چالش نبود فرهنگ تفکیک زباله شهری(بخش پایانی)
ساماندهی پسماندهای شهری در حیطه وظایف شهروندی
غروب هنگام یک روز زمستانی ماشین مشکی با شیشههای دودی آرام و بیصدا کنار میدان توپخانه پارک میکند. کمی آنسوتر مسافران مترو در ترددند. در خودرو آهسته باز میشود و یک پلاستیک بزرگ قرمز رنگ روی آسفالت میافتد.
گالیا توانگر
غروب هنگام یک روز زمستانی ماشین مشکی با شیشههای دودی آرام و بیصدا کنار میدان توپخانه پارک میکند. کمی آنسوتر مسافران مترو در ترددند. در خودرو آهسته باز میشود و یک پلاستیک بزرگ قرمز رنگ روی آسفالت میافتد.
خوب که دقت میکنم میبینم پوست پفک است که از دست کودکی به بیرون پرت شده است!
میروم جلو و به شیشه راننده میزنم تا او را متوجه خطای فرزندش کنم. مسئله از اینجا حساسیت مییابد که همه ما به خوبی میدانیم هر حرکتی در سنین کودکی پایهگذاری شود، تا آخر عمر با فرد باقی میماند.
مرد راننده به جای پذیرش خطا و تذکر به فرزندش با سگرمههای در هم فرو رفته تشر میزند: «شما معلمید؟! برو خدا خیرت دهد! اینجا سطل پیدا کن ما آشغال را میاندازیم سطل!»
سرکه برمیگردانم کمی آنسوتر سطل بزرگ طوسی رنگ شهرداری را میبینم.
رو به راننده میگویم: «آن هم سطل! قدم رنجه بفرمایید تا پای سطل بروید و آشغال را در آن بیندازید تا فرزندانتان هم یاد بگیرند.»
روند جداسازی و تفکیک در مبدأ یکی از مهمترین و کم هزینهترین روشهای جداسازی و تفکیک مواد زاید محسوب میشود.
در این روش زایدات قابل بازیافت پس از جداسازی در منزل برای ذخیرهسازی به ظروف ویژهای که به این منظور در محیطهای مسکونی نصب گردیدهاند، منتقل و سپس توسط سرویسهای ویژه و منظم از محل تولید به محل تبدیل حمل میگردند. یکی از محسنات این روش عدم اختلاط و آلودگی مواد زاید قابل بازیافت با هم و در نتیجه عدم نیاز به ضدعفونی و شستوشوی مضاعف و همچنین صرف هزینههای مازاد است.
بیتوجهی مسئولان به اطلاعرسانی و فرهنگسازی
روش جداسازی یا تفکیک در مقصد نیز یکی دیگر از روشهای بازیافت و جداسازی مواد زاید محسوب میشود. در این روش زایدات قابل بازیافت پس از ورود به مراکز انتقال یا دفع توسط روش سنتی و با صرف نیروی انسانی یا توسط انواع سیستمهای مکانیزه همانند سرند، آهنربا، تونل باد و... از داخل مواد تفکیک و جداسازی میشوند. به طور کلی هر کارخانه بازیافت و تبدیل مواد زاید جامد از سه قسمت اساسی قسمت دریافت مواد، قسمت جداسازی و قسمت آمادهسازی محصول و تولید تشکیل شده است.
در کشور ما با وجود 20 درصد مواد بازیافتی از قبیل کاغذ، کارتن، پلاستیک، شیشه ، فلزات و نیز حدود 70 درصد مواد قابل کمپوست اتخاذ سیستم بازیافت از مبدا یک تحول اساسی در مدیریت مواد زاید جامد خواهد بود.
در سایت شکیل مدیریت پسماند که معلوم نیست آخرین بار در کدام تاریخ به روز شده است، صراحتا عنوان شده که یکی از وظایف این سازمان آموزش و فرهنگسازی برای گروههای مختلف جامعه است.
