واکاوی فتنه تحریف به عنوان ابزاری برای دشمنان داخلی و خارجی – بخش پایانی
خودباوری پادزهر جریان تحریف
هدیه آقاپور
هم اکنون قدرت برتر نظامی در منطقه هستیم، در حوزه نفوذ در منطقه حرف اول را میزنیم، در حوزه نظامی به پیشرفتهای خوبی در زمینه تولید موشکهای بالستیک رسیدهایم، در زمینههای علمی و پزشکی نیز توسعه چشمگیر داشتهایم که در برخی زمینهها هم به خودکفایی رسیده و هم رتبهدار هستیم، همه اینها دشمن را به وحشت انداخته و آنها را وادار به استفاده از فتنه تحریف کرده است.
انقلاب اسلامی همواره از زمان پیدایش تا پایداری و استحکام و رسیدن به اقتدار در منطقه و جهان، موجب ناراحتی و عصبانیت دشمنان بوده و هست، با این وجود تمامی برنامههای دشمن در این است تا واقعیت انقلاب و رشادتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و خصوصاًً در حوزه نظامی و دفاعی را تحریف کند.
فتنه تحریف و راهبرد فشار حداکثری آمریکا
تحریف حقایق، عنصر اصلی راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران است. باید توجه داشت که سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران بخشهای متنوع و گوناگونی دارد و منحصر به عرصه اقتصادی نیست، بلکه یک سیاست همه جانبه است. تحریف، بازوی روانی، رسانهای و فرهنگی دشمن در اعمال فشار حداکثری است و تحریم بازوی اقتصادی آن. تحریمها جان، رفاه و آسایش مردم را هدف گرفتند و تحریفها، روان، امنیت خاطر و آرامش مردم را.
تحریف یا همان وارونه نشان دادن حقایق، در خدمت اهداف تحریم دشمن قرار میگیرد. وقتی یک قدرت پوشالی را بزرگ جلوه میدهند یا وقتی دشمن در حال فروپاشی را قوی و بانشاط نمایش میدهند، این وارونهنماییها اثر منفی خود را خواهد گذاشت و با تأثیرگذاری بر نظام محاسباتی مردم و مسئولان، مقاومت در برابر فشارها و تحریمها را خواهد شکست. اینجاست که باید گفت تحریف نقش مهمیدر موفقیت تحریمها ایفا میکند.
حسن عابدینی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «دهه دوم قرن بیست و یکم جنگ ابزار و جنگ افکار است و میتوانیم بگوییم بهرهگیری از قدرت سخت به صورت شگفتآوری به قدرت نرم منتقل شده است.»
وی ادامه میدهد: « اکنون تصمیمات بینالمللی بیشتر از آنکه روی قدرت سخت بچرخد روی قدرت نرم مانور میدهد و بارها رهبر معظم انقلاب اسلامی روی این مسئله تأکید داشتند.»
عابدینی تصریح میکند: «قدرتهای بزرگ و استکباری وقتی از اعمال قدرت نظامی بر کشورهای دیگر از جمله ایران ناامید شدند آن هم بهخاطر سیستم دفاعی کامل ایران که توانست مصونیت به همراه بیاورد، جنگ نظامی از دستور کار خارج شد.»
این کارشناس مسائل بینالملل اضافه میکند:«پس از آنکه از قدرتهای بزرگ از جنگ نظامی ناامید شدند به سراغ تحریمها رفتند و تنها ابزاری که میتوانند دژ خود را در نظام بینالملل مستحکم کنند بهرهگیری از تحریمهاست.»
وی یادآور میشود: «ایران یک کشور پهناور و پرظرفیتی است و در شرایطی قرار دارد که میتواند خودکفا باشد، اکنون در حوزههای سلولهای بنیادی، شرکتهای دانشبنیان، توان دفاعی وموضوعات بسیاردیگر به خودکفایی رسیده است بنابراین برای اینکه افکار عمومی را نسبت به ایران مسموم کنند تلاش میکنند تا از طریق رسانهها به این هدف برسند.»
عابدینی تأکید میکند: «آمریکا خودش مدتهاست در یک شرایط نا به سامان اقتصادی قرار گرفته و به لحاظ مشروعیت مدتهاست که با مردم خودش درگیر است اما 64 شبکه فارسی زبان علیه ایران را راهاندازی کردهاند! این خود نشان میدهد چقدر برای آنها اثرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان ایران مهم است.»
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه اگر بخواهیم بگوییم ایجاد این شبکههای فارسی زبان فقط برای ایجاد گردش اطلاعات است حرف بسیار غلط و نابه جایی است، میگوید: «اگر تاسیس این شبکهها برای گردش اطلاعات بود چرا برای کشور چین که یک میلیارد و چهارصد میلیون جمعیت دارد شبکههای خبری و سیاسی و فیلم و سریال راهاندازی نمیشود؟»
وی اظهار میدارد: «آمریکا و همپیمانانش تمام توان خود را روی اثرگذاری ذهنی بر مردم گذاشتند، چرا که اگر ذهنها به بنبست برسد تحریمها اثر گذار خواهد شد.»
عابدینی خاطرنشان میکند: «از جمله القائات ذهنی بازدارنده میتوان به این موارد اشاره کرد که مدام در شبکههای فارسی زبان ماهوارهای میگویند هیچ راهحلی برای نارساییها وجود ندارد، اقتصاد کشور درحال فروپاشی است، مسئولان از توانمندی لازم برای مشکلات برخوردار نیستند و اگر بتوانند این فرضهای بازدارنده را در ذهن مخاطب جا بیندازند آن زمان است که پیش از اینکه فرد در زندان عمل تسلیم شود در ذهن خودش به بنبست میرسد.»
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان میکند: «تحریف از طریق رسانهها و دستگاه عملیات روانی صورت میگیرد تا هم دستگاه محاسباتی مسئولان را دچار مشکل کند و هم ذهن مردم را نسبت به آینده ناامید کند.»
واژگونسازی واقعیّتها
به مثابه یک فتنه
شگردِ نرم جریان تحریف را میتوانترجمان دیگری از مفهوم فتنه در ادبیات دینی در نظر گرفت.
فتنه در اصل لغت، به هر آن چیزی اطلاق میشود که موجب به وجود آمدن اختلالی توأم با اضطراب و پریشانی گردد که امتحان و ابتلاء، یکی از مصادیق آن است وتردید و تزلزل میتواند از نتایج آن باشد.
امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۵۰ نهجالبلاغه تعابیری پیرامون فتنه دارند که مراد از این مفهوم را روشن میکند: إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَع... بر این اساس، خاستگاه و ریشه تمام فتنه انگیزیها در جامعه اسلامی، تبعیّت از خواهشهای نفسانی است.
آنچه از فتنه انگیزی دنبال میشود، در ادامه سخن حضرت امیر(علیهالسلام) روشن شده است: اگر باطل از آمیزش با حق خالص میشد، راه بر حق جویان پوشیده نمیماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمیگشت زبان دشمنان یاوهگو از آن قطع میگشت. ولی پارهای از حق و پارهای از باطل فراهم شده و در هم آمیخته میشود، در این وقت شیطان بر دوستانش مسلط میشود، و آنان که لطف حق شامل شان شده نجات مییابند.
از اینجا روشن میشود که «حقایق را واژگون فهمیدن و آن را منتشر کردن، فتنه است».
در شرایط فتنه، حق به طور شفاف و عیان عرضه نمیشود، بلکه آمیزهای از حقّ و باطل ارائه میشود. در چنین شرایطی، تشخیص حق از باطل و دستیابی به تحلیل و محاسبه صحیح دشوار میشود و کار تا جایی پیش میرود که حتی خواص و نخبگان جامعه هم دچار خطای محاسباتی میشوند. بنابراین شیوه دیگری از وارونهسازی واقعیتها به هم آمیختن حقّ و باطل است که ذیل مبحث فتنه مطرح میگردد.
تحریف و تحریم
دو بال سیاست آمریکا علیه ایران
امروز جامعهشناسان و فیلسوفان سیاسی، خط پایان و بطلان بر تاریخ لیبرالیسم و شکست همه الگوهای لیبرالیستی برای نجات جامعه بحرانزده غرب کشیدهاند، آن وقت یک مریض اورژانسی در کاخ سفید(ترامپ) برای میلیونها انسان آزاده، مقاوم و مبارز در غرب آسیا به ویژه ملت ایران اسلامی خط و نشان میکشد. ترامپ همین چندی پیش مردم معترض کف خیابانهای پورتلند را تروریست نامید و آنها را تهدید به فرستادن گارد ملی برای سرکوب آنها کرد اما با تحریف واقعیتها و استفاده از فتنه، لنز دوربینها را آنجایی متمرکز میکنند که به نفعشان هست نه روی حقیقت.
راهحل مقابله با تحریم و فشار اقتصادی تسلیم و عقبنشینی نیست، چرا که هر قدم که به عقب برداریم آمریکا و همپیمانانش بیشتر به جلو میآیند و فشارها را بیشتر میکنند. راهحل این است که منابع داخلی را فعال کنیم و به آنها متکی باشیم و از طرفی با دوستان خارجی خود همکاریهای جدی را داشته باشیم که موجب پیشرفت اقتصادی و بهبود اوضاع شود.
طبعا تحریم و فشار اقتصادی بر اوضاع کشور بیاثر نیست اما شرایط تحریمیمیتواند موجب توسعه و پیشرفت در حوزه خودکفایی در عرصههای مختلف شود. ایران از منابع طبیعی سرشاری برخوردار است و در صورت مدیریت این فضا میتواند نتایج مثبتی از این بخش به دست آورد.
سیدجلال فیاضی کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید:«سیاست تحریف وتحریم دو بال سیاستهای آمریکا در قبال جمهوری اسلامی است و موضوعی نیست که تازگی داشته باشد.»
وی ادامه میدهد:«از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی واقعیت انقلاب از سوی رسانههای وابسته به استکبار جهانی تحریف شده است، از جمله موج تروریستی که در ابتدای انقلاب ایحاد شد و این تروریستها موقعیت پیداکردند در کشورهای غربی اقامت داشته باشند.»
فیاضی تصریح میکند: «در جنگ دفاع مقدس نیز واقعیتها آنگونه که باید در رسانههای بیگانه منعکس نشد و در سالهای اخیر نیز واقعیتهای منطقه غرب آسیا به درستی تبیین نشد، جمهوری اسلامی ایران کشوری است سرشار از منابع و اگر مشکلی وجود دارد در زمینه اقتصادی بخش اعظم آن به مدیریتهای غلط بازمیگردد و البته تحریمها هم در مواردی اثرگذار بودند اما مشکلات را باید با اقتصاد درون زا حل کنیم و نباید فراموش کرد که هدف واقعی تحریمها فلج کردن جمهوری اسلامی ایران بود که محقق نشد.»
این کارشناس مسائل سیاسی یادآور میشود: «اگر انسجام داخلی در کشور حفظ شود و همکاریهای منطقهای و فرامنطقهای با کشورهایی که بدون وابستگی به سیاستهای استکبارانه مایل به همکاری با ما هستند صورت بگیرد سیاستهای تحریم بیش از این دوام نخواهد آورد و ما باید در عرصه رسانهای و دیپلماسی بینالمللی حضور موثری پیدا کنیم تا بتوانیم واقعیات را روشنتر به مردم عرضه کنیم.»
واقعیتی به نام عکس یادگاری ترامپ!
اگر تکههای پازل را به هم بچسبانیم خواهیم دید که چشم بستن به روی ظرفیتهای داخلی و نادیده گرفتن پیشرفتهای کشورمان در حوزههای داخلی و منطقه و مانور دادن روی تحریم و مذاکره با آمریکا همه و همه برای این است که ضربه مهلکی به اقتدار و نظام جمهوری اسلامی ایران وارد شود.
بدون شک هدف ترامپ از مذاکره با ایران این است که یک عکس یادگاری بگیرد و بگوید من ایران را شکست دادم، در حال حاضر و با توجه به مواضعی که ترامپ و وزیر امور خارجه آمریکا دارد، اما یک عدهای خوشبینانه میگویند در این مقطعی که آمریکاییها حاضرند امتیاز دهند، میشود امتیازاتی گرفت اما اینگونه نیست آنها به راحتی زیر آن خواهند زد.
امروز ما در جنگِ ارادهها قرار داریم. جامعه اسلامی کانون تهاجم دشمن قرار دارد و آنچه میتواند فتنهها را بشکند و جریانات تهدید و تحریم وتردید و تحریف را در هم شکند، بصیرت و مقاومت در صراط حقّ است که بارها مورد تأکید رهبر انقلاب نیز قرار گرفتهاند، از جمله در بیانات اخیر ایشان که فرمودند: «به نظر من برای تأمین آینده احتیاج داریم به صبر و ثبات. بایستی گاممان را محکم کنیم؛ ربّنا اغفر لنا ذنوبنا و إسرافنا فی أمرنا و ثبّت أقدامنا... مسئولین هم باید با کار جهادی، صبر و ثبات خودشان را نشان بدهند. یعنی کار جهادی بهنظر من بسیار لازم است؛تردید، نگرانی، آیا میشود، آیا نمیشود، بکنیم، نکنیم، اینها خیلی مضرّ است. مسئولین به اینها باید توجّه بکنند.
دشمنان میدانند اگر جمهوری اسلامی الگو قرار بگیرد و بتواند به آن جایگاه و قله روشنی که رهبری ترسیم کردهاند برسد دیگر هیچ مردمی از این پادشاهان و رئیسجمهورهای وابسته به استعمارگران تبعیت نخواهد کرد، اگر ما بخواهیم موفق باشیم باید همه مردم مقابل این تحریفها بایستند با بصیرتافزایی، روشنگری و بیان حقایق مردم در صحنه باشند. اگر بتوانیم با تحریفهایی که بر اثر تبلیغات دشمنان در ذهن مردم جا افتاده مقابله کنیم قطعاً تحریفها شکست خواهد خورد.»