ارباب و رعیتِ اروپایی(نگاه)
«رعیت» یا آنچه در زبان انگلیسی «سرف» خوانده میشود، اشاره به روستاییانِ ناآزاد دارد. سرفها در واقع همان بردگان بودند، اما با چهرهای کم و بیش نرم از بردهداری. در نظام فئودالی که در سدههای میانه اروپا رواج داشت، روستاییانِ بیزمین یا همان سرفها کار خود را در خدمت اربابانِ زمیندار خود میگذاردند. این سرفهای خدمتگذار در نظام فئودالی به زمین پابسته بودند و بخشی از دارایی ارباب محسوب و پایینترین طبقه و صنف اجتماعی در این نظام شمرده میشدند. خدمت آنها تنها کشاورزی نبود و جنگلبانی، کار در معدن، باربری و انجام برخی صنعتها را نیز دربر میگرفت. برای سرفها هیچ حقوقی متصور نبود و آنها چیزی بیش از یک دارایی برای ارباب نبودند.
گفته میشود بهرهکِشی از سرفها در پایان امپراتوری روم شکلگرفت و در کشوری چون فرانسه در سده پانزدهم میلادی در عمل از میان رفت. اگرچه آثار آن تا دو سده پس از آن هنوز برجای بود. همچنین پس از نوزایش (رنسانس) رعیتداری در بیشتر اروپای غربی از میان رفته بود، حال آنکه در اروپای مرکزی و همچنین اروپای شرقی توانمند شده بود، چنانکه در روسیه تا سده نوزدهم رعیتداری پابرجا بود و کمکم در همانجا هم از بین رفت. پس نمیتوان سرفها را این روزها در اروپا جٌست و یافت.
اما نکته این جستار در این است که واپسین ادعایی که در فراز پیش آمد و بهرهکشی از سرفها را دیگر پایان یافته خواند، محل مناقشه است و چندان هم پذیرفتنی نیست. کارگران فصلی فعال در بخش کشاورزی در مزارع اروپا که نقش مهمی در تهیه مواد غذایی روزانه اروپا دارند، وضعیتشان یادآور روزگار همان سرفهاست. اگر سرفها نمونهای تعدیل شده از بردگان بودند، این کارگران نیز تعدیل شده همان سرفها هستند.
این کارگران ساعتها زیر آفتاب سوزان و بارانِ سیلآسا کار میکردند اما دیده نمیشدند، تا اینکه ویروس کرونا در اروپا شیوع گسترده پیدا کرد و این کارگران نامرئی کمی و تنها کمی دیده شدند و تازه به یاد اروپاییها افتاد که این مردمان «کارگران ضروری و حیاتی» برای اروپا هستند، اما حقوق کار و شرایط زندگی آنها برای دهها سال نادیده گرفته شده است.
در فرانسه کارگرانی که در کشت دانههای روغنی و غلات فعالیت میکنند، وضعیت اسفباری دارند. آنطور که یورونیوز گزارش کرده، گاهی در خانهای بیش از ۴۰ کارگر فصلی زندگی میکنند. برای همین جهنم هم هر کارگر باید ماهانه ۲۰۰ یورو اجاره بدهد که مستقیماً از حقوق آنها کسر میشود. این در حالی است که حوزهای که آنان در آن مورد بهرهکشی قرار میگیرند، فروش سالانهاش حدود ۵۰ میلیون یورو است. همچنین گردانندگان این حوزه سالانه از اتحادیه اروپا ۳۰۰ هزار یورو یارانه دریافت میکنند.
مورد فرانسه تنها مشتی نمونه خروار است که چون ذکر موارد دیگر در این جستار کوتاه نمیگنجد، به آن بسنده شده است. تحقیقات از وضعیت مشابه با این وضع اسفناک در نقاط دیگری از اروپا خبر میدهندکه کارگرانی بدون ساعات مشخص کاری، بدون حقوق مناسب، در فشاری طاقتسوز، با دسترسی اندک به آب، شرایط اسکان وخیم، در خطرِ سوءاستفادههای جسمی و جنسی و توهین کار میکنند. اما دریغ از آنکه سازمانهایی که عنوان سازمانهای حقوق بشری دارند، همچون دیدهبان حقوق بشر، در دفاع از این مردم که در قرن 21 شرایطشان یادآور سرفهای قرن 14 میلادی است، بیانیهای صادر کرده باشد و دولت اروپایی را در معرض اتهام قرار داده باشد.
امینالاسلام تهرانی
* منابع در دفتر روزنامه موجود است.