کد خبر: ۱۹۹۹۴۴
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۹

پیامدهای حذف ترامپ بر آمریکا وجهان(نگاه)



سبحان محقق
ابتلای «دونالد ‌ترامپ» به کرونا، اوضاع آمریکا و جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. تاکنون کارشناسان و رسانه‌های مطرح آمریکایی و حتی «اف‌بی‌آی»، از حتمی‌‌الوقوع بودن جنگ داخلی در آمریکا حرف می‌زدند. عواملی  که باعث می‌شدند آنها چنین نتیجه‌ای بگیرند، ناآرامی‌های گسترده خیابانی، هواداری ضمنی ‌ترامپ از نژادپرستان سفید پوست و مخالفت وی با پذیرش شکستش در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بوده است. این انتخابات قرار است روز 13 آبان برگزار شود.
اما، اکنون که ‌ترامپ بیمار شده است، کارشناسان مجبور هستند شرایط را با یک مولفه جدید مورد توجه قرار دهند و در صدد یافتن پاسخ برای این سوال مهم باشند که اگر ‌ترامپ را کرونا بکشد و او را از گردونه رقابت حذف کند، در روند انتخابات آمریکا و پس از آن، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ البته، چیزی که از همین الان قابل پیش‌بینی است، این است که رئیس‌جمهور آمریکا اگر زنده بماند، به رسم مالوف خود، از کرونا نیز به‌عنوان ابزاری برای پیروزی در انتخابات، بهره‌برداری خواهد کرد!
نکته دیگری که در ارتباط با کرونای ‌ترامپ وجود دارد، این است که اگر کرونا او را بکشد، یک پیامد دارد و اگر در انتخابات شکست بخورد، پیامد دیگری دارد؛ اتفاق نخست باعث می‌شود که حزب جمهوری‌خواه فرد دیگری را جایگزین ‌ترامپ بکند و آمریکا از برخی اتفاقات مرتبط با انتخابات، که پیش‌بینی می‌شد، بگریزد. اما، اگر ‌ترامپ شکست بخورد، بحران بالقوه یارکشی خیابانی پس از انتخابات، و یا احتمال وقوع جنگ داخلی، به قوت خود باقی خواهد بود.
بنابراین، مرگ ‌ترامپ بر اثر کرونا، افراد زیادی را در میان سیاستمداران، حتی جمهوری‌خواهان خوشحال خواهد کرد. اینها به همراه دموکرات‌ها و دست‌کم نیمی ‌از آمریکایی‌ها، از مرگ ‌ترامپ متأثر نخواهند شد. در این میان، بخش مهمی ‌از ‌اشرافیت سیاسی آمریکا، مرگ ‌ترامپ را شانس بزرگ برای نظام سیاسی کشورشان و مصون ماندن آن از پیامدهای منفی انتخابات پیش‌رو خواهند دانست و همان طور که از گفته‌های آنها پیداست، آنها فکر می‌کنند که آمریکا از بحران جاری خارج خواهد شد. این در حالی است که تصور آنها، تصور درستی نیست و بحران پیچیده و چندوجهی آمریکا، ربطی به ‌ترامپ ندارد؛ این بحران، میراثی است که طی دهه‌ها بر کشور آمریکا بار شده است. به‌عنوان مثال، میزان بدهی‌های این کشور تا پایان ماه مه (10 خرداد گذشته)، به رقم ۲۵‌ تریلیون و ۷۱۴ میلیارد و ۱۱۶ میلیون و ۳۲۹ هزار دلار رسیده بود. از این رقم حیرت‌انگیز، اندکی بیش از چهار‌ تریلیون دلار به دوره رئیس‌جمهوری فعلی آمریکا تعلق دارد. اما، اگر بگوییم که ‌ترامپ آمریکا را چهار‌ تریلیون دلار بدهکار‌تر کرده است، اشتباه است، زیرا روند افزایش بدهی، توقف‌پذیر نیست و این نشان می‌دهد که اگر هرکس دیگری نیز جای ‌ترامپ رئیس‌جمهور می‌شد، نمی‌توانست جلوی این بهمن مرگبار را بگیرد. علاوه ‌بر آن، به‌نظر می‌رسد که هیچ رئیس‌جمهور و مقام سیاسی در آمریکا نخواهد توانست زیرساخت‌های فرسوده این کشور را نو بکند و کشور را از روند بزرگ واگرایی، شکاف اجتماعی، جنگ نژادی و رکود اقتصادی برهاند.
اما برای کشورها و قطب‌های قدرت در بیرون از مرزهای آمریکا، حذف ‌ترامپ چه به وسیله کرونا باشد و چه حاصل شکست وی در انتخابات باشد، هیچ فرقی نمی‌کند. مرگ رئیس‌جمهور آمریکا و یا شکست وی در انتخابات، رژیم صهیونیستی و رژیم‌های وابسته عربی، مثل امارات، عربستان و بحرین را نگران خواهد کرد. چون همه اینها، طرح‌های خود در منطقه را با ‌ترامپ بسته بودند. آنها می‌دانند که با حذف ‌ترامپ، طرح ‌هایی مثل«معامله قرن» و «عادی‌سازی روابط عرب - اسرائیلی»، سرنوشت نامعلومی ‌پیدا می‌کنند. علاوه‌بر موارد فوق، از همین الان این احساس در میان سران ریاض، ابوظبی، منامه و مصر وجود دارد که رفتن ‌ترامپ، فشارها را از هر طرف بر آنها می‌افزاید.
این در حالی است که مرگ و یا حذف ‌ترامپ از قدرت، برای جبهه مقاومت در منطقه، هیچ چیزی را عوض نخواهد کرد، زیرا همان‌طور که همه می‌دانند، سیاست همیشگی آمریکا در منطقه غرب آسیا، حمایت از رژیم صهیونیستی است و رئیس‌جمهور آمریکا هر کس که باشد، این سیاست تغییر نخواهد کرد. حتی می‌توان گفت که آمریکای پس از ‌ترامپ، برای غرب آسیا خطرناک‌تر از آمریکای دوره ‌ترامپ خواهد بود، زیرا او شمشیر را از رو می‌بندد و مثلا می‌گوید که ارتش آمریکا به‌خاطر نفت، در سوریه می‌جنگد، ولی در آمریکای پس از ‌ترامپ، رئیس‌جمهور هرکس که باشد، احتمالا مثل او نخواهد بود و جلوه‌هایی از روباه صفتی را هم خواهد داشت و شعارهایی مشابه «باراک اوباما» و «جرج بوش» روسای‌جمهور سابق آمریکا را به زبان خواهد آورد. آنها به‌جای اینکه مثل ‌ترامپ، از در وارد شوند، تلاش می‌کنند که از پنجره وارد شوند، هر چند موفق هم نخواهند شد. چون هم آمریکا در نزد مردم منطقه و جهان، بیش از پیش منفور شده است و هم ملت‌ها نسبت به مطامع آمریکا آگاه‌تر از قبل شده‌اند.
اما به‌نظر می‌رسد که رفتن ‌ترامپ، برای برخی از کشورها، گشایش ایجاد کند. به‌عنوان مثال، چین، ژاپن و کره‌جنوبی در دوره ‌ترامپ، تحت فشار بوده‌اند؛ چینی‌ها جنگ اقتصادی و مزاحمت‌های مرزی و دریایی بی‌سابقه‌ای را در دوره رئیس‌جمهور فعلی آمریکا تجربه کرده‌اند. ژاپن و کره‌جنوبی هم در دوره ‌ترامپ، با یک وضعیت نامطمئنی مواجه بوده‌اند و کار با ‌ترامپ برای آنها سخت شده بود؛ آنها در ارتباط با پرداخت‌ وجه به آمریکا به‌خاطر تامین امنیت، با برخوردهای حیثیتی ‌ترامپ مواجه می‌شدند و او وجوه بیشتری را از این کشورها مطالبه می‌کرده است. البته، در این یک مورد، سعودی‌ها و اماراتی‌ها هم وضعیت مشابهی با ژاپن و کره‌جنوبی داشته‌اند.