بایدهای روابط همسران
صبور و مقاوم باشیم
محمدمهدی رشادتی
تصورات نادرست
وقتی که دختر و پسر با هم ازدواج میکنند، در سر آرزوهای بسیار و خواستههای فراوانی دارند. تصور میکنند که وارد دنیای دیگری شدهاند، دنیایی مملو از زیباییها و آسایشها و خوشیها.
شاید گمان اولیه آنها، این است که دوران سختی و ناراحتی تمام گشته است. این تصور نادرست درباره یکدیگر نیز کم و بیش وجود دارد. روزهای آغازین زندگی مشترک دختر و پسر، گمان میکنند که همسرشان هیچگونه عیب و نقصی ندارد. گویی بیشتر کمالات انسانی در وجود شریک زندگیاش یکجا جمع شده است.
به نظر میرسد که حداقل دو نگرش نادرست در اذهان بیشتر انسانها وجود دارد و با همان نگرشها نیز وارد زندگی مشترک میشوند.
الف) تصور نادرست از زندگی و دنیا (دنیاشناسی)
ب) تصور نادرست از شخصیت و خصوصیات یکدیگر (انسانشناسی)
این دو تصور ناصحیح اگر اصلاح نشود، قطعا زندگی آن دو دیر یا زود با چالش مواجه خواهد شد.
دنیاشناسی و انسانشناسی صحیح
1- این را باید بدانیم که زندگی در دنیا، به شکل صفر و صد نمیباشد. این طور نیست که سراسر زندگی بد و ناراحتی باشد و این طور هم نیست که همهاش خوب و راحتی است.
بلکه دنیا آمیختهای از هر دو است. فراز و نشیب دارد. گاهی ناراحتی و گاهی خوشی است.
حتی پیامبران الهی(ع) و معصومین (ع) نیز در عین این که گناه و خطا از آنها سر نمیزند، اما در زندگی گرفتار انواع ناملایمات و سختی میگردند و چهبسا بیش از مردم اذیت و آزار میبینند.
بیماری، مرگ عزیزان، فقر و نداری، آزار دوستان و خویشان و همسایگان، ظلمهای اجتماعی، نقص عضو، شکست در کسب و کار، حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله، طوفان، پیری و از کار افتادگی و... از الزامات و نتایج اجتنابناپذیر دنیاست
امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه مباحث بسیار ارزشمندی در باب شناخت ماهیت و حقیقت دنیا مطرح میکند. در خطبه 111 میفرماید: «دنیا شادیاش دوام ندارد. و هیچکس از اندوه آن ایمن نیست. کسی از دنیا شادابی ندید، جز آن که پس از آن با اشک و آه روبهرو شد. هنوز به خوشیهای دنیا نرسیده است که با ناراحتیها و سختیها مواجه میشود.
شبنمی از رفاه و خوشی دنیا بر کسی فرود نیامد، مگر آن که سیل بلاها، همه چیز را از بیخ و بن میکنند. دنیا اگر از یک طرف شیرین و گوارا باشد، از سویی دیگر تلخ و ناگوار است. کسی از فراوانی نعمتهای دنیا کام نگرفت جز آن که مشکلات دامنگیر او شد.» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه111)
بنابراین اگر این تصور و شناخت را از حقیقت زندگی و دنیا داشته باشیم، در آن صورت تحمل مشکلات برای ما آسان میشود. زیرا انتظارمان از دنیا واقعی شده است. یعنی زن و مرد، دختر و پسر جوان، این توقع را ندارد که دنیا تمامش بر پاشنه خوشی و یا ناراحتی بچرخد.
2- اگر شناختمان از ماهیت انسان واقعی شد و با عینک شفاف و سالم به یکدیگر نگاه کردیم، قدر مسلم هم دیگر را بهتر و آسانتر تحمل میکنیم.
انسانشناسی به ما میگوید که همه انسانها به غیر از انبیاء و اولیاء الهی، کم و بیش در خود آلودگیها و نقصهایی در افکار و اعمال و اخلاق دارند که اکثر آنها را فقط خدا میداند و البته از باب لطف و کرم خویش، از دید مردم پنهان ساخته است و از رهگذر ستاریت الهی، آبرویمان بین عالم و آدم محفوظ مانده است.
امام جواد (ع) در یک بیان شگفتانگیز میفرماید:
«اگر عیبهای هر یک از شما برای دیگری آشکار میگردید، حاضر نمیشوید که یکدیگر را دفن کنید.» (منتهیالامال، شیخ عباس قمی، ص522)
به طور قطع چنین نگرش و شناختی از انسان، میزان تحملپذیری زن و مرد را از یکدیگر بالا میبرد و اگر نقص و ضعفی از همسر خود دید، تعجب نکرده و غافلگیر نمیشود.
زیرا از قبل میداند که همسرش نیز مانند خود او نقاط ضعف فراوانی دارد و باید به کمک هم در اصلاح و رفع آنها بکوشند.
در واقع با ازدواج وارد مرحله تازهای از زندگی شدهایم که دارای مسائل خاص خود است و ما خودمان را برای بسیاری از ناملایمات احتمالی آماده نمودهایم. خوب میدانیم که زندگی هیچ خانوادهای بیعیب و نقص نیست، لذا در مقابل رخدادهای آینده صبور و مقاوم خواهیم بود.
ناگفته نماند که در اینجا مشکل سومی هم وجود دارد. دختران و پسران نسلهای گذشته از همان اوان کودکی به همراه پدر و مادر مشغول کار و تلاش بودند و با سرد و گرم روزگار آشنا میشدند و لذا در زندگی زناشویی نیز با وضع آنچنان جدیدی مواجه نمیگشتند.
اما جوانان امروزی غالبا فقط درس میخوانند و در کنار سختیهای زندگی یار و همراه والدین خود نیستند. به همین علت در مواجهه با زندگی جدید، با کمترین دشواریها، زود از کوره در میروند و تحمل و ظرفیت کمی از خویش نشان میدهند و در نتیجه آسیب آنها در وضعیت جدید، به مراتب بیش از گذشتگان است.
حقیقت صبر
صفت صبر ارتباطی با بدن قوی و نیرومند، جسم چالاک و هیکلی تنومند ندارد بلکه یک حالت روحی و یک ویژگی درونی میباشد. و به تعبیر علامه طباطبایی، صبر مصداقی از عزم و تصمیم جدی قلب است. (المیزان، علامه طباطبائی ج 16 ص 326)
صبر و استقامت، بیش از همه به نوع تفکر و جهانبینی انسان مربوط میشود. به عبارت دقیقتر، عنصر صبر و بردباری، نتیجه و محصول یک نوع معرفت است و بستگی کامل دارد که در کدام محیط تربیتی و خانوادگی پرورش یافته باشد.
به نظر میرسد که صفت صبوری، عمدتا اکتسابی است و با تربیت صحیح و در خانوادهای سالم و فعال، با ممارست و تمرین میتوان فرزندان را به زیور زیبای شکیبایی و صبوری آراسته نمود. در مقابل صفاتی مانند شجاعت که امری ذاتی و غیراکتسابی است.
امام علی(ع) صبر را نتیجه «یقین» و از دستاوردهای «ایمان» به شمار میآورد. «الصبر ثمرهًْ الیقین و الصبر ثمرهًْ الایمان» (غررالحکم، آمدی، ج 1 ص 606)
البته معرفت مراتبی دارد و بالاترین مرتبه آن «یقین» است. هر اندازه کفه ایمان سنگینتر باشد و هر اندازه درجه معرفت بیشتر باشد، مقاومت و صلابت انسان در برابر ناملایمات، افزونتر میشود و جدیت و سختکوشی او در راه رسیدن به زندگی سعادتمند بیشتر و بیشتر خواهد شد.
در داستان حضرت موسی و خضر(ع) میخوانیم، موسی (ع) خطاب به خضر(ع) میگوید: «آیا اجازه میدهی از تو پیروی کنم تا از آن چه به تو تعلیم داده شده، به من بیاموزی؟ خضر پاسخ داد: تو هرگز نمیتوانی با من شکیبائی و صبوری کنی، و چگونه میتوانی در برابر چیزی که از آن آگاه نیستی شکیبا باشی؟» (کهف 66- 68)
بنابراین معلوم میشود که علم و معرفت، مقدمه صبر و عامل اصلی مقاومت انسان در برابر ناهنجاریهای گوناگون زندگی است.
کدام ایمان و کدام معرفت؟
جا دارد که سوال شود، کدام ایمان و معرفت میتواند ویژگی صبر و تحمل را در وجود آدمی افزایش دهد؟ پاسخ این است که: اعتقاد محکم و جدی به خداوند مهربان و نیز باور عمیق به روز قیامت، از مهمترین عوامل رشد و بالندگی صفت صبر در انسان است.
زن و مرد مومن، خدا را ناظر و حاضر در تمام صحنههای زندگی میدانند و او را حامی و پشتیبان خود میشناسند. با وجود خدا هیچگاه احساس تنهایی و بیکسی نمیکنند. به یقین میدانند که نتیجه زحمات و تحمل سختیهای خود را در قیامت خواهند
دید.
اگر باور داشتیم که خدا پاداش صابران را بدون حساب و بیشمار میدهد. (زمر- 10) در ناملایمات زندگی، حتما کمکمان خواهد کرد. (آلعمران -125) او در همه مراحل، همراه و یاور صبرکنندگان است. (انفال-46) خدا بنده خود را دوست دارد و میخواهد با اهرم صبر، مقام وی را ارتقاء داده و مقاومتش را افزون کند و در محضر پروردگار مقربتر باشد.
پاداش صابران در قیامت آنقدر زیاد و برجسته است که اهل عبادت به آن غبطه میخورند. اگر مومن اعم از زن یا مرد در مقابل سختیهای زندگی و بلاها مقاومت نماید، پاداش هزار شهید خواهد داشت. این را نیز به خوبی میداند که همراه هر غمی، شادی و توأم با هر سختی، راحتی و همراه با هر رنجی، آسایشی وجود دارد. (شرح 5 و6)
زن و شوهر به انسانهای مومن نگاه میکنند که با تحمل سختیها به سعادت و خوشبختی رسیدهاند. اینگونه معرفت و ایمان، آدمی را مانند کوه استوار میسازد و با تکانههای زندگی، به هم نمیریزد و خود را نمیبازد، بلکه با هوشیاری کامل برای هر مسئله و معضلی در زندگی، راهحل مناسبی پیدا میکند و با سلامت از آنها عبور میکند. (معراجالسعادهًْ، ملا احمد نراقی ص 703 تا 707 و اخلاق شبرّ، عبدالله شبرّ ص 358 تا 365)
وقتی کارگر میداند که در پایان کارش، مزد خود را کاملا میدهند، با هر سختی وظیفهاش را انجام میدهد. یک ورزشکار همه مشکلات را تحمل میکند، زیرا یقین دارد که در صورت موفقیت مدال طلای قهرمانی را کسب خواهد کرد.
خلاصه علم و معرفت به آینده روشن و ایمان و باور به زندگی سعادتمند، آدمی را در پذیرش انواع رنجها، آماده میسازد.
صد هزار کیمیا حق آفرید
کیمیایی هم چون صبر آدم ندید
عاقبت جوینده یابنده بود
که فرج از صبر زاینده بود
(مثنوی معنوی)
آمادگی برای شرایط جدید
برادر و خواهر گرامی، با توجه به اصلاح نگرشمان به حقیقت دنیا و ماهیت انسان و نیز نداشتن تجربه عملی برای مواجه گشتن با مشکلات، از این لحظه به بعد، ضروری است خود را با شرایط جدید آماده و منطبق نماییم.
قطعا در زندگی هرکدام از ما، انواعی از مسائل به وجود میآید، برخی از آنها به اختیار خودمان است. مانند: بداخلاقی، تنبلی، کوتاهی در انجام وظایف زناشویی، عدم ارتباط صحیح با اشخاص خارج از منزل، عدم مدیریت درآمدها و هزینهها، اسراف و بیخیالی و...
برخی دیگر از مسائل به اختیار ما نمیباشد، مانند: حوادث طبیعی، پیری، بیماری، مرگ، دخالت افراد بیرون از منزل و...
در اینجا قصد نداریم که یک یک مشکلات را شماره کنیم، لذا به همین مقدار اکتفا کرده و عرض میشود: اولا، برای مسائلی که بیرون از اراده و اختیار ماست، کسی را سرزنش نمیکنیم، در برابر آنها با خونسردی و هوشیاری و همکاری زن و شوهر، مواجه گشته و با مشورت و حوصله برای گشودن گرههای احتمالی و فائق آمدن بر آنها، ضمن تدابیر عاقلانه، از خدا و اهلبیت(ع) استمداد
میجوییم.
ثانیا، برای مسائلی که ناشی از عملکرد خودمان بوده و متاسفانه باید گفت، عمده تنشها در همین قسمت خود را نشان میدهد، چه واکنشی خواهیم داشت؟
آیا مقابله به مثل میکنیم؟ آیا همسرمان را سرزنش و توبیخ میکنیم؟ با او قهر کرده و از خانه اخراج مینمایید؟ دعوا و مجادله به راه میاندازیم؟ کممحلی میکنیم؟ به پدر و مادر همسرمان توهین کرده و بیادبی میکنیم؟ مشکلات درون خانواده را پیش این و آن فاش میسازیم؟ مدیریت خانه را به حال خود رها مینماییم؟ و دهها رفتار ناشایست دیگر که حاصل آنها جز این که زندگیمان را بیش از پیش تلختر و تاریکتر کند و کشمکش را افزونتر نماید، چیز دیگری نیست.
بهعنوان پیشنهاد و از باب نمونه به برخی از راهکارهای کاهش مشکلات به اختصار اشاره میشود.
1- با همسرمان مدارا و سازش کنیم. همانطور که در فصل مربوط به «سازشپذیری» کاملا توضیح داده شد.
2- با رفتار مهربانانه و دوستانه و با نهایت تواضع و در شرایط مناسب، تقاط ضعف و منفی همسرمان را گوشزد نماییم و در اصلاح رفتار او نهایت همکاری را داشته باشیم.
البته هیچگاه انتظار نداشته باشیم که او سریع خود را اصلاح کند، بلکه تغییر رفتار، نیازمند زمانی طولانی است که به تدریج حاصل میشود.
چنان چه بعضی از رفتارها ممکن است هیچگاه اصلاح کامل نشود، اما ما با درایت و هوشمندی و مهربانی، میتوانیم در عملکرد همسرمان «تعدیل» ایجاد نماییم.
3- ضروری است در برابر رفتار همسرمان صبوری به خرج دهیم. ظرفیت خود را افزایش دهیم. از خود مایه بگذاریم. زود از کوره در نرویم. مقابله به مثل و تلافی نکنیم. ملاطفت و مهربانی و نرمی نشان دهیم. در کارها به او کمک نماییم. به حرفهایش خوب توجه کنیم. همدردی نماییم. به خانواده و اقوام وی احترام بگذاریم. رفتارهای خوب او را تشویق
نماییم.
برخی اعمال نادرست وی را ندید بگیریم، مطابق مثل معروف شتر دیدی، ندیدی. خوب است، بسیاری از مواقع «سکوت» اختیار کنیم که بینهایت موثر است. مچگیری نکنیم. مرتب و پیوسته ایراد نگیریم. سرزنش نکنیم. به نظرات وی احترام بگذاریم. خواستههای او را حتیالمقدور برآورده نماییم.
اگر چنین عمل کردیم، او نیز انسان است و این نوع توجهات و واکنشها را درک خواهد کرد و در مقابل عملکرد مثبت، عکسالعمل مناسب نشان میدهد.
4- چنانچه رفتار همسرمان را به خاطر خدا و برای رضای او تحمل کردیم، در مقابل خدا نیز بهطور قطع یاریمان میکند، زیرا ما رفیق و محبوب خدا شدهایم و پیوسته و در همه جا همراهمان خواهد بود.
5- آیهًْالله بهجت(ره) توصیه میکند: دعایی که هم مختصر باشد و هم نتیجه مفصل داشته باشد، ذکر صلوات است. کسی که میخواهد دوستی و محبتش زیادتر شود، چیزی آسانتر از زیاد صلوات فرستادن نیست. آثار ذکر صلوات بسیار است از جمله موفقیت در تحصیل علم، حلم و بردباری، نفی خواطر از ذهن، درمان خشم و عصبانیت، «ایجاد مهر و محبت میان زن و شوهر»، برطرف شدن مشکلات زندگی و رهایی از اعتیاد. آری ذکر صلوات کارها را بسیار آسان
میکند.
صبر در برابر نعمتها
این نکته را نیز اضافه نماییم که گرچه کاربرد صفت صبر بیشتر در مقابل سختیها و ناراحتیها به ذهن میرسد، اما در پرتو نعمتهای الهی مانند: «ثروت، شهرت، قدرت، مقام و تمام آنچه دردنیا لذتبخش است، نیز باید صبر پیشه کرد.
نعمتها از آن جهت که مطابق میل و طبع آدمی است، چه بسا اگر کنترل نشود، کارش به طغیان و سرکشی منتهی گردد. لذا قرآن میگوید: «همانا، انسان اگر خود را بینیاز احساس کند، طغیان خواهد کرد.» (علق- 6 و 7)
از همین رو یکی ازعرفا میگوید: مؤمن میتواند در مقابل بلا صبر کند اما در عافیتها جز صدیقین کسی را یارای صبر نیست. (اخلاق شبر، عبدالله شبر، ص 360)
امیرالمؤمنین(ع) در اهمیت اقسام صبر میفرماید: «صبر در بلا و گرفتاری نیکو و زیباست، اما زیباتر و نیکوتر از آن صبر از محرمات الهی و چشمپوشی از گناه است.» (غررالحکم، آمدی ج 1 ص 609)
همسر صبور
ابوطلحه از یاران پیامبر(ص) زنی به نام امسلیم داشت. آنها پسری داشتند که بسیار مورد علاقه آن دو بود. از قضا بر اثر یک بیماری فوت میکند.
مادر جنازه پسر را در پارچهای پیچید و آن را در اتاقی مخفی کرد. سپس غذایی مطبوع تهیه نمود و خود را نیز آراسته و خوشبو کرد. ساعتی بعد شوهرش آمد و پرسید: فرزندمان کجاست؟ زن گفت: او آرام گرفت و سپس غذا را آورد و با هم خوردند و بعد همبستر شدند. لحظاتی بعد امسلیم گفت: آیا اگر به تو اطلاع دهم که امانتی نزد ما بود و آن را به صاحبش رد کردم، ناراحت میشوی؟
مرد گفت: نه، ناراحتی ندارد. امانت مردم را باید پس داد. زن گفت: سبحانالله، خدا فرزند ما را که پیش ما امانت بود، پس گرفت و برد.
شوهر از بیان زن تکانی خورد و گفت: به خدا سوگند، من از تو که مادر هستی، باید بیشتر صابر باشم. بلند شد و غسل کرد و بعد دو رکعت نماز خواند و خدمت پیامبر(ص) رسید و تمام ماجرا را شرح داد. حضرت فرمود: خداوند امروز شما را قرین برکت کند و نسل پاکیزهای نصیب شما گرداند. خدا را سپاس میگویم که در امت من امثالی مانند شما مردان و زنان صبور قرار دارد. (حکایتها و هدایتها، شهید مطهری، ص 270)
آزار مادر زن و مقام تجرد روح
مرحوم آیتالله سیدهاشم موسوی حداد از عرفای بزرگ اسلام است که در سال 1361 هجری شمسی وفات یافت. این عارف بزرگ به یکی از مقامات برجسته عرفانی یعنی «تجرد روح» رسیده بود. وی به خاطر تنگی معیشت، حدود دوازده سال در منزل پدر زن خود در اتاقی زندگی کرد. مادر خانم از داماد خود یعنی سیدهاشم بدش میآمد و انواع اذیتها را نسبت به ایشان روا میداشت. از جمله فحش دادن و ناسزا گفتن، داد و فریاد کردن، تحقیر نمودن و...
ناراحتی مادرزن هم به خاطر فقر داماش بود. آقای حداد نقل میکرد: عیال من هم تحمل و صبر میکرد ولی بالاخره صبرش محدود بود. چند بار از استاد خودم آیتالله قاضی خواستم اجازه بدهد تا همسرم را طلاق دهم.
آقای قاضی پرسید: آیا تو زنت را دوست داری؟ آری. آیا زنت هم تو را دوست دارد؟ آری. فرمود: ابدا نباید طلاق بدهی. برو صبر پیشه کن، زیرا تربیت و ادب و کمال تو به دست زنت است. باید تحمل کنی و بسازی و شکیبایی پیشه کنید.
من هم از دستورات آقای قاضی هیچگاه سرپیچی نکردم. تا این که یک شب تابستان، پاسی از شب گذشته بود که خسته و گرسنه و تشنه به منزل آمدم. مادر زنم تا مرا دید، شروع کرد به ناسزا گفتن. من هم بدون این که پاسخی بدهم، ابتدا بر پشتبام رفتم ولی او با صدای بلند به من بد و بیراه میگفت به نحوی که همسایهها هم میشنیدند.
حوصلهام سر رفت و از منزل خارج شدم و در خیابان راه میرفتم. ناگهان دیدم، دو نفر شدهام. یکی سیدهاشمی که مادرزن به او ناسزا میگوید و بسیار ناراحت و گرفته است. و یکی هم من هستم که بسیار خوشحال و سبکبال در مقام عالی و مجرد سیر میکنم و ابدا فحشهای او به من نمیرسد.
در همان حال دانستم که این حال بسیار خوب و سرورآفرین من به خاطر تحمل آن ناسزاها و اذیتهای مادرزنم است. فورا به خانه برگشتم و روی دست و پای مادرزنم افتادم و مرتب میبوسیدم و گفتم: از شما هیچ ناراحت نیستم، از این پس هرچه میخواهی به من بگو که آنها برای من فایده دارد. (روح مجرد، علامه سیدمحمدحسین حسینی تهرانی، ص 176-172)
یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار
(سعدی)
همسران شهدا
در همین انقلاب اسلامی خودمان، چه مادرانی که چندین شهید تقدیم انقلاب کردند و مانند کوه ایستادگی کردند. همسران بسیاری که شوهرانشان در راه خدا شهید گشتند و خم به ابرو نیاوردند و در واقع صبر را شرمنده خود ساختند.
همسرانی نیز هستند که سالیان طولانی پس از دفاع مقدس، همچون پرستار دلسوز از شوهران جانباز خود نگهداری میکنند.
نتیجهگیری
خواهر و برادر گرامی، در حدیث داریم که صبر و مقاومت در کارها به منزله سر نسبت به بدن است. هرگاه سر از بدن جدا شود، بدن نیز از بین میرود، صبر نیز وقتی در متن زندگی نباشد، آن خانواده قطعا گرفتار آشفتگی و پریشانی خواهد شد.
امام صادق(ع) فرمود: «ما صابر هستیم اما شیعیان ما از خود ما صبورترند. زیرا ما از مصائب، پیش از وقوع آنها باخبریم و حکمت آنها و پاداش و عواقب آنها را میدانیم و همه این معرفتها در آسان شدن تحمل مصائب، موثر است. ولی شیعیان از این مواردی که ما اطلاع داریم، بیخبرند، در عین حال تحمل و صبر میکنند.» (درسهایی از اخلاق، علی مشکینی ص 106 و 107)
بنابراین برای سعادتمندی و حفظ اهداف زندگی، باید «دستگیره صبر» را محکم بگیریم، تمرین و ممارست کنیم. از مشکلات هراس نداشته باشیم. البته کسی از بلاها و بداخلاقیها استقبال نمیکند، اما اگر ناخواسته وارد زندگیمان شد، با حوصله و هوشیاری با آن مواجه میشویم.
از مشورت با دلسوزان و آگاهان دریغ نمیکنیم و بالاتر از همه از خدای بزرگ و اولیاء مقرب او کمک میگیریم تا معضلات زندگیمان سامان یابد.
در پایان تاکید میشود که مسائل و ناهنجاریها را برای خود «فرصت» تلقی کنیم و نه تهدید. چنانچه این نگاه را داشته باشیم، امید است به تدریج در برابر سختیهای زندگی، مقاومتمان، افزونتر گردد.
صبر کن حافظ بـه سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
(حافظ)