کد خبر: ۱۹۵۵۰۱
تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۴۲

ما با اجبار و تهدید مردم را به سوی خود نمی‌خوانیم(حکایت خوبان)



«حریت ابن راشد ناجی» بعد از جنگ صفین به همراه سی نفر از یارانش نزد امام علی(ع) آمد و گفت: به خدا قسم دیگر از فرمان تو اطاعت نمی‌کنم و پشت سرت نماز نمی‌خوانم و فردا از تو جدا می‌شوم. آنگاه رفت. فردای آن روز «عبدالله ابن قعین ازدی» به امیر‌المومنین(ع) گفت: من به منزل «حریت ابن راشد» رفتم و دیدم که او همان حرف‌ها را بر ضد شما به اطرافیانش می‌زند. آیا با او برخورد نمی‌کنید؟ امام(ع) فرمودند: او را رها کن اگر حق را پذیرفت و به سوی من بازگشت، از او می‌پذیرم. عبدالله گفت: ای امیرمؤمنان چرا اکنون او را نمی‌گیرید تا از او پیمان بگیرید؟ حضرت در پاسخ فرمود: اگر ما با هر کسی که مورد اتهام است چنین برخورد کنیم، زندان‌ها از آنها پر می‌شود و من نمی‌خواهم که به مردم حمله کنیم و آنها را زندانی و مجازات کنیم، تا مجبور شوند از عقیده باطلشان برگردند و به من تمایل یابند. (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج 3، ص 128