نگاهی به انیمیشن «روح» (soul)
زندگی در لحظه و آخرتِ بدون معاد!
فاطمه قاسمآبادی
چند دههای میشود که انیمیشنهای استودیوهای آمریکایی، با الهام از انیمیشنهای قدرتمند ژاپنی توانستهاند، با توجه به نیاز روز و فلسفه غرب، تولیداتی را بسازند که توجه مردم دنیا را با عمق بیشتر به خود، جلب کند.
در این بین استودیوهایی مانند دیزنی، پیکسار، دیریم ورکز و... توانستهاند توفیقات بسیاری بدست بیاورند و در سرتاسر جهان طرفداران مخصوص به خود را پیدا کنند.
امسال انیمیشن های زیادی در صف رقابت برای اسکار قرار گرفتهاند که در بین آنها انیمیشن «روح» به کارگردانی «پیت داکتر» طبق نظر منتقدین، شانس بیشتری برای موفقیت دارد. این انیمیشن که مانند دیگر انیمیشنهای کارگردانش با درونمایههای روانشناسانه و فلسفی همراه است، تا بحال توانسته مخاطبین زیادی را پای روایت خود از جهان دیگر و مرگ بنشاند.
داستان روح فراری
داستان انیمیشن روح، درباره ، آموزگار یک گروه موسیقی در دبیرستان، به نام «جو گاردنر» است. جو که همیشه آرزوی اجرای موسیقی جاز بر صحنه را داشته، با کمک یکی از شاگردان قدیمیاش موفق میشود فرصت شرکت در یک تمرین آزاد در یک کلاب شبانه معروف را بدست بیاورد و این موفقیت باعث میشود که جو، خود را در آستانه رسیدن به بزرگترین آرزوی زندگیاش ببیند. اما در ادامه، حادثهای باعث میشود که روح جو گاردنر از بدنش جدا شود و به جایی شبیه برزخ برود و در آنجا روح جو متوجه میشود که تنها راه برای برگشت به زمین و به قول معروف دور زدن مرگ، دادن شور و اشتیاق برای زندگی به روحی است به نام 22 که تا بحال هیچ کس موفق به ترغیب او برای آمدن به زمین نشده است.
از اینجا به بعد جو در ظاهر همه سعیاش را میکند تا 22 را به رفتن به زمین ترغیب کند ولی در واقعیت، هدف واقعیاش برگشت به جسم خودش و رسیدن به اجرای موسیقی در کلابجاز است....
لذت در لحظه همه چیز است!
در انیمیشن روح، تقریبا از زمانی که جو در عالم دیگر گیر میافتد این مساله که تمام زندگیاش را صرف رسیدن به رویایش کرده و به خاطر رسیدن به همان رویا، مجبور است به زندگی دنیا برگردد مطرح میشود و در نهایت هم نتیجهگیری کلی ماجرا به این سمت میرود که آن همهتلاش و حتی رسیدن به آن رویای بخصوص، ارزش چندانی نداشته و به نوعی پوچ بوده است.
در انیمیشن روح، مخاطب میبیند که جو گاردنر به عنوان یک مرد میانسالِ مجرد، که حتی شغل ثابتی هم نداشته است، در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها باید از لحظات زندگیاش لذت ببرد و این هدف واقعی وجود اوست!
در انیمیشن روح چیزی به عنوان مجازات و آخرت وجود ندارد و به خاطر همین هم زمانی که روح جو قرار است، به قول معروف به ابدیت بزرگ بپیوندد، این روح به همراه دیگر روحها، از ملیتهای مختلف، روی پله برقی مسطحی قرار میگیرند و وقتی به منبع نور بزرگ میرسند، مانند مگسهایی که به دام مگسکش برقی میافتند، تنها با صدای جیززی غیب می شوند!
این نوع نگاه به مرگ و عالم برزخ، که در آن هیچ معادی وجود ندارد و حتی در جهان دیگر هم نوعی پوچی و بی مایگی موج میزند، در تفکرات مسیحی هم غیر قابل قبول است.
در انیمیشن روح، صرف نظر از اینکه به هیچ وجه نوآوریهای قبلی کارگردان در تصویرسازی و هدایت ماجرا وجود ندارد، نگاه دم دستی و صرفا سرگرم کنندهاش به موضوعی مانند عالم دیگر، باعث می شود که مخاطبین نتوانند با داستان روح، ارتباط قوی برقرار کنند.
برزخی که همه در آن مساوی هستند
در انیمیشن روح نگاه به مسائل اعتقادی به شدت بی سر و ته است و این نگاه هیچ ارتباط محکمی با تفکرات مسیحی هم ندارد. برای مثال طبق برخی از نظرات، در اعتقادات اسلامی عالمی که در آن ارواح برای زندگی در زمین وجود دارند، مربوط به دوران پیش از خلقت آدم و یا همزمان با خلقت اوست و در این عالم علاوه بر پیمانی که برای توحید و ولایت از انسانها گرفته میشود، شمهای از زندگی در دنیا را به انسان نشان میدهند و در همین راستا انسان انتخابهایی برای بسیاری از چیزهایی که در این دنیا نصیبش می شود، دارد... ولی در اعتقادات مسیحی چنین مسالهای وجود ندارد به خاطر همین هم روحها در جایی مانند برزخ منتظر هستند تا به نوبت به دنیا بیایند و مورد آزمایش قرار بگیرند تا روز حساب رسی شان بعد از مرگ، فرا برسد...
در انیمیشن روح اما بر خلاف اعتقادات مسیحی هیچ معاد و پرسش و پاسخی نیست و بنابراین گناهکاری هم وجود ندارد! و در نهایت همه روحها اعم از خوب و بد تنها و تنها به ابدیت میپیوندند....
این نوع نگاه که در آن تنها به لذت در لحظه و قرار گرفتن خوب و بد در یک صفحه ترازو می پردازد، به شدت با تفکرات مادیگرایانه و پوچ انگارانه غربی استوار است که در آن جنایتکاران، براحتی از چنگ عدالت فرار میکنند و هیچ بهایی برای بیرحمی
خود نمیپردازند.
فرشتگان سفید و دغلکاران سیاه!
در انیمیشن روح با توجه به شدت گرفتن اعتراضات سیاهپوستان در آمریکا، شخصیت اصلی، از بین سیاه پوستان انتخاب شده و این انتخاب در بیشتر برخوردهای دنیایی این انسان دیده میشود و به ندرت مخاطب در این انیمیشن، سفیدپوستان را در اطراف محل زندگی جو گاردنر میبیند.
اما یکی از نکات جالب توجه در انیمیشن روح، این مساله است که هرچند در زمین و زندگی عادی جو، همه سیاهپوست هستند ولی در عالم دیگر تمام فرشتههای مراقب دیگر ارواح، «جِری» نام دارند که ریشهاش از نامهای انگلوساکسون است! این مساله به همراه اینکه همه روحها به رنگ روشن و آبی مایل به سفید هستند، قابل توجه است.
وقتی مخاطبین روح 22 را میبینند متوجه میشوند که تقریبا تمام کسانی که قبل از جو گاردنر سعی کردند او را به زندگی ترغیب کنند و ناکام ماندهاند، جزء فرهنگ غرب هستند و با تعریف آنها هماهنگ شدهاند و حتی وقتی «محمد علیکلی» به عنوان یکی از ترغیبکنندگان 22 به نمایش گذاشته می شود، آن محمدعلی کلیای را میبینیم که با ورزشش موجب تفریح بود، نه کسی که حاضر نشد نامش به خاطر همنامی با پیامبرش، در پیادهروی مشاهیر حک شود و از این رو برای از دست ندادن این نام، مسئولین به جای پیادهرو اسم محمد علی را بر دیواری در پیاده رو مشاهیر حک میکنند... .
در انیمیشن روح، همه چیز سطحی بیان میشود و در نهایت هم از بین تمام اندیشمندان و قهرمانان آمریکایی و اروپایی، یک سیاه پوست بی نام و نشان که در حقیقت با دغلکاری وارد سمینار ترغیب ارواح شده، موفق می شود 22 را برای رفتن به زمین ترغیب کند.
پروژه جدید پیکسار
کمپانی انیمیشنسازی پیکسار، پیش از این انیمیشنهای پر طرفداری مانند: «در جستجوی نمو»، «راتا توی»، «کوکو»، «شرکت هیولاها»، «شگفتانگیزان»، «وال ائی» و مهمتر از همه انیمیشن «درون و بیرون» را به کارگردانی پیت داکتر ساخته است. این انیمیشن که کار قبلی پیت داکتر و پروژه قبلیاش با پیکسار بوده، علاوه بر نظرات مثبت منتقدین و مخاطبین، به موفقیتهای مالی فوقالعادهای هم دست پیدا کرد.
«درون و بیرون» که با بودجه 175 میلیونی ساخته شد، توانست چیزی حدود 857 میلیون بفروشد و به شاهکار دست نیافتنی پیکسار تبدیل شود و برعکس انیمیشن روح، با بودجه 150 میلیونی خود تا بحال تنها موفق به فروش 71 میلیون دلاری شده که خب این یک شکست مالی بزرگ برای کارگردان و استودیو پیکسار به حساب میآید و تنها امید سازندگان انیمیشن روح، موفقیت در مراسم اسکار است که بتواند جای شکست مالی این انیمیشن را پر کند.