در تماس تلفنی که با روابط عمومی این سازمان داریم مسئولان امر با ذکر این دلیل که مدیریت وقت ندارد و تنها میتواند به صورت کتبی پاسخگوی سؤالاتتان باشد از ما لیست سؤالات را گرفته و تماسهای بعدیمان را برای گرفتن پاسخ بیجواب رها میکنند!
برای بازدید از یکی از ایستگاههای جمعآوری و بازیافت زباله روانه محلههای جنوب شهر میشویم. در کمال تعجب مسئول ایستگاه مذکور نه تنها با ما همکاری نکرده بلکه درست یک ساعت تمام گزارشگر، عکاس و راننده روزنامه را در سرمای زمستان گوشه حیاط منتظر نگه داشته و بدون اینکه حتی اجازه پیاده شدن از خودرو را به ما بدهند، دست آخر «نه» محکمی در برابر تقاضایمان برای تهیه گزارش و گرفتن عکس میدهند. بهانهشان این است که باید با مقامات بالاتر هماهنگ شود. مقامات بالاتر همانهایی هستند که چند روز قبلتر لیست سؤالاتمان را دریافت کرده و دیگر تلفنهای ما را جوابگو نبودهاند!
به راستی فرهنگسازی باید از چه کانالی صورت پذیرد؟! وقتی مسئولان امر تا این حد بیتوجه هستند آیا میتوان از شهروندان توقعات بیشتری داشت؟
سبک زندگیمان را با مسئولیتپذیری تغییر دهیم
مهندس مصطفی خوشنویس، حامی طبیعت و محیطزیست با ورق زدن خاطرات سفر خود به خارج کشور برایمان میگوید: «بین آلمان شرقی و غربی یک مسیر گذر گردشگری بود که در روزهای تعطیل دست کم 50 هزار نفر از شهروندان از این مسیر برای پیادهروی سبک استفاده میکردند.
جالب اینجا بود که وقتی به پشت سر نگاه میکردی، علیرغم عبور 50 هزار نفر از این مسیر حتی یک پوسته شکلات بر جا مانده به زمین هم نمیدیدی.
من پشت سر چند خانواده در حرکت بودم. یک مرتبه متوجه شدم که یک پوسته خوراکی از جیب بچه خانواده جلویی سهوا روی زمین افتاد. پوسته را در جیبش گذاشته بود که به اولین سطل زباله در مسیر بیندازد.
خانواده پشت سری که متوجه قضیه شد و دید آن کودک ناآگاهانه آشغال انداخته، فورا یکی از آنها خم شد و آن پوسته خوراکی را از زمین برداشت!»
این کارشناس با تاکید بر این که در دین ما سفارش اکید شده که پاکیزگی نشانه ایمان است و مطمئنا اگر ما به سبک زندگی اصیل خود برگردیم، بیشمار الگو در آموزههایمان داریم، میگوید: «درست است که در قوانین راهنمایی و رانندگی ما برای متخلفی که از شیشه ماشین آشغال به بیرون پرتاب میکند، جریمه در نظر گرفته شده اما مگر همه مشکل ما معطوف به همین یک مورد پرتاب آشغال از خودرو به خیابان است؟ باید با فرهنگسازی جا بیندازیم آنچه که به دردمان نمیخورد با خودمان به خانه برگردانیم و در سطل زباله بیندازیم. متاسفانه بعضیها فکرشان این است که زباله هر جایی باشد فقط پیش ما نباشد!
من زیاد موافق نیستم که تنها به کانال جبر متوسل شویم. مگر میشود برای همه شهروندان و خودروها مامور گذاشت؟ اما با فرهنگسازی و راهکارها ملکه ذهن شهروندان کردن خیلی از چالشها برطرف میشود.»
این صاحبنظر محیطزیست مهمترین مرجع فرهنگسازی را خانواده دانسته و تاکید دارد که باید آموزشهای این چنینی از رفتار عملی والدین در محیط خانواده آغاز شود.
