی جغرافیایی تسویه شده و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است... این نوع نگاه کارگردان فیلم میناری، نشان از تفکری دارد که در حال حاضر، در کره جنوبی هم به شدت رواج دارد و آن تفکر، تاکید بر رها کردن جنایت‌ها و ظلم‌های 70 سال اخیر، توسط آمریکا و ارتشش در کره جنوبی است.
تجدید خاطره با رؤیاها
داستان فیلم «میناری» وقتی عجیب می‌شود که ماجرای فیلم، زندگی خانواده‌ای کره‌ای را که در دهه 70 به آمریکا آمده‌اند و در دهه 80 میلادی قرار است پیشرفت کنند را به تصویر می‌کشد و زمانی را نشان می‌دهد که ایالات متحده در واقعیت، دقیقا در رکود بزرگ دوم‌اش(رکود بزرگ اول در دهه 30 میلادی اتفاق افتاد) بود که فقر و فلاکت در این دوره همه جا را پر کرد و بین همه این رکود و بیکاری‌ها، فیلم میناری سعی می‌کند تا در آن برهه زمانی بخصوص، تلاش‌ها و موفقیت‌های یک خانواده کره‌ای مهاجر را به تصویر بکشد....
ساخت فیلمی مانند میناری با موضوعی که بیشتر از دو دهه‌ای می‌شود که معنای سابق خودش را بین مردم عام از دست داده، بسیار جالب توجه است مخصوصا که آن آمریکایی که مردم دنیا، در آرزوی رسیدن به آن بودند و گذاشتن پا روی خاکش را حلال تمام درهایشان می‌دانستند، دیگر رسما به خاطره‌ها پیوسته و با این وجود ساخت فیلمی مانند میناری گویی قرار است آن خاطرات را به یاد مخاطبین بیندازد، به خاطر همین هم میناری برای بینندگانش، بیشتر شبیه جوکی تکراری و خسته‌کننده است. در حال حاضر و با بیشتر شدن مشکلات طبیعی که بیشتر ایالت‌های جنوبی و غربی آمریکا را طی چند سال گذشته به خاطر آتش‌سوزی، سیل، طوفان‌های پی‌در‌پی فرا گرفته و حالا هم که سرما و گرسنگی به این مشکلات اضافه شده، گویی فیلم‌هایی مانند «میناری» وظیفه دارند از زبان شخصیت‌هایی خارجی رویاهای از دست رفته را به یاد مخاطبین داخلی و خارجی آمریکا بیندازند.
امید برای کسب جوایز بزرگ‌تر
فیلم «میناری» در جشنواره ساندنس، اکران و برنده جایزه بهترین فیلم درام آمریکایی شد.
اما میناری با وجود بودجه ساخت 10 میلیون دلاری‌اش، تنها توانست 173 هزار دلار در گیشه بفروشد و با عدم رقبت از طرف بینندگان روبرو شد. البته این فیلم به خاطر نقدهای مثبت منتقدین غربی توانست چند جایزه بین‌المللی را از آن خود کند و حالا هم احتمال می‌رود این داستان قدیمی از رویای آمریکایی، در اسکار بتواند برای خود سهمی از نامزدی‌ها را به دست بیاورد.