عبرتهای کودتای 28 مرداد برای امروز
سقوط اقتصاد و تقویت استبداد، نتیجه خوش بینی به غرب
28 مرداد؛ سالروز کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق، بهانه مغتنمیاست تا با عبرتآموزی از تاریخ، برخی نکات تحلیلی در بوته نقد و بررسی قرار گیرد.
سرویس سیاسی-
نهضت ملیشدن صنعت نفت که از سالهای 1323 و 1324 شروع شد و در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به ثمر رسید هرچند در مقطعی توانست روند غارت و تاراج منابع نفت ایران از سوی کشورهای غربی را متوقف کند، اما در نهایت به دلیل خوشبینی بیش از حد دولت وقت به غربیها، حفظ این دستاوردهای موقتی ممکن نشد و در نهایت با خیانتها و فریبکاری دشمنان ملت ایران به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نفوذ هرچه بیشتر استعمار خارجی و تقویت استبداد داخلی منتهی شد.
دوستی مصدق با رئیسجمهور وقت آمریکا
برای آنکه عمق خوشبینی مصدق به آمریکاییها ملموستر شود میتوان به این مورد اشاره کرد که وی در موارد متعددی در خاطراتش از دیدارهای متعدد با ترومن، رئیسجمهور وقت آمریکا و مکاتبات دوستانه و عکسهای دو نفرهای که با هم در آمریکا گرفته بودند، تعریف میکند و آنها را به رشته تحریر درمیآورد. وی همچنین در بخش دیگری از خاطراتش میگوید 25 روز با جرج مکگی، معاون وقت وزارت خارجه آمریکا در تماس بوده و گاهی اوقات مکگی روزانه 2 بار به ملاقات وی میآمده است و او را «برادر صمیمی» خود خطاب میکرده است، هر چند فرجام این خوشبینیها این شد که هندرسون، سفیر آمریکا در تهران به منزل مصدق برود و به وی بگوید که اگر میخواهد دوستی وی با آمریکا ادامه یابد، باید فوراً از پست نخستوزیری استعفا کند.
وحدت استراتژیک آمریکا و انگلستان علیه ایران
گرچه آمریکا در آن زمان همانند انگلیس نزد مردم ایران، چهرهای منفور و استعمارگر نبود اما با اروپاییها علیه ایران، وحدت استراتژیک داشت؛ اتحادی که دکتر مصدق از آن غافل بود!
درخصوص غفلت مصدق از پیوند استراتژیک لندن و واشنگتن میتوان به این مورد اشاره کرد؛ زمانی که مصدق برای شرکت در شورای امنیت به آمریکا رفت و درخواست وام از آمریکاییها کرد، آنها در ابتدا روی خوشی به مصدق نشان دادند و از اعطای وام به ایران سخن گفتند ولی به دلیل وحدت استراتژیک آمریکایی با اروپاییها و مخالفت آنها با هدف اصلی نهضت ملی شدن صنعت نفت (کوتاه کردن دست انگلستان از منابع ایران)، آنها برای پرداخت وام به ایران هیچ اقدام عملی انجام ندادند!
انگلیسیها هم در مواجهه با نهضت ملیشدن صنعت نفت در ایران، خرید نفت ایران را تحریم کردند و حتی در خلیج فارس علیه ایران آرایش نظامی گرفتند.
وعدهای که غربیها دادند و عمل نکردند
در آن زمان، فشار تحریمها و کمبود نقدینگی موجب شد تا دولت مصدق برای مقابله با کسری بودجه و ساماندهی شرایط اقتصادی کشور، طی یک اقدام مخفیانه دست به چاپ اسکناس بدون پشتوانه لازم بزند!
مصدق بیش از آنکه نگاه خود را به توان داخلی معطوف کند، با خوشبینی به آمریکا، تصور میکرد که میتواند از بحران عبور کند. به همین علت، در سفری که چند ماه پس از ملی شدن نفت برای شرکت در شورای امنیت داشت، پس از اتمام جلسات، به پیشنهادترومن به واشنگتن رفت و مذاکرات 0 1 روزهای انجام داد. طراح اصلی این مذاکرات فردی به نام جرج مک گی بود. قرار بر آن بود که مصدق وام ۱۲۰ میلیون دلاری از آمریکا دریافت کند تا بتواند از تحریمهای انگلستان عبور کند. آمریکاییها دائماً با وعده و لبخند، چهرهای مناسب از خود نشان میدادند. نهایتاً اما پس از ۲۵ روز مذاکره، با دخالت انگلستان و هشدار به آمریکاییها، پس از مدتها لبخند زدن، وام به مصدق داده نشد. حتی دکتر مصدق تقاضا میکند که از محل اصل 4 ترومن، حدود ۲۳ میلیون دلار به ایران کمک کنند، اما آمریکاییها با همین هم در نهایت مخالفت کردند. با وجود همه این موارد، دکتر مصدق همچنان به اعتماد خود ادامه میدهد.
سید مصطفی تقوی، پژوهشگر تاریخ میگوید: یکی از اسنادی که در رابطه با ملیشدن صنعت نفت وجود دارد، نامهای است که دکتر مصدق در زمستان 1331 (یعنی چند ماه قبل از کودتای ۲۸ مرداد) به آیزنهاور مینویسد و از دولت آمریکا برای سر و سامان دادن به اوضاع داخلی ایران درخواست کمک و مساعدت میکند اما آیزنهاور آشکارا به دولت ایران میگوید تا زمانی که خودتان نتوانید مشکلاتتان را با انگلیس حل کنید و سازوکاری برای فروش نفت و پرداخت غرامت به انگلیس پیدا کنید، ما هم به شما کمکی نمیکنیم. یعنی عملاًً آمریکاییها آب پاکی را روی دست مصدق ریختند و چند ماه پس از آن هم همراه با دولت انگلیس علیه وی دست به کودتا زده و دولتش را سرنگون کردند.
ماحصل خوشبینی مصدق به غرب
از سوی دیگر ماحصل خوشبینی مصدق به آمریکاییها این شده بود که بر اساس آنچه در کتب تاریخی آمده، صدور نفت از 241 میلیون بشکه در سال 1330 به 10 میلیون بشکه در سال 1331 رسید؛ کاهشی که در نهایت منجر به تقاضای پول از آمریکاییها، کاهش درآمدهای ایران، چاپ اسکناس، کاهش 50 درصدی واردات و تشدید اعتصابها و اعتراضات داخلی در کشور شد.
بر اساس آنچه جان فوران، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و استاد جامعهشناسی در کتاب معروفش در مورد 28 مرداد 32 آورده است، اعتصابها از 4 الی 5 مورد در سالهای 1327 تا 1329 به 42 مورد در 1330 و 55 مورد در 1331 افزایش یافته است. 71 مورد اعتصاب نیز در 8 ماه اول 1332 اتفاق افتاده بود.
جلسه 27 مرداد مصدق و سفیر آمریکا؛
اولتیماتوم آمریکاییها به ایران
لوی هندرسون (سفیر وقت آمریکا در ایران) در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۳۱ یعنی یکسال و چند ماه بعد از نهضت ملیشدن صنعت نفت، پیشنهاد تازهای را که انگلستان برای حل مسئله نفت ایران با آن موافقت کرده بود، به مصدق تسلیم کرد و این دو در این زمینه 7 ساعت با یکدیگر گفتوگو کردند. ۳۵ روز بعد (1 اسفند 1331)، هندرسون پیشنهاد تازه انگلستان را که آمریکا نیز آن را تأیید کرده بود، به دکتر مصدق تسلیم کرد. در این پیشنهاد، هر چند ملیشدن صنعت نفت ایران و مالکیت دولت ایران بر آن به رسمی شناختهشده بود اما قیمتگذاری و فروش در دست ایران نبود و به علاوهبر امور فنی آن باید کارشناسان خارجی نظارت داشته باشند که مصدق آن را هم مغایر قانون ملی شدن صنعت نفت و حاکمیت ملی خواند.
این مذاکرات و دیدارهای بین مصدق و هندرسون تا 27 مرداد سال 1332، یعنی زمان کودتا ادامه داشت.
اسناد تازه منتشرشده از سوی وزارت خارجه آمریکا درباره کودتای ۲۸ مرداد، روایت جالبی از ملاقات مصدق و سفیر آمریکا در 27 مرداد (یک روز قبل از کودتا) را مطرح میکند. در این سند جدید که «مرور بحران اخیر» نام دارد، گفته میشود دیدار مصدق و هندرسون تنشزا بوده و بهطور ناگهانی به پایان رسیده است. در این سند آمده «بنا بر یک گزارش موثق، (هندرسون) به مصدق هشدار داد که ادامه اصرارش به باقیماندن در سمت نخستوزیری به نفع ایران نیست.»
بنا بر سند، مصدق از حرف هندرسون بهشدت عصبانی شد و پاسخ داد که او حق دخالت در امور داخلی ایران را ندارد. بعدها معلوم شد سفیر آمریکا مصدق را تهدید کرده که اگر نظم و آرامش را به خیابانها برنگرداند و حملات تظاهراتکنندگان ملی یا چپگرا به شهروندان و مراکز آمریکایی در ایران متوقف نشود، کمکهای مالی و فنی واشنگتن به ایران به خطر خواهد افتاد و کاخ سفید احتمالاً از بهرسمیت شناختن مصدق بهعنوان نخستوزیر خودداری خواهد کرد.!
از خوشبینی مصدق، آمریکاییها استفاده کردند
رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانیهای خود، درباره بحث ملیشدن صنعت نفت میفرمایند که اشتباه مصدق آن بود که برای اینکه بخواهد از زیر فشار انگلیسیها رهایی پیدا کند به سمت آمریکاییها گرایش پیدا کرد؛ اما نتیجه این شد که در نهایت نه تنها آمریکاییها به او پشت پا زدند، بلکه حتی با انگلیسیها برای سرنگونی مصدق همراه شدند.
معظمله در تحلیل و تعلیل 28 مرداد 32 میفرمایند: «حادثــه از این قرار بــود که دولت مصدق که نفت را، منبع ثروت ملی کشــور از چنگ انگلیسی و از دست انگلیسیها با کمک افرادی که بودند- مرحوم آیتالله کاشــانی و دیگران- توانست خارج کند، یک اشتباه تاریخی انجام داد و آن تکیه بــه آمریکا بــود. در مقابل دشــمنی انگلیسیها، فکر کرد باید یک پشــتیبانی در عرصه بینالمللی داشته باشد، این پشتیبان آن روز از نظر او آمریکا بود؛ به آمریکاییها اعتماد کــرد؛ امیــد او بــه آمریکاییها بــود. از این خوشبینــی و سادهاندیشــی، آمریکاییها استفاده کردند، [کودتای] بیست و هشتم مرداد را به راه انداختند.»
آمریکاییها حتی مصدق را هم تحمل نکردند!
رهبر انقلاب در جای دیگری میفرمایند: «بعضیها هستند که میگویند یک ذره، با آمریکا کنار بیاییم، شــاید دشمنیشان کم بشــود؛ نه، حتی به آنهایی هم که به آمریکا اعتماد کردند... به ســراغ آمریــکا رفتند برای کمک گرفتن، رحم نکردند؛ [مثل] چه کسی؟ دکتر مصدق. دکتر مصدق برای اینکه بتواند با انگلیسیها مبارزه کند... رفت ســراغ آمریکاییها؛ با آنهــا ملاقات کرد، مذاکره کرد و درخواســت کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای بیست و هشــتم مرداد نه به وسیله انگلیس بلکه به وسیله آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدق. یعنی حتی به امثال مصــدق هم اینها راضی نیستند؛ اینها نوکر میخواهند، سرسپرده میخواهند، توســری خور میخواهند؛ مثل چه کســی؟ مثل محمدرضای پهلوی.»