واکاوی فتنه تحریف به عنوان ابزاری برای دشمنان داخلی و خارجی – بخش نخست
تحریف وعده ها و ناتوانی رسانه های غربی
هدیه آقاپور
طبیعی است که دشمنان قسم خورده این مرز و بوم جریان تحریف حقایق و رویدادهای عظیمی که در کشور رخ داده است را نفی و یا نادیده بگیرند و یا در برابر آن سکوت کنند؛ در واقع نمیتوان از دشمن انتظار داشت که به پیشرفتهای کشور تاکید و تکیه داشته باشد. اما از دولت، رسانه، مردم و همه و همه میتوانیم این انتظار را داشته باشیم تا در زمین دشمن بازی نکنند و فتنه تحریف را با بیان واقعیات کور کنند.
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی روز عید قربان، بسیار هوشمندانه اشاره کردند که به موازات جریان تحریم، یک جریان «تحریف حقایق» و واژگون نشان دادن واقعیات هم وجود دارد و هدف این جریان، ضربه زدن به روحیه مردم و دادن آدرس غلط درباره علاج تحریم است. همچنین ایشان در بخش دیگری از سخنان خود فرمودند: اگر جریان تحریف شکست بخورد، قطعاً جریان تحریم هم شکست خواهد خورد، زیرا عرصه کنونی، میدان جنگ ارادهها است و اگر اراده ملت ایران مستحکم باقی بماند، بر اراده دشمن غلبه خواهد کرد.
تحریفکنندگان داخلی
و بازی در زمین دشمن
تحریف واقعیت فقط و فقط مربوط به آنچه از خارج از کشور توسط رسانههای بیگانه و مقامات غربی هدایت میشود نیست بلکه اشتباهات استراتژیک مسئولین نیز میتواند برآیند تحریف باشد.
بنابراین پیش از آنکه به فتنه تحریف آمریکایی بپردازیم ابتدا به سراغ تحریفهای داخلی میرویم که در همین رابطه محمدصادق کوشکی کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید:«آنچه که از سال ۹۲ تاکنون بر ملت ما گذشته به نوعی تحریف حقایق بوده است.»
وی ادامه میدهد: «حقیقتی که تحریف شد این بود که حل مشکلات کشور منوط به مذاکره با آمریکا تلقی شد و این بزرگترین تحریف بود که اتفاق افتاد.»
کوشکی تاکید می کند: «تحریف حقیقت دیگر، این بود که پیشرفت ما در صنایع دفاعی هستهای و غیره باعث و بانی تحریمها تلقی شد یعنی وانمود کردند که اگر ما در حوزه موشکی دفاعی و هستهای رشد میکنیم منجر به تحریمها میشود و باید اینها را کنار بگذاریم تا تحریمها حذف شود، در واقع آن عرصههایی که ما در آن به پیشرفت رسیدیم عامل بدبختی مردم تلقی شد.»
این کارشناس مسائل سیاسی میافزاید: «تحریف بعدی این بود که گفتند میشود به اروپا و آمریکا اعتماد کرد، میشود با آنها قرارداد برد برد داشت! در اصل این تحریف تاریخ بلند مدت ایران بود که ما همیشه در ارتباط با انگلستان، فرانسه و امثالهم ضربه خوردیم و تاریخ ۲۰۰ ساله ایران تحریف شد تا اروپا، آمریکا، انگلیس و فرانسه قابل اعتماد معرفی شوند.»
وی با اشاره به ماجرای برجام که خود تحریف دیگر حقایق بود یادآور میشود:«تصویر دروغین از معاهده برجام و ژنو به مردم ارائه شد، وقتی که در یک روزنامه تیتر زده شد که «امضای کری تضمین است» همانجا حقیقتی بزرگ پنهان شد، اهانتی بزرگ به مردم ایران صورت گرفت در حالی که برجام امضای تضمینداری نداشت و نه جان کری و هیچکس دیگر آن را امضا نکرده است، متاسفانه دروغ به این بزرگی و تحریف واقعیت در روز روشن و در عصر ارتباطات اتفاق افتاد.»
کوشکی اضافه میکند: «با وقاحت تمام در داخل کشور اعلام کردند که برجام امضا شده و امضای جان کری تضمین است اکنون نیز تحریف دیگری وجود دارد مبنی بر اینکه عملکرد اروپا و آمریکا در برجام را حذف کنند و وانمود کنند که آمدن جو بایدن رئیسجمهور احتمالی آمریکا در آینده میتواند مشکلات کشور را حل کند و برجام را رفو و وصله بزند.»
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه میدهد: «زمانی که کارخانهها پی در پی تعطیل میشدند آن را به تحریم ربط دادند در حالی که تعطیلی پی در پی کارخانهها به خاطر ضعف عملکرد دولت آقای روحانی بود نه تحریمها همچنین مشکلات ارزی و کاهش ارزش پول ملی تماماً برآیند عملکرد ضعیف دولت است و متاسفانه همه نواقصی که ناشی از عملکرد ضعیف دولت بود را به گردن تحریمها انداختند.»
وی خاطرنشان میکند: «این مجموعه تحریفهایی که بر شمرده شد اتفاق افتاد اما اگر بصیرت کافی در جامعه وجود داشت قطعاً اثرگذاری آن کمتر میشد و دیگر نمیتوانست ما را وادار به پذیرش بدترین شرایط در برجام و بازرسیهای تاریخ جهان از مرکز هستهای کنند.»
کوشکی یادآور میشود: «مادامی که ضعف اطلاعات وجود داشته باشد تحریفکنندگان موفق میشوند در جامعه افکار عمومی را به دست گیرند و ما تحریم و این مصیبتها را خواهیم داشت.»
فضای مجازی عرصه مناسب برای شبهافکنی
در کنار همه فعالیتهای شبکههای ماهوارهای و رسانههای معاند، اما در حال حاضر، حلقه وصل و شاهراه این «تحریف حقایق» و از مصادیق اصلی آن، همین فضای مجازی فعلی و مخصوصاً شبکههای اجتماعی خارجی است که برخی از مسئولان به دلیل ناتوانی در اداره فضای مجازی کشور به عنوان یک بستر حیاتی، سالهاست که به توجیه و سخنان عوام فریبانه روی آوردهاند.
از آنجایی که فضای مجازی، امروزه بخشی از فضای حقیقی و حتی از جهاتی، بسیار مهمتر و تأثیرگذارتر از فضای حقیقی است، بنابراین باید بگوییم که امروز، دشمنان مملکت، از مرکز کشور گرفته تا حاشیهنشینان لب مرز و از جیب مردم گرفته تا اتاق خوابهای کودکان بی پناهمان حضور دارند و مدام مشغول لجن پراکنی و تحریف حقایق هستند، بدون آنکه کسی جلودار آنها شود!
در کمترین حالت، اگر هر روز فقط یک چالش دروغ، سخنپراکنی، شایعه، تحریف، بزرگنمایی از مشکلات و ... گریبانگیر جامعه شود، در آن صورت چقدر وقت مردم و مسئولین باید گرفته شود تا به آن بپردازند و یا آن سوءبرداشت را رفع کنند و چقدر از کار کردن در جاهای مهمتر باز میمانیم؟
به دلیل اهمیت موضوع فضای مجازی، رهبر معظم انقلاب،
ضمن بیان اظهارنظرهای راهبردی در این زمینه طی سالهای قبل، در همین چند ماه گذشته از سال 99 نیز باز هم نسبت به آن بیتفاوت نبودند.
ایشان در سخنرانی نوروزی خود، قوی شدن در فضای مجازی را حیاتی دانستند و در اولین دیدار خود با نمایندگان مجلس یازدهم نیز در زمینه مسائل اجتماعی، در کنار موضوعات مسکن، ازدواج جوانان و راههای تسهیل آن، مسئله فرزندآوری و جلوگیری از حرکت کشور به سمت پیری جمعیت، مدیریت فضای مجازی در کوتاهمدت و میانمدت را جزو مسائل اصلی کشور برشمردند. در سالهای گذشته ایشان بارها به موضوع مدیریت فضای مجازی، به طور ضمنی و یا صراحتاً اشاره داشته و در این زمینه گله کردهاند: ما به دستگاههای ارتباطی خودمان، به مجموعه وزارت ارتباطات و شورای عالی مجازی -که بنده از آن هم گله دارم- سفارشمان این است. ما نمیگوییم این راه را ببندید؛ نه، اینکه بیعقلی است. یک کسانی نشستهاند، فکر کردهاند، یک راهی باز کردهاند بهعنوان این فضای مجازی و به قول خودشان سایبری؛ خیلی خب، از این استفاده کنید منتها استفاده درست بکنید؛ دیگران دارند استفاده درست میکنند؛ بعضی از کشورها طبق فرهنگ خودشان این دستگاهها را قبضه کردهاند. ما چرا نمیکنیم؟ چرا حواسمان نیست؟ چرا رها میکنیم این فضای غیرقابل کنترل و غیرمنضبط را؟ مسئولند، یکی از مسئولین هم همینها هستند؛ دستگاه وزارت ارتباطات است (دیدار با معلمان و فرهنگیان، 13 اردیبهشت 95)
یک نمونه موفق هدایت جریان رسانهای
چندی پیش، در یک بعدازظهر داغ تابستانی؛ مجموعهای از رسانههای داخلی و خارجی خبر از وقوع حادثهای در مرز کشور لبنان و رژیم اشغالگر قدس دادند. خیلی زود رسانهها پر شد از اخباری درباره جزئیات این اتفاق. از حمله نیروهای رزمی حزبالله به یک تانک مرکاوا یا نفربر زرهی اسرائیلی تا خبر شهادت چند تن از نیروهای حزبالله در پاسخ اسرائیلیها به این اقدام. به همین ترتیب اخباری درباره تلفات سربازان صهیونیست و همینطور موشکباران مناطقی از لبنان خیلی زود در تیتر یک رسانهها قرار گرفت. فضای رسانههای ایران و منطقه انباشته شد از اخباری پیرامون تقابل نظامی حزبالله و اسرائیل و دقیقه به دقیقه بر حجم گمانهزنیها؛ اعلام جزئیات و انتشار اخباری در این مورد افزوده میشود.
به گزارش مشرق، ماجرا با سکوت حزبالله لبنان مواجه شد. سکوتی که دقایقی بعد با وعده انتشار یک بیانیه از حزبالله لبنان درباره وقایع رخ داده به انتظاری کوتاه تبدیل شد. چیزی در حدود نیم ساعت بعد از رخ دادن این اتفاق بیانیه حزبالله منتشر شد. بیانیهای که در نگاه اول عجیب به نظر میرسد. حزبالله اعلام کرد که هیچ اقدام نظامی در مرزها علیه هیچ نیرویی انجام نداده است و موشکباران مناطق مرزی توسط اسرائیل نمایانگر توهم دشمن اشغالگر است.
بیانیه خیلی زود، داغی اعلام خبر و جزئیات درباره این اتفاق را فرونشاند. خیلی زود گمانهزنیها و احتمالات جای خودش را به انتشار شرح و توضیح این بیانیه داد. نه رسانههای طرفدار حزبالله و نه رسانههای مخالف حزبالله با نیت دانستن پشتپرده شروع به حدس زدن درباره ابعاد دیگر ماجرا نکردند. کسی خیال نکرد که حزبالله حمله کرده است و حالا با نامناسب دیدن اوضاع قصد عقبنشینی دارد و اساساً حمله خود را انکار میکند. دیگر رسانهای از تلفات اسرائیلیها حرف نزد و ماجرا به زودی پایان پذیرفت.
این ثمره سابقه رسانهای قابلتوجه و قابلتحسین حزبالله لبنان بود. حزبالله لبنان در همه مواردی که مربوط به آن سیستم است سریعاً وارد میشود و با شفافیت اعلام موضع میکند.
جزئیات ماجرا را به وضوح و شفافیت تمام شرح میدهد و خیلی زودتر از آنکه رسانههای جریان اصلی دنیا که عمدتاً وابسته به اهداف اسرائیل در منطقه هستند روی اتفاقات مربوط به حزبالله مانور دهند؛ خود به عنوان مرجع اصلی و مقتدر رسانهای بازی را پایان میدهد.
هنگامی که روز و شب در شبکههای معاند فارسی زبان میشنویم که ایران به پایان راه رسیده و استفاده از کلمه بنبست در اخبارهایشان دیگر کنتور میاندازد خود نشان میدهد که دیگر پای حقیقت وسط نیست بلکه تمام تلاششان را به کارگرفتند تا یاس و ناامیدی را به جامعه ایرانی تزریق کنند تا مردم در نهایت بپذیرند بدون آمریکا نمیشود زندگی کرد!
محمدکاظم انبارلویی کارشناس ارشد مسائل سیاسی در گفتوگو با فارس، به اهداف و مأموریتهای جریان تحریف در بزک کردن و وارونه انگاری واقعیات کشور پرداخته و میگوید: «غرب در مقابله با انقلاب اسلامی 40 سال است که نقشه میکشد و با نبرد سخت و نرم نتوانسته بر اراده ملت ایران غلبه داشته باشد.»
وی میافزاید: «مردم ایران 40 سال است که بدون آمریکا زندگی میکنند و در این 40 سال پیشرفتهای محیرالعقول در همه زمینهها به ویژه در زمینههای نظامی، اقتصادی و اجتماعی صورت دادهاند؛ آنچه که غرب را برای آسیب به ملت ایران بسیج کرده استفاده از ابزار تحریمها است.»
به اعتقاد انبارلویی، تحریمها یک فرمولی برای جلوگیری از پیشرفت ملت ایران است، اما در سایه تحریمها پروژهای به نام تحریف واقعیتهای موجود در ایران نیز وجود دارد و این تحریف در همه حوزههای اقتصاد، فرهنگ، سیاست، بینالملل و اجتماع و حتی مسائل نظامی دارای مأموریتهای متفاوت است.
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی به تعریف صحیحتری از تحریف اشاره میکند و میگوید: «تحریف یعنی جنگ روایتها و جنگ ارادهها و البته صداهایی که از خارج بلند میشود عدهای در داخل آن را بازتاب و انعکاس میدهند.» وی اضافه می کند: «جنگ روایتها این است که یک روایتی از ایران طرح میکنند کَاَنَّهُ نظام و قدرت ملت ایران در حال زوال و فروپاشی است؛ آنها حتی اوایل انقلاب نیز همین اقدامات را صورت میدادند و مدام میگفتند که نظام ایران یک هفته دو ماه و یا یک سال دیگر سقوط میکند اما 40 سال است که ایران بر روی پای خود ایستاده و حتی حوزه نفوذ خود در منطقه و جهان را افزایش و عمق نفوذ ایدئولوژیک خود را در 5 قاره جهان بسط و گسترش داده است.»
وی درباره این بخش از فرمایشات رهبر معظم انقلاب
مبنی بر اینکه اگر تحریف شکست بخورد تحریم هم شکست میخورد اظهار میدارد: «ما در طول این 40 سال به دلیل شکست دادن آمریکا در حوزه تحریف بوده که توانستیم آنها را در حوزههای مختلف شکست بدهیم.»
آنچه که تحریف میکنند یعنی از آن میترسند بنابراین هر تحریفی که صورت میگیرد پشت آن پیشرفت و قدرت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، از سوی دیگر واقعیتهای دیگری در زمینههای دیگر نیز تحریف میشود تا منافع جمهوری اسلامی به مخاطره افتد و تحریفکنندگان یا به عمد و یا از سر ناآگاهی و نداشتن تخصص در زمین دشمن توپ
میاندازند.