خوشنویس میگوید: «فرزندان ما از رفتار ما تقلید میکنند. وقتی بچه میبیند که پدرش به سپردن زباله رأس ساعت 9 شب به خودروهای جمعآوری بیتوجه است، یاد نمیگیرد که سروقت عمل کند. خیلی از خانوادهها فکر میکنند سطلهای زباله سرکوچهها برای همه زبالهها تعبیه شدهاند، درحالی که این سطلها فقط به جهت جمعآوری زبالههای جامانده و تاخیری طراحی شدهاند. برای مثال تنها وقتی شب هنگام تا دیروقت مهمانی بودهاید و فرصت نیافتهاید زبالههایتان را راس ساعت 9 شب از منزل خارج کنید، فردا صبح زود تا قبل از 9 صبح باید زباله در این سطلها قرار گیرد. شهرداری برای زبالههای تاخیری 9 صبح به بعد ماشین میفرستد.
چنانچه بر فرض مثال زبالهای 11 صبح به سطلهای سرکوچهها و محلهها انداخته شود، دیگر برای جمعآوری به موقع آن خیلی دیرشده و تا 9 شب زیر آفتاب یا رطوبت باران و حمله حیوانات بوهای بدی در محله متصاعد کرده و آلودگیها را پراکنده میسازد.
بنابراین اگر جلوی چشم فرزندانمان مسئولیتپذیر باشیم و درست عمل کنیم، آنها نیز در آینده چنین خواهند بود. فرهنگسازی یعنی اینکه کاری را که میدانیم اشتباه است، انجام ندهیم.»
توصیههای فرهنگی مرد شماره یک معاونت آموزش پلیس راهنمایی و رانندگی
سرهنگ عینالله جهانی، معاون آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ در گفتوگو با گزارشگر کیهان درباره قانون جریمه پرتاب زباله از خودرو به معابر توضیح میدهد: «به هرحال با توجه به اینکه معابر و میادین شارع عام محسوب میشوند، متعلق به همه هستند و ما در استفاده از این معابر عمومی بایستی یک سری ملاحظاتی را مدنظر قرار دهیم. همانطور که قوانین راهنمایی و رانندگی را اجرا کرده و موظف به رعایت آنها هستیم، آرامش و نظم عمومی را نباید به هم بریزیم.
خیلی وقتها پوست میوه یا پوسته خوراکی که از پنجره خودرویی به بیرون پرتاب شده، درست روی شیشه قسمت دید خودرو یا تلق موتورسیکلت فرو افتاده و ضمن مختل کردن دید راننده منجر به بروز تصادف شده است. بنابراین قانونگذار برای این گونه رانندگان 30 هزار تومان جریمه نقدی پیشبینی کرده است. البته این تخلف چه از لحاظ فردی و چه از لحاظ اجتماعی مذموم و زشت شمرده میشود.»
وی در مورد نحوه پیگیری چنین تخلفاتی میگوید: «خیلیها پا را از این هم فراتر گذاشته، از تاریکی شب و خلوتی برخی مناطق سوءاستفاده کرده و اقدام به تخلیه نخاله میکنند.
از تخلف چنین خودروهایی در صورتی که پلیس ببیند با توجه به نوع (جنس نخاله)، ابعاد آن و... صورت جلسهای تهیه میشود. خودرو را در پارکینگ میخوابانند. سپس پرونده به دادسرای جرائم ویژه بهداشتی- پزشکی- دارویی که در تهران دادسرای ناحیه 19 است، فرستاده خواهد شد و قرارهای سنگین برای این مجرمین صادر میشود.
پرونده آنها با کیفر خواست به دادگاه ارجاع داده میشود و برابر مواد 16 و 20 قانون مدیریت پسماند برای این گونه رانندگان مجازات توقف وسیله نقلیه از یک هفته تا 10 روز و نیز جزای نقدی بین 500 هزار تا 10 میلیون تومان صادر میشود.»
سرهنگ جهانی ادامه میدهد: «ضمنا اگر نخالهای که در معبر ریخته شده باعث بروز حادثه شده باشد، مقصر اصلی حادثه تخلیه کننده نخاله شناخته میشود.»
معاون آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهنمایی و رانندگی جملهای میگوید که دقایقی مرا مشغول به تامل در رابطه با آن میکند:«اگر زبالهای را برنمیداریم، لااقل زبالهای را به زمین اضافه نکنیم.»
توصیههای مرد شماره یک آموزش شهروندان در بدنه پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ این گونه است: «اولا هیچ شهروندی به خودش اجازه ریختن زباله و نخاله را در معابر ندهد، ثانیا اگر شهروندان تخلفی دیدند، ساکت ننشینند و اعتراض کنند. امر به معروف و نهی از منکر اینجاهاست که باید تحقق یابد، ثالثا به هیچوجه جلوی چشم بچهها زباله پراکنی نکنیم، چون آنها سریعا الگوبرداری کرده و تا پایان عمر خود را مکلف به رعایت ریختن زباله در سطل نخواهند دانست، رابعا حتما در خودروی خود سطل زبالهای قرار دهند تا فرهنگ ریختن زباله در سطل اندکاندک در بدنه خانوادهها و نسلهای بعدی نهادینه شود.»
چطور زبالهها را در خانه تفکیک کنیم؟
مشکل زمانی آغاز میشود که ما از زیر بار مسئولیتمان در قبال محیطزیست شانه خالی کرده و به خود میگوییم وقتی اکثر مردم و حتی سازمانهای مربوطه به حفظ محیطزیست اولویت یک را نمیدهند، چرا باید دغدغه من در خانه تفکیک زباله از مبدأ باشد؟
این درحالی است که شما به تنهایی میتوانید منشا تغییر در خانوادهتان باشید. خانوادههایی که سبک رفتاریشان تغییر یابد، اندکاندک تاثیرات عملکرد مثبت آنها در کل جامعه هم نمود مییابد.
روزانه قریب به هفت هزار و 500 تن زباله در شهر تهران تولید میشود که از این میزان حدود 65درصد زبالهها تر است. در نتیجه 35درصد زبالههای تولیدی در روز زباله خشک هستند. حال سؤال این است که تاکنون چه میزان به تفکیک زبالههای تر و خشک در منزل، مدرسه و یا محل کار خود پرداختهاید؟ در اکثر خانوادههای ایرانی هنوز فقط یک سطل زباله نسبتا بزرگ (معمولا در آشپزخانه) قرار دارد و اعضای خانواده بدون توجه تمام زبالههای تر و خشک را یکجا در آن سطل جمعآوری میکنند!
با تفکیک زبالههای تر از خشک بازیافت مواد آسانتر میگردد. از زبالههای تر همانطور که دراین گزارش گفته شد، میتوان برای ساخت کودآلی کمپوست و از زبالههای خشک برای تولید مجدد بسیاری از محصولات استفاده کرد.
زبالههای تر شامل پسماند غذا، میوهها و سبزیها، ضایعات باغبانی و حیوانی، تفاله چای یا قهوه، دستمال کاغذی، دستمال توالت، چای کیسهای، کاغذهای پوستی، گلها و گیاهان و... میشوند. همه این مواد را در یک کیسه زباله ریخته و در مخازن ویژه زبالهتر مخازن سیاه رنگ قرار دهید.
زبالههای خشک شامل انواع پلاستیکها، شیشه، فلزات، کاغذ و مقوا، نان خشک و... میشوند. برای جمعآوری این قبیل زبالهها باید به غرفههای بازیافت در استان تهران و یا به وبسایت شهرداری مراکز سایر استانها برای اطلاع از طرح جمعآوری پسماندهای خشک سازمان مدیریت پسماند شهرداریها مراجعه کنید.
گزارش روز