kayhan.ir

کد خبر: ۲۰۹۳۶۰
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۰
به مناسبت پنجاه و هشتمین سالگرد همه‌پرسی لوایح شش‌گانه
لوایح شش‌گانه موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و ملت در 19 دی ماه 1341 با هدایت و طرح مستقیم کارشناسان اسرائیلی و همچنین صهیونیست‌های آمریکایی همچون «والت ویتمن روستو» مطرح شد. این طرح اگرچه از 20 دی‌ماه 1340 با تصویب قاتون اصلاحات ارضی شروع شده بود اما در 6 بهمن 1341 با برگزاری یک همه‌پرسی فرمایشی به مرحله نهایی خود رسید.



پیشتر روزنامه واشنگتن‌پست در 23 فروردین 1341 به هنگام فراخوانده شدن شاه به آمریکا درباره الزام وی به اجرای طرح‌های یاد شده برای جلوگیری از یک انقلاب نوشته بود:
«... دولت آمریکا اعتماد واثق دارد که شاهنشاه ایران با علاقه باطنی برای ایجاد یک رفرم عمیق در کشور خود، کوشش شجاعانه‌ای به عمل می‌آورند تا از بروز یک انقلاب از پایین جلوگیری کند...»1
مهم‌ترین اصل لوایح شش‌گانه که بعدا به اصل اول انقلاب به اصطلاح سفید معروف شد، اصلاحات ارضی بود. اسناد تقسیم اراضی در آن روزها نشان می‌دهد، زمین‌هایی که در میان کشاورزان تقسیم گردید، اولا بخشی از یک میلیارد و دویست میلیون مترمربعی بود که رضاخان در دوران حکومتش از کشاورزان و دهقانان غصب کرده بود و حالا مجدداً در قبال پولی که از بیت‌المال به‌حساب شاه ریخته می‌شد، آنها را به گروهی دیگر برمی‌گرداندند (آن هم بدون هیچ‌گونه سیستم آب‌رسانی و بذر و امکانات و ابزار کشت و زرع) و از طرف دیگر هم زمین‌های خرده مالکانی بود که با دریافت پول به شهرها کوچ کردند و به واسطه‌گری روی آوردند. آنچه در این میان دست نخورد، خیل زمین‌های وسیعی بود که در اختیار خاندان سلطنت و هزار فامیل وابسته‌شان  قرار داشت و طبق شواهد و اسناد باقیمانده، همین زمین‌ها بود که توسط کارشناسان کشاورزی اسرائیل مورد بهسازی و بهره‌برداری مطلوب قرار گرفت.
مئیر عزری (اولین سفیر رژیم صهیونیستی در ایران) در کتاب خاطرات خود به نام «یادنامه»، از جمله این زمین‌داران بزرگ پس از اصلاحات ارضی به خانواده خسروانی (که بهایی بودند و در مقاماتی همچون ریاست ستاد ارتش و وزارت کار و کشور حضور داشتند) ‌ اشاره کرده که زمین‌های چندین روستا را در اختیار داشتند. همچنین خانواده باتمانقلیچ که مالک 35 دهکده کوچک و بزرگ در نقاط مختلف کشور بودند و یا  مَلِک تاج علم (همسراسدالله علم) که زمین‌های وسیعی ازپدرش قوام‌الملک در اختیار داشت که زمین‌هایشان با استفاده از کارشناسان اسرائیلی به بهره‌برداری مطلوب دست یافت. 2
سياست «تقسيم اراضي» حکومت پهلوي در نهايت، در دوران طولاني دولت اميرعباس هويدا، بسياري از اعضاي فرقه بهائيت و دیگر صهیونیست‌ها را به بزرگ مالکان ايران بدل ساخت. کار به جايي رسيد که محسن پزشکپور، نماينده آخرين دوره مجلس شوراي حکومت پهلوي، در جلسه طرح و بررسي لايحه بودجه سال 1357 گفت:
«...در مسير اصلاحات ارضي يک فئوداليسم جديد به‌وجود آوردند... زمين را به روستائيان صاحب نسق دادند و بعد با برنامه کشت و صنعت از آنها گرفتند و آن وقت آن زمين‌ها را به‌دست عده معدودي دادند... اين زمين‌ها را به‌نام ملّي شدن از هزار نفر گرفتند و به يک نفر [مثل هژبر یزدانی بهایی] دادند...»3
طرح اصلاحات ارضی اگرچه توسط والت ویتمن روستوی یهودی و مشاور جان اف کندی رئیس جمهوری آمریکا ارائه گردید ولی پس از مسافرت موشه دایان به ایران به مرحله اجرا درآمد. موشه دایان (مشهورترین فرمانده نظامی نیروهای  ‌تروریست اسرائیل که بین سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸، فرماندهی ستاد کل عملیات نیروهای نظامی اسرائیل را برعهده داشت.) از 27 شهریور تا 5 مهرماه 1341 تحت عنوان وزیر کشاورزی به ایران آمد و طی همین سفر بود که با شاه ملاقات کرد. در همان روزها مطبوعات اسرائیلی نوشتند اساساً این موشه دایان  بوده که در ملاقاتش با شاه، طرح اصلاحات مذکور را ارائه کرده است!4
در پی مسافرت موشه دایان بود که ابتدا طرح استعماری انجمن‌های ایالتی و ولایتی در مهرماه 1341 مطرح شد و سپس در دی و بهمن ماه همان سال لوایح شش‌گانه مشتمل بر اصل اصلاحات ارضی نیز اعلام گردید.
3 روز مانده به برگزاری همه‌پرسی 6 بهمن، یک روزنامه اسرائیلی درمورد پشت پرده لوایح ششگانه شاه و حضور فعال صهیونیست‌ها در شکل‌گیری و اجرای آنها نوشت:
«...شاه 6 قانون اساسی جدید را که تأثیر فراوانی بر اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران دارد به تصویب مردم خود می‌رساند...تصویب 6 قانون مزبور، اجرای اصلاحات ارضی را که یک سال پیش شروع شده است، سرعت بیشتری می‌بخشد. اسرائیل در طرح و اجرای 6 قانون مزبور کمک شایانی به ایران کرده است و  از رئوس مذاکرات سه ماه پیش موشه دایان، وزیر کشاورزی ما با شاه ایران پیرامون اصلاحات اجتماعی که باید در ایران صورت  می‌گرفت، بوده است. برخی از روزنامه‌های ایران اخیرا برای اولین بار به کمک‌های فکری و فنی اسرائیل‌ اشاره‌ای داشته‌اند و شاید این، نشانه تصمیم ایران برای برداشتن گام دیگری به منظور برقراری روابط دیپلماسی با اسرائیل باشد...»5
حسن ارسنجانی (وزیر کشاورزی شاه) به تاریخ 11/12/1341 به اسرائیل رفت و با استقبال مقامات اسرائیلی از جمله موشه دایان و عزرا دانین مواجه شد. وی در این سفر و در یک سخنرانی، موفقیت ایران در اجرای اصلاحات ارضی و دیگر طرح‌های انقلاب به اصطلاح سفید را در سایه طرح‌ها، نقشه‌ها و همکاری همه‌جانبه صهیونیست‌ها دانست.6
وی در بخشی از گفت‌و‌گوی خود  با روزنامه «معاریو» چاپ اسرائیل اظهار داشت:
«...در اجرای برنامه‌های اصلاحات ارضی در کشور ما، اسرائیل نمونه خوبی محسوب می‌شود... کارشناسان اسرائیلی در ایران فعالیت‌های درخور ستایشی دارند و طرح موفقیت‌آمیز آنها، مالکان و زمینداران را نیز برآن داشته است که از کمک و نظر آنها استفاده کنند...»7
مئیر عزری در همان کتاب «یادنامه» درمورد اجرای طرح اسرائیل برای زمین‌های کشاورزی ایران می‌نویسد:
«...در سال 1962 (1341). ..یکی از نخستین برنامه‌هایی که کارشناسان اسرائیلی برای پیشبرد کشاورزی ایران از این دولت دریافت نمود، «طرح اسرائیل برای عمران کشاورزی کلی در ایران» نام گرفت... وزارت خارجه به درخواست من، عزرا دانین  را به سرپرستی یک گروه هشت نفره برای بررسی ریزه کاری‌های برنامه به ایران گسیل داشت. چند روز پیش از اینکه لایحه قانونی اصلاحات ارضی در مجلس شورای ملی، آماده تصویب نمایندگان گردد، دو شبانه‌روز پیاپی در همه ریزه کاری‌های این قانون موشکافی می‌کردیم و همه گوشه و کناره‌هایش را از دیدگاه‌های گوناگون سنگین و سبک می‌کردیم...»
از نتایج اجرای قانون اصلاحات ارضی و انقلاب سفید، همین بس که بر اساس اسناد موجود، کشاورزی ایران در سال 1356 به نابودی کامل رسید. طبق آمار ارائه شده در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران مدرن» اثر همایون کاتوزیان، در سال 1350 یعنی 10 سال پس از اجرای قانون اصلاحات ارضی، ارزش کل تولیدات کشاورزی ایران، حتی نسبت به میزان مصرف روستاییان 7/3 میلیارد ریال کسر داشت!!  
مئیر عزری در دفتر دوم خاطراتش ضمن اشاره به شکست پروژه‌های ایجاد دهکده‌های نمونه کشاورزی مانند اسرائیل در ایران، اعتراف می‌کند که سرانجام فعالیت‌های کشاورزی و دامپروری آنها در ایران به علت آنچه وی «قصور طرف ایرانی» خوانده، در دهه 50 فرجامی ‌نیافت. این در حالی بود که در همان سال، هزاران تن میوه و گوشت و تخم‌مرغ و مرغ از اسرائیل وارد شد!8 ولی کشاورزی و دامپروری ایران که زمانی خود صادر‌کننده‌ای عمده بود، در گوشه‌های ورشکستگی دست و پا می‌زد.
دکتر محمدقلي مجد تاریخ‌نگار معاصر در «کتاب خرده ‌مالکان و اصلاحات ارضي در ايران: 1962- 1971»، قرباني اصلی اصلاحات ارضی شاه را  کشاورزي ايران می‌داند. او می‌نویسد:
«... در سال 1960 ميلادي ايران از نظر توليد محصولات کشاورزي کاملاًً خودکفا بود. در سال 1963 ايران 56 هزار تن غله وارد کرد که هنوز رقم قابل توجهي نبود و تنها يک در صد مصرف داخلي را تشکيل مي‌داد. تا سال 1977، واردات غله ايران به 2/43 ميليون تن افزايش يافت...»
یرواند آبراهامیان، مورخ مقیم آمریکا و استاد دانشگاه‌های آکسفورد و پرینستون و کالج باروک نیویورک در کتاب «تاریخ ایران مدرن» درباره نتایج انقلاب به اصطلاح سفید شاه می‌نویسد:
«...سرانجام اینکه انقلاب سفید... به جای پاسخ گویی به انتظارات عمومی، موجب افزایش نارضایتی‌های گسترده شد...بخش عمده‌ای از مناطق روستایی را دست نخورده باقی گذاشت. اکثر دهقانان هیچ زمینی دریافت نکرده بودند. بخش اعظم روستاها بدون برق، مدرسه، آب لوله‌کشی، راه و سایر امکانات رفاهی بودند...ایران پس از دو دهه یکی از بدترین کشورها در بخش نرخ مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود. یکی از پایین‌ترین نرخ‌های آموزش عالی مربوط به این کشور بود. افزون بر این، 68 درصد از جمعیت بزرگسال بی‌سواد بودند...»9
اما امام خمینی (رحمت‌الله علیه) همچون دیده‌بانی بیدار، پیش از اجرای لوایح شش‌گانه، در 2 بهمن 1341و 4 روز پیش از انجام رفراندوم، اطلاعیه‌ای صادر کرده و آن را محکوم نموده و خلاف شرع دانستند. در بخشی از اطلاعیه ایشان آمده بود:
«... مقامات روحانی برای ‏‏قرآن‏‏ و مذهب احساس خطر می‌کنند. به‏‎ ‎‏نظر می‌رسد این رفراندوم اجباری مقدمه برای از بین بردن مواد‏‎ ‎‏مربوط به مذهب است... ‎‏علمای اسلام وظیفه دارند هر وقت برای اسلام و ‏‏قرآن‏‏ احساس خطر‏‎ ‎‏کردند، به مردم مُسْلِم گوشزد کنند تا در پیشگاه خداوند متعال مسئول‏‎ ‎‏نباشند....»
به دنبال حضرت امام، شاگردان و پیروان ایشان با پیشگامی ‌روحانیت مبارز نیز وارد صحنه مبارزه شده و با تحریم همه‌پرسی فرمایشی در‌باره اصلاحات اسرائیلی/آمریکایی موضعی سخت گرفته و رژیم شاه را با بحرانی عمیق رو‌به‌رو ساختند که به دستگیری و سرکوب و تبعید گسترده این روحانیون و انقلابیون مسلمان انجامید. از همین روی، امام اعلامیه دیگری به تاریخ 7 اسفند 1341 صادر کرده و در بخشی از آن فرمودند:
«... شما آقایان محترم، در هر مقامی‌که هستید، با کمال متانت و استقامت‏‎ ‎‏در مقابل کارهای خلاف شرع و قانون این دستگاه بایستید. از این‏‎ ‎‏سرنیزه‌های زنگ زده و پوسیده نترسید؛ این سرنیزه‌ها به‌زودی‏‎ ‎‏خواهد شکست. دستگاه حاکمه با سرنیزه نمی‌تواند در مقابل‏‎خواست یک ملت بزرگ مقاومت کند و دیر یا زود شکست‏‎ ‎‏می‌خورد...»
اصرار رژیم شاه بر ادامه سیاست‌های ضد اسلامی و دستگیری و سرکوب روحانیت انقلابی باعث شد امام خمینی عید سال 1342 را عزای عمومی اعلام نمایند و ماجرای تقابل رژیم شاه با نهضت نوخاسته امام به فاجعه خونین مدرسه فیضیه قم در 2 فروردین 1342 کشیده شد و فصلی جدید در تاریخ مبارزات ملت ایران به‌وجود آمد.
دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان
______________________________
1- روزنامه اطلاعات-  23 فروردین 1341
2- مئیر عزری-  یادنامه-  جلد دوم-  اورشلیم-  2000-  صفحه 112
3-  مذاکرات دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی-  اسفند 1356
4-  روزنامه معاریو-  اسرائیل- 20/9/1961
5-  روزنامه خروت-  چاپ تل‌آویو-  23 ژانویه 1963 برابر با 3 بهمن 1341
6-  صفحه 150 کتاب نهضت امام خمینی-  جلد اول
7-  روزنامه معاریو-  اسرائیل-  10 سپتامبر 1962
8-  مئیر عزری-  یادنامه-  جلد دوم-  اورشلیم-  2000-  صفحات 124 و 125
9-  تاریخ ایران مدرن-  یرواند آبراهامیان-  صفحات 253 تا 255

نام:
ایمیل:
* نظر: