کد خبر: ۲۰۹۴
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۵۹

رمز جوانمردی(نکته ورزشی)

* امروز 17 دی ماه مصادف است با چهل و ششمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی مرد بزرگ و فهیم ایران به ویژه جامعه محترم ورزش.

سرویس ورزشی-
* امروز 17 دی ماه مصادف است با چهل و ششمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی مرد بزرگ و فهیم ایران به ویژه جامعه محترم ورزش. مثل همه سال‌های گذشته، مردم و به خصوص اهالی ورزش به یاد قهرمان محبوب و افتخار‌آفرین خود با حضور بر سر مزار آن عزیز در ابن‌بابویه یا به شکل و شیوه‌های مختلف، این روز را گرامی می‌دارند و عملا نشان می‌دهند قدردان قهرمانان افتخارآفرین و چهره‌های خدمتگزار خود درهمه عرصه‌ها و حوزه‌ها هستند و هرگز گذشت زمان و گذر نسل‌ها قادر نخواهد بود گرد فراموشی بر ذهن و یاد و خاطره‌های تاریخی این ملت بنشاند و...
در این مجال و مقال سر آن نداریم که درباره شخصیت و جاذبه‌ها و خدمات ورزشی و اجتماعی مرحوم تختی سخن بگوییم، نه نگارنده را می‌رسد که در این باره به محضر بزرگان و پیشکسوتان و هم‌دوره‌های آن قهرمان، زیره به کرمان ببرد، نه اصولا در چنین صفحاتی، فرصت پرداختن به جزئیات است. آنچه که ما را واداشت تا در این روز از سالگرد مرگ شهادت‌گونه مرحوم تختی یادی بکنیم، اشاره به گمشده و کمبود بزرگی است که امروز بیش از هر وقت دیگر ورزش دنیا و به طور اخص و به ویژه ورزش ایران از آن رنج می‌برد گمشده‌ای به نام «جوانمردی» و «اخلاق پهلوانی».
راستی آن است که علاقه‌مندان به ورزش و رویدادها و قهرمانان ورزشی و... در سراسر دنیا از ورزش و ورزشکاران محبوب خود نه تنها انتظار هنرنمایی فنی و تکنیکی و خلق صحنه‌های دیدنی و جذاب و هیجان‌انگیز دارند، این توقع را هم دارند که میادین ورزش، علاوه بر چهره بستن این زیبایی‌ها و برد و باخت‌ها و... محل بروز و تبلور حرکات اخلاقی و در یک کلام مردانه و جوانمردانه، هم باشند. ما می‌دانیم که رمز ماندگاری و محبوبیت جاوید و همیشگی قهرمانان بزرگ و افتخارآفرین بیش از آنکه بروز صحنه‌هایی باشد که از ابعاد مادی آنها مثل اندام ذهنی و فیزیکی ناشی می‌شود، رفتار و حرکاتی است که حکایت‌گر روح بزرگ و منش بزرگوارانه آنان است و احساسات و عواطف و قلوب و عقول مخاطبان را شیفته و تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. رفتار و حرکاتی که چون ریشه در فطرت و وجدان آدمیان دارند، همیشه ماندنی و مثل مدال‌های رنگارنگ و سکوهای زودگذر، فراموش نشدنی نیستند. مرحوم شادروان غلامرضا تختی مثال زنده و کاملا ملموسی برای اثبات این مدعاست. به سخن دیگر آن میدان ورزش و آن قهرمان ورزشی که با همه زیبایی‌ها و جذابیت‌ها و افتخارآفرینی‌ها مادامی که فاقد روح پهلوانی و فرهنگ جوانمردی و رفتار اخلاقی باشد، از نظر مخاطب و علاقه‌مند حتما چیزی کم دارد و ناقص است. ورزش وقتی معنا دارد و ورزشکار وقتی به عنوان یک قهرمان مورد احترام مردم و برای همیشه در قلوب آنان باقی خواهد ماند که در کنار همه هنرنمایی‌ها و افتخار‌آفرینی‌ها از ظرافت‌های اخلاقی و منش جوانمردی نیز برخوردار باشد.
خوشبختانه هم آموزه‌های دینی و اخلاقی ما و هم تاریخ و ادبیات سرزمین بزرگ و کهن ایران سرشار از فرهنگ جوانمردی و ترویج رفتار و منش اخلاقی و انسانی است و کسانی که در تاریخ ما چه در تاریخ مذهبی و چه در تاریخ ملی، به لقب چهره‌های ماندگار و همیشه جاویدان متصف هستند، بدون تردید قهرمانانی هستند که در کنار ستبری و قوت زور و بازو و شجاعت و هنرمندی در میادین مردافکن نبرد، یا به همراه آثار و یادگارهایی که در عرصه‌های مختلف هنری، علمی، ادبی، فقهی و... از خود به یادگار گذاشته‌اند، از منش انسانی و خصلت مردمی و منش جوانمردی برخوردار بوده‌اند که دراین باره چهره بی‌بدیل و سرآمد همه آنان نام مولای متقیان، رب‌النوع سخن و شمشیر، شیر پیروز خدا، علی‌بن ابی‌طالب(ع) می‌درخشد.
بنابراین و به طور طبیعی در چنین سرزمینی انتظار طبیعی آن است که «جوانمردی و اخلاق» روح حاکم و فرهنگ رفتاری غالب بر کلیت و کالبد جامعه و مردم آن صرفنظر از طبقه و پیشه و قومیت و... آنان باشد. این انتظار طبیعی شاید بیش از هر طبقه و صنفی متوجه جامعه ورزش باشدکه همان‌طور که بالاتر اشاره شد از اهالی آن انتظار می‌رود از این نظر پیشرو و الگو باشند. نگوییم- کما اینکه گهگاه شنیده می‌شود که می‌گویند- که این انتظاری بی‌جاست و دلیل بی‌جا بودن آن را هم طبق معمول گردن عوض شدن اوضاع زمانه و روزگار بیندازیم. این انتظاری است که نه یک روز و یکی دو سال بلکه چه بخواهیم و چه نخواهیم طی سال‌ها و قرن‌ها شکل گرفته است و دلیل شکل‌گیری آن هم کسانی هستند که به عنوان «الگو» و (یا به تعبیر ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی) «تیپ ایده‌آل» این جامعه و صنف هستند، مهم‌تر اینکه باید دانست این انتظاری است جهانی و انسانی که در سراسر دنیا (و نه فقط در ایران و آن سابقه فرهنگی) از قهرمانان ورزشی و مردمان اهل فتوت و عیاری می‌رود، و ثانیا همه قهرمانان پیشین، که اینک یاد و نام آنان گرامی داشته می‌شود، و مردم در جلوت و در خلوت، در قلب و در جمع خود به آنها عشق می‌ورزند و آنان را الگو و محبوب خود می‌دانند، بدون استثناء در دوره‌ها و روزگارانی می‌زیسته‌اند که مردانه زیستن، جوانمردی ورزیدن و پهلوان شدن و پهلوان ماندن کار آسانی نبوده و سختی‌ها به همراه داشته و بابت آن هم اکثرا تاوان بزرگ در حد «مرگ سرخ و مظلومانه» پرداخته‌اند.
سخن را کوتاه کنیم: آنان که درباره ورزش مملکت و جوانان این سرزمین مسئولیت دارند، حتما می‌دانند که همه وظیفه و مسئولیت آنان فقط این نیست که راه‌های پروار کردن جسم و اندام جوانان مستعد و هموار کردن مسیر طی کردن و صعود از سکوهای افتخار و مدال‌‌آوری را بیابند و در این باره برنامه بریزند و بودجه‌های کلان صرف کنند و... الخ، بلکه مسئولیت بزرگ‌تر و مهم‌تر آنان این است که راه‌های تربیت و پرورش و رشد فکری و روحی این جوانان سینه ستبر و خوش‌اندام و استعداد را پیدا کنند. وقتی ما می‌دانیم که هدف بزرگ آفرینش «انسان‌سازی» و رسالت بزرگ همه برگزیدگان الهی و بالاخص پیامبر خاتم(ص) که هفته گذشته سوگوار رحلتش بودیم و روزهای آینده سالگرد میلاد او را جشن می‌گیریم، از طرف خالق هستی نجات و هدایت انسان‌ها از زندان تن و مادیت به سوی قرب الهی و ملکوت اعلی است و به فرمایش صریح آن بزرگوار، مبعوث شده است تا مکارم اخلاق را در نزد انسان‌ها در عرض جغرافیا و طول تاریخ کامل و تمام کند، تکلیف سایر مقولات و جنبه‌ها از جمله ورزش مشخص است.
ورزشی که مروج روح و اخلاق جوانمردی نباشد، ورزشی که پهلوان پرورش ندهد، ورزشی که «آدم‌ساز» نباشد و از قلب و بطن آن تختی‌ها سر برنیاورند و موجب رشد فکری و پرورش روحی مخاطبان و اعتلای فرهنگ ملک و ملت نشود بدون هیچ تعارفی مفتش گران است و جز لهو و لعب و سرگرمی کودکانه و در یک کلام «دل معطلی» چیز دیگری لقب ندارد...!