کد خبر: ۱۹۵۶۰۸
تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۲۰

چرا پایان‎نامه‎ها دردی از کشور دوا نمی‎کنند؟!




استاد راهنما پشت میز اتاق خود می‌نشیند. بدون اطلاع از نیاز صنعت و بازار موضوع پایان‌‌نامه‌ها را انتخاب می‌کند. انتخاب موضوع از استاد و نتیجه‌ پژوهش از دانشجو. در ابتدای پایان‌نامه هم اول نام استاد و سپس نام دانشجویی که بیشتر نقش پادوی علمی استاد را ایفا می‌کند، درج می‌شود. اگر بخت با استاد یار باشد و موضوع پروژه معیارهای آئین‌نامه‌ ارتقا را داشته باشد، به ارتقای استاد مورد نظر می‌انجامد. اگر نه یک پایان‌نامه ارائه شده که نهایت خاصیت آن فارغ‌التحصیلی یک دانشجو است. در اینجاست که پایان‌نامه مختومه می‌شود. آنقدر از آن استفاده نمی‌شود و غیرکاربردی است که نهایتا در کنجی خاک می‌خورد و آینه‌‌ دق می‌شود. سؤال اینجاست که چرا باید تلاش و انرژی و هزینه‌ عموما چند ساله‌ یک دانشجو برای یک موضوع بی‌مصرف خرج شود؟
 اینکه پژوهش‌ها کاربردی نیست محدود به پایان نامه‌های ارشد و دکتری نمی‌شود. خانه‌ تحقیق و پژوهش از پابست ویران است. مشکل به انتخاب موضوع و شیوه‌ پژوهش برمی‌گردد. پس مقالات هم به سرنوشتی مشابه سرنوشت پایان‌ نامه‌ها دچار می‌شوند.
برای ناکارآمدی مقالات باید شاخصه‌ای وجود داشته باشد. شاید یکی از ملاک‌هایی که بتوان عیار مقالات را سنجید، میزان ثبت اختراع آنهاست.
آمارها نشان دهنده‌ میزان فاصله بین دانشگاه و صنعت است. هرچه این فاصله بیشتر باشد یعنی نه دانشگاه از نیاز صنعت با خبر می‌شود و نه علم تولیدی در دانشگاه‌ها گره‌ای از کار صنعت باز می‌کند. وقتی پروژه‌ای از محل تقاضای صنعت تعریف نشده باشد، ابتدا علمی یا محصولی تولید می‌شود و بعد از آن تازه به دنبال متقاضی می‌روند. حال اگر مورد استقبال واقع نشود، صنعت مورد مذمت قرار می‌گیرد. اما ایراد کار اینجاست که دانشگاه برای انتخاب موضوع مقاله یا پایان‌نامه‌ها، نگاهی به این موضوع ندارد که نیاز کشور چیست. وقتی که موضوع مقاله یا پایان‌نامه بر پایه‌ مشکلات جامعه و صنعت انتخاب نشود، در بازار داخلی هم متقاضی نخواهد داشت.
پروژه‌هایی که در داخل دانشگاه‌ها پیگیری می‌شود، اعم از کارشناسی ارشد و دکتری ناظر به تقاضای بازار نیست. تا وقتی که زیر ساخت ارتباطی موثری وجود نداشته باشد که نیاز‌های صنعت را شناسایی کند، نتیجه‌ آن چیزی جز پایان‌نامه‌های بی‌ثمر نیست. با اینکه عمر دانشگاه در ایران به 70 سال می‌رسد و از همان ابتدا بر ارتباط بین صنعت و دانشگاه تاکید بسیاری شده است، اما تاکنون آن ارتباط ایده‌آل صورت نگرفته است.
وقتی که بستر لازم برای ارتباط دانشگاه و صنعت وجود نداشته باشد، اساتید و دانشجویانی که بخواهند نتیجه‌ تحقیقات خود را وارد فضای تجارت و کسب و کار کنند، چون در قالب یک شرکت نیستند و در مفاهیم شرکت داری تخصص لازم را ندارند، نمی‌توانند به فضای واقعی و تجاری پروژه‌ها نزدیک شوند. یک متخصص در این باره می‌گوید که این آسیب به درستی فهمیده شد و پارک‌های علم و فناوری در دانشگاه‌ها تاسیس شد تا به عنوان یک زیرساخت کمک کند دانشی که در دانشگاه‌ها تولید می‌شود، یک قدم به سمت تجاری‌سازی نزدیک‌تر شود.
سؤال این است که آیا پارک‌های علم و فناوری برای اهدافی که در نظر داشتند، نقش خود را به خوبی ایفا کرده‌اند؟ با توجه به وضعیت فعلی ارتباط صنعت و دانشگاه، مشخص می‌شود که این پارک‌ها آن‌طور که باید و شاید در تحقق اهداف مورد نظر خود موفق نبوده‌اند. دفاتر ارتباط دانشگاه با صنعت نیز با هدف گسترش و استحکام این ارتباط شکل گرفته‌اند.
این متخصص امور فناوری، همچنین در مورد اینکه چرا دفاتر ارتباط دانشگاه با صنعت مستقر دانشگاه‌ها کارایی لازم را ندارند و کمکی به بهبود این ارتباط نمی‌کنند، گفت: اینکه یک کارمند ساده که شاید قبلاً در قسمت بایگانی یا هر بخش اداری دیگر دانشگاه مشغول خدمت بوده، مهارت و تخصص کافی برای بازاریابی، قرارداد نویسی، جوانب حقوقی این مسائل و غیره... را ندارند. علاوه‌بر مهارت، انگیزه کافی را هم ندارند. چون تحت هر شرایطی حقوقشان سر ماه به حساب واریز می‌شود. پس دلیلی برای تلاش وجود ندارد.
اثر شکاف عمیق بین دانشگاه و صنعت علاوه‌بر پایان‌نامه‌ها در مقاله‌های ایرانی هم به وضوح دیده می‌شود. شاهد این ادعا آمار زیر است که جای بسی تامل دارد.
به نقل از خبرگزاری دانشجو؛ تقریبا از هر 820 مقاله‌ علمی در ایران تنها یک مقاله تبدیل به پتنت یا ثبت اختراع می‌شود. طبق معیار علمی و بین‌المللی کیفیت مقالات با تعداد ارجاع آنها سنجیده می‌شود. تعداد بازدید پایین مقالات علمی به معنای ضروری نبودن آنهاست که نشان می‌دهد دانشجویان دیگر نیازی به استفاده آن در مقالات و پایان‌نامه‌های خود ندارند و به همین ترتیب آنها را در سایت مورد نظر جست و جو نمی‌کنند. اگر به شاخص cpp در نقشه جامع علمی کشور توجه کنیم، اعلام شده است که تا سال 1400 باید به عدد 15 برسیم. یعنی میزان ارجاعات به انتشارات عدد 15 باشد، اما اکنون با توجه به آمار عدد 4 و نیم نمایش داده می‌شود، این ارزیابی نشان می‎هد که به موازات رشد مقالات در کشور، شاخص‌های اثرگذاری افزایش نیافته است. اینکه از 820 مقاله ایرانی تا چه میزان کاربردی بودند اطلاعاتی در دست نیست، اما انتظاری که از پروژه‌های دانشجویان می‌رود این است که نتیجه تلاش‌هایشان به رفع مشکلی از صنعت منتهی شود.
با وجود اینکه رتبه ایران در افزایش سطح دانش و آموزش عالی در دنیا تقریبا مناسب است، چرا به همان اندازه و در راستای ارتقای نوآوری و تکنولوژی از آنها استفاده نشده است؟ درحالیکه در سایر کشورها چنین فاصله‌ای میان تولید مقاله و ثبت اختراع وجود ندارد. تجربه كشورهايي كه ارتباط دو سويي دانشگاه و صنعت در آنها قدرتمند است نشان مي دهد كه اين ارتباط از ابتدا به درستي پي‌ریزی شده و به صورت ساختاري پيشرفته است. ارتباط صحيح و موثر دانشگاه و صنعت مي تواند موجب افزايش نوآوري و انتقال دانش و تنها در صورت تعامل پايدار بين اين دو نهاد، توسعه صنعتي و تكنولوژي گردد.
با وجود تمام بی‌اطلاعی‌های دانشگاه و صنعت از یکدیگر این سؤال پیش می‌آید که چرا کسانی که هم توان علمی و هم تمایل تجاری‌سازی پروژه‌های تحقیقاتی خود را دارند، قادر به برقراری این ارتباط نیستند؟ چه عواملی مانع از تحقق این مسئله می‌شوند؟ چرا مقالات به مرحله ثبت اختراع نمی‌رسند؟