شبکه های برون مرزی خط مقدم جنگ رسانه ای در صحنه بین الملل- بخش پایانی
تقویت بودجه رسانه های برون مرزی ضرورتی اجتناب ناپذیر
رضا الماسی
اهمیت رسانهها در فضای منازعات بینالمللی امروز بیش از هر زمانی قابل درک و مشاهده است و هرکشوری که از این ابزار برای جلب افکار عمومی به سمت خود بهره ببرد، میتوان گفت در جنگ ارادهها نیز پیروز میدان خواهد بود. اما کم توجهی به این حوزه از سوی مسئولان هر کشوری بدون شک خسارتهای جبرانناپذیری برای آن کشور در پی خواهد داشت.
در دهه دوم قرن بیست و یکم جنگ ابزار در حال تبدیل شدن به جنگ افکار است و مهمترین وسیله در جنگ افکار، رسانهها هستند.
تکیه بر قدرت رسانه
بسیاری از کشورهایی مثل آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلیس یک زمانی به بمب اتم متکی بودند اما در حال حاضر به سمت گسترش شبکههای ۲۴ ساعته خبری و غیرخبری رفتهاند. یعنی نخستین کشوری که دارنده بمب اتم بوده و با آن ابزار قدرت خود را در عرصه بینالملل به نمایش میگذاشت، همان کشور اولین کشوری بود که شبکه ۲۴ ساعته CNN را راهاندازی کرد. شبکهای که از ابتدا در سال ۱۹۸۰ برای پوشش خبری تسخیر لانه جاسوسی راهاندازی شد.
آقای حسن عابدینی، کارشناس رسانه و مسائل سیاسی در اینباره به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «امروزه کشورهایی مثل آمریکا که ادعای ابرقدرتی در دنیا را دارند گرایش پیدا کردهاند به توسعه شبکههای ۲۴ ساعته برای رسیدن به دو هدف؛ اول برای تأثیرگذاری روی افکار عمومی و مدیریت ادراک افکار عمومی و دوم دستکاری دستگاه محاسباتی مسئولان کشورهای مختلف.»
او میافزاید: «ما بعداً شاهد بودیم که انگلیس هم با راهاندازی شبکه BBC به زبانهای انگلیسی، عربی و فارسی به این حوزه وارد شد. حتی روسیه با راهاندازی 2 شبکه روسی الیوم و راشاتودی به این سمت حرکت کرد و در حال حاضر دو شبکه تلویزیونی قدرتمند را در اختیار دارد. فرانسه هم فرانس ۲۴ را راهاندازی کرد، بقیه کشورهای بزرگ هم به همین شکل. مثلاً چین شبکه CGTV را به جای CCTV راهاندازی کرد. لذا امروز کشورهای بزرگ از این مسیر تلاش میکنند تا افکار، ایدهها و توجیهات خودشان را نسبت به تحولات بینالمللی بدون واسطه در اختیار مخاطبان قرار بدهند.»
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان تاریخچه راهاندازی شبکههای برونمرزی صدا و سیما اظهار میدارد: «جمهوری اسلامی ایران هم در همین چارچوب تلاش کرد تا حرکت در این مسیر را شروع کند. در سال ۲۰۰۳ که آمریکاییها عراق را در حمله نظامی اشغال کردند، شبکه تلویزیونی العالم راهاندازی شد و تا مدتهای مدید، العالم تنها شبکهای بود که در عراق از طریق آنتن زمینی دریافت میشد. به دلیل اینکه شبکههای بعثی از بین رفته بودند و کارکنان شان
برکنار شده بودند، شبکههای الجزیره، العربیه و... فقط از طریق دیشهای ماهوارهای دریافت میشدند و شبکه العالم تنها شبکهای بود که بهصورت زمینی به دلیل نزدیکی جغرافیایی ایران به عراق دریافت میشد. با راهاندازی این شبکه ما دیدیم که تأثیرات زیادی در معادلات منطقه و آرایش نوین عراق به همراه داشت. بعد از آن، جمهوری اسلامی شبکه پرستیوی را راه انداخت. برای اینکه متأسفانه تصویری که از جمهوری اسلامی نزد کشورهای غربی ساخته میشود عموماً تصویری غیرواقعی، دروغین و دستکاری شده است که از سوی رسانههایی مثل CNN، BBC، فرانس ۲۴، اسکای نیوز، خبرگزاری فرانسه، رویترز، آسوشیتدپرس و... به نمایش گذاشته میشود. بنابراین جمهوری اسلامی در این حوزه هم تلاش مجدانهای کرد و انصافاً شبکه پرستیوی در مدت قابل قبولی جایگاه خودش را در میان رسانههای بینالمللی به دست آورد. اما در این حوزه رقابت سنگینی وجود دارد.»
نقش بودجه شبکههای برونمرزی
راهاندازی و اداره شبکههای بینالمللی هزینههای سنگینی به همراه دارد و حمایت کافی و به موقع بودجهای از این شبکهها میتواند خط جریانی آنها را در فضای سنگین رسانههای دنیا محفوظ نماید.
عابدینی در این خصوص توضیح میدهد: «وقتی شبکه الجزیره انگلیسی راهاندازی شد که متناظر با شبکه پرستیوی ما هست، میزان بودجهای که در همان مقطع راهاندازی برای آن درنظر گرفتند یک میلیارد دلار بود. در صورتی که در همان مقطع کل بودجه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی با بیش از ۱۳۰ شبکه رادیویی، تلویزیونی، محلی، ملی و بینالمللی به یک میلیارد دلار نمیرسید! در حقیقت شبکههای بینالمللی شبکههایی هستند که
تأثیرات شان را در درازمدت خواهند داشت.»
به گفته این کارشناس رسانه؛ «اگر میخواهیم اهمیت این موضوع را درک کنیم باید بدانیم در حال حاضر برای ضدیت با جمهوری اسلامی و تصویرسازی دروغین از چهره ایران اسلامی، ۲۶۴ شبکه فارسی زبان از سوی معاندین جمهوری اسلامی راهاندازی شده و برنامههای متنوعی را از شبکههای مختلفی مثل بیبیسی فارسی، VOA، ایران اینترنشنال، شبکههای سازمان منافقین، شبکههای مذهبی، مسیحی، فیلم و سریال، موسیقی و. .. پخش میکنند.»
بودجه شبکههای ضدانقلاب
از کجا تامین میشود؟
غربیها با چه هدفی شروع به راهاندازی این همه شبکه کردهاند؟ در حالی که بسیاری از کشورهای غربی در دوران کرونا ادعا میکردند حتی امکان تامین پول لباس گان پزشکان و پرستاران خود را ندارند، چگونه مخارج سنگین این همه شبکه فارسی زبان را تامین میکنند؟!
عابدینی در پاسخ به این سؤالات تصریح میکند: «اگر گفته شود راهاندازی این شبکهها صرفاً برای گردش آزاد اطلاعات بوده، این یک دروغ بزرگ است، چراکه کشوری مثل چین حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد، چرا غربیها برای چینیها دو تا شبکه به زبان چینی تاسیس نمیکنند؟! خب برای آنها هم لطف کنند در چارچوب گردش آزاد اطلاعات چند شبکه تاسیس کنند. هندیها هم بیش از یک میلیارد جمعیت دارند، چرا برای آنها اقدامی نمیکنند؟ از طرفی برای ایران که مجموعاً ۸۳ میلیون نفر جمعیت دارد ۲۶۴ شبکه راهاندازی کردهاند! بنابراین آنها یک اهدافی را دنبال میکنند و در مقابل شبکههای برونمرزی ما هم باید
2هدف را دنبال کنند؛ اول آنکه تصویرسازی دروغینی که از جمهوری اسلامی ارائه شده را افشا نمایند و دوم تصویر واقعی از توانمندیها، قدرت، فرهنگ و پیشرفتهای جمهوری اسلامی ارائه کنند.»
این کارشناس رسانه و مسائل سیاسی در پایان اظهاراتش به گزارشگر کیهان میگوید: «بهنظر میرسد که ما باید در سه زمینه در حوزه رسانههای برونمرزی فعال شویم؛ اول اینکه باید بدانیم شبکههای برونمرزی شبکههای هزینه بری هستند، نه صرفاً برای جمهوری اسلامی بلکه برای همه کشورها. طبعاً ممکن است جمهوری اسلامی به دلیل مشکلاتی که با آن مواجه است، اندکی بیشتر در مضیقه باشد اما بالاخره باید به دلیل اهمیتی که شبکههای برونمرزی دارند برای این موضوع هم یک سهمی قائل بود. دوم اینکه لازم است یک ماهواره مستقل با کمک کشورهای همسو راهاندازی شود. الان هر زمانی که شما در شبکههای برونمرزی کوچکترین انتقادی از دولت سعودی میکنید، دولت سعودی شبکههای جمهوری اسلامی را از روی ماهواره عرب سَت حذف میکند. شبکه مصر و یوتل سَت و... هم به همین شکل برخورد میکنند. بنابراین ما اگر میخواهیم صدای جمهوری اسلامی ایران بهصورت مستمر شنیده شود باید فکری برای پرتاب یک ماهواره مستقل و یا بااشتراک کشورهای همسو داشته باشیم. نکته سوم لزومتربیت نیروهای متخصص هست که نیاز جدی در این حوزه وجود دارد تا نیروهای متخصص با تسلط بر زبانهای مختلف دنیا و متعهد و باورمند به اندیشههای انقلاب اسلامی برای کادرسازی این شبکهها تربیت شوند.»
مجلس چه کمکی به شبکههای برون مرزی کرده است؟
در ادامه پیگیری وضعیت حمایت مسئولان از شبکههای برونمرزی صدا و سیما سراغ یکی از نمایندگان کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رفتیم تا از اقدامات خود در این راستا برایمان بگویند.
دکتر جعفر قادری عضو کمیسیون برنامه و بودجه در این خصوص به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «اعتقاد ما بر این است که در شرایط فعلی حاکم بر دنیا باید صدای مظلومیت نظام اسلامی به گوش کشورهای دیگر برسد، پیام انقلاب اسلامی برای دیگران در دسترس باشد و ابزار رسانه بتواند جایگاه و حضور ما در صحنههای بینالمللی را تثبیت کند. در حقیقت ما نباید خودمان را تحریم کنیم و با دست خودمان رسانههایی مثل شبکههای برونمرزی صدا و سیما را مشمول محدودیتها کرده و در تنگنا قرار دهیم.»
او میافزاید: «دولت وظیفه دارد منابع مورد نیاز این شبکهها را تامین نماید و اگر این کار به میزان لازم صورت نگیرد ما در کمیسیون برنامه حتماً در بودجه سال آینده تصمیمات جدی برای صدور احکام بودجهای خاص در این راستا اتخاذ خواهیم کرد تا دولت مکلف باشد و تعهداتش را به موقع انجام دهد. اما قبل از آن هم ما همچنان از طریق ابزارهای نظارتی که در دست داریم مثل تذکرات، سؤال و. .. پیگیری خواهیم کرد تا بودجه مصوب و مورد نیاز شبکههای برونمرزی صدا و سیما تامین گردد و مجموعه صدا و سیما با توجه به انتظارات و توقعاتی که از آن میرود در محدودیتهای بودجهای قرار نگیرد و بتواند به موقع نقشآفرینی خود را داشته باشد.»
قادری درباره امکان تخصیص بودجه مستقل به صدا و سیما اظهار میدارد: «بخشهای مهمیمثل این شبکهها وجود دارد و ما در بودجه سال آینده سعی خواهیم کرد که در تخصیصها بهگونهای عمل کنیم که تخصیصهای صدا و سیما ۱۰۰ در صد تحقق یابد و دولت نتواند دیدگاههای سیاسی خودش را در این خصوص اعمال نماید و تحت تأثیر فراز و فرودها و حسب موضوعات سیاسی، بودجه صدا و سیما تحت تأثیر قرار نگیرد و مشمول کملطفی نشود.»
هرچند برخی مسئولان صدا و سیما از قولهایی از سوی دولت برای مساعدت در رفع مشکلات بودجهای شبکههای برونمرزی خبر دادهاند اما حسینعلی حاجی دلیگانی عضو هیئت رئیسه مجلس در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «هنوز گزارش رسمی از این مساعدتها به مجلس داده نشده است. اما اگر گزارشی به ما برسد پیگیری بیشتری را هم در جهت رفع مشکل این شبکه صورت میدهیم.»
او میافزاید: «دولت در این مسئله یک حالت گروکشی و معاملهگری دارد و هرچقدر صدا و سیما به انعکاس اقدامات دولت بیشتر بپردازد یا کمتر بپردازد، دولت هم به همان میزان بودجه میدهد. از طرفی سیاست خارجی دولت بر مذاکره استوار است و افرادی که بهعنوان میانجیگر یا دلال مذاکره انتخاب میشوند موافق خط خبری شبکههای برونمرزی ما نیستند. لذا همین میزان صدای حق جبهه مقاومت که از طریق این شبکهها در دنیا منتشر و باعث تقویت مقاومت در منطقه میشود را هم برنمیتابند و میخواهند آن را هم تضعیف
کنند.»
جواد کریمیقدوسی هم در اینباره به گزارشگر کیهان میگوید: «در مجموع حمایت از رسانههای محور مقاومت به نفع همه کشورهای منطقه است و از آنجایی که امنیت ملی کشورهای منطقه به امنیت ملی جمهوری اسلامی گره خورده اهمیت این موضوع بیشتر خودنمایی میکند. ما در سفرهای خارجی و بازدیدهایی که از مراکز مختلف فرهنگیمان مانند جامعه المصطفی(ص) و. .. در خارج از کشور داشتیم مشاهده کردیم که نظام سلطه دارای نفوذ در کشورهای مختلف نسبت به این مجموعهها بسیار حساس است و تلاش میکند که این مجموعهها در عملکردشان ضعیف بشوند. لذا ما نباید در این پازل از حمایتهای خود غافل و یا سوء عملکرد داشته باشیم